حوزه علمیه باید نظام را به لحاظ ایدئولوژیک و فکری تغذیه کند
در ادامه این مصاحبه، استاد رجبی ضمن تبیین جایگاه اصول فقه به مباحثی چون موضوعات مورد نیاز حوزه، تفاوت روش های فقه سنتی و فقه جدید و موانع این راه پرداختند که در ادامه از نظر می گذرد.
بولتن: اصول فقه در نظام فقهی اسلام جنبه مقدمی دارد یعنی در واقع نیازهایی که فقه دارد منجر به این می شود که یک سری از مسائل وارد اصول شوند.
به نظر شما با این اصول رایج متداول در حوزه ها که بیشتر با نگاه فقه فردی نوشته شده است می شود به فقه حکومتی ورود کرد یا نه؟
در واقع ما یک اصول جدیدی متناسب با نیازهای فقهی جدید و متناسب با نگاه حکومتی به فقه نیاز داریم؟ بسیاری بر این باورند که بحث ادله اربعه( کتاب، سنت، عقل و اجماع) عموما مختص به فقه فردی است و ما در فقه حکومتی بیشتر به عقل نیازمندیم تا سایر ادله؛ نظر حضرتعالی در این زمینه چیست؛ آیا این علم اصول فقه متداول در حوزه ها پاسخگوی نیاز فقه حکومتی با رویکرد حکومتی هست یا نه؟

بخش زیادی از اصول ما مباحث الفاظ است و بخش دیگری از آن هم جنبه های عرفی دارد که آن از قدیم هم بوده است یعنی نگاه عرفی؛ ولی بخش الفاظ آن به خصوص در واقع متد فهم متن هستند رویکرد باید عوض شود و الا همین متد کاملاً کارآیی دارد.
شبیه منطق، حالا منطق را دیگر نمی شود بگوییم اگر حکومتی شد چه کارش کنیم؛ این شیوه تفکر کردن است. اینجا هم شیوه فهم متن است بالاخره هر چقدر هم ما تحول ایجاد کنیم و حکومتی نگاه کنیم باز بحث این است که ظواهر حجت هستند یا نه؟ یا خبر واحد حجت است یا نیست یا امثال اینها و بحث های دیگری که داریم مثل تعارض امر و نهی شد چه کار کنیم یا در مورد تزاحم چه کنیم؟ بنابراین از نظر فرمول و متد فهم این چیزی تغییر نمی کند.
اینکه حضرت امام فرمودند به همان روش فقه جواهری یعنی متد استنباط همان متد باشد اما رویکرد می تواند عوض شود در نتیجه از یک روایت وقتی با همان متد با رویکرد فردی نگاه کنیم ممکن است ما فقط یک حکم فردی به دست بیاوریم اما اگر با نگاه فقه حکومتی و اجتماعی نگاه کردیم آنوقت ممکن است از همان روایت با همان روش و متدلوژی ما بحث جدیدی را به دست بیاوریم و حکم جدیدی را به دست بیاوریم و اصلاً مباحث جدیدی را وارد صحنه کنیم. مثل هر علم دیگری هر علمی رشد دارد ممکن است در اصول هم یک نظریه جدیدی مطرح شود ولی خیلی فرق می کند با آن بحث های فقهی چون آنجا به کلی همه مباحث رنگ دیگری پیدا می کند و به یک مباحث جدید گسترده ای وارد می شود.

آنجا این چنین هست اما روش اصولی ما که روش استنباط و فهم متن هست بسیار قوی و عمیق هست استوانه های عظیمی در این حوزه وارد شدند آثار و میراث خیلی گرانبهایی ما داریم و مباحث بسیار عمیقی داریم که شاید بخشی از آنها در نظریات جدید غربی ها اصلاً یافت نمی شود. بنابراین اینکه ما بگوییم الان باید یک اصول جدیدی پایه ریزی کنیم این معنایش این است که آن متدلوژی که ما تا حالا می فهمیدیم متدلوژی است که کارآیی ندارد؛ نه. من به نظرم روش شناسی ما کارآیی دارد ولی این را هم نمی گوییم، یعنی این نیست که بگوییم این وحی منزل است و هیچ تغییری نمی کند. چرا؟ چون احیاناً می تواند یک چیزی افزوده شود این یک رشته عملی است ولی اینکه بگوییم یک تحول بنیادین در این ایجاد می شود چنین چیزی نیست و بسیار مستحکم است با همان متد به عینه ما می توانیم فقه حکومتی را سامان بدهیم هم مسائل جدید آن را و هم مسائل دیگری که با رویکرد جدید به آنها نگاه می شود.
بولتن: فرمودید که ما برای رویکرد فقهی به فقه متداول نیاز به موضوع شناسی و همینطور شناخت مبانی داریم آیا فکر می کنید حوزه های علمیه با نظام آموزشی که الان دارند و در واقع طلاب خیلی با مسائل و موضوعات جدید یا مبانی علوم جدیدی آشنا نمی شوند فکر می کنید در واقع آینده فقه حکومتی در حوزه با این نظام آموزشی می تواند آینده روشنی باشد یا نه؟ در واقع باید یک نظام آموزشی متناسب با اینکه مسائل و موضوعات و مبانی علوم جدیده و موضوعات جدیده را شناسایی کند. من فکر می کنم موسسه امام خمینی که حضرتعالی مسئولیت آن را به عهده دارید و قائم مقام این موسسه شریف هستید فکر می کنم هدف از تشکیل این موسسه به نوعی همین باشد که طلاب با موضوعات جدید و مسائل و مبانی جدید آشنا بشوند. حالا فکر می کنید که آیا حوزه علمیه ما باید ورود به این مسائل داشته باشد و اگر نداشته باشد در واقع چه آینده ای را شما برای فقه حکومتی که از مطالبات امام راحل و مقام معظم رهبری بوده است را پیش بینی می کنید؟
حالا بحث فقه حکومتی محورهای فراوانی دارد که طبعاً بعضی از محورهای آن در حوزه ما خیلی ضعیف است یعنی باید هم فرهنگ سازی شود هم حلقه های پژوهشی تشکیل شود هم رشته های علمی تعریف شود و امثال اینها و بنابراین اگر بناست آن فقه حکومتی جان بگیرد و وارد بدنه حوزه شود و دست کم بخشی از حوزه ما را این نگاه فقه حکومتی دربربگیرد باید متناسب با این تحولاتی هم در برنامه ریزی درسی و در برنامه ریزی آموزشی و پژوهشی و فرهنگی ما رخ بدهد.
اینکه می گوییم رخ بدهد یعنی اینکه بالاخره حداقل اش همین است که اگر ما درس خارجی داریم بخشی از آنها بیایند به این بپردازند اگر دوره سطوح را ما داریم برخی از دروسی که یا خودشان بصیرت می دهند نسبت به مسائل اجتماعی یا موضوع شناسی مسائل اجتماعی را برای افراد تنوع می دهند و یا نه، خودشان یک بخشی از آن مسائل حکومتی را لااقل آن مباحث کلانش را تبیین می کنند این باید باشد. یعنی ما بدون شک برای اینکه نظام حوزه مان و کارهایی که به تعبیری بگوییم که اگر بنا باشد به فقه حکومتی آنگونه که باید اهتمام ورزیده شود چه کارهایی باید انجام بگیرد؟
به نظرم می رسد که باید یک مجموعه کارهای مختلفی انجام بگیرد تا حوزه ما هم بگوییم اهتمام ویژه را به این مسئله داده است. یکی همین که اشاره کردم ما یک فرهنگ سازی نسبت به فقه حکومتی در حوزه مان باید انجام بگیرد یعنی توجه ها جلب شود که بله این یک رویکرد جدید است و نیاز ضروری است همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند نظام ما مولود حوزه است پس حوزه از لحاظ تئوریک و نظری باید او را تغذیه و پشتیبانی کند. خود تبیین فلسفه و مبانی فقه حکومتی باید در بحث های زیربنایی فقه حکومتی مورد بحث و بررسی قرار بگیرد و نشست های علمی در مورد آن برگزار شود و میزگردهایی تشکیل شود.
خود مسئله ترویج آزاداندیشی روشمند و نوآوری و تولید علم در این حوزه باید تأکید شود یعنی بیایند یک بخش از آزاد اندیشی یک بخش از تولید علم یک بخش از نظریه پردازی و ابداع همین جاست که اگر بخواهد در فقه ما رخ دهد اینجا اتفاقاً زمینه اش خیلی فراهم هست. تربیت مجتهدان با رویکرد فقه حکومتی یک چیزی است که ضرورت دارد یعنی باید برخی از بزرگان ما بیایند و درسهایی را برگزار کنند تا جمعی با این توانمندی تربیت شوند که بتوانند وارد عرصه تحقیق و اجتهاد شوند. برخورد فعالانه با فقه حکومتی یعنی ما ببینیم که آینده جامعه خودمان و جوامع اسلامی را ببینیم.
اینکه مقام معظم رهبری فرمود بالاخره این کشورهایی که بیداری در آنها ایجاد شده آنها هم طالب یک نظام حکومتی هستند ممکن است این شکل نظام ما را نخواهند اما نظیر این را می خواهند. خب اینها را ما باید پیش بینی کنیم و چنین مسائل و نظامی را تعبیه کنیم و این در همین فقه حکومتی قرار می گیرد که الگو بدهیم به این نظام ها و این نظام ها به خصوص چون در خیلی از آنها مردمانشان عاشق اهل بیت هستند که بدانند این فرهنگی است برخاسته از فرهنگ اهل بیت آن را می پذیرند به خصوص که ما یک پشتوانه معقول و متقن قوی داریم این می تواند در همه جا حرف اول را بزند.
آینده نگری و جهانی نگری به نظرم در فقه حکومتی باید لحاظ شود یعنی ما باید همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند تمدن آینده را ما باید بسازیم و سرنوشت آن دست ما باشد و ما در تمدن آینده نقش داشته باشیم، این می طلبد که همین فقه حکومتی با یک نگاه جهانی تبیین شود و نکته دیگر به کارگیری همین فقه حکومتی در عرصه عمل است یعنی ما باید بحمدلله زمینه آن فراهم شده است خداوند لطف فرموده و انقلاب رخ داده است و ما الان اگر بخواهیم مباحث فقه حکومتی را در مرحله عمل به کار بگیریم کاملاً زمینه فراهم است.
خب این نعمت بسیار بزرگی است که باید حوزه علمیه قدر آن را بداند و از این استفاده کند و بیاید مباحث فقه حکومتی را مطرح کند و به دولت و مجلس ما ارائه کند برای اینکه در نقشه جامع کشور ما و در نظامات مختلفی که می بینند عملی کنند.

یکی هم همین موضوع شناسی فقه حکومتی است که ما الان نیاز داریم به این کار و یک کار جدی است. اصل موضوع شناسی در کل فقه خودش مهم است و در همین حوزه هم باز اهمیت ویژه دارد یعنی اهمیتش مضاعف می شود و یکی هم تشکیل لوژنه های علمی است که قدیم معروف بود می گفتند مباحثات کمپانی و در همان حوزه فقه ما اینها رایج بود. ما الان باید چنین مباحثاتی را در فقه حکومتی لوژنه های علمی را تشکیل دهیم و فعال شوند. اینها چیزهایی است که در سطح کلان است منتها به مرکز مدیریت و شورای عالی باید این رویکرد را در طراحی آینده نظام آموزشی ما ببینند.
بالاخره اگر بناست حوزه های علمیه نظام ما را تغذیه کنند باید در نظام آموزشی آن هم همینطور که فرمودید تعبیه شود. که ما در آینده کسانی و محققانی را داشته باشیم و فضلایی را داشته باشیم که هم درس خارج فقه حکومتی را بتوانند بگویند و هم نیازهای نظام را در آن حوزه فقهی بیاورند و رساله های عملیه با همین فقه حکومتی نوشته شود. بنابراین آنجا هم لازم هست و حتی به نظرم جا دارد که نهادهای حوزوی که در حوزه پژوهش فعال هستند یک بخشی از پروژه های علمی شان را به همین مسائل اختصاص دهند و بودجه ای را بگذارند و پشتیبانی کنند از محققینی که آمادگی دارند در این حوزه ها بیایند و مسائل فقه حکومتی را بررسی کنند و فقهای برجسته ما بیایند یک مقداری وارد شوند همانطوری که مرحوم آشیخ جواد تبریزی این کار را انجام میدادند فقهای ما هم بیایند و تبعیت کنند و راه ایشان را ادامه بدهند.
این جا دارد که چنین کاری انجام شود و جامعه مدرسین و شورای مدیریت و مراجعی که متولیان حوزه هستند به این مسئله یک اهتمام ویژه ای بورزند و حالا در موسسه هم که بحث های فقهی شروع شده است جا دارد که این گروهی که تشکیل شده است تقویت شود و کم کم به سوی همان فرمایش مقام معظم رهبری برود و آن را جامه عمل بپوشاند و خوب است که یک موسسه ای هم طراز موسسه کنونی در حوزه فقه تشکیل شود تا این هدف ما خیلی فاصله داریم و این قضیه با تشکیل گروه فقه و درسهایی که می گذاریم خیلی متفاوت است. در طراحی یک چنین امری باید اقدام شود و انشاالله ما در برنامه دراز مدت مان ببینیم یک زمانی را که یک چنین آرمانی که مقام معظم رهبری دارند را انشاالله ما جامه عمل بپوشانیم.
بولتن نیوز: حالا حضرتعالی با بخشهایی از سازوکارهای ورود حوزه ها به این مسائل پرداختید فرهنگ سازی، آینده نگری و جهانی نگری و کرسی های ازاد اندیشی و تربیت مجتهدان و غیره را بیان فرمودید. اما به نظر حضرتعالی با توجه به تاجربیات چندین و چند ساله شما و اینکه مشکلات را از نزدیک لمس کردید و تجربیات شما در جامعه مدرسین و آشنایی شما با این فضاها، به نظر شما مهمترین چالش، چون این واقعاً مهم است که خیلی ها می خواهند اما نیمدانند از کجا شروع کنند، شما چه نقطه ای را نقطه چالش کلیدی و اساسی میدانید که در واقع از آنجا شروع کنند. مهمترین چالش فراروی در واقع ورود حوزه های علمیه به مباحث حکومتی چیست؟
من فکر می کنم که دو تا نکته که مقام معظم رهبری هم زیاد روی آن تأکید کردند حالا شاید دو تا نه ولی یکی قطعاً بوده است. یکی مسئله همین هست که نقش و اهمیت و تأثیری که فقه حکومتی در خود فقه و در نظام ما دارد را برای خیلی ها به خوبی جا نینداخته اند. یعنی تصور اینهاست که اگر فقه حکومتی هم بشود یک سلسله مسائلی فرض کنید مثل مسائل مستحدثه یک چیزی اضافه می شود و این اینقدر مهم نیست که ما یک باب جدیدی باز کنیم و همین ابواب فقهی کافی است.
خود این کم اهمیت دادن به خاطر تصویر ناصحیحی است که از مسئله دارند. اگر بشود خود این مسئله در فضای حوزه ما تبیین شود و خوب جایگاه این بحث درک شود این اولاً انگیزه را برای اینکه کار جدی و مهمی آن را تلقی کنند فراهم می کند. یعنی ما در هر حرکت فردی و اجتماعی یکی نیاز به معرفت درست داریم و یکی هم نیاز به انگیزه کافی داریم اگر این دو تأمین شود حرکت شروع می شود. در اینجا هم در خود مفهوم فقه حکومتی و ابعاد و خصوصیات آن چون خوب شفاف نشده آن معرفت و آگاهی که نسبت به نقش آفرینی و عظمت کار هست هنوز حاصل نشده است.
وقتی این معرفت نیست شما کافی است هر مسئله ای یک مسئله جزئی تلقی کنید قطعاً هیچ اقدامی نمی کنید. حالا چه در مسائل فردی و جسمی و روحی و هرچه که باشد. وقتی ما خود مسئله را یک مسئله کوچکی تلقی کنیم. عظمت خود کار امام را کسی درک می کند که عظمت این مسئله را درک کند و واقعاً بداند امام چه کاری کرد و چه تحولی ایجاد کرد در جهان؛ حالا کسی که خیلی این را درک نکند خب می گوید این خیلی مهم نیست و ادامه دادن این حرکت را هم جدی نمی گیرد. بنابراین یک بخش تصویر نادرست از این مسئله است. یعنی نیاز به فرهنگ سازی و آگاهی بخشی و تبیین مسئله و شفاف سازی ابعاد آن دارد.
یک بخش هم این است که ما باید در حوزه این فرمایش مقام رهبری را خوب نهادینه کنیم که این نظام برخاسته از حوزه و فرزند حوزه است این حوزه باید این نظام را به عنوان فرزند خودش تلقی کند و خودش را در برابر این نظام مسئول بداند. اگر ما خودمان را مسئول دانستیم در برابر این نظام و احساس کنیم که وظیفه الهی ما این است که این نظام را در ابعاد مختلف تغذیه کنیم و احساس ما این نبود که چرا همه چیز حل شده است و یک عده آدم ناباب هستند که نمی خواهند اجرا کنند. اینطوری نبود و واقعاً احساس می کردیم نیاز دارند.
ما اگر بخواهیم این نظام سراسرش آنطور که در قانون اساسی آمده بر مبنای اسلام شکل بگیرد خیلی نیاز تغذیه فکری دارد و این وظیفه فقط به عهده حوزه است یعنی هیچ قشر و صنف دیگری هیچ نظام آموزش و پژوهشی دیگری متولی این کار نیست. اگر هم در مراحل بعدی نیاز باشد که دیگران کاری بکنند نقطه شروع آن اینجاست اگر هم دیگران بخواهند کار کنند باید بیایند با همکاری کمک کار حوزه باشند. فرض کنید در موضوع شناسی بالاخره خیلی از موضوعات فقهی اجتماعی و حکومتی ما مسائلی است که در رشته های علمی تبیین می شود از لحاظ موضوع شناسی ولی آنها باید موضوع شناسی را به حوزه بدهند باید حوزه خودش وارد شود. خوب روشن باشد بعضی از موضوعات هم که استنباطی و فقهی است و خود فقه باید این کار را بکند.
بنابراین اگر آن معرفت حاصل شود و بعد هم این احساس مسئولیت به وجود بیاید که ما وظیفه الهی در برابر این نظام داریم و این نظام از این حوزه برخاسته است و حالا هم این حوزه باید از لحاظ تئوریک آن را پشتیبانی کند از لحاظ مسائل زیربنایی و هجمه هایی که می شود دفاع کند و تبیین کند و تثبیت کند و هم به لحاظ نیازهای دستورالعملی و آیین نامه ای و نظامی و مقرراتی، این مقرراتی که مورد نیاز نظام است را باید حوزه تغذیه کند چون بناست بر مبنای اسلام شکل بگیرد و ما اینها را داریم در درون آیات و روایات خودمان؛ خب کسانی که متخصص این حوزه هم هستند میدانند امام وقتی بنا شد دانشگاهها در انقلاب فرهنگی بسته شود فرمود دانشگاهها را باز کنید ولی دست تان را ببندید و دست تان را دراز کنید به سوی حوزه های علمیه که دیدگاههای اسلامی در علوم انسانی در حوزه است.
امام می گوید اگر دانشگاه می خواهد نیازهای دینی اش در پرتو و بر مبنای دین شکل بگیرد حوزه باید اقدام کند . دانشگاه هم باید وارد شود ولی این ورود باید با همکاری حوزه باشد یعنی اگر حوزه کنار بکشد معنای آن نشدنی است. در سایر حوزه ها و نهادهای نظام ما هم همینطور است تمام نهادهای ما نیاز اکیدشان به حوزه هست. در همه ابعاد آن پس معنایش این است که حوزه یک رسالت عظیم و سنگینی بر دوش دارد و اگر کوتاهی کند در پیشگاه خداوند مسئول هست. اگر جایی خلاف شود به دلیل اینکه آن نظام و مقررات اسلامی شفاف نیستند حوزه مسئول است. اگر آن احساس مسئولیت و آن معرفت حاصل شود من به نظرم چالش اصلی ما اینهاست. و الا اینکه حالا بگوییم امکانات نیست و غیره هر چند باید هم سرمایه گذاری بیشتری شود یعنی اگر بخواهد یک کار عظیم این چنینی انجام بگیرد نیازی به سرمایه گذاری بسیار قوی و امکانات قوی هست ولی ما در آن حدی که امکانات هم داریم الان استفاده نمی کنیم و این رویکرد را ایجاد نکردیم و این اقدام را آنگونه که شایسته و بایسته این کار هست انجام ندادیم و الا کار در این باب زیاد شده است ولی می تواند دهها برابر این کار شود. این چیزی نیست که بگوییم با این مقدار کاری که انجام گرفته است به سر منزل مقصود می رسد.
بولتن: با تشکر از اینکه وقت خود را در اختیار ما قرار دادید، در پایان اگر نکته ای وجود دارد بفرمایید.
فقه جواهری ظرفیت بسیار عظیمی برای همه مسائل فقه حکومتی دارد یعنی اینکه گاهی تصور شود که نه، این فقه جواهری نمی تواند و امام هم تأکید کردند که اینطور نیست دقیقاً امام سخن بسیار حکیمانه ای فرمودند و به عنوان یک متخصص در حوزه فقه حکومتی سخن گفتند که باید با همان متد فقه جواهری پیش برویم و فقه جواهری ظرفیت حل کردن همه مسائل و استنباط همه مسائل را دارد و واقعاً ظرفیت این روش استنباط بسیار شگفت انگیز است یعنی با آن پویایی که دارد این فقه وجود دارد و از سوی دیگر با اتقانی که این فقه دارد و با آن توسعه و تنوعی که در شیوه استنباط آن هست و با اجتهاد پویایی که هست می تواند با انواع احکامی که در این فقه جواهری وجود دارد به خوبی می تواند پاسخگوی تمام نیازهایی که ما در نظام حکومتی در سطح ملی و بین المللی داریم پاسخگو باشد و عدم استفاده از این فقه یک نوع ناسپاسی در برابر این نعمت بزرگ و این میراث عظیم سلف و همینطور این میراث گرانبهای قرآن و روایات و اهل بیت هست.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



به اعتقاد بنده دولت باید امکاتات و کمکهایی در اختیار دانشگاه و حوزه قرار دهد که دانشجو و طلبه در کنار تحصیل بتواند هم در جهت تامین معاش کار کند و هم با کار و تولید آشنا و درگیر شود و به آن علاقه و عادت پیدا کند .
با توجه به سیره عملی ائمه این کار نه تنها اشکال ندارد بلکه بسیار نزدیک تر به روش زندگی ایشان است .
اشتغال در رشته تخصصی هم نه تنها دیگر قدیمی شده ، مثلا رشته هایی مانند کشاورزی یا دامپروری برای پیشرفت احتیاج به مثلا مهندسی برق یا مکانیک دارند ، معمولا فقط توجیهی برای کار نکردن است .
اصولا دانشجویی که برای اشتغال درس می خواند ، با کسی که برای تحقیقات و پیشرفت علمی درس می خواهد ، با هم فرق دارند .
در هر صورت شاید مهمترین مسئله در فقه حکومتی برای مردم بحث تامین معاش و عدالت اقتصادی باشد .
از آنجایی که مدل های مختلف اقتصادی بعد از سالها اجرا شدن ، نتیجه ای جز فاصله طبقاتی و فشار اقتصادی بر گروه بزرگی از مردم را نداشت ، به نظر می رسد تنها راه اصلاح نا برابری اقتصادی همان روش های خمس و زکات است .
اما عدم استقلال مالی و وابستگی حوزه ها به این مبالغ ، باعث می شود که برخی همیشه موفق به ایجاد شبهه شوند .