کد خبر: ۱۰۲۹۴۱
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

نکاتی جالب از خودکشی در اینترنت

هفته گذشته رادیو گفتگو میزبان بحث کمتر شنیده شده ای با موضوع پوچ گرایی و خودکشی در اینترنت و ارتباط آن با مبحث جنگ نرم بود.

به گزارش سرویس سیاسی رویداد :مشروح این نشست تخصصی به شرح ذیل می باشد:

سردبیر و مجری:منصوره صامتی
کارشناسان : حمید رضا خاکسار کارشناس و مشاور فرهنگی و حسین بابا زاده مقدم کارشناس سیاسی رسانه ای و فعال در عرصه فضای مجازی 
 
مقدمه : نکات برجسته در زمینه پوچ گرایی
آقای مقدم :
نیهیلیسم طبیعتا زاییده فلسفه پوچ غرب است. چرا فلسفه غرب پوچ است به این دلیل که محصول بی خدایی محصول حاکمیت دروغ و محصول حاکمیت شیطان بر جامعه انسانی است، وقتی که غرب خداحافظی کرد با خدا و غرب رسما اعلامیه صادر کرد در جنبش پیوریتانیسم مبنی بر این که ما بندگان شیطانیم یعنی ترجیح میدهیم از بندگی خدا به بندگی شیطان تغییر جایگاه و موقعیت دهیم. وطبیعتا وقتی که در جامعه ایی اعلامیه ایی صادر می شود که ما بندگان شیطان هستیم شیطان چیزی جز نا امیدی، پوچی، تاریکی و سیاهی را برای آن جامعه و برای آن اندیشه و فرهنگ به همراه ندارد. اگر چه دستاوردهایی را غرب در زمینه های علمی و فناوری و شاید توسعه سیاسی درک کرد، اما زمینه برای گسترش پوچ گرایی بسیار فراهم شد و یک سیر نزولی اندیشه ایی به سمت قهقرایی در حقیقت در تاریکی را شاهد هستید.به صورت مشخص پوچ گرایی شاید 100 سال عمر شناخته شده داشته باشد که البته تردید های زیادی وجود دارد، نشانه های دیگری هم در تاریخ دارد که من تصور نمی کنم موضوع بحث این برنامه باشد، اما طبیعتا جریانی بود که از دل ادبیات بیرون آمد و حالا با توجه به این که امروز هم روز بزرگداشت و گرامی داشت شعر فارسی است که سرشار از معنا، امید، سازندگی و تعالی است .
طبیعتا اینجا نقطه مقابل ادبیادت فارسی است، ادبیات غرب به سمت پوچی و به سمت خسته تر کردن مخاطبانش به پیش رفت و در اثر تجربیات تلخی که انسان غربی داشت، تجربیات تلخی مثل جنگ ها، گذر جامعه، گذری که غرب به صورت پر شتاب از سنت به سمت مدرنیته تجربه کرد و تضادهای زیادی را در جامعه غربی تولید کردند که این تضاد ها برای مردم سرخوردگی ها، سرگشتگی ها و خستگی هایی را به وجود آورد. همین سرخوردگی ها و سرگشتگی ها به مرور زمان باعث شد زمینه های پوچ گرایی تقویت شود یعنی آدم ها از خود سوال میکردند آیا من برای این به دنیا آمده که زندگی سخت و توأم با دروغ و فریب را سپری کنم.؟!
و نهایت امر نا امیدی که از اصلی ترین ریشه های از پا در آوردن یک انسان در زندگی است به سراغ مردم آمد و در حقیقت یک جریانی به عنوان پوچ گرایی شکل گرفت.
صامتی: آقای خاکسار مصادیق فضای مجازی در ارتباط با پوچ گرایی را اشاره بفرمایید، چگونه است که یک انسان شاداب و با نشاط را تبدیل به یک انسان مسخ شده ایی که از زندگی خسته شده رسالت خود را نمی داند و به دنبال یک سوالی که در نهان ذهن او ایجاد شده و همواره زمان را سپری می کند تا مرگ او فرا رسد بدون هیچ هدف خاصی؟
مهندس خاکسار : نیچه پدر نیهیلیسم بوده، نیچه جمله ای دارند که می گوید«نیهیلیسم متولد شد با اولین انسانی که خودکشی کرد»، این جمله،جمله جالبی می باشد معلوم نیست که اولین انسان چه کسی بوده که خودکشی کرده است اما نتیجه ی نیهیلیسم و اثر او را در جامعه بشری با این جمله خوب نشان داده می شود. خودکشی در واقع ثمره تفکر نیهیلیسم در جهان است .
نیهیلیست همیشه با بشر بوده، بشری که دچار افسردگی شده نسبت به محیط پیرامونی نا امید شده است و دچار یأس مفرط شده و هیچ امیدی به ساختن آینده خود نداشته، این انسان نیهیلیست است. یک انسان افسرده و مأیوس اگر در زمین قرار بگیرد فردیست که همین واکنش ها را از خود نشان می دهد، اگر در آسمان، هوا، دریا هم باشد همینگونه است.اگر در فضای مجازی باشد با همین تفکرات و با همین گرایش ها وارد فضای مجازی می شود، کسی که می خواهد تجارت کند اگر بخواهد در زمین تجارت کند، خرید و فرو ش انجام میدهد و خطرات و ریسک تجارت را می پذیرد، اگر در دریا هم وارد شود همین تجارت را انجام خواهد داد و حتما سرمایه اش را بکار میگیرد وریسک می پذیرد و خرید و فروش انجام میدهد.
فضای مجازی یک جغرافیای جدید برای انجام فعالیت های بشریست که این بار این فضا را خودش ساخته . فضای مجازی در طبیعت موجود نبوده که مهاجرت کند که مثلا از زمین به دریا مهاجرت کند، این بار فضایی را ساخته و توسعه داده است که در این فضا تجارت می کند، آموزش می دهد فعالیت های روزمره زندگی اش را به فضای مجازی انتقال می دهد و با خود افکار تعلمات روحی و روانی را به فضای مجازی انتقال می دهد.
انسان ها خودشان دچار تعلماتی می شوند که به طور طبیعی منجر به پوچ گرایی می شود انسان هایی هستند که در حوادث زندگی در شکست ها ی روزمره، ورشکستگی، از دست دادن عزیزان، دچار تعلماتی می شود که اگر درمان نشود منجر به افسردگی خواهد شد و نسبت به محیط پیرامونی خود واکنش های منفی پیدا خواهد کرد و ممکن است اقدام به خودکشی کند اما یک پدیده جدید در دنیا شکل می گیرد و آن هم این است که، فرآیند افسردگی در یک شخص ، یک جامعه را کشف کردند و این را به شکل یک فرآیند مصنوع بشر تدوین کردند برای اینکه افرادی را در جوامع و یا جوامعی و اجتماعاتی را دچار افسردگی کند.
صامتی:
به فرآیند افسردگی دست پیدا کردند و آن را برای جوامع دیگر اجرا می کنند. 
مقدم افزود: یعنی افسردگی به مثابه یک پروژه 
خاکسار: پروژه ها ی افسرده سازی جوامع را تدوین کردند.
صامتی:چه مصادیقی را در فضای مجازی می بینیم که این فرآیند افسردگی که گفتیم برای برخی جوامع و برای برخی اجتماعات در نظر گرفته شده رخ میدهد؟
آقای مقدم: آقای خاکسار اشارات خوبی داشتند، مبنی بر اینکه خود این آدم ها در فضاهایی میروند که خودشان ساختند و تمام صفاتشان را به آنجا منتقل می کنند کار ویژها، تخلفاتی که دارند، زندگی، علایق، غم ها و افسردگی هایی که دارند، منتها آن چیزی که در رابطه با جنگ نرم بسیار مهم است و این جا کمتر ممکن است در برخی از ناهنجاری ها مورد توجه قرار بگیرد مثلا ما یک اشتباه بزرگی رو انجام بدهیم مبنی بر این که تصور کنیم نیهیلیسم محصول یک عارضه روانی است چون میدانیم که خیلی ها در تحلیل نیهیلیسم سراغ بحث های روانی میروند در صورتی که عوامل واکنش ها و برداشت های روانی که ما داریم قطعا در مراحل دوم و سوم قابل طرح است ضمن این که یک نکته هم فضای عمومی جامعه است ببینید وقتی که شما انبوهی از کتابها ومجلات و محتوایی را می خوانید، مثلا حلقه هایی که واقعا وابسته به خارج و دشمن هستند و وابسته به بی بی سی، دستگاه های فرهنگی انگلستان و سفارت انگلستان هستند، میروند و انبوهی از کتاب های صادق هدایت را ده ها بار تجدید چاپ می کنند.
مجری: مگر کتابهای آقای صادق هدایت چه محتوایی دارد ؟
مقدم: محتوایی که دارد این است که صادق هدایت از جمله معدود افرادی است که خودش هم با پوچی، سیاهی، تاریکی و افسردگی زندگی میکرد و نهایتا با خودکشی مرد. یعنی کمترین تأثیری که بر جامعه ما دارد ترویج دیدگاه یک آدمی است که با افسردگی مرده و خود کشی کرده آن هم به شکل فجیع. یا این که شما میبینید که محصولات و آثار کسانی شبیه احمد شاملو درجامعه تقویت می شود. چرا که ویژگی آثار او پوچ گرایی و تصویر یک چهره ی سیاهی از جامعه، انسان و حرکتی از که آدمی در جامعه دارد به هر حال هر کسی که چیزی را تولید می کند نکات مثبتی هم دارد اما اون چیزی که بارز است و سنبلی که از این شعرا و نویسندگان شناخته شده این است.
شما میدانید که دشمن برای این آدم ها و بعضی نویسنده های ما تریبون های ثابتی ایجاد کرده بنیاد های ثابت گرامیداشت ایجاد کرده در برنامه های رادیویی و تلویزیونی شان مجله های خاص خبری و ویژه های خبری ایجاد کردند برای افرادی از این دست، این یک زمینه عمومی است، یک زمینه ی عمومی دیگر وجود دارد که دشمن شعر و ادبیات را در ایران به سمت پوچی سوق و حرکت می دهد. یعنی ما امروز انجمن ها و کانون های ادبی زیر زمینی فراوانی داریم که اینها در حقیقت به دنبال تبیین پوچ گرایی هستند و جالب است به شما عرض کنم که بنده یکی از این جمع ها را از نزدیک دیده ام شاید یک گروه از جوانهای دانشجو که قریب به سی یا چهل نفر بودند، اینها حداقل هر کدامشان تجربه بیش از 15 یا 20 مورد خودکشی نا موفق داشتند و آثار و علایم این خودکشی ها ی نا موفق هم روی بدن و دست و صورتشان کاملا پیدا بود.
این اتفاق کجا رخ میدهد این ساخته شدنی است، من کاملا مخالفم با نظرات کسانی که می خواهند موضوع را تبیین کنند که این در حقیقت یک فرایند است. 
صامتی سردبیر برنامه گفتگوی ویژه: فرایند یعنی چه؟آیا در جامعه شکل میگیرد و مطلقا این نیست؟برخی ها می گویند به مرور زمان با توجه به این سوالاتی که در ذهن افراد جامعه شکل میگیرد نا خودآگاه خودشان به سمت پوچ گرایی می روند؟شما با این مخالفید؟
 مقدم : بله بنده مصادیق و شاهد هایی دارم در عرایضم که یک مورد همین انجمن ها و گروه ها است مورد دیگر شما میبنید در کشور انبوهی از فیلم ها در جایی که ما نظارت لازم را نمی کنیم و دقت نظر را به خرج نمی دهیم انبوهی از فیلم ها تولید میشود در سینمای کشور که این ها مروج یک نگاه سیاه به جامعه است مثل شاعر زباله ها که شما می بینید این فیلم در شبکه خانگی در اختیار خانواده ها قرار می گیرد شعر هایی که در این فیلم خوانده می شود که شعر، دیالوگ، تصویر سیاه است. البته موضوع ما این فیلم یا نظیر این فیلم ها نیست اما فقط می خواهم استفاده کنم و برگردیم به یک نقطه نظری که امیل دورکیم اشاره میکند «اگر شما در جامعه اندوه، سرگشتگی و تضاد را دامن بزنید این منجر به عوارضی می شود که در بعد فردی خودکشی و در بعد جمعی انقلاب است» و دقیقا دشمنان جمهوری اسلامی می دانند اگر در رابطه با خودکشی، نیهیلیسم و پوچی سرمایه گذاری کنند به صورت خیلی سریع و زود بازده میوه های شوم و سیاه این سرمایه گذاری را می توانند جمع آوری کنند دقیقا به همین خاطر است که شما می بینید در فضای مجازی هم می آیند کلوپ های مرگ را تأسیس میکنند کلوپ های مرگ داوطلبانه.
چیزی که شبکه ی من و تو وقتی به محض تأسیس یک تریبون اختصاصی برای گفتگو های روز تشکیل میدهد یکی از معدود برنامه هایش بررسی حق خودکشی و پایان دادن به زندگی به صورت داوطلبانه است.
مجری: این را در شبکه من وتو گفتند؟
اقای مقدم : بله در شبکه من وتو به صورت ویژه نامه در برنامه های مفصل که خودکشی یک حق داوطلبانه، فوق مدرن و حق انسان است و نه تنها حق است بلکه زیباست یعنی با نور پردازی ها، با ادبیات و جمله ها ، این کاری است که رسانه انجام میدهد در فضای مجازی شما می بینید که این جنبه ادبیاتی موضوع غنی تر و قوی تر است یعنی وقتی که خدای فلسفی و موضوعی افرادی که آنجا میخواهند فعالیت روشنفکرانه داشته باشند به لحاظ معنایی تغییر پیدا می کند، به نوشته های کسانی مثل آلبرکامو، کافکا، نیچه و نظایر این ها.در تحقیقات اینها در فرهنگ غرب آدم های موجهی نیستند.
مجری: یعنی خود مردم نگاه مثبتی به این افراد ندارند ؟
آقای مقدم: بله دقیقا همین طور بده و که همین بودلر در آمریکا بسیار شخصیت منفوری دارد یا به هر حال خیلی از این ها یهودیانی با وضعیت های به خصوصی بودند.
اینها خودکشی را اعتراضی بر بودنشان تبلیغ می کنند و بعد جالب است 90% اینها خودکشی نکردند و تنها 10% آنها باور کردند حرفی که می زنند درست است و خودکشی کردند و بعد حتی جالب است که خود آلبر کامون تعریفی میدهد با عنوان قهرمانان پوچی.
تعریف مبنی بر اینکه شما بیایید قهرمان پوچی باشید یعنی نه خودتان را بکشید و نه کار دیگری انجام بدهید بلکه با این وضعیت پوچی یک زندگی پوچی را تا ابد ادامه بدهید تا زمانی که زنده هستید. می دانید زندگی کردن پوچ یعنی چه ؟
خانم صامتی: یعنی یک نفر که فکر میکند حالا که زندگی، هدف و به دنیا آمدنش پوچ است روش و سبک زندگی اش چیست؟
آقای مقدم : این دقیقا همان آدمی هست که غربی ها به دنبال آن هستند البته غربی ها نه تنها در جوامع خودشان در جوامع شرقی و در جوامعی که می خواهند آن جوامع را استثمار می کنند اینها دقیقا در آنجا به دنبال چنین افرادی هستند و در واقعا شما می بینید که در بعد سیاسی آثار آنارشیسم از دل این پوچ گرایی بیرون می آیند و در بعد هنری اگزیستانسیالیسم که تبیین کننده هنر برای هنر است. ما میگوییم مگر میشود کاری را انجام بدهیم فی نفسه برای آن کار.
آقای خاکسار : در واقع بسته ی فرهنگی غرب برای خودشان و بسته ای که ارائه میکنند به ما در مثلا جهان سوم کاملا متفاوت است .
مجری : بسته ی فرهنگی غرب برای خودشان و بسته ای که ارائه میکنند به ما در مثلا جهان سوم کاملا متفاوت است یعنی چه؟
آقای خاکسار : یعنی بسته ی فرهنگی که لیبرالیسم به جهان غرب ارائه می کند بسته ای است که در آن پوچ گرایی منجر به این نمی شود که مردم به این نتیجه برسند که امیدی به ساخت آینده غرب نیست باید و خودکشی کرد و دست از تلاش برای ساختن غرب برداشت اما این نسخه وقتی که در خاورمیانه، آمریکای لاتین میاید و نسخه ای است که جوانها باید مأیوس باشند و امیدی به آینده نداشته باشند.امیدی نه به هنرشان نه به نظام حکومتی و نه به ادبیات شان داشته باشند .
آقای خاکسار: این نسخه وقتی به کشورهای غیر غربی میاید منجر به این می شود که همه باید مأیوس باشند و همه باید خودشان را از فعالیت های اجتماعی کنار بکشند، آینده را نمیشود ساخت و امیدی به آینده نیست این نسخه ای است که در واقع مثل این میماند که در دنیای غرب این ویروس های اندیشه ایی را در درون خودشان بارور می کنند، فرایند تکثیر و تخریبشان را در می آورند و کشف می کنند و به عنوان یک ویروس این را به فضاهای خارج از غرب منتقل می کنند. این نمونه ایی که در آزمایشگاه غرب تولید می شود در واقع تولید می شود که برای جهان دیگر یک اتفاق دیگری بیافتد . شواهد بسیاری داریم که این اتفاق افتاده یعنی آمده اند ویروس های اندیشه ایی را ساختند و به دنیای خارج از خودشان منتقل کردند .
آقای مقدم : بله من شاهد هایی را از فرمایشات آقای خاکسار خدمتتان عرض می کنم، در حوالی دهه 1960 میلادی در آمریکا یک جریانی به عنوان هیپیسم ظهور کرد، هیپیسم که پدر بسیاری از این جریان هااست، وقتی شما می بینید که فرهنگ هیپ هاپ که رپ از آن منشعب شد و شیطان پرستی به نوعی تقویت نیهیلیسم جهان ، به نوعی تقویت آنارشیسم افراطی در جهان، و خیلی از اینها محصول هیپیسم  است یعنی برآمده از این جریان است . این در آمریکا آن قدر پیش رفت که تبدیل به یک شبه معذل شد یعنی اینها 500 هزار نفر شان در یک روز یک جا جمع شدند واین 500 هزار نفر در آن روز فقط یک میلیون قرص روان گردان مصرف کردند و میلیون ها لیتر مشروبات الکلی استفاده کردند و به شدت ارتباطات جنسی نا متعارفی را با اعضایی که در میتنگ شرکت کرده بودند برقرار کردند. آمریکایی ها دقیقا از این افراد استفاده کردند برای طراحی مدها و طراحی خرده فرهنگ ها و گروه های فاسدی که می خواستند اینها را به کشور های دیگر تزریق کنند، بعد شما می بینید همین ها کارشناسان فرهنگی سازمان سیا شدند یعنی اینها مصداق های دقیق و سند های غیر قابل انکار دارند، همین فرهنگ رپ را شما ملاحظه کنید که در کجا ساخته شده؟! چه کسانی این فرهنگ رپ را و با چه ادعایی ساخته است ؟! با ادعای تبعیض نژادی، مبارزه با سرمایه داری.
آقای خاکسار: البته در ابتدا این درست بوده یعنی تمام این فرقه هایی که ایجاد شده اعتراضی بوده بر وضع موجود بر آمریکا و غرب اما بعدا توانستند سیاست مداران غرب و آمریکا اینها را مدیریت کنند.
آقای مقدم : همین حلقه مفقودی ماست که ما باید استفاده کنیم از تهدیداتی که شکل می گیرد برای ایجاد فرصت، چون شما ببینید همین فرهنگ آنارشیسم که اینها صادر کردند می دانید که آنارشیسم آدم هایی را می سازد که هیچ پایبند نیستند تحت هیچ قانونی خودشان را تعریف نمی کنند و هنجار شکن هستند و بسیار موجودات خطرناکی هستند، حالا شما تصور کنید این ها اضافه بشود به یک سری گرایش های جنون باری شبیه به خودکشی، خودآزاری. الان شما .زومبی ها در آمریکا ببینید این یک گروه پوچ گرای مطرح در آمریکا هستند که حتی برخی از کاندید های ریاست جمهوری آمریکا هم آمده اند و خودشان را با شمایل و پوستر های شبیه به زومبی ها تبلیغ کردند. به قدری در جامعه آمریکایی مطرح شدند و تبلیغاتی را به خودشان اختصاص داده اند. اینها در حقیقت اصلی ترین گرایش اجتماعی و سیاسی که دارند مقابله با هنجار های اجتماعی و سیاسی است، مقابله و اعتراض به همه چیز.
ببینید چه کسی میتواند اعتراض به همه چیز کند؟! چه کسی می تواند در صدد براندازی و ویرانی همه چیز برآید؟!
دقیقا همان آدمی که باید به قول آلبرکامون تا آخر زندگی اش مثل کسی که با پوچی زندگی می کند و هیچ چیزی برایش مهم نیست مثل کشتی سوراخ، مثل یک نت لنگ که در حقیقت یک موجودی است با دست و پای شکسته که اختیار و این اجازه را پیش خودش و جامعه دارد که هر کنش و واکنشی را نشان بدهد و به مسیر خودش ادامه بدهد.
مجری: اگر این گونه آدم هایی که آقای بابازاده و جناب آقای خاکسار برشمردند و ویژگی های آنان را گفتند و بعد آن را در قالب فرآیند تعریف کردند به بحث جنگ سایبری و مسائل سیاسی خاورمیانه و به ویژه ایران که به هر حال جبهه معارض و معاند تلاش میکند در جنگ نرم و سایبری چه شکل و شمائلی در جامعه خودمان دارند؟
یک پیامک: مبنی بر این که ایمو ها را معرفی کنید یا اینکه حداقل شکل ظاهریشان را مطرح کنید نمیدانم آدم های این چنینی در جامعه چه شکل و شمائل خاصی دارند که باید آن ویژگی را بگویم ؟
آقای مقدم : این گروه در حقیقت یکی از مصادیق و یکی از گروه هایی هستند که منشعب از همین گروه های نیهیلیسم است.
مجری: آیا ایموها را در ایران هم داریم ؟
آقای مقدم : بله ایموها را در فضای مجازی داریم .
یکی از نکات بسیار مهم این است که تعداد زیادی از این گرو ها در جامعه ما بروزاتی ندارند و اصلا اینها فرقه های اینترنتی هستند مثل همین ایموها که این ها در حقیقت یک نوع گروه، فرقه ، انجمن و یک جریانی هستند که اینها مبتنی هستند بر دو چیز مد و موسیقی یعنی خودشان را انشعابی از متالیک ها می دانند چون متالیک ها در آن فرهنگ کلان به عنوان یک فرهنگ می خواهد خودشان را مطرح کند نه صرفا یک سبک موسیقی و در واقعا ایموها نوجوان هایی هستند که گرایش پیدا کردند بر این موضوع که در واقع با موسیقی متالیک ها حضورشان آغاز شده اینان معتقد هستند که ما آدم های عاطفی هستیم ما پوچ گرایان عاطفی هستیم.
خانم صامتی: آدم های عاطفی و پوچ گرایان عاطفی یعنی چه ؟
آقای مقدم: یعنی اینکه اینها احساسات عاطفی بسیار زیادی دارند و می دانید که سن نوجوانی که قلیان احساسات است این احساسات را در حقیقت اینها به دنبال موسیقی ها، تم ها و شعرهایی می روند که این احساسات در آنها پر رنگ و غلیظ بوده بعد در همین جریان همین آموزه هایی که دشمن و جریانات فرهنگی خارج از کشور برای آنها تدارک دیده اند به جایی می رسند که بیشتر این نوجوانان خودکشی می کنند. 
خانم صامتی : الان که ما در فضای نوجوانانمان یک گروه ویک جریان فکری داریم که به پوچ گرایی فکر میکنند . ما فکر می کردیم حداقل دانشگاهی به بالا دچار این مشکل می شوند.!؟
آقای مقدم : البته در مخاطب شناسی یک بخش دانشجویی داریم، بخشی حتی بزرگ سال داریم اینها تفاوت های بسیار زیادی دارند اما این کجا اتفاق می افتد که این نوجوان دنبال این است که بگوید من عضو یک گروه هستم یعنی میل به گروه گرایی،میل هویت طلبی، میل کسب تشخص اجتماعی خاص و در واقع به دنبال یک سبک از آرایش و پوشش که او را متمایز میکند و از بقیه افراد جامعه و آن خاص باشد.
آقای خاکسار : و البته ما چون جامعه امکان گروه هایی تجمعاتی بسیارو کم است یعنی اقبال عمومی نسبت به این افکار و این گروه ها کم است و مخالفت می شود و جلو شان گرفته می شود . طبیعی است که از آن طرف سازمان دهی می شود که این گروه ها و دسته جات در فضای مجازی ایجاد کند چون در فضای حقیقی امکان بروز و ظهور آن نیست .اینها آن را آنجا ایجاد می کنند به امید آنکه این تجمعات مجازی آنجا ایجاد شود و روزگاری بتوانند این را با جمع آوری طرفدار و هوادار بتوانند یک تجمع و تشکل واقعی هم در جامعه ما ایجاد کند و این راتوصیه بدهند .
مجری :نمونه آن را در فتنه 88 دیدیم از شبکه های اجتماعی و گزوه های اجتماعی استفاده کردند برای مسائل سیاسی .!!!
آقای خاکسار : دقیقا تمام گروه ها در واقع حتی غیر اخلاقی مورد استفاده قرار می گرفتند در زمینه سیاسی همیشه این اتفاق می افتد و همیشه جمهوری اسلامی وقتی یک تجمع و جنگ احزاب برای آن راه می اندازند ، می بینیم که در آن جنگ احزاب تمام فرقه های سیاسی فکری و اخلاقی تمام این مفاسد اجتماعی پشت این جنگ احزاب میایند و در مقابل قرار می گیرند .
مجری : گروهی حتی یک موسیقی یا شعر خاصی را رواج میدهند یک مدی از لباس رایج می شود حداقل خیلی از نمونه هایش را در فتنه 88 من به خاطر دارم و حالا نکات دیگری که باید هشدار بدهیم به نخبه گان جامعه و مسئولینی که شنونده هستند بالاخره مصادق آن را برشمردیم و بعد هم بگوییم که حداقل خواستگاه آن را از بین ببریم اگر شما می فرمایید در دوره نوجوانی گروه گرایی یک ویژگی است فردی میخواهد خودش را بشناسد و هیجانش را تخلیه کند، اینها آمده اند از این استفاده کرده اند که در جامعه ما خیلی نمی توانیم با اشتراک در جمع کار گروهی انجام بدهیم، کلا ما ایرانی ها خودمان هم همیشه اعتراف می کنیم که شاید خوشنویسان خیلی خوبی داشته باشیم ولی شاید نتوانیم یک گروه از ورزشکاران خوب مثلا در فوتبال را داشته باشیم ولی منتها آنها هم خواستگاه پیدا می کنند و این گروه ها را رواج می دهند، این نوجوان کجا برود ؟
آقای مقدم : نوجوان یا بسیاری از گروه ها حتی من یکی از این کتابها را نگاه می کردم در رابطه باپوچ گرایی که یک چهره ی بسیار مشهوری نوشته در حقیقت او گفته است که این از جمله فلسفه های تجملاتی می باشد میدانید که چه کسانی را پیدا میکنند پوچ گرایی معمولا آدم هایی که دو طرف طیف هستند یعنی اغناء ی اغنیاء ، یا فقرای فقرا، اینها به لحاظ زمینه اجتماعی که وجود دارند آدم هایی که بسیار از نظر تشخص دچار کمبود هستند و حس میکنند انسان های تهی هستند معنای زندگی اینها این است که یک ایمو باشند، یک ایمو، آنارشیسم، یک وندال باشند، کسانی که می بینید میل به تخلیه دارند و شما اشاره کردید که در فتنه 88 از این آدم ها استفاده شد. در بررسی که انجام شده بود نشان داده شد اینها از آدم هایی که اغلبشان موسیقی و رپ را دوست داشتند چرا چون موسیقی رپ اعتراضی فی نفسه برای اعتراض را تایید می کند . می دانید که همین وندالسیت هایی که در حقیقت عضو این گروه ها هستند و کسانی که میل جنون آمیز به تخریب اموال عمومی دارند آنها در حقیقت یکی از گرایشات اصلی شان این است که تخریب برای تخریب ، اعتراض برای اعتراض ، و این چقدر نزدیک است به هنر برای هنر.در حقیقت تبیین می کند هنر برای هنر یعنی من خلق میکنم برای اینکه خلق کرده باشم. همین اتفاق وقتی که می افتد شما جامعه را کم کم به سمت یک ویرانه سوق می دهید وقتی در محافل علمی در بحث هنر امروز این فلسفه های هنری تقویت میشود وبر کسی پوشیده نیست مشخص هم است ما فرهنگ سرا ها و پژوهشکده هایی در امر فرهنگی داریم و باید بررسی شود چرا این موضوعات در آنجا طرح میشود ؟چرا ایده ی هنر برای هنر که ابتدای بسیاری از مفاسد در ایران است و در هر جامعه ایی چنین نگاهی است تقویت شود و جامعه دچار فرو پاشی میشود. قطعا دشمن در این بزنگاه ها دخالت می کند و البته فکر نمی کنیم که فقط نوجوانان مورد هدف هستند بسیاری از جوانان، دانشجویانی که تحت تأثیر آموزهای مطالعاتی مارکسیستی قرار گرفتند اینها یا به نسبت بقیه گروهها استعداد بیشتری برای جذب پوچ گرایی دارند چون آنها به دلیل شدت و غلظت مادی گرایی که دقیقا در برابر خدا گرایی قرار می گیرند و هر جایی که خدا از زندگی انسان غایب شود و پوچی به سراغ انسان می آید در حقیقت اینها بیشتر مستعداند. در گروه های بزرگ سال هم البته عوامل گوناگونی در آن دخیل است مثل شکست های که در زندگی فردی انسان تجربه می کند گروه هایی که در حقیقت مورد اجحاف های نا خواسته ایی قرار می گیرند مثلا کسانی که دچار شکست های خانوادگی و طلاق می شوند، مثلا کسانی که مصیبت های بزرگی را در زندگی به لحاظ از دست دادن عزیزانشان، شکست ها ی مالی و شکست های شغلی را تجربه می کنند و حتی شکست های سیاسی اینها عموما بیشتر در معرض افسردگی هستند و اینها زمینه های اجتماعی است . ما هیچ وقت نمی توانیم اینها را منکر شویم، بلکه کار دشمن همیشه و در تمام برنامه ها این بوده که به خوبی می دانسته کجا و کی باید زیر ساخت های موجود در کشور راتقویت کند برای این که این فرآیند گسترش پیدا کند.
آقای خاکسار: در واقع همیشه از بستر های موجود در جامعه ی ما دشمن استفاده میکند برای دشمن مقرون به صرفه نیست چه از لحاظ هزینه و چه از لحاظ زمان که زیر ساخت درست کند که بعدا از آن استفاده کند. پوچ گرایی را جدای از آن بسته ی اعتقادی، فرهنگی غرب نمی توان دید. حتما پوچ گرایی را همراه با فرقه گرایی حتما با خرافه ، خودفروشی ، سکولاریسم، مدرنیسم همه ی اینها یک پکیج است از طرف غرب، این پوچ گرایی را همراه این بسته اگر ارزیابی کنیم خودش را نشان می دهد به تنهایی وارد یک کشور نمی شود و با متعلقاتش وارد میشود و همه اینها یک بسته ی وسیع فرهنگی است که از منافذ برنامه ریزی شده وارد می شود.
مارک پالمر که عضو کمیته خطر جاری آمریکا و کارشناس تصمیم ساز برای دولت های کارتر ، بوش و همین الان اوباما هستند و در طرح دلتا گرایشی که عنوان آن [ایران، آمریکا ، ره یافت جدید ]، یک توصیه دارد به دولت مردان آمریکا در سال 84 «ایران به لحاظ وسعت سرزمینی، جمعیت، کیفیت نیروی انسانی، امکانات نظامی و منابع طبیعی سرشار و موقعیت ممتاز در خاور میانه و نظام بین الملل به قدرت کم نظیر تبدیل شده و دیگر نمی تواند با یورش نظامی و جنگ سخت آن را سرنگون کرد بلکه تنها راه سرنگون سازی نظام جمهوری اسلامی پیگیری مکانیزم های جنگ نرم و استفاده از تکنیک های عملیات روانی، تبلیغاتی با استفاده از سه تاکتیک دکترین مهار، نبرد رسانه ای ، سازماندهی و پشتیبانی از نافرمانی مدنی است .
نکته مهم؛ این سه عنوان مهم همان نسخه هایی هستند که کمیته خطر جاری برای فروپاشی شوروی توصیه کردند و به عبارتی موفق شدند نسخه را مجددا کمیته خطر جاری به دولت مردان آمریکا در مورد ایران ارائه دادند هدف هر جنگی تصرف منابع دشمن و یا انهدام آن منابع است . در واقع اگر مثلا یک نیروگاه، یک سد جزء منابع دشمن باشد به عنوان هدف جنگ این منبع را در ابتدا به دنبال این هستند که به تصرف خودشان درآوردند و خودشان از آن استفاده کنند اگر موفق نشدند منابع را به تصرف خود در آورند این منابع را منهدم می کنند که دشمنانشان نتوانند از آن استفاده کنند. اگر جنگ سخت باشد این منابع همان نیرو گاه ، تانک ، هواپیمای دشمن است . اگر جنگ، تبدیل به جنگ نرم شد که توصیه آقای پالمر است؛ مهمترین منابع جنگ نرم نیروی انسانی است .
آقای مقدم : اساسا چیزی انسان را از بین می برد که به او گفته شود اساسا زندگی اش بر پایه پوچی است که اگر انگیزه و امید را در یک انسان از بین ببرید. شاید به همین دلیل است که امیر المومنین می فرمایید بزرگترین گناه نا امیدی از خداست .
آقای خاکسار : در جنگ نرمی که منابع نرم ما را هدف گرفتند استراتژی ملی هم جزء منابع نرم ماست . فرهنگ ها، اعتقادها و ... جزء منابع نرم است که در جنگ مورد تهدید قرار می گیرد در مورد نیروی انسانی ما، اگر دشمن بتواند به هدف برسد در واقع نیروی انسانی در خدمت غرب قرار گرفته یا اینکه چنان مأیوس و واخورده شده است برای کشور خودش کاری نمی تواند انجام دهد و پوچی و مرگ را انتخاب می کند اگر نیروی انسانی ما توان آینده سازی نداشته باشد در آن جنگ نرم به منزله انهدام آن است و اگر نیروی انسانی اهداف دشمن را دنبال کرد در واقع به تصرف و اسارت دشمن قرار گرفته .
صامتی : آیا به همین وضوح افراد را به خودکشی فرا می خوانند یا اینکه شگرد ها و فرآیندی دارد که حتی یک انسان حتی گرایشات مذهبی خوبی داشته در یک پروسه 10 ساله چیز دیگری از او باقی نمانده جز یک انسان مسخ شده ؟
گویی برای هر مخاطبی یک فرآیندی را انتخاب کردند و یک انسان مذهبی را با شگرد های مذهبی جلو روند برای انهدام او در این رابطه توضیح دهید؟
 مقدم : تاکتیک هایی که برای جذب افراد اتخاذ می شود یکی از مهم ترین های آن فرهنگ سازی است مثلا افرادی که می خواهند عضو سایت کلوپ شوند ( که جامعه است برای گفت و گو و برای دوستی و معرفی کردن افراد است ) چیزی در آن مد میشود اینها در معرفی کردن علاقه مندی های خودشان مثلا در حوزه کتاب ، کتابهای کسانی را ذکر میکنند که میل به پوچی زیاد است . و همین فرهنگ سازی بالاخره سبک میشود در برخورد با این آثار و محصولات قرار میگیرد یا سبک لباس پوشیدن ، سبک موسیقی که فرد می خواهد انتخاب کند و رنگ هایی که انتخاب می کند مثل رنگ سیاه، سفید به صورت مشخص در آن جایی که به معنای تهی بودن می دهد. چون همین رنگها در نگاه مذهبی رنگ مقدسی است اما با نگاه آنها تهی بودن است. عزم دشمن این است که تریبون ها و پایگاه هایی که پوچ گرایی را در فضای مجازی یا غیر مجازی تقویت می کند کمک کند مثلارادیو فردا اولین موسیقی که از یک خواننده ایرانی پخش می کند احساس به خودکشی دارد و یک ترانه ایی را پخش می کند که محتوای خودکشی دارد دراین رابطه می توان از اشخاصی نام برد
مجری : میتوانید نام خوانندگانی را نام ببرید؟
 مقدم: محسن چاوشی ، شما این روح افسرگی را می بینید و دیگر اینکه یک خواننده ایی را در اوج فتنه از ایران خارج میکنند و این خواننده هم ویژگی بارزش پوچ گرایی است مثل آقای نامجو و در فضای مجازی تبادل می شود و کارهای او عرضه میشود چون جای دیگر امکان آن را ندارد و ما اساسا فرهنگ شادی در کشور نداریم شاد بودن یعنی چه ؟ اساسا فرهنگ شادی و تعریف از شادی نداریم . اگر چه مردم سعی می کنند شاد زندگی کنند. اخبار رسانه ها و کار دستگاه های فرهنگ ساز ما در کشور چیست؟ آیا شادی لودگی است ؟ آیا شادی موسیقی جنون آمیز است ؟
مقام معظم رهبری سالهاست در مورد مهندسی فرهنگی هشدار دادند دریغ از اینکه شما یک قدم مؤثر در این رابطه دیده باشید، شما مهندسی فرهنگی را کجا می بینید ؟
شما تعریفتان از سبک موسیقی مجاز در ایران چه می دانید ؟ و زمانی هم در رسانه های ما گاهی شما میبینید که اینها منتشر میشود اساسا تعریفی که ما از یک موسیقی فرهنگی در ایران داریم آن موسیقی چیست ؟ آیا فقط موسیقی سنتی است؟ اگر موسیقی پاپ است چه شکل هایی از موسیقی پاپ است تعریفش چیست ؟
اینکه شما می دانید اساسا انتشار یعنی ضرباهنگ هایی که در بعضی از موسیقی ها است مثل راک ، متالیک و رپ اساسا خود ضرباهنگ ها فعالیت هورمون های جنسی بدن را تا 20 برابر افزایش می دهد و این یک واقعیت است این که شما ملاحظه میکنید مجموعه هایی هستند که در کشور پمپاژ اندوه، تضاد و سر گشتگی می کنند و مثلا اجازه می دهید آنها به فعالیت خودشان ادامه بدهند .
مجری : این را ما با مراسم عزاداری روحانی و معنوی که اتفاقا یک حزن دوست داشتنی و(حزن مقدس) است اشتباه میگیریم یعنی فکر می کنیم غم یعنی این و به این بهانه می گویند مثلا با یک کلیک مسیحی شوید .
آقای مقدم : خیلی از اینها عارضه گذر جامعه به مدرنیته است یعنی خیلی از این گرایش های متناقض و متضادی که شما در افراد می بیند اینها یک عوارض طبیعی است و یک عناصر بحرانی که به صورت طبیعی در جوامعی مثل جوامع ما وجود دارد اما اینکه در حقیقت مسائلی باهم اشتباه میشود مثل فرهنگ شادی و عزاداری حضرت امام عبارتی دارند که «گریه بر حضرت ابا عبدالله مردم ما را شاد میکند»، ولی در بعضی سایت ها اندوه بی پایان یک غم بی پایان را تبلیغ می کند که نتیجه آن خودکشی، تخریب خانوادگی و از بین بردن اعضای خانواده است .
آقای خاکسار : غربی ها یک سنت داشتندو یک مدرنیته و یک مهاجرت از سنت به مدرنیته . این به جامعه ما چه ربطی دارد ؟ آیا ما هم باید مهاجرت از سنت به مدرنیته داشته باشیم ؟
آقای مقدم : نه اصلا من موافق مهاجرت از سنت به مدرنیته نیستم .
آقای خاکسار : لزومی ندارد که ما تحولات و تغییرات جوامع غربی را نگاه کنیم و انتظار داشته باشیم این تحولات اتفاق افتاده باشد و ما الان مطابق آن برنامه ریزی و مقابله کنیم .
مجری: مقام معظم رهبری هوشمندانه الگوی پیشرفت ایرانی اسلامی را در مقابل توسعه انتخاب می کند و روی آن تاکید می کند .
آقای مقدم : این که آدمها امروز دلشان می خواهد که هم مدرن زندگی کنند و هم دراجتماع باشند و در اجتماع با آن ویژگی خاص باشند و نقش ایفا کنند و هم این که دلشان می خواهد یک آدمی سنتی باشند. سنتی به معنای حفظ مذهب، حفظ ارزشها ی ملی که البته خوب هم هستند.
آقای خاکسار: وقتی ما می گوییم سنتی با آن چه در فرهنگ غرب سنتی می گویند فرق دارد .آنها در یک جامعه ی بسته ی مسیحیت قرار داشتند ازفشارهای آن دنیای کلیسا و فشارها و محدودیت ها فرار کردند و به دنیایی دیگه ای که اسمش را گذاشتند مدرنیته. ما نه مسیحیت و نه کلیسا را تجربه کردیم و نه قرار است فرار کنیم از مدرنیته.
آقای مقدم : یعنی بحران های فردی را برای افراد، اجتماعات، جمع های خانوادگی شان و نهایتا رفتارهایی که از خود بروز میدهد در پی دارد .
مجری: یعنی این تناقض ها آدم ها را اذیت می کند، یعنی آدمی که می خواهد مذهبی باشد و سنتی باشد می خواهد مدرن هم باشد و نمیداند چه کاری را انجام دهد اینها همه تبعات دارد .
جمع بندی:
آقای خاکسار : فضای مجازی را به عنوان جغرافیای جدیدی که بشر خودش ساخته و قرار است در آن فعالیت و زندگی کند کار اقتصادی و آموزشی انجام دهد تلقی میکنیم و در آن فرصت ها و تهدید های بی شماری می بینیم ، فرصت هایی که ما برای استفاده از آن باید خودمان را آماده کنیم و تهدیداتی که گاهی وقت ها به وسیله خودمان ایجاد می شود گاهی وقت ها سازماندهی و برنامه ریزی شده، پیرو سیاست های دشمنان ما در فضای مجازی ایجاد میشود و طبیعتا برای مقابله با این تهدید ها باید سازوکارهایی را داشته باشیم و برنامه ریزی کنیم و از زیر ساخت های میلیونی استفاده کنیم برای این که بتوانیم با این تهدید ها مقابله کنیم .
خانم صامتی : یک مقدار ممکن است ما خودمان هم منفعل شویم و بگوییم که پس برای ما هم نقشه کشیدن یک استراتژی چندین ساله است و به برخی از اهدافشان رسیده اند و حتی ما مصادیقشان را در فضای مجازی نام بردیم پس ما ناگذیریم به این که به این سرنوشت سر بنهیم یا این که نه به هر حال برای خودمان هم شخصا راهکارهایی وجود داشته باشد.
آقای خاکسار : من خیلی خوش بینانه تر فکر می کنم در فضای مجازی من احساسم این است که برای ما فرصت بسیار تاریخی ایجاد شده است ما جامعه ای هستیم که جامعه آرمان گرا، اندیشه ایی ، جامعه هوشمند فعال آینده ساز هستیم که توانستیم تغییرات جدی در تاریخ بشر در همین دوره سی ساله ایجا کنیم نگاه جهان و توقع جهان را نسبت به تغییر و تحولات تاریخی تغییر دادیم. این فرصت مجازی فرصتی است که ما بتوانیم این اندیشه ها را در دنیا توسعه بدهیم از این فرصت ها باید استفاده کنیم اما به دلیل این که ما سازوکارهای لازم را برای استفاده از فرصت نداشتیم از این جهت ما استفاده می کنیم که این یک تهدید است .
آقای مقدم : اولا تاکید دارم بر این که ما این تفکیک را برای خودمان داشته باشیم که در بحث پوچ گرایی و رسیدن آدم ها به نقطه پایان نگاه به زندگی و رسیدن به پوچی، ما حتما این گروه را تفکیک کنیم یعنی عوامل درونی وبیرونی بحران را تفکیک کنیم . و دولت و مسئولین و دستگاه های فرهنگی و رسانه های ما موظف هستند که در هر دو بعد تلاش کنند یعنی کاهش زمینه های افسردگی ، نا آرامی، استرس و فشار روانی در جامعه و نظایر اینها بهبود وضعیت معیشت ، مهم است یعنی اینها هر کدام در جایی به نوبه خودش تأثیر دارد اما یک بخشی برخورد های باز دارنده و برخوردهای فرهنگی و مهاری هستند که ما حداقل در بعد تشدیدی باید جدا از اینها استفاده کنیم از جمله محدود سازی کانون هایی که در کشور اندوه را تبیین کند. من خیلی تاکید دارم روی این بحث اندوهناک کردن جامعه توسط عده ای که تعمدا دارند این اتفاق را ایجاد می کنند و عالمانه این اتفاق دارد در سینماهای ما در سایت های ما و درفضای مجازی ما، در شبکه های اجتماعی در محیط سمعی و بصری کشور البته در سطح نامتعارف و زیر زمینی به شدت اتفاق می افتد اینها واقعا نیازمند برخوردهای جدی ترو به موقع تر مثلا ایمو ها امروز شاید 5 تا 50 سایت و وبلاگ دارند . این کجا اتفاق افتاده البته اقداماتی هم شاید مسئولین در برابرش صورت دادند که قابل تقدیر است ولی قطعا کافی نیست.
وقبل از این که این اتفاق بیافتد هم زمینه های فرهنگی باید از بین برود و هم ما باید به این فکر کنیم که تمام اینها را و تمام معلفه هایی که دشمن دارد از آن استفاده می کند مثل مد ، موسیقی، فرهنگ ها، رفتارها و نظایر اینها را خود ما گروه ها گروه گرایی. این ها را خود جامعه باید بسازد و تبلیغ کند و زمینه و فرصت را از دست دشمن خارج کنیم . چرا که در بحث فرهنگی یک استراتژیک وجود دارد و آن هم این است که هیچ صندلی خالی هیچ جا باقی نمی ماند .و قطعا اگر ما صندلی را خالی بگذاریم دشمن روی آن مینشیند و ما خودمان باید استفاده کنیم و از این شرایط بتوانیم بهرمندی بیشتری داشته باشیم. بیشتر کسانی که به این قصه تمایل پیدا کردند اینها بر اثر بعضی از مسایل روحی مدتی بعد شاید کسانی که خودشان لیدران و رهبران پوچ گرایی در فضای مجازی بودند بعد از این که آن مشکلات شخصی شان را برآورده شده به قدری چهره زندگی اجتماعی شان تغییر کرده که شاید امروز ببینید و باور نکنید و در جواب شما هم میگویند ببخشید آن موقع در دوره ای از افسردگی بودم که این شرایط به من رو آورد و من مجبور شدم این تبلیغاتی را که به آن اعتقاد نداشتم را هم کمک به انتشار کنم .
مجری : مگر می شود انسانی به کرامت و ارزشمندی خودش در هستی و در کائنات پی برده باشد همانی که خداوند به واسطه ی آفریدن او به خودش تبریک گفت همانی که اشرف مخلوقات است از مهربانی و گرویدن به این حلقه مثبت انرژی و پر از لطافت دور بماند و خدای ناکرده دلش نخواهد که زندگی کند و امید وارم که قدر این موهبت الهی یعنی زنده بودن و زنده ماندن و زندگی کردن را بیشتر بدانیم .
 

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین