کد خبر: ۱۰۴۹۲۹
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
به مناسبت دیدار امام خامنه ای با روحانیون خراسان

حوزه علمیه سکولار، از مهمترین خواسته های استکبار

حضرت امام (ره) اولين و مهمترين مأموريت عناصر نفوذي و كوته فكران حوزه را "القاي شعار جدايي دين از سياست" یا همان سکولاریسم مي دانند. متأسفانه بايد بگوييم كه اين القاي شيطاني در حوزه ها كم و بيش اثر كرده است. امروز هم اگر طلبه اي بخواهد در مسائل سياسي و اجتماع پيرامونش مؤثر باشد، نزد بعضی از حوزویان بی سواد نام خواهد گرفت و شئونات طلبگي را رعايت نكرده است!
به گزارش سرویس دین و اندیشه بی باک، به مناسبت دیدار رهبر معظم انقلاب با روحانیون استان خراسان و همچنین آغاز سال تحصيلي جديد حوزه ها و مدارس علميه لازم ديديم قسمتی از پيام حضرت امام خميني(ره) خطاب به روحانیت را كه با عنوان "منشور روحانيت" شناخته مي شود، براي طلاب جديدالورود خصوصاً و براي طلاب سال هاي بالاتر عموماً، بازخواني كنيم و مختصري در مورد آن توضيح دهيم. 

اين منشور كه مربوط به دغدغه هاي جدي حضرت امام(ره) در مورد مهمترين نهاد ديني-فرهنگي انقلاب است با سلام و صلوات بر ارواح طيبه ي شهدا، خصوصاً شهداي حوزه و روحانيت آغاز مي شود. امام كه خودشان پير فقه و فلسفه و عرفان بودند، با شور خاصّ و حالت وصف ناشدني اي از حماسه سازان هميشه جاويدي نام مي برند كه رساله ي علميه و عمليه خود را به دم شهادت و مركب خون نوشته اند و خون پاك آنها افق فقاهت را گلگون كرده است.

بعد از اين تعبيرات بي نظير در مورد شهداي حوزه، علماي شيعه به عنوان پرچم داران مبارزه با استكبار خوانده مي شوند و هجوم تبليغاتي استكبار بر ضد روحانيون مخالف شرق و غرب و متكي به اصول اسلام ناب محمدي صلی الله علیه و آله و سلم، گويا امري طبيعي معرفي مي شود.
آن زمان كه برخی افراد در حوزه ها، از طلبه سطوح ابتدایی بگير تا مرجع تقليد، ساده ترين دشمنانشان را هم نمي شناختند؛ امام استراتژي استكبار جهاني در مقابله با اسلام ناب را براي حوزويان ترسيم مي كنند. امام اين تفكر كه دست روحانيت اصيل طرفدار اسلام ناب محمدي با سرمايه داران در يك كاسه است را ظلمي فاحش دانسته و اضافه مي كنند كه روحانيت متعهد، به خون سرمايه داران زالوصفت تشنه است و هرگز با آنان سَر آشتي نداشته و نخواهد داشت.

امام در ادامه ي منشور روحانيت يكي از مهمترين سؤال هاي تاريخي را از مخاطبانش مي پرسد:
آيا استعمار، روحانيت را با اين همه مجد و عظمت و نفوذ، تعقيب نكرده و نمي كند؟
در واقع امام با اين سؤال مي خواهد به مخاطبانش بگويد كه شك نكنيد كه صاحبان زور و زر و  تزوير در جهان، چه در گذشته و حال و چه در آينده، لحظه اي از فكر انحراف در مسير حوزه های علمیه، كه مسيري حساس و كليدي است، بيرون نمي آيند.

تا اينجاي منشور تجليل از كليت روحانيت را مشاهده مي كنيم. اما به قسمتي مي رسيم كه امام اقشاري از روحانيون را معرفي مي كنند كه از دايره ي اسلام ناب محمّدي بيرون اند. به نظر مي رسد كوبنده ترين هجوم حضرت امام در مقابل تحجرگرايان و روحاني نمايان مخالف با اسلام ناب بوده است؛ "خطر تحجرگرايان و مقدس نمايان احمق در حوزه هاي علميه كم نيست. طلاب عزيز لحظه اي از فكر اين مارهاي خوش خط و خال كوتاهي نكنند، اينها مروّج اسلام آمريكايي اند و دشمن رسول الله".

امام نسبت به هيچ گروهي چنين تعبيرات سنگيني(مارهاي خوش خط و خال ) را به كار نبرده اند. عمق فرموده هاي حضرت امام در يكي دو دهه ي ابتدايي انقلاب، شايد براي خيلي ها قابل درك نبود؛ اما مشخصاً بعد از سال هاي پاياني دهه ي هفتاد و همچنين فتنه ي 88 ، توده هاي مردم، افعي هايي كه با لباس روحانيت مروّج اسلام آمريكايي بودند را شناختند.

در ادامه امام از ترفندهاي استكبار در برابر حوزه هاي علميه سخن مي گويند و مي فرمايند: در ابتدا آنها-استكبار- به دنبال نابودي مطلق حوزه ها و روحانيت بودند اما وقتي اين كار را نشدني يافتند، دو راه را براي ضربه زدن به اين نهاد انتخاب نمودند؛ يكي تهديد و ديگري نفوذ. اما به دليل جواب نگرفتن از راه تهديد، اميد استكبار به تنها راهِ باقيمانده يعني نفوذ متمركز شد.

در اينجا مي رسيم به اساسي ترين سؤال اين قسمت: حال كه استكبار راه نفوذ را براي انحراف در مسير اصيل روحانيت برگزيده است، به عناصر نفوذي خودش-مستقيم يا غير مستقيم- چه مأموريتي داده است تا به اهداف مدّ نظرش برسد؟ آيا آنها مأموريت دارند تلاش علمي بيش از هزار ساله ي علما را كه با مرارت ها و حتي شهادت ها به نسل هاي بعدي منتقل شده است را به يكباره زير سؤال ببرند و كتمان كنند؟ آيا آنها مأموريت دارند علناً مقدسات را زير سؤال ببرند؟ آيا آنها مأموريت دارند، با اعمالي كه بين مردم با لباس روحاني انجام مي دهند، روحانيت را از چشم توده ها بياندازند؟...

حضرت امام اولين و مهمترين مأموريت عناصر نفوذي و كوته فكران حوزه را "القاي شعار جدايي دين از سياست" یا همان سکولاریسم مي دانند. متأسفانه بايد بگوييم كه اين القاي شيطاني در حوزه ها كم و بيش اثر كرده است. امروز هم اگر طلبه اي بخواهد در مسائل سياسي و اجتماع پيرامونش مؤثر باشد، نزد بعضی از حوزویان بی سواد نام خواهد گرفت بعضي از حوزويان بي سواد نام خواهد گرفت و شئونات طلبگي را رعايت نكرده است!

سخن پاياني

تفاوت در عمل انسان ها به تفاوت در تشخيص موضوعات و رفتار بر اساس آن تشخيص بر مي گردد. اينكه باید آدم خوبی باشیم يك حكم كلي است و همه هم آن را قبول دارند ولي اينكه چگونه بايد رفتار كنيم و چه اعمالي بايد انجام دهيم كه انسان خوبي شويم، اين نکته است كه مورد مناقشه قرار مي گيرد و اغلب اختلافات سَرِ اين-موضوعات- است. گاهي عالمي يا روحاني اي تشخيصش اين است كه در اوج فتنه ها در جامعه ي اسلامي بايد سكوت كرد و دامن روحانيت را با دور شدن از سياسي بازي ها از آلودگي حفظ كرد!. يا امام جمعه اي تشخيصش اين است كه در خطبه هاي نماز جمعه، بيان احكام فقهي-عموماً فردي-مثلاً چگونه وضو گرفتن يا شکیات نماز، مهمتر از روشنگري هاي بصیرت افزای سیاسی-اجتماعی است. يا بعضي افراد در اين لباس مقدّس، تشخيصشان اين است كه ما بايد طوري سخن بگوییم و عمل كنيم  كه بتوانيم همه ي افراد با عقائد مختلف و طرز فكرهاي گوناگون را جذب كنيم حتي به قيمت اينكه گاهي از اصول و باورهاي خودمان نيز كوتاه بياييم!

در انتها باید گفت انسان نيز بر اساس تشخيص موضوعات و همچنين عمل كردن به آنهاست كه مؤاخذه مي شود و به نظر ما حضرت امام(ره) با نكاتي كه به روحانيت گوشزد كرده اند، حجت را بر همه تمام كرده اند. عمل بر خلاف اصول اين منشور واپسگرايي و بازي كردن در زمين دشمني است كه قصد نابودي كامل دين و معنويت را دارد.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین