دو قطبي هاشمي- احمدينژاد ديگر جواب نميدهد
شايد اولين باري كه به صورت جدي بحث دو قطبي هاشمي – احمدينژاد كليد خورد، به مناظره تاريخي انتخابات بر گردد. احمدينژاد در آنجا صحبت از نقش محوري هاشمي در ايجاد اخلال عليه دولت صحبت كرد و طرفهاي مبارزهي انتخاباتي خود را نه سه كانديداي موجود، كه هاشمي معرفي كرد.
اين امر اگرچه به تعبير رهبرانقلاب همراه با اشكالاتي بود اما موجب شد تا ميزان آراي مردمي احمدينژاد تا حد زيادي افزايش پيدا كند. بسياري از مردم نه به دليل حبّ احمدينژاد، كه به دليل بغضي كه از هاشمي داشتند به او رأي دادند. براي همين بود كه برخي از صاحبنظران معتقد بودند كه اين اقدام احمدينژاد صرفا يك حركت نمايشي و رسانهاي براي كسب رأي بيشتر بود.
چند روزي البته از مناظره انتخاباتي احمدينژاد نگذشته بود كه هاشمي اولين واكنش رسمي و علني خود را نسبت به آن نشان داد. هاشمي در نامهي بدون سلام خود به رهبرانقلاب، تلويحا خشم خود از اين اقدام احمدينژاد را نشان داده و نسبت به آيندهي نظام، هشدار داد.
بعدتر و در طول مدت اين سه سال، هاشمي و حاميان وي از هر فرصتي استفاده كرده و دست به انتقادهاي مستقيم و غير مستقيم از احمدي نژاد و دولت وي زدند. كمتر اقدام مهمي بود كه دولت انجام داد و هاشمي و يا جريان مدافع وي از آن انتقاد نكرده و آن را زير سؤال نبردهاند. تنها نيم نگاهي به اخبار و مطالب ارگانهاي رسانهاي مكتوب و سايبري مدافع هاشمي (نظير روزنامههاي شرق، اعتماد، آرمان، آفتاب و سايتهايي چون بازتاب) مؤيد مدعاي فوقالذكر است.
حتي نگاهي به سايت رسمي هاشمي رفسنجاني به نشاني www.hashemirafsanjani.ir نيز نشان ميدهد كه طرفداران وي از اين سايت كه بازديدكنندهي چنداني هم ندارد براي ضربهزدن به دولت استفاده كرده و ميكنند. براي مثال تيترهاي اصلي اين سايت در يكي دو روز گذشته شامل موارد زير بود:
- خودمان مقصریم، بپذیریم و اصلاح کنیم/ اگر سوءمدیریت است این مدیریت از کجا آمده؟
- مردم بازی دروغگویان را فهمیدهاند
- کوتاهیها را بگوییم و از مردم مدد بجوییم/ «وحدت ملّی» زمینهساز مشارکت ملّی
- "مدارا با بنیصدر عواقب سختی داشت"/ "عبور از بحران" از کجا آغاز شد؟
- تمام دلسوزان ناراضیاند/ این وضع قابل دوام نیست
اگر چه در اين مطالب به طور مستقيم به احمدينژاد و دولتش اشارهاي نشده اما كدام انسان سياسي است كه متوجه منظور اصلي اين سخنان نشود!
اين سكه البته روي ديگري هم دارد. طرف ديگر اين ماجرا نيز ارگانهاي رسانهاي دولت محترم هستند. رسانههاي تحت امر دولت نيز گويا كاري ندارند جز آنكه هر روز و به هر بهانهاي به سخنان و اعمال هاشمي حملهور شده و آن را با شدت هر چه تمامتر زير سؤال ببرند.
براي مثال روزنامهي ايران، كه اصليترين تريبون دولت محسوب ميشود، روز دوشنبه، تيتر اصلي خود را به عنوان "سوداي هاشمي" قرار داد. در ابتداي اين مطلب چنين آمده بود:
"اين روزها در بسياري از محافل سياسي و رسانهاي در خصوص چگونگي بازگشت هاشمي رفسنجاني به صحنه سياسي كشور و اينكه آيا وي نامزد انتخابات رياست جمهوري يازدهم خواهد شد يا خير بحثهاي جدي و فراواني وجود دارد. آيا هاشمي رفسنجاني به رياست جمهوري ميانديشد؟ يادداشتي كه روز پنجشنبه در پايگاه اطلاعرساني رسمي وي منتشر شد رنگ و بويي ديگر دارد. نويسنده اين يادداشت در بخشي از مطلب خود مينويسد: «كشور به مرد واقعي بحران نياز دارد، لزومي ندارد فرد مورد نظر حتماً در قامت رئيس جمهور در ميدان حاضر شود يا حتي كانديداي رياست جمهوري آتي شود چرا كه زمان تا انتخابات رياست جمهوري و تعيين جانشين احمدينژاد كم نيست و طبعاً سوزاندن اين فرصت شايد ضربات و لطماتي سنگين به كشور وارد كند. هاشمي رفسنجاني بايد در لباس نخستين مقام اجرايي كشور در كنار رهبري نقش كليدي در بحرانها ايفا نمايد!»
هاشمي نيز روز گذشته در گفتوگو با روزنامه نزديك به خود تأكيد ميكند: «سوداي رياست جمهوري را در سر ندارد و ميخواهد در كنار رهبري به حل مشكلات كشور بپردازد!» براي رمزگشايي از مصاحبه ديروز هاشمي و مطالب سايتش شايد بد نباشد اصرارهاي مكرر وي مبني بر تشكيل شوراي فقهي يا شوراي رهبري كه در اجلاسيه اخير خبرگان رهبري نيز مطرح شده را به ياد آوريم. هاشمي ظاهراً در سودايي ديگر است. سودايي كه با واقعيت فاصلهاي غير قابل محاسبه دارد."
حال با دقت در اين موضوع ميتوان نتيجه گرفت كه اين بازي اگر چه در ظاهر به ضرر جامعه و كشور است و فايدهاي جز اتلاف وقت و غافل شدن از دغدغهها و مشكلات اصلي مردم ندارد اما به نظر ميرسد طرفين ماجرا به اين بازي راضياند و گويا به آن، دل هم بستهاند. حتي بيراه نيست اگر بگوييم از اين بازي سود هم ميبرند. چگونه؟ بخوانيد:
هاشمي و حاميانش از اين بابت سود ميبرند كه با زير سؤال بردن احمدينژاد و كابينهي وي، ميتوانند اوّلا اينگونه به افكار عمومي القا كنند تنها كسي كه از ابتدا متوجه خطر احمدينژاد شد كسي نبود جز هاشمي. ثانيا حالا براي اينكه جبران مافات شود، راهحل آن است كه به سخنان و نصايح هاشمي عمل شود و ثالثا از اين خلال، پروژهي "منجي سازي" از هاشمي هم به واقعيت نزديك ميشود.
از سويي ديگر، احمدينژاد و حلقهي گرداگرد او نيز از بازي سود ميبرند به اين دليل كه با "لولوسازي" از هاشمي و حاميانش اوّلا ميتوانند همهي اشكالات و ضعفهاي خود را بر گردن لولويي به نام هاشمي بياندازند. ثانيا افكار عمومي را از اشكالات دولت به سمت اقدامات هاشمي سوق داده و ثالثا زمينهها و بسترهاي لازم براي انتخابات آتي را فراهم آورند.
اما با نيم نگاهي به جامعه و خواستهها و مطالبات مردم ميتوان اين نكته را استنباط كرد كه گويا اين دو قطبي ديگر جواب نميدهد. البته شايد در مقطعي از تاريخ نه چندان دور اين كشور، اين بازي جواب ميداد اما حالا با گذشت سه سال از عمر دولت، مردم به خوبي متوجه شدهاند كه اين بازي فايدهاي جز اتلاف وقت و غفلت از مطالبات بر حق خود ندارد.
بهطور كلي يكي از خصوصيات مردم ايران نيز اين است كه معمولا بازگشت به گذشته ندارند و يك تجربه را دو بار تكرار نميكنند. آنان به خوبي دريافتهاند كه «آزموده را آزمودن خطاست». اين موضوع را حتي اصلاحطلبان هم متوجه شدند به همين علت هم در انتخابات 88، عليرغم همهي حرفها و گمانهزنيهاه مبني بر حضور خاتمي، از دو كانديداي ديگر به جاي او استفاده كردند. اصلاحطلبان حتي جرأت پذيرش ريسك حضور كسي كه دير زماني نه چندان دور، با بيش از 20 ميليون رأي بر مسند رياست جمهوري تكيه زده بود را هم به خود ندادند. هاشمي و احمدي نژاد كه ديگر جاي خود دارند.
البته برآيند نظرسنجيها و پژوهشهاي انجام شده در اين چند ماه اخير نيز مؤيد اين مطلب است كه عمر دولت آقاي احمدينژاد نيز به مانند دولت سازندگي آقاي هاشمي رو به پايان است و از همين حالا بايد خود را آمادهي خداحافظي و سپردن امور به دولت بعدي كند. اين موضوع نه تنها نكوهيده نيست كه هزاران حسن هم دارد. مهمترينش آنكه جا براي عرض اندام نيروهاي تازهنفس و جوان باز ميشود.
بنابراين اگر به بعضي از دوستان بر نخورد بايد بگويم كه احمدینژاد مال دورهای از تاریخ این کشور بود که تمام شد و رفت. همانطوری که خاتمی و هاشمی هم. و اما زنده باد "حزب الله".
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



مردم ،،،تااز کسی خوشمون نیاد میگیم مردم
تاکی میخواین به اسم مردم نظر خودتون بنویسین
به قول یکی از استادامون اونی که زیاد املا می نویسه مسلما غلط های املاییش هم زیاد میشه. دولت های قبلی بیان گزارش عملکردهاشونم بیارن ببینیم کدوم دولت به اندازه دولت آقای احمدی نژاد کار کرده که بخواد به اندازه ایشون اشتباه کرده باشه؟
من دور قبل به آقای احمدی نژاد رای دادم اگه امکانش بود این دور هم شرکت کنند حتما یکی از گزینه هام ایشون بودن.(چون بسته به رقیباشه که می تونم تصمیم بگیرم کدومشون بهتره)
آقای هاشمی راه افتاده تو رسانه های داخلی و خودش را دلسوز نظام و انقلاب معرفی میکنه بعد زن و بچه اش راه افتادن با رسانه های ضد انقلاب مصاحبه و دردو دل میکنن و علیه نظام سخنرانی میکنن !
حالا جالب اینجاست وقتی مردم به نابرابری حکم فائزه با سایر زندانیان سیاسی اعتراض میکنن آقایون اعلام میکنن که این 6ماه فقط به خاطر مصاحبه فائزه با رسانه های معاند است در حالیکه خواهر و مادرشون هروز آزادانه با همون رسانه ها دردو دل میکنن ..
امیدوارم خدا ریشه ی این آدمهای ظالم پست را بسوزاند .آمین
بهترين مثال هم تحليلهاي مقام معظم رهبري است. شما هيچوقت نميتوانيد از تحليلهاي ايشان غلط بگيريد. دليل آن هم همين است كه همه جانبه به مسائل نگاه ميكنند. نميتوان به راحتي كسي را رد كرد و نميتوان به راحتي كسي را تكذيب كرد و تحليل از موقعيتي خاص يا عملي خاص يا حرف و رفتاري خاص نمود.
دولتهاي گذشته هر كدام 8 سال بر مسند امور بودهاند. براي تحليل آنها بايد همه دوران آنها و قبل و بعد آن و موضعگيريهاي قبل و بعد از دولتهايشان را ديد. ممكن است رفتار و حرفي در جايي غلط و در جاي ديگر به مصالحي درست باشد. و نگفتن آن غلط باشد.
نمونه بارز آن صحنه عاشوراست. اينكه امام با تمام علم و دانايي كه دارد خود را تا كربلا ميرساند. لا تلقوا را كنار گذاشته و در دل جنگ و فتنه به مبارزه با آن ميپردازد. اين شهادت اول راه است و آشكار كننده تمام نقائص يزيد و يزيديان ...
حال اگر بياييم با يك رفتار يا با يك حرف يا با يك صحنه از طول عمر امام بخواهيم امام را تحليل كنيم به بنبستهاي بيشمار ميخوريم و چه بسا سر از ناكجا آباد درآوريم.
بهترين كار اين است كه چششمان به تحليلهاي و نظرات مقام معظم رهبري باشد و در همان راستا گام برداريم تا منحرف نشويم.