سهم مسئولین در اقتصاد مقاومتی چیست؟/آیا فقط مردم باید هزینه های مقاومت را پرداخت کنند؟
پرداخت هزینه در راه مبارزه با استکبار نیز مسئله ی جدیدی برای ایرانیان نیست که با آن نامانوس باشند و در ادوار مختلف طی 30 سال گذشته آن را از نزدیک لمس کرده اند.
روی آوردن به «اقتصاد مقاومتی» نیز در حال حاضر برای مقابله با آخرین راهکار غرب در برابر ایران از سوی رهبر معظم انقلاب ایده پردازی شده است؛ ایده ای که طبق سنت مسئولان مدعی پس از گذشت چند سال از زمان طرح آن و تحقق پیش بینی های معظم له، در کانون توجهات همایش ها قرار می گیرد.
در اقتصاد مقاومتی جهت مقابله با فشارهای اقتصادی دشمن، ظرفیت های تولید داخلی باید بیش از پیش فعال گردد و تا رسیدن به تولید کالای زیربنایی و علوم بنیادین، ممانعت از استفاده کالاهای خارجی(به دلیل نشان دادن استقلال و هزینه تمام شده بالا) در دستور کار قرار می گیرد.
بدیهی است که در چنین وضعیتی، اصلاح الگوی مصرف و قناعت پیشه گی و در یک کلام«ساده زیستی» تا رسیدن به نقطه مطلوب تولیدات داخلی در دستور کار قرار می گیرد تا آستانه تحمل در برابر تهدیدات اقتصادی افزایش یابد.
اما یک سوال در اینجا چند سوال بی پاسخ می ماند و آن هم اینکه چه کسانی باید هزینه اقتصاد مقاومتی تا رسیدن به نقطه را پرداخت کنند؟
آیا فقط مردم عادی می بایست در مرکز ثقل فشارها قرار گیرند و همه هزینه ها را پراخت کنند؟!
اهتمام و پیش قدمی مسئولان در ساده زیستی کجا و چه زمانی نمایش داده می شود؟!
و...
آنچه که مسلم است مردم ایران نشان دادند که در راه اعتلای کلمه «الله» از پرداخت هیچ هزینه ای فروگذار نشده اند و جان خود را نیز در این راه تقدیم اسلام کرده اند.
ایرانیان حتی در سخت ترین شرایط اقتصادی خود به ندای ولی امر لبیک گفتند و با حضور حداکثری پای صندوق های رای موجبات دلسردی دشمنان را فراهم ساختند.
بدین ترتیب مردم دین و بدهی خود را ادا نمودند.
اما با عرض پوزش باید بگوییم که در اینجا مسئولین محترم از مردم جا ماندند و ساده زیستی و قناعت را فراموش کردند.
اهمیت ساده زیستی مسئولان
رهبر معظم انقلاب اسلامی در تبیین اهمیت ساده زیستی سال ها پیش از این فرمودند:
«اگر از اخلاق اسلامی دور شويم، اگر عدالت را فراموش كنيم، اگر مردمی بودن مسئولان كشور دست كم گرفته شود، اگر موضوع خدمت به مردم و فداكاری برای آنان از ذهن و عمل مسئولان حذف شود، اگر ساده زيستی و در سطح توده مردم بودن در ذهن مسئولان نباشد، و اگر به جای ايستادگی در مقابل دشمن، رودربايستی ها، و ضعف های شخصی و شخصيتی بر روابط سياسی و بين المللی مسئولان حاكم شود، در واقع بخشهای اصلی هويت جمهوری اسلامی از دست می رود و در چنين اوضاعی، ساخت ظاهری نظام و پسوند اسلامی كاری از پيش نخواهد برد.»( ديدار با دانشجویان دانشگاه علم و صنعت، ۱۳۸۷/۰۹/۲۴)
ایشان در مورد الگوسازی مسئولان و پیروی مردم از ایشان نیز اشاره می دارند:
«يك وقت هست كه ما در زندگى شخصى خود مثلاً حركت اشرافگونهيى داريم بين خودمان و خدا؛ كه اگر حرام باشد، حرام است؛ اگر مكروه باشد، مكروه است؛ اگر مباح باشد، مباح است؛ اما يك وقت هست كه ما جلوى چشم مردم يك مانور اشرافىگرى مىدهيم؛ اين ديگر مباح و مكروه ندارد؛ همهاش حرام است؛ بهخاطر اينكه تعليمدهندهى اشرافىگرى است به: اولاً زيردستهاى خودمان، ثانياً آحاد مردم به اين كار تشويق مىشوند. ما نبايد مردم را به اين كار تشويق كنيم. ممكن است در داخل جامعه كسانى پولدار باشند و ريخت و پاش كنند - البته اين كار بدى است، ولى به خودشان مربوط است - اما ريخت و پاش ما اولاً از جيبمان نيست، از بيتالمال است؛ ثانياً ريخت و پاش ما مشوق ريخت و پاش ديگران است. واقعاً «النّاس على دين ملوكهم».(بيانات در ديدار رئيسجمهور و اعضای هيأت دولت، ۱۳۸۴/۰۶/۰۸)
معظم له پس از این موارد نیز مکررا بر لزوم حفظ ساده زیستی از سوی کارگزاران و ایجاد رفاه برای مردم متذکر شده و نسبت به خطر اشرافیت به خصوص در شرایط فعلی هشدار داده اند.
به نظر می رسد که در شرایط فعلی و در این جنگ نابرابر اقتصادی و سیاسی و حرکت به سمت اقتصاد مقاومتی، بیش از آنکه به همراهی مردم نیازمند باشیم، همراهی و قناعت پیشگی مسئولان در رده های مختلف مدیریتی را باید مطالبه کنیم چرا که مردم بر دین پادشاهان خویش هستند و پرداخت هزینه اقتصاد مقاومتی تنها بر دوش مردم نیست.
اگر مسئولان بالای شهر نشین امروزی فراموش کرده اند، هنوز به یاد داریم که دیر زمانی( نه آنقدر دیر بلکه در دهه 60 و اوایل دهه 70) خیابان ایران در منطقه 13 شهر تهران،به عنوان محله مسئولین شناخته می شد و از رئیس جمهور تا فرماندهان نظامی این محله را برای زندگی انتخاب می کردند اما حال به کجا رفته اند ما نمی دانیم...
نشانه پیروی مردم از حکام در تاریخ اسلام
در پایان خالی از لطف ندیدیم که نمونه ای تاریخی از اثرات مثبت و منفی طرز تفکر حکام بر مسلمین را از زبان مقام معظم رهبری نقل کنیم که فرمودند:
«در يكى از تاريخها خواندم زمانى كه وليدبنعبدالملك خليفه شده بود، چون خيلى اهل جمعكردن ثروت و جواهرات و اشياء قيمتى بود، مردم كوچه و بازار وقتى به همديگر مىرسيدند، مكالماتشان از اين قبيل بود: آقا! فلان لباس را آوردند، شما خريديد؟ آقا! فلان نگين را فلان كس آورده، شما خريديد؟ يعنى مردم همهاش راجع به خريد و فروش وسايل و اشياء زينتى و امثال اينها حرف مىزدند.
بعد از وليد، سليمانبنعبدالملك خليفه شد. او اهل ساختمانسازى بود و به كاخسازى و ساختمانسازى خيلى عشق مىورزيد. اين مورخ مىگويد مردم حتّى وقتى براى نماز به مسجد مىآمدند، يكى مىگفت: آقا! شما كار ساختمانىِ منزلتان را تمام كرديد؟ ديگرى مىگفت: آقا! شما فلان خانه يا زمين را خريديد؟ ديگرى مىگفت: آقا! شما آن دو اتاق را اضافه كرديد؟ حرفهايشان همه از اين قبيل بود.
بعد از اين دو نفر، عمربنعبدالعزيز آمد. او اهل عبادت بود. مورخ مىگويد مردمِ كوچه و بازار وقتى به هم مىرسيدند، يكى مىگفت: آقا! راستى شما ديروز دعاى ماه رجب را خوانديد؟ ديگرى مىگفت: آن دو ركعت نماز را خوانديد؟...»
والعاقبة للمتقین
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



اگر مسئولين درست عمل كنند كه نمي كنند بدون در آمد نفت هم كشور به خوبي اداره مي شود
اگر مسئولين اينگونه ادامه دهند
آنچه كه از مردم نبايد انتظار داشت مقاومت است