بازخواني آثار استفاده از ماهواره با كارشناسي استاد عباسي(5)+صوت
نمونهاي جالب از نگراني بي بي سي براي تك همسري زنان
گروه فرهنگي رجا: جوامع
بشري مملو است از پديدههايي كه اگر با فرهنگ ديني و ملي ما تنافي نداشته
باشند لااقل تناسبي ندارند، پديدههايي كه هر يك به انحاي مختلف دنبال
تحميل باورها و خواستههاي خود بر اركان زندگي اجتماعي جامعه ما دارند.
شبكههاي
ماهوارهاي و برنامههاي توليدي آن از اين قبيل پديدهها هستند كه در
تيررس شليك آنها قرار گرفتن، به راحتي و با ارزانترين قيمت در شهر و
روستاي ما قابل تحقق است.
ماهواره
از ابزارهاي بسيار برنده دشمن در تهاجم فرهنگي است كه اين روزها در
اندروني بسياري از خانهها جا خوش كرده است. اين ابزار برنده تشبيه شده به
چاقو بيشتر از آنكه منفعتش اسباب آسايش باشد، شعلههايش به خرمن آرامش
كانون گرم خانواده سنتي و مذهبي ايراني افتاده است.
يكي
از دغدغههاي اساسي امروز بسياري از خانوادهها تهاجمي است كه از ناحيه
شبكههاي ماهوارهاي شكل گرفته و بدون ترديد يكي از اهداف اصلي شبكههاي
ماهوارهاي خانوادهها هستند. اگر چه اين تهاجم مساله جديدي نيست اما امروز
به جهت فراگيري بيشتر آن نسبت به گذشته، اين مساله شكل جديتري به خود
گرفته است.
راديو
معارف در برنامه زنده «پرسمان خانواده» با تمركز بر دو محور بررسي
ريشههاي تمايل برخي از خانوادهها به شبكههاي ماهوارهاي و چگونگي حل اين
ريشهها با كارشناسي استاد حجت الاسلام محسن عباسي ولدي گامي در جهت
مبارزه با اين پديده برداشته است.
رجانيوز
با بازنشر مكتوب و صوتي سخنان كارشناس اين برنامه كه با بيان مصاديقي به
آثار بسيار مخرب استفاده از شبكههاي ماهوارهاي اشاره داشته است، گامي در
جهت آگاهي بخشي نسبت به آسيبهاي بنيان كن خانواده ايراني به واسطه اين
پديده اجتماعي برداشته است.
در برنامههای قبلی دربارۀ بحث ناآگاهی
از متولیان، اهداف و شیوههای جذب مخاطب در شبکههای ماهوارهای سخن
گفتیم، امروز به سراغ دلایل دیگر میرویم.
2. توجیهات سطحی
عدهای هم با دست آویز قرار دادن
توجیهات تعجب برانگیز راه ورود این پدیدۀ خطرناک را به خانواده باز
میکنند؛ توجیهاتی مانند تماشای برنامههای علمی، مطلع شدن از اوضاع دنیا،
استفاده از برنامههای معنوی؛ مثل نماز مسجد الحرام، تقویت زبان و ... .

بنده منکر این نیستم که در میان
شبکههای ماهوارهای برخی از شبکهها هستند که به قصد خیر راه اندازی
میشود. شبکههایی که با گرایش کلاملا دینی فعالیت میکنند؛ اما یک سؤال:
پدر و مادر عزیزی که برای دیدن برنامههای معنوی ماهواره، به سراغ این
وسیله رفته و آن را تهیه کردهاید آیا میتوانید ضمانت کنید که فرزندانتان
از این وسیله هم استفادۀ صحیح خواهند کرد؟ آیا تعداد شبکههای ماهوارهای
مبتذل و گمراهکننده با حجم شبکههای خوب قابل قیاس است؟! خدا میداند چه
تعداد پدران و مادرانی که به دلیل تماشای برنامههای خوب ماهوارهای، این
وسیله را تهیه کردند اما با دست خودشان زمینۀ انحراف فرزندانشان را فراهم
کردند. البته نگویید شبكههاي بد را قفل میگذاریم و حذف میکنیم، در
دنیایی که بچههای زیر پانزده سال، سایتهای بزرگ و امنیتی را هک میکنند،
در يكي از شهرهاي مرزي محروم ايران رفته بودم يك جوان 17 – 18 ساله به
راحتي سايت هك ميكرد. قفل کردن شبکههای ماهوارهای برای محدود کردن
فرزندان توجیه خندهداری است.
از سوی دیگر خود شما هم در امان
نیستید. چرا باید تنها نگران فرزندان بود؟ زمينه فساد را در خانه آورديد،
چطور ميتوانيد در امان باشيد؟! كه البته در پيامها هم داشتيم براي ديدن
شبكه امام حسين عليهالسلام ماهواره خريد اما چشمش به جاهاي ديگر آلوده شد.
مگر کم هستند افرادی که میگویند ما برای دیدن فلان شبکه این وسیله را
تهیه کردیم و حالا در دام شبکههای آن چنانی افتادهایم. حالا سال میگذرد و
ما یک بار هم به این شبکهها سر نمیزنیم.
اگر منطقي قضيه را بررسي كنيم مي بينيم
كه مضرات نگه داشتن ماهواره در خانه حداكثري است. خطري است كه در خانه
دائم اهالي خانواده را تهديد ميكند بايد در نظر گرفت. ما اين خطرهايي كه
مخاطبان ما به آن اشاره كردند، به جان بخريم براي شبكههاي خوب!
اما در این جا میخواهم دو نکته را
خطاب به کسانی که با اهداف خیرخواهانه این شبکهها را راه اندازی میکنند
بگویم: دوستان عزیز! من میدانم که کار شما برای کسانی که در کشورهای دیگر
زندگی میکنند، براي مسلمانان و شيعياني كه خواسته يا نخواسته در معرض
تهاجم شبكههاي ماهوارهاي هستند، چه اندازه مفید و لازم است. ما باید به
وسیلۀ رسانه در خط مقدم مبارزه فرهنگی و اعتقادی باشیم؛ از کشورهای همسایه
گرفته تا دوردستترین نقاط این جهان؛ زیرا دشمن ما این گونه عمل میکند؛
اما این را هم بپذیریم که برخی به بهانه تماشای برنامههای شما در داخل
ایران ماهواره میخرند و آنچه نباید، اتفاق میافتد. شما در شبکههای
خودتان تنها بازتابهای خوب برنامههاتان را مشاهده میکنید. بیشتر کسانی
با شما تماس میگیرند که از برنامههای شما استفادۀ مفید کردهاند یا کسانی
که منتقد محتوایی یا شکلی برنامههای شما هستند. بنده مطمئنم کسانی که به
واسطۀ برنامههای شما در دام شبکههای دیگر افتادهاند، اصلا ديگر شما را
فراموش کرده و دیگر ارتباطی با آنها ندارید و از اوضاع زندگیشان
بیخبرید. شاید شما ندانید چه تعداد از خانوادهها ماهواره را به بهانۀ
تماشای برنامههای شما تهیه میکنند؛ اما فرزندانشان بدون اطلاع پدر و مادر
به دام شبکههای مبتذل میافتند.
دوستان عزیز! این سخنان را به عنوان
خیرخواهی یک برادر کوچکتر بشنوید که میخواهد آنچه را که در جامعه مشاهده
میکند به شما انتقال دهد.
من اگر جاي مسئولان اين شبكهها بودم
روز به روز با زيرنويس كردن و آوردن كارشناس اعلام ميكردم كه : آقاي
ايراني! خانم ايراني! پدر و مادر ايراني كه در ايران زندگي ميكنيد! ما اين
شبكه ماهوارهاي را براي شما راه نينداختيم. نگاه نكنيد. شايد شوخي هم
ميكردم و ميگفتم راضي نيستم كه به برنامههاي من نگاه كنيد.
اما توصیۀ دوم بنده آن است که شما با
رایزنیهای منطقی با صدا و سیمای کشور خودمان برنامههایی را که برای
خانوادههای ایرانی مفید است، از طریق شبکههای خودمان پخش کنید. اتفاقا در
قانون جمع آوري ماهواره اين نكته هست كه صدا و سيما از برنامه هاي منتخب
شبكههاي ماهوارهاي كه براي خانوادههاي ايراني قابل استفاده است، استفاده
كند.
اما بنده اگر در صدا و سیما هم مسئولیت
داشتم، پیش قدم میشدم در میان این همه شبکهای که تأسیس شده یا در حال
تأسیس است، شبکهای را به برنامههای مفید ماهوارهای اختصاص میدادم تا
این بهانه هم از دست برخی گرفته شود.
اخبار سیاسی
یکی از دلایل دیگر برخی از مردم برای
گرایش به ماهواره اخبار سیاسی است. این عده معتقدند برای اطلاع از اوضاع
دنیا و حتی ایران نمیتوان به اخبار رسانۀ ملی بسنده کرد.
پاسخ اول بنده به این افراد همان است
که در مسألۀ قبلی آمد؛ یعنی باید دید آیا آن سودی که شما از اخبار
ماهوارهای به دست میآورید با آن ضرر و خطری که متوجه خانوادهتان
میکنید، قابل مقایسه است؟ يك عقل سليم اين حكم را ميكند كه اين "دزد
ناموس" را داخل خانه كند براي اينكه با اخبار سياسي روز دنيا آشنا شود.
من يك چهره سياسي نيستم و بحثم هم بحث
سياسي نيست و موضوع ما هم در ماهواره بحثهاي سياسي نيست. موضوع ما نسبت به
ماهواره با گرايش خانواده است. اما، اولا این واقعیت قابل انکار نیست که
در اخبار سیاسی نمیتوان به همۀ اخباری که در این شبکهها گفته میشود
اعتماد کرد؛ اما با این حال قبول دارم که در میان اخبار شبکههای
ماهوارهای خبرهای درست و راستی هم هست که در اخبار رسانۀ ملی به دلايل و
مصالحي به آن پرداخته نمیشود و یا این که با اشاره از کنار آن میگذرند؛
اما شما هم این را بدانید که بسیاری از اخبار آنها هم اخبار صحيحي نيست.
اينها حق و باطل را با هم خوب مخلوط ميكنند اصولا هنرشان اين است.
بسياري از اهداف بوقهای رسانهای غرب
در شبكههاي خبري در حال پيگيري است. اين خيلي نكته مهمي است. حالا
شبكههايي مثل "فارسي وان" و "من و تو" و خيلي از شبكههاي ديگر كه نظر
ذاتا فرهنگي ميآيند و اهداف فرهنگي را پيگيري ميكنند، اين يك طرف قضيه
است، اما از طرف ديگر شبكههايي هستند كه به ظاهر مسئوليت خبر رساني را بر
عهده دارند اما به شدت اهداف فرهنگي جزو اهداف اصلي آنهاست. با آن رندي و
مكر و حيله خودشان اهداف فرهنگي را پشت آن اهداف سياسي پنهان كردهاند.
براي روشن شدن اين مطلب بايد يك مثال
بزنم. شايد معروفترين شبكه خبري در ماهواره شبكه بي بي سي فارسي باشد. اين
شبكه ظاهرا خبري است اما همين شبكه به ظاهر سياسي و خبري ميبينيد درست
همان اهداف فرهنگي و ضد ديني شبکههای صهيونيسيتي مثل فارسی وان و من و تو
را دنبال ميكند. به عنوان نمونه میتوان به یکی از برنامههای این شبکه که
بینندۀ زیادی هم دارد اشاره کرد؛ برنامهای با عنوان نوبت شما. مجری این
برنامه جوانی است که ژست روشنفكري گرفته و هر از گاهي هم حرف مذهبی هم
ميزند. در یکی از برنامههای نوبت شما او این گونه آغاز میکند:
«به نام خدا خدای بخشنده خدای مهریان
خدایی که میبخشه و میآمرزه؛ اما در عین حال اگه ببینه که شما نمیبینید
که چه خدای خوبیه شاید مجازات سختی رو هم در این دنیا و هم در اون یکی
براتون در نظر بگیره؛ پس خدا میتونه هم چهرۀ خندان داشته باشه و هم
چهرهای دلخور و هم چهرهای دلگیر. »

حالا در همين برنامه همين مجري اين بحث
را بعد از سلام و عليكش مطرح كرد: «داشتن دو یا چند تا از یه چیز اون
قدرها هم بد نیست. بالاخره هر گلی یه بویی داره پس دیگه دردسر نیست، بیشتر
لذته، لذتی که شوهرم دوست داره فکر کنه توام با حمایت زنه. راجع به چند
همسری چی فکر میکنید؟ ایدۀ خوبیه یا جواب نمیده حتی به شرط عدالت، چرا
وقتی میگن چند همسری هیچ کی فکر نمیکنه که منظور چند شوهریه؟». بعد از
این حرفها یک خانم پشت خط میآید و رشتۀ سخن را به دست میگیرد و ابتدا تا
انتها عالم و آدم را زير سوال ميبرد كه چرا شما اين حق طبيعي چند شوهري
را از زن سلب ميكنيد.
اين مجري همان كسي است كه در ابتدا
برنامهاش با خدا و خداي مهربان شروع ميشود. يك جا همين مجري خطاب به اين
خانم ميگويد: " آخه ديگران ميگويند خود زنان اصلا در خونشان نيست و گرايش
به چند همسري ندارند" آن دختر پشت خط ميخندد و ميگويد: " اين چيزي است
كه از اول جامعه مرد سالار خواسته تا در وجود مردان و زنان نهادينه كند"
مجري ميپرسد كه اين يك نظريه است و تو هم يك نظريه داري، كدامشان درست
است. اين خانم با كمال وقاحت ميگويد "من مثال نقض قضیه و خیلی زنهای دیگر
هم مثال نقض قضیه. این لزوما هوا و هوس نیست... به صورت طبیعی من اگر
طرفدار این هستم که با مردان دیگری رابطه داشته باشم باید این حق را به
شوهرم بدهم که او هم با مردان دیگری ارتباط داشته باشد».
بعد كه يك مقدار بحث ادامه پيدا ميكند
و آن زن از چند همسري زنان دفاع ميكند، مجري وقتي سخن او را ميشنود
اينطور كلام را تمام ميكند: "این جوری خیلی از آدمهای روشنفکرند كه
میتوانند با این قضیه کنار بیایند" يعني آنها كه كنار نميآيند آدمهاي
متحجر و عقبماندهاند.
اين برنامه يك برنامهاي است كه در يك
شبكه خبري پخش ميشود. درست همان چيزهايي را دنبال ميكند كه "فارسي وان" و
"من و تو" در سريالهايشان ادامه ميدهند.
در یکی از گزارشهای این شبکه، به سراغ
یک نشریۀ مبتذل میروند و كاملا چهرهای کاملا علمی به آن شبكه مبتذل
میدهد. سردبیر این نشریه در مصاحبه با خبرنگار بی بی سی میگوید: «ارزشها
را آدمها تعیین میکنند" ( خدا اين وسط چه كاره است) بعد ميگويد "آیا
ارزشهای ما اينهايي هستند كه به ما ميگويند، به دلايل مختلف اين ارزشها
به ويژه از طرق مذهب به ما تحميل شدند و مقصود من هم از مذهب، همه مذاهب
است." اين قيد و بندهايي كه شما در روابط غريزي ميان خودتان تحميل ميكنيد
اينها چيزهايي است كه به شما تحميل كردند و مجبوريد بپذيريد. اين يك شبكه
خبري است، بي بي سي چيكار به اين برنامه ها دارد اما پر است از اين
برنامهها.
در این جا سخنی هم دارم با مسئولان
زحمتکش صدا و سیما. دوستان گرامی و بزرگوار! بنده میدانم که در این چند
سال اخیر با رویکردهایی که شما به برنامههای خبری داشتهاید، تحولات خوبی
در این عرصه اتفاق افتاده؛ اما معتقدم هنوز هم جای کار هست. بنده یک چهر
سیاسی نیستم؛ اما به عنوان فردی که در مسائل خانواده فعالیت میکند این حق
را به خودم میدهم که به شما بگویم، همان طور که میدانید ماهوارهها
خانوادههای ما را نشانه گرفتهاند و یکی از بهانههایی که میتواند عامل
ورود ماهواره به خانهها شود، همین اخبار سیاسی است. پس چه خوب است با
اعتماد بیشتر به مردم، تحول بیشتری در بخش اخبار سياسي ایجاد کنیم تا در
مسیر مبارزۀ صحیح با امواج ماهواره قدم بزرگتر برداریم. يكي از راههاي
مبارزه با هجمه ماهواره به خانههاي ما، احساس بينيازي مردم ما نسبت به
ماهواره در حوزه اخبار سياسي است.
حالا در پاسخ به پيام اول آن برادر
عزيز محكم ميگويم كه خانوادهها به هيچ وجه ماهواره را به خانه خود راه
ندهيد حتي براي ديدن اخبار سياسي و برنامههاي خوب و ماهواره را براي
خانواده خودتان حرام كنيد و مطمئن باشيد سودي كه شما از شبكههاي
ماهوارهاي خوب و اخبار سياسي ميبريد اصلا قابل مقايسه با خطري كه اين
شبكهها دارند، قابل قياس نيست. خنثي كردن اين بمب به بيرون كردن آن در
خانه است.
لذت گرایی و دور بودن از فضاهای لذت معنوی
بحث اصلي ما علل گرايش به ماهواره بود.
"لذت گرایی و دور بودن از فضاهای لذت معنوی" يكي از دلايل اصلي براي
گرايش به ماهواره است. برخی از مردم هم بدون توجه به اهداف پیدا و پنهان
شبکههای ماهوارهای تنها در پی لذت بردن از برنامههای مختلف هستند. اینها
به جهت ضعف شدید در مسائل معنوی، لذتگراي مادي شده و لذت را هم تنها در
همین لذایذ مادی محدود کردهاند. از نگاه اینها مهم نیست که متولیان
شبکههای ماهوارهای با پخش این برنامهها چه اهدافی را دنبال میکنند،
آنچه اهمیت دارد، لذت بردن من است که آن هم فراهم است.
بسياري از افرادي كه جذب برنامه هاي
ماهوارهاي ميشوند اگرچه در ابتدا هم اهداف به ظاهر منطقي داشته باشند، بعد
از اينكه مزه شبكههاي مختلف را چشيدند و لذت غريزي كه از دين فيلمها و
سريالهاي مبتذل و مستهجن بردهاند، مانع از اين ميشود كه ديگر منطقي فكر
كنند. اين يك واقعيتي غير قابل انكار است.

من اينجا ميخواهم يك سوال از متولیان
فرهنگی جامعه بپرسم. شما برای این که بتوانید لذت معنویت و ارتباط با خدا
را در جامعه نقد کنید نه نسيه، به گونهای که زمینه برای چشیدن این لذت
فراهم شود، چه کردهاید؟ از زبان جواني كه پاي اين شبكههاي ماهوارهاي
نشسته خطاب به خودم ميگويم: فلاني من اشتباه كردم كه نشستم برنامههاي
ماهوارهاي را ديدم، نبايد اين كار را ميكردم اما بالاخره از دستم در رفت.
من يك جواني هستم كه غريزه دارم. پاسخگويي به غريزه براي من لذت نفساني
دارد. من كه مريض نيستم از آنها لذت نبرم. از آن طرف يك عارف واصلی که با
چشم برزخی لجنزار بودن اين گناهها را ببينم و از آنها دوري كنم نيستم. نه
آیت الله بهجت و نه آیت الله بهاء الدینی و نه حضرت امام و نه آیت الله
سید احمد خوانساری هستم. من مزه آنها را ديدم و چشيدم، حالا سوال من اين
است كه تو به من ميگويي اينها را رها كن و به سراغ يك سري از امور معنوي
برو ولي من اين لذتها را به صورت نقد چشيدم به من نگفتند اين فيلم را ببين
و فردا لذتش را ببر. نه همان لحظه لذتش را بردم و به خاطر آن دوباره ادامه
دادم. حالا ميشود به من بگويي كه چه كاري انجام دهم كه لذت با خدا بودن
را بچشم؟ شما ميگوييد لذت معنويت بسيار بيشتر از لذت گناه است، حالا چه
كار كنم كه به آن لذت معنوي برسم؟"
قله بحثهايي كه مطرح كردم اينجاست كه
ما بايد با توجه به اعتقادي كه در امور تربيتي داريم و معتقديم كه خدا فطري
است بايد تلاش كنيم با خدا بودن و محبت خدا و اهل بيت عليهم السلام را به
جوانانمان بچشانيم. اگر چشيد چه اتفاقي ميافتد. بنده در همین برنامه و
برنامههای دیگری که در رسانه داشتهام بارها این عبارت مناجات المحبین را
خواندهام. "الهی من ذا الذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا." ما دنيايي از
استراتژي تربيتي ميتوانيم از اين جمله بيرون بكشيم. خدايا چه كسي است كه
شيريني محبت تو را بچشد و باز تو را رها كند و جاي ديگري برود. اما سجاد
عليهالسلام با ما حرف ميزند كه معلمان عزیز! روحانیان بزرگوار! اساتید
محترم! دردمندان دینی! اگر شما ميخواهيد در جبهه فرهنگي با اين امواج
ماهوارهاي كه لذتهاي نفساني را نقدا در اختيار جوانان قرار ميدهد،
مبارزه كنيد بايد ذاق حلاوة محبتك را متجلي كنيد. بايد كاري كرد كه اين
جوان شيريني محبت خدا را بجشد. در اين صورت است كه حضرت ميفرمايد ديگر خدا
را رها نخواهد كرد. اما ما بيشتر تعريف كرديم و از خوبي خدا گفتيم و از
نماز توصيف كرديم. حالا سوال جدي اين است كه چگونه بايد به اين هدف رسيد؟
مخاطبان اصلي من در اين بخش از بحث
متوليان فرهنگي هستند. من مدتهاست فرياد ميزنم. متوليان فرهنگي فكرهاي
خود را مشغول كنيد، همايشها و سمينارهاي پژوهشي بگذاريد. باور كنيد يكي از
بهترين و كارآمدترين سوژههاي پژوهشي اين است كه ما در معرفي خدا و دين و
اهل بيت عليهم السلام بايد معرفي ما بر اساس اين دعاي امام سجاد
عليهالسلام باشد.
دين در روايات اينچنين معرفي شده است:
"الدين هو الحب و الحب هو الدين" دين همان محبت است و محبت هم دين. در
مناجات شعبانيه آوردهاند: " الَهِي لَمْ يَكُنْ لِي حَوْلٌ فَأَنْتَقِلَ
بِهِ عَنْ مَعْصِيَتِكَ إِلا فِي وَقْتٍ أَيْقَظْتَنِي لِمَحَبَّتِكَ"
خدايا من هيچ قدرتي ندارم براي اينكه از وادي معصيت تو منتقل شوم الا در
زماني كه تو من را با محبت خودت بيدار كني. اين يك قاعده است. ما براي اين
موضوع وقتها و برنامهها اختصاص دهيم.
بايد متوليان فرهنگي به اين سوال پاسخ
دهند كه چه كنيم و از چه شيوههايي براي تبليغ دين استفاده كنيم كه مخاطب
ما مزه با خدا بودن را بچشد؟
حالا اگر فرصت شد و شنوندگان محترم هم تمایلی برای شنیدن این راهکارها داشتند میشود پس از اتمام بحث ماهواره به آن پرداخت.
اجازه بدهید در پایان این قسمت این
نکته را تأکید کنم که در فعالیتهای فرهنگی و تربیتی؛ به ویژه دربارۀ
مسألهای که در برنامههای اخیر دربارۀ آن صحبت میکنیم، نکتۀ اصلی است.
نباید از آن غافل شد.
برای شنیدن فایل صوتی اینجا کلیک کنید
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



به نظر من کیه که در ایران برای مثلا علم و دیدن مراسم مذهبی و ازین دست رفته باشه ماهواره گرفته باشه؟ اکثر خانواده ها به این موضوع نا آگاه هستند و اصلا معنی و مفهوم و ریشه و هدف و علل خیلی از شبکه های ماهواره ای رو نمیدونن و فکر میکنن با این وسیله رشد رو به خونه میارن .
اینا همش برای توجیه کردنه . اصلی ترین شبکه های مفید ماهواره پولی هستند و در داخل شبکه های به اصطلاح کابلی کشورها خدمات میدند ، اما آیا یکی ازین ها برای ما حداقل در ایران برنامه ای دارند؟
البته باید پذیرفت که دست صدا و سیما بسته هستش ما حداقل در کمترین ها هم موفق نیست و همین یکی از علل گرایش به ماهواره هاست .
توی این مدت صدا و سیما گام های خوبی برداشته مثل راه اندازی امواج دیجیتال اما نه کافی بوده نه لازم .
به این موضوع یادآور میشم که در ایران زمانی که حتی یه شبکه اختصاصی سریال و فیلم نبود همین صدا و سیما شبکه ای 24 ساعته با کیفیت و تمام دوبله شده IFILM رو برای کشورهای عرب زبان راه اندازی کرد .
این درحالی بود که ده ها شبکه ضد ایرانی با برنامه های تخریبی ایران رو نشونه رفته بودن .
به عقیده من تا زمانی که بودجه صدا و سیما با تبلیغ چیپس و روغن تامین میشه همیطوری خواهد بود .