فريب يك دختر توسط مجري صداوسيما
یکی از مجریان صداوسیما به اتهام ارتباط نامشروع با دختری جوان تحت تحقیقات قضایی قرار گرفته است.
به گزارش فارس، یکی از مجریان سرشناس
صداوسیما چهارشنبه هفته گذشته برای ادای توضیحات درباره اتهام آزار و اذیت
یک دختر جوان در یکی از مراجع قضایی حاضر شد.
ماجرا از این قرار است که دختر جوانی
با اعلام شکایت از این مجری معروف مدعی شد: سال 88 این مجری تلویزیون در
حالی که هر دو در حج بودیم به من ابراز علاقه کرد و گفت به خاطر مشکلاتی که
با همسرش دارد، در شرف طلاق است و از من خواست بعد از طلاق با او ازدواج
کنم. پیش از اینکه به حج مشرف شویم هم به بهانه مسائل کاری با من در تماس
بود.
اجاره سوئیت اختصاصی در کیش
وی با بیان اینکه من هم بدم نمیآمد با
این فرد ازدواج کنم ادامه داد: بعد از اینکه از حج برگشتیم، به بهانه
برگزاری همایشی در کیش مرا با خود همراه کرد اما وقتی به آنجا رسیدیم متوجه
شدم که خبری از همایش نیست. او یک سوئیت اختصاصی اجاره و مرا خواهرزاده
خود معرفی کرده بود. در آنجا بود که برای اولین بار با من ارتباط برقرار
کرد.
تلاش برای اخذ وام 100 میلیونی با ضمانت شاکی
دختر جوان با بیان اینکه این مجری
تلویزیون به او پیشنهاد ازدواج داده بود گفت: بعد از آن هم، به بهانههای
مختلف مرا به حدود 7 شهر دیگر مانند مشهد، اصفهان و شیراز برد و با من
ارتباط داشت.
وی گفت: مدتی بعد که به او گفتم پس کی
با من ازدواج میکنی، مدعی شد به خاطر مشکلات مالی این کار به تعویق افتاده
و از من خواست ضمانت او را برای دریافت وام یک صد میلیون تومانی بپذیرم که
من هم قبول کردم اما در جریان اخذ وام بودیم که متوجه شدم موضوع اختلاف
خانوادگی و اقدام برای جدایی از همسرش دروغ است.
انصراف از شکایت با وساطت مسئولان صداوسیما/شکایت مجدد به دلیل تهدید متهم
دختر جوان گفت: اسفندماه سال 88 از این
فرد شکایت کردم و در همان زمان متوجه شدم که گویا با زن دیگری هم ارتباط
دارد. برخی از مسئولان تلویزیون میانجیگری کردند و من از شکایت خودم منصرف
شدم. اما مدتی است که مرا تهدید میکند که سفتههایی که از من در اختیار
دارد را به اجرا میگدارد.
ممنوعالتصویر شدن مجری با شکایت دختر جوان
وی با بیان اینکه با اعلام شکایت مجدد
من، این فرد ممنوعالتصویر شده است گفت: تمام مستندات از جمله پرینت
مکالمات، پیامکها، اسامی هتلهایی که رفتیم را به مسئولان قضایی ارائه
کردم و منتظر هستم تا به این پرونده رسیدگی شود.
یک منبع آگاه در این زمینه به خبرنگار
فارس گفت: متهم پرونده تا این لحظه منکر اتهامات خود شده و شاکی هم ادعایی
مبنی بر اینکه آزارواذیت با اکراه و عنف بوده، نداشته است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



درضمن خانم خبرنگاری که با میل خودش به نام ماموریت با این آقا به سفرهای آنچنانی میرفتن چندان هم بی گناه نیستن که اینطور مظلوم نمایی میکنه .اگر اسم مجری را آوردید باید خبرنگار را هم معرفی کنید تا انصاف رعایت بشه .
آقا این دختر عمه ما هم با یه کارمند اینا ازدواج کرد با یه پسر جدا شد .
آخه اسکلی میاد چنین دختری بگیره!!!
خوبه خودش هم میگه که بدش نمیومد...
دوست عزیز!
وقتی که خلف وعده میشود یعنی خلاف وعده های داده شده عمل میشود از اصطلاح "فریب" استفاده میگردد. که خلف وعده بسیار نکوهیده است جال در هر شرائط و بهر منظوری باشد.
حدیث داریم که کسی که به عهد و پیمانش وفا نکند به روز قیامت ایمان ندارد( پیامبر .ص.) وقتی که قران می فرماید، اوفو بالعهد ان العهد کان مسئولا( به عهد خود وفا کنید،که به راستی شما مسئولید) یا وقتی امام سجاد (ع) می فرماید از شیعیان ما نیست مگر آنکه نسبت به تعهدی که داده است بسیار حریص است
از کجا معلوم که دختره راست میگه رفته هر غلطی خواسته کرد ه بعد هم مظلوم نمایی میکنه ! اون خانم اگه آدم بود اول منتظر میموند تا مراسمات انجام بشه بعد ...
واقعا این جور دخترااز چه خانواده هایی هستن ؟؟؟
برادر عزیزم جناب مرتضی!
معلوم نیست که چه وعده هایی فیمابین این آقا پسر گِل و آن سرکار علیه رد و بدل شده ولی حسب آموزه های آخواند محله ما که همیشه ما را به راست گویی نصیحت میکرد و میگفت از توصیه های رسول اكرم (ص) است كه می فرمایند" : النجاة فی الصدق" نـجات در راست گویی است درست اش این است که در قضاوت هایمان نخست اصل را بر صحت اظهارات و صدق گفتار بگذاریم مگر اینکه مطابق مستندات و بر حسب استنباط عقلی خلاف گفته ها معلوم بشود و در مسائل حقوقی و قضائی که استنباط موارد حسب تشخیص قاضی میباشد که نتیجه آن حتی میتواند به انجام تعزیر و یا جاری شدن حد بیانجامد.
زیارت خانه خدا آرزوی قلبی هر مسلمان است بشرط ها و بشروط ها که همه میدانیم و به آن اعتقاد داریم و تا به برخی تاکیدات متصف نباشیم بجا آوردن آن قبول درگاه احدیت نمی شود... در این ماه و حال که نزدیک ایام حج است آرزو میکنیم که توفیق شرفیابی نصیب همه مومنین گردد.
اشکال اصلی از آنجا ناشی شده است که دختر خانمی مجرد به قصد سفر زیارت کعبه و به قصد خج از خانه خارج شده و کج راهه رفته و با شیرین زبانی یک آقا پسر گِل بسر این راه را کج را ادامه داده و به بیراهه های کج اندر کج افتاده است. بهر حال اصل مشکل یک مسئله ای حقوقی است و قضاوت نهایی بعهده قاضی دادگاه است.
اخوی ! هی گفتیم که گیر ندهید به این گویندگان BBC و VOA دیدید که قبح عمل از بین میره و بد آموزی میاره و بالاخره دامن خودمون را هم میگیره.
حالا اگر بقول آن هموطن که در همین چند روز قبل که در همین بولتن برای گزارش "تصاویر جالبناک از ملاقات دکتر احمدی نژاد با نخست وزیر زن تایلند! " پیش از آغاز نشست صبح مجمع گفت و گوی همکاری آسیایی با "یینگلاک شیناواترا" کامنت گذاشته بود مبنی بر اینکه : " از لحاظ شرعی دیدن زنان نامسلمان با لباس معمول خودشان گناه ندارد. بهتر است کمی هم احکام شرعی را یاد بگیریم" حالا اگر از هم ایشان بخواهیم که با مراجعه به همان شرع مورد نظرشان، حکم این آقا گل پسر و سرکار خانم علیه را استخراج و استنباط و ادراک شان را برای استفاده در اختیار قوای محترم سه گانه قضائیه ، مجریه و مقننه که از قضا هم هر کدام در شورای سرپرستی صدا و سیما نماینده دارند قرار دهند تا بنده خدا آقای ضرغامی یقه شان از دست این جریده نویس ها و مطبوعاتچی ها آزاد شود.
همین حالا که این رنجنامه را می نوشتم پیامکی را دریافت کردم مبنی بر اینکه : " طالع بینی تلفنی ، تماس از تلفن ثابت با شماره .............. دقیقه ای 50 تومان".
تازه می فهم که چرا آخوند محله ما همیشه اولین و آخرین دعایشان این بود که : " از خداوند باریتعالی مسئلت داریم که عاقبت و آخرمان را بخیر کند" و همیشه هم "انشاء الله " خودش را محکم و با غلظت تمام میگفت. انشا الله
از همه بدتر شاهد چندين پيامك قماربازي رسمي! از سوي همراه اول بودهام كه با وعده دريافت تلويزيون سامسونگ در قرعه كشي هفتگي، ميگويد پيامكي به فلان شماره بفرستيد و ٥٠ تومان بپردازيد تا در قرعهكشي شركت داده شويد. هيچ كس هم رسيدگي نميكند.
عجب نظري
خيلي باحالي شكيلا جون
البته اون دختر هم 100% مقصر هست ولي بايد اسم اين نابكار بگيد.
بولتون رومو زمين ننداز
برادر عزیزم جناب مرتضی!
شکر خدا که به بار ننشسته و الا از فردا این پرونده با پرونده های جدیدی از یک نوجوان کمتر از سال قانونی بجرم پخش سی دی های مستهجن و مواد مخدره که از بد آموزی های این مادر علیا مخدره و پدر نمایشی شیشه ای حاصل شده بود در دادگاه ها گره میخورد.
یاد آن روز ها بخیر
آنروز دبیر ادبیات مان، شعری از حافظ را برایمان خواند و توضیح داد.
حرف هایش آنقدر نافذ بود که همه کلاسی تحت تاثیر قرار گرفت.
تازه متوجه شدم که چرا پدر هر از چند گاه یکبار در اشکاب را باز میکند و با صلواتی آرام و با نیتی بسیار آرامتر که تا کسی نشنود و بیشتر به گفتار زیر لبی میماند دیوان حافظ را باز میکند و در آخر با تکان دادن سر به همان آرامی سوره فاتحه را می خواند و کتاب را مجددا به سر جای اولش برمیگرداند.
آنروز بعد از اتمام درس و تعطیلی کلاس کتاب فارسی ام را زدم زیر بغل و یکسره رفتم به خانه دایی و دیدن مادر بزرگ تا شعر را براش بخوانم.
راستش اینکار برایم بقول قدیمی ها هم زیارت بود و هم تجارت محسوب میشد. مادر بزرگ از آن شیرینی های "مشکل گشا" که آنوقت ها به وفور از طرف زنان محله به قصد و آرزی گشایش در مشکلات رندگی شان در مجالس روضه های یومیه توزیع میشد برایمان جمع میکرد.
او سهم هر کسی را کنار میگذاشت تا به بهانه ای و من باب تشویق کردار های خوب سر زده از سوی بچه ها بین آنها توزیع بکند.
مادر بزرگ فارسی بلد نبود ولی به شنیدن شعر فارسی مخصوصا اگر درست و آهنگین خوانده میشد علاقه زیاد نشان میداد.
وقتی که شعری را برایش می خواندم و درک و برداشت های ناقص و شخصی خودم را بعنوان معنی صحیح تحویلش میدادم از شما چه پنهان ده شاهی و گاها حتی دو عدد ده شاهی که با رنگ های قرمز زرد فام شان مثل سکه های تمام بهار آزادی فعلی می ماند جایزه ام میداد با این شرط که پول را فقط در بقالی سر کوچه خرج کنم و یا در قلکی که به کمک همدیگر در داخل باغچه و زیر درخت گیلاس که باهم چال کرده بودیم و محل آنرا هیچکس جز من ، او و مادرم کس دیگری نمیدانست بیندازم.
آنروز وقتی این شعر را برایش خواندم و به زبان مادری ام ترجمه و معنی کردم او فقط می گریست و مرتب از من می خواست که این شعر را برایش تکرار کنم .
از آنموقع به بعد هر وقت که بدیدارش میرفتم او هر دفعه از من می خواست که نحست همان شعر را برایش بخوانم.
او هر چند فارسی بلد نبود و تا آخر عمرش هم نتوانست یاد بگیرد ولی بالاخره با تلاش فراوان از آن شعر حافظ این دو مصرع را حفظ کرده بود:
يوسف گمگشته بازآيد به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزي گلستان غم مخور
در بيابان گر به شوق کعبه خواهي زد قدم
سرزنشها گر کند خار مغيلان غم مخور
ا و درد هجران داشت و تا آخر عمر به شوق دیدار کعبه و یار ماند و با همین آرزو به دیار باقی رهسپار شد.
زیارت و دیدار کعبه را قدر بدانیم و پاس بداریم و از وسوسه های شیطان به او پناه ببریم . انشاء الله
يوسف گمگشته بازآيد به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزي گلستان غم مخور
اي دل غمديده حالت به شود دل بد مکن
وين سر شوريده بازآيد به سامان غم مخور
گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن
چتر گل در سر کشي اي مرغ خوشخوان غم مخور
دور گردون گر دو روزي بر مراد ما نرفت
دايما يک سان نباشد حال دوران غم مخور
هان مشو نوميد چون واقف نهاي از سر غيب
باشد اندر پرده بازيهاي پنهان غم مخور
اي دل ار سيل فنا بنياد هستي برکند
چون تو را نوح است کشتيبان ز طوفان غم مخور
در بيابان گر به شوق کعبه خواهي زد قدم
سرزنشها گر کند خار مغيلان غم مخور
گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعيد
هيچ راهي نيست کان را نيست پايان غم مخور
حال ما در فرقت جانان و ابرام رقيب
جمله ميداند خداي حال گردان غم مخور
حافظا در کنج فقر و خلوت شبهاي تار
تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور
دلم واسه مجرى كباب شد بيچاره گول خورده
اين دخترا اكثرشون همينن
همین پسرست که تو فلان برنامه مجری بود
اسمشو یادم رفته
آخ که چقدر بعضي ها احساساتشون گل ميکنه
و قربون خدا که حج رو برا رابطه برا کیا قسمت میکنه