انتقادهمسرهاشميازاحضارفرزندشبهدادسرا
عفت مرعشي مادر مهدي هاشمي از احضار فرزند خود به دادسرا انتقاد كرد و گفت: اتهامي كه وجود ندارد را ميخواهند تفهيم كنند. به مردم اتهام ميزنند، مردم اتهامي ندارند.
ایسنا: عفت مرعشي مادر مهدي هاشمي رفسنجاني از احضار فرزندش به دادسرا انتقاد كرد.
به گزارش ايسنا، مهدي هاشمي از ساعت 9:45 دقيقه روز دوشنبه به همراه سيدمحمود عليزاده طباطبايي وكيل مدافع خود در دادسراي شهيد مقدس كه در كنار زندان اوين قرار دارد، حاضر شده است.
حضور مهدي هاشمي در دادسراي جرايم امنيتي به دليل اخطار نماينده دادستان مبني بر لزوم حضور وي در دادسرا ظرف 24 ساعت پس از بازگشت است كه اين مهم شامگاه روز يكشنبه به مهدي هاشمي در فرودگاه امام (ره) ابلاغ شده است.
ياسر، محسن و فاطمه از اعضاي خانواده هاشمي به همراه عفت مرعشي همسر آيتالله هاشمي رفسنجاني در محوطه بيروني دادسرا در مقابل زندان اوين منتظر بيرون آمدن مهدي هاشمي از دادسرا هستند.
عفت مرعشي مادر مهدي هاشمي از احضار فرزند خود به دادسرا انتقاد كرد و گفت: اتهامي كه وجود ندارد را ميخواهند تفهيم كنند. به مردم اتهام ميزنند، مردم اتهامي ندارند.
مادر مهدي هاشمي افزود: اسامي دزدان را در دادگاه با حروفي مانند "چ"، "ر"، "د" و غيره بيان ميكنند ولي اسم پسرم، مهدي را در همه جا پر كردهاند و فرياد ميزنند.
مهدي هاشمي همچنان در دادسراي شهيد مقدس حضور دارد و مشخص نيست تصميم دادستاني درباره او چه خواهد بود.
به گزارش ايسنا، مهدي هاشمي از ساعت 9:45 دقيقه روز دوشنبه به همراه سيدمحمود عليزاده طباطبايي وكيل مدافع خود در دادسراي شهيد مقدس كه در كنار زندان اوين قرار دارد، حاضر شده است.
حضور مهدي هاشمي در دادسراي جرايم امنيتي به دليل اخطار نماينده دادستان مبني بر لزوم حضور وي در دادسرا ظرف 24 ساعت پس از بازگشت است كه اين مهم شامگاه روز يكشنبه به مهدي هاشمي در فرودگاه امام (ره) ابلاغ شده است.
ياسر، محسن و فاطمه از اعضاي خانواده هاشمي به همراه عفت مرعشي همسر آيتالله هاشمي رفسنجاني در محوطه بيروني دادسرا در مقابل زندان اوين منتظر بيرون آمدن مهدي هاشمي از دادسرا هستند.
عفت مرعشي مادر مهدي هاشمي از احضار فرزند خود به دادسرا انتقاد كرد و گفت: اتهامي كه وجود ندارد را ميخواهند تفهيم كنند. به مردم اتهام ميزنند، مردم اتهامي ندارند.
مادر مهدي هاشمي افزود: اسامي دزدان را در دادگاه با حروفي مانند "چ"، "ر"، "د" و غيره بيان ميكنند ولي اسم پسرم، مهدي را در همه جا پر كردهاند و فرياد ميزنند.
مهدي هاشمي همچنان در دادسراي شهيد مقدس حضور دارد و مشخص نيست تصميم دادستاني درباره او چه خواهد بود.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



اونایی که اسمشون مختصر ا ل ب ت خونده میشه بابا هاشون از مسئولین نیستن !
كدام مردم خانم مرعشي ؟!!!
مهدي هاشمي يعني مردم ؟!!!
حالتان خوب است ...؟!!!!
منظور شما از مردم
به احتمال یقین , قمه به دستان مست عربده کش و هناکان به پرچم امام حسین(ع) و به آتش کشندگان مساجد و اغتشاشگران خیابانی و برهم زنندگان نظم عمومی و ویران کنندگان بانکها و اتوبوسها و سطل اشغالها و ....است
اگر مورد دوم ذر نظر شما مردم هستند
خانم مرعشی کلیه این مردم ارزانی خودتان و فرزندانتان که رهبری و تحهیز فکری و تامین مالی آنان از طریق پولشویی و اختلاس و هماهنگ نمودنشان با اهداف و پروژه شکست خورده دشمنان ایران در مخالفت با نظام جمهوری اسلامی را افتخاری برای خانواده هاشمی میدانند والسلام
چه جالب! يعني اين خانم خودشون قبل از اعلام حكم معتقدند بچهشان دزد است و بايد اسم او را هم مثل ساير دزدان مخفف اعلام ميكردند؟!!
روزی روزگاری چوانی را به جرم سابقه سرقتهای متوالی و بیشمار، پس ازمجاکمه حهت اجرای حکم اعدام پای چوبه ی دار مجازات (که جماعتی از مردم و مادر جوان محکوم نیز درمیان آن جمع حاضر و ناظر به انجام جکم بودند ) آوردند.
برای آخرین بار از محکوم سئو ال شد آیا خواسته ای معقول و قابل انجام در این لحظه داری ؟
پاسخ داد ،بله مادرم را بیاورید تا از او بخاطر زحماتش سپاسگذاری و برای آخرین بار وداع کنم ، تقاضایش مقبول افتاد و مادر را نزد فرزند مجرم اوردند.
مادر گریان و نالان پیش رفت و فرزند را در آغوش گرفت و او را بوسید و جوان از مادر خواست که زبان از دهان بیرون آورد تا آنرا ببوسد
مادر که هر گونه خواسته خیر و یا شر فرزند محکومش از کودکی و تا این زمان و در آخرین لحظات زندگی او برایش مهمتر از هر چیزی بود بیدرنگ ،دهان گشود و زبان از نیام بیرون آورد و فرزند که سارقی حرفه ای و مجرمی زسوای دنیا و آخرت و محکوم به مرگ بود با حرکتی برق آسا با دندان زبان از حلقوم مادر بیرون کشید و بر زمین انداخت
و قبل از اجرای حکم اعدامش،خطاب به جماعت حاضر گفت :
زمانی کودکی بودم و خوب وبد را بخوبی تمیز نمیدادم ، تخم مرغی را دزدیدم و مادر مرا تنبیه نکرد و از گفتن راز سخیفم با پدر کوتاهی نمود و من امروز شتر دزدی قهار شده ام که چاره و راهی جز سرقت اموال و شتران خلایق ندارم و و قانون علاج کارم را مرگ و مجازات اعدام تشخص داده است و من اینهمه را مدیون زبان خاموش و گویای مادرم هستم و بدینوسیله از او سپاسگذاری کردم و ازخجالتش بیرون آمدم.والسلام