شجريان بامداد امروز وارد تهران شد + تصاوير
محمدرضا شجريان پس از فتنه 88 به خارج از کشور گريخت،بامداد امروز وارد تهران شد. ورود شجريان به تهران با تعداد انگشت شماري از نزديکان و دوستانش صورت گرفت.



شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



اومده چيكار؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بنده با موسيقي و هنر بيگانه نيستم اما متاسفم كه فضاي رافت و رحمت اسلامي جارابراي يك چنين دلقك هاي خودفروخته كه به خدا بويي از هنر ناب و اصيل اسلامي نبرده اند بازميكند كه سيب زميني هم خودش را قاطي ميوه ها كند و به خود اجازه ي جسارت به امام را بدهد چون زماني كه در آغوش بدكاره فراري (گوگوش) در خارج حال مي كرده عنوان كرده كه كوچكترين اعتقادي به انقلاب امام و ...ندارد و فقط براي دل مردم يك چندتايي سرود انقلابي خوانده است .چه زيباست كه ديگر آرزوي استفاده از دستاوردهاي خون شهيدان (رسانه ها) را به جهنم ببرد و در خانه ي مجللي كه با لطف همين نظام براي وجود كثيف خود دست و پا كرده انشااله به جهنم واصل شود.
*{ شاید هم پشت پرده خبرهایی است و ما بیخبریم }*
فقط امیدوارم فردا راه نیفته بره تو رسانه ملی که اگه اینجور باشه ابی و داریوش هم باید بیان !
داریم به انتخابات نزدیک می شیم دیگه. امیدواریم وزارت اطلاعات از سال 88 بخوبی پالایش شده باشه تا دیگه اجازه سوءاستفاده داده نشه ...
آقای شجریان برو دلت را خوش کن به حمایت یه مشت بچه سیاست زده که به وقتش فحش بارانت خواهند کرد ! بالاخره یه روزی صورتت مثل اون موهات سیاه خواهد شد
گم شدی آخر به زیر دست و پا
کرد بیگانه تو را ابزار خویش
خود شدی تا نور حق دیوار خویش
ربنایت چون خودت از یاد رفت
خیل شاگردان، هلا! استاد رفت
رفتهای از پیش ماها دور حیف
در سر پیری شدی مغرور حیف
مطرب عهد شبابم بودهای
مزه نان و کبابم بودهای
خوب میخواندی صدایت خوب بود
بعد تاج اصفهان مطلوب بود
میزدی چه چه برای شیخ و شاب
با نوای تار و تنبور و رباب
هست ساز اینک ولی آواز نیست
یک در گوشی به سویت باز نیست
تا نپیوندی عزیزم بر زوال
کاشکی بودی مرید اعتدال
مکر آمریکا تو را منفور کرد
زرق و برق غرب چشمت کور کرد
چونکه پیراهن دو تا شد بد شدی
مثل آن مطرب که بد میزد شدی
«سایه»ات فرموده بود آوازهخوان
که مرید پیردل باش و بمان
لیک ای مطرب دریغا که غرور
کرد از مردم تو را صد سال دور
وقت پیری ناز کردی با همه
ناز را آغاز کردی با همه
ناز کم کن سوی ملت باز گرد
کم بگو ازیأس ای استاد زرد»