آقای رئیس جمهور! قانون برای همه یکسان است
بولتن نیوز: هفته گذشته، هفته پر حادثه و در عین حال، مهم و سرنوشت سازی برای کشور بود. در رأس این اخبار و حوادث، آن نهادی که بیش از همه در چشم بود و حادثه آفرید، «قوه قضائیه» بود.
بازداشت فائزه هاشمی، سعید تاجیک، مهدی هاشمی، علی اکبر جوانفکر، صدور حکم حبس ابد برای چند متهم پرونده اختلاس در بیمه ایران و رسیدگی مستمر به پرونده اختلاس بزرگ همگی کارها و اقداماتی بود که قوه قضائیه در روزهای اخیر توانست با صلابت و اقتدار کامل آنها را انجام داده و بار دیگر نشان دهد که در عمل و به صورت جد، به دنبال برقراری عدالت اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در جامعه است.
در این بین اگر چه رسانه های بیگانه و ضد انقلاب سعی در القای این مفهوم هستند که در بین مسئولین جمهوری اسلامی اختلافات شدیدی رخ داده است اما دقیقا خلاف این موضوع صادق است. بازداشت فرزندان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بار دیگر نشان داد که جمهوری اسلامی اگر چه ممکن است در پاره ای از موارد، با ضعف هایی همراه باشد، اما قاطبه آن دسترسی و دستیابی هرچه بیشتر به ساخت یک نظام دینی و مردم سالار است. البته در این بین نیز، نباید از موضع گیری آقای هاشمی غافل شد. جمله ایشان که فرقی بین بچه های من با دیگر بچه ها نیست را باید به فال نیک گرفت. جمله ای که نشان می دهد ایشان نیز پذیرای حکم قانون هستند و انشاءالله که در عرصه عمل نیز به همین منوال عمل کنند.
سوی دیگر ماجرا اما بازداشت مشاور رسانه ای آقای رئیس جمهور، علی اکبر جوانفکر است. بنا به احکام صادره از سوی شعب دادگاه های یاد شده که به تایید دیوان عالی کشور و دادگاه تجدیدنظر استان تهران نیز رسیده است، جوانفکر به اتهام توهین به مقام معظم رهبری، نشر مطالب خلاف موازین اسلامی و مطالب مخالف عفت عمومی، علاوه بر دو فقره محکومیت حبس تعزیری، به محرومیت 3 ساله از هرگونه اشتغال و فعالیت مطبوعاتی و رسانه ای نیز محکوم شده و به زندان اوین منتقل شد.
بلافاصله پس از انتشار این خبر، رسانه ها و سایت های وابسته به دولت، دست به کار شده و مخالفت شدید خود را با اجرای این حکم بیان کردند. آنها سعی کردند تا مانند همیشه با تئوری پردازی های خیالی خود، بازداشت جوانفکر را مرتبط با سفر احمدی نژاد به نیویورک قلمداد کنند.
برای مثال وکیل جوانفکر با اشاره به سخنرانی رئیس جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل گفت: "همزمانی اجرای این حکم با سخنرانی رییس جمهور، برکات و اهمیت سخنان ایشان را تحت الشعاع قرار داده است."
جدای از اینکه اگر این اتفاق در هر مقطع زمانی دیگری هم که انجام می شد، باز هم کسانی که نمی خواهند در مقابل قانون سر تمکین به زیر آورند، می توانستند بهانه های برای خود جفت و جور کنند، اما بر خلاف گفتار طرفداران دولت، این موضوع نه تنها موجب تضعیف نظام نمی شود بلکه همان طور که پیشتر اشاره شد، خود یکی از عواملی است که به شدت موجب تقویت نظام و افزایش مقبولیت آن در جامعه و در بین آحاد مردم خواهد شد. چه آنکه مردم جامعه می بینند که نظام مقدس جمهوری اسلامی برای برخورد با متخلفین در هر جریان و گروه و حزبی که باشند، و در هر پست و مقامی که باشند تفاوتی قائل نشده و دغدغه ای ندارد جز اجرای عدالت. این موضوع یقینا در بلند مدت موجب تقویت ارکان نظام سیاسی کشور خواهد شد.
در این بین، متاسفانه جناب آقای رئیس جمهور به جای آنکه از این مساله استقبال کرده و آن را به فال نیک بگیرند، ناراحت شده و این ناراحتی را نیز آشکارا هویدا ساختند. برای همین، آقای احمدی نژاد در بدو ورود به فرودگاه مهرآباد و در جمع خبرنگاران با ابراز تاسف از دستگیری جوانفکر مدیرعامل خبرگزاری جمهوری اسلامی ایرنا گفت: بسیار متاسفم که در شرایطی که بسیاری از کشورها منتظر شنیدن نقطه نظرات ملت ایران بودند، چنین اخباری به گوش من میرسید.
وی افزود: میدانید که در سازمان ملل سخنرانیهای خوب بسیاری انجام میشود اما بسیاری منتظر بودند تا نقطه نظرات ملت ایران را بشنوند و بسیاری از شبکهها در این خصوص در حال ارائه تحلیل بودند. در آنجا دو طرف سخن خود را مطرح میکردند، یکی کشورهای مستقل که ایران به نمایندگی از آنها صحبت میکرد و از یک طرف هم نظام سرمایهداری که آمریکا نمایندگی آنها را بر عهده داشت.
احمدی نژاد گفت: در چنین شرایطی خبر دستگیری رئیس خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران و مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور میرسد و در صدر اخبار جهان قرار میگیرد که من از این بابت متاسفم.
این در حالی است که پیش از این، آقای احمدی نژاد بارها و بارها بر ضرورت اجرای قانون پافشاری کرده و حتی عنوان کرده بودند اگر کسی از نزدیکان من نیز مرتکب خلافی شده، حتما باید به آن رسیدگی شود.
البته دستگیری جوانفکر با استقبال چشم گیر فعالین رسانه ای و سایبری مواجه شد. برای مثال نویسنده وبلاگ "آب و آتش" در پستی که جدیدا به نگارش در آورده است در این زمینه نوشت:
"درست است که همه ما از آمدن وی به کشور و دستگیری و مجازات احتمالی وی خوشحالیم و این اتفاق برایمان باورنکردنی است، اما چرا هیچ کس و تقریباً هیچ کس از ماها که دغدغه عدالت و اجرای حکم متهمان را بدون وابستگیهاشان به حلقه قدرت داریم، صدایمان هم در نمیآید که چرا آقای جوانفکر که حکمش ماه هاست صادر شده و تجدید نظر خواهی هم شده و اعلام شده است اجرا نمی شود؟ اگر مهدی و فائزه هاشمی رفسنجانی متصل به بخشی از حلقه قدرت یعنی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام هستند، جوانفکر هم متصل به بخش دیگری از حلقه قدرت یعنی رئیس جمهوری اسلامی است. چرا باید برای اولی گلوی خودمان را پاره کنیم و به فرودگاه برویم و دستگاه قضا را - بحق - بابت تأخیر در اجرای حکم سرزنش کنیم اما برای دومی لام تا کام حرف نزنیم. آیا در اجرای عدالت بین حلقه های مختلف قدرت تفاوتی است؟"
وی سپس ادامه می دهد:
"همچنین به نظر حقیر و بر اساس آنچه از رفتار مولایمان علی «ع» خوانده و شنیده ایم، معتقدم به جرایم آقای مشاور رسانه ای رئیس جمهور هم باید مثل جرایم فرزندان رئیس مجمع تشخیص رسیدگی می شد و احکام صادره بدون اغماض اجرا می شد. اینکه چه شد در اجرای احکام ایشان هم تعلل و تأخیر شد، چیز زیادی به ذهنم نمی رسد و نمی خواهم به شنیده ها هم اعتنا کنم، اما سرمقاله روز گذشته خود آقای جوانفکر در روزنامه ایران بسیاری از مسائل را حل کرد. ایشان رسماً و علناً اعلام و اعتراف کردند که نباید بین افراد و شهروندان مختلف در اجرای احکام و رسیدگی قضایی تفاوتی باشد و حتی نباید انتساب و نزدیکی آنان به مسئولان عالی در این رسیدگی و مجازات تأثیری بگذارد، یعنی همان حرف اصلی این نوشته.
منظور نویسنده از سرمقاله آقای جوانفکر، سرمقاله روز چهارشنبه گذشته ایشان با عنوان «بچههاي هاشمي و بچههاي مردم!» است. جالب آنکه در آن مطلب، آقای جوانفکر باز هم همان بازی قدیمی و تکراری "چرا در این وقت" را تکرار کرده و این بار آن را به ارتباط بین دستگیری فائزه هاشمی و سخنرانی رئیس جمهور در سازمان ملل نسبت می دهد:
"یک سؤال دیگر این است که چرا مقامات قضایی، حکم خانم فائزه هاشمی را در زمانی به اجرا گذاشتهاند که رئیس جمهور برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک به سر میبرد؟ پرهیز از هرگونه اقدامی که این سفر مهم و حساس را تحتالشعاع قرار دهد، لازمه خردورزی در مدیریت امور است، آیا چنین اقدامی صرفاً ناشی از یک سهلانگاری است؟"
در مجموع به نظر می رسد بازداشت مهدی و فائزه هاشمی از یکسو، و بازداشت جوانفکر نیز از سویی دیگر آزمونی است برای راستی آزمایی سخنان و مواضع دو سیاستمدار ایرانی یعنی آقایان هاشمی و احمدی نژاد. دو سیاستمداری که در این سال ها در دو قطب متضاد از هم قرار گرفته بودند حالا به نظر می رسد که در یک جا، با یکدیگر اشتراک دارند. و حال می ماند حوادث روزهای آینده و مواضعی که این دو اتخاذ خواهند کرد. آیا این دو تن به اجرای حکم قانون خواهند داد یا نه؟
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



به نظر من هم حکم جوانفکر را اجرا نکردن ،نکردن تا هروقت این آقازاده ها رضایت دادن برن هتل اوین همزمان اون را هم ببرن زندان تا اینطوری صداشو ببرن ..