"خداحافظ بچه" و انتظاراتي كه انتظار ماند!
به گزارش گروه خاکریز سایبری بولتن نیوز؛ نویسنده وبلاگ «حی علی الجهاد» در آخرین مطلب وبلاگش نوشت:
سریال «خداحافظ بچه» که از اول ماه مبارک رمضان روی آنتن شبکه سه سیما رفت، موضوعي بكر و جذاب داشت و انتظار ميرفت كه تا پايان آن را حفظ كند، اما با گذشت چند قسمت اول به سرنوشت ديگر سريالهاي سيما دچار شد.
اين مجموعه سي قسمتي ميتوانست يك سريال نهايتا 6 يا 7 قسمتي مناسب باشد و به مفاهيم مناسبي كه پي گرفته خيلي خوب بپردازد.
مرتضي مرديكه از خلافهاي گذشتهاش توبه كرده و به همراه همسرش زندگي سالمي دارد. در موازاتآن خانواده گيتي و احمدرا ميبينيمكه در ارتباطات خود دچار مشكلات عديدهاي هستند و در جريان داستان عاقبت بخير ميشوند.
اما قصه اصلي اين مجموعه درباره ليلا ومرتضي است. مرتضي با همسرش مهربان است، در مقابل زخمزبانهاي مادر همسرش صبور است، در كارش موفق است و قرار است ترفيع شغلي بگيرد، اما سر راهش مشكلي سبز ميشود، آن هم از دست دادن بچهاش و وجود همسري كه به شدت عاشق مادر شدن و بچه داشتن است، اما ديگر نميتواند بچهدار شود. وسوسههاي خلافكاري از همين جا آغاز ميشود. ليلا و مرتضي تصميم ميگيرند براي هر خلاف خود، ضربدري در دفتر كارهاي روزانه بزنند تا بعدها بر اساس قانون، تاوان كار خلاف خود را بدهند. وجود اين دفتر مفهومي نو را به مخاطب ارائه ميدهد و به نوعي تداعيگر محاسبه و مراقبهايست كه در دين ما و از طرف علما به آن سفارش بسيار شده است، اما جالب است كه جعل سند يا بالا رفتن از خانه مردم جرم است و در دفتر ثبت ميشود، اما دروغهاي پيدرپي هيچ اشكال شرعي و عرفي ندارد، استغفار هم نميخواهد؛ چون براي آينده بچه است! و اين روند تا قسمت يكي مانده به آخر! سريال ادامه پيدا ميكند و دست آخر هم رعنا كه همهي فكر و ذكرش، ادامه تحصيل در ايتالياست، به يكباره معلم اخلاق ميشود و به خواهر و شوهرخواهرش گوشزد ميكند كه چرا وجدانتان بابت دروغها ناراحت نيست و آنها را در دفتر ثبت نكردهايد؟!
نكته ديگر تغيير ريتم واقعي داستان و نزديك شدن آن به طنز است. شيوههاي بچهدار شدن اين زوج و ماجراي عاشق شدن مجتبي كه طبق معمولِ همهي سريالها با نگاهي به دور از غض بصر در مجتبي و نيز حيا در رعنا، رخ ميدهد و بعد هم ماجراي فارغ شدنش كه خندهدارتر از آن عشق اوليه مينمايد و البته نماد آّببستن به سريال است، مخاطب را از رئال ماجرا دور ميكند.

اما در حين داستان، مسئلهاي نهفته است كه موضوع دعواي هميشگي زنان و مردان جامعه بوده است و اگر به آن درست پرداخته ميشد، در پذيرش تفاوت زن و مرد و احساسي و عقلاني بودن اين دو جنس در جامعه، تأثير شگرفي ميگذاشت.
از آنجاييكه در برخي احاديث به نقصان عقل زن اشاراتي شده و بحثهاي سياسي تا به امروز نگذاشته است اين مسئله براي مخاطب عام جامعه به ويژه زنان حل شود، توقع ميرفت در بين اين همه برنامههاي پرمخاطب سيما، يكي هم به اين مسئله بپردازد. ليلا به دليل داشتن عاطفه زنانه و نيز احساسات پاك مادرانه در دوران بارداري، كمكم توان تشخيص درست و غلط را از دست ميدهد و جالب اينجاست كه مرتضي كه بايد قوام خانهي او باشد و با درايت و تدبير خود، حس مادرانه او را به سمت درست جهت دهد، عامل اجرايي خواستههاي احساسي همسر خود ميشود! مثل خيلي سريالهاي ديگر كه مرد خانواده، انساني دست و پاچلفتي و ناكارآمد و نالايق است، مرتضي هم مديري ناكارآمد در زندگي است كه عشق ليلا، عقلش را ربوده است. اين تقابل عقل و عشق به صورت ناموزوني در ذوق مخاطب ميزند؛ چهاينكه عشق مفهومي است متعالي كه ابتدا او را از خلاف جدا كرده و بعد به ضد خود تبديل شده است. اين روند در قسمت آخر به نحو معجزهآسايي تغيير ميكند و ليلا با يك ترفند ساده كه نتيجهي يكي دو ساعت فكر مرتضي است، دست از احساسات كوركورانه خود ميكشد و اين اتفاق در حالي رخ ميدهد كه در مفاهيم ديني ما، مرد حامي زن و مدير و مدبر و مطاع و زن نماد عاطفه و عشق و محبت است و البته مدير روابط خانوادگي و تربيتي است و داراي احترامي خاص و ويژه و اگر قرار است مجموعههاي مناسبتي سبك درست زندگي ديني را در قالب سريال فرهنگسازي كنند، بايد خود، طبق همان مفاهيم عمل كنند كه اين سريال از پس اين مهم برنيامد يا شايد اصلا دغدغه چنين كاري را نداشت.
البته اينها تنها مفهوم ديني مغفول مانده و بدپرداخته شده در اين سريال نبود، پنبه بحث تعدد زوجات هم با لو رفتن خسرو و رفتن آبرويش به بهترين شكل ممكن زده شد! در اينكه پنهانكاري و دروغ گفتن به خانواده عملي قبيح است و هيچ توجيهي ندارد، شكي نيست، اما ميشد ماجرا به گونهاي ديگر رقم بخورد؛ مثلا خسرو تصميم بگيرد در نامهاي به صورت مفصل ماجرا را براي همسرش شرح دهد و اظهار شرمساري كند يا همين اتفاق به صورت رودررو بيفتد و نتيجهگيري به ببينده واگذار شود.

اشتباهات اين سريال با تعريف كردن يك خواب توسط ننه نصرت تكميل شد! آيا نميشد غلط بودن يك رسم را جور ديگري كه قابل باور هم باشد، به مخاطب ارائه داد؟! نميشد ننه نصرت خواب يك عالم يا روحاني يا يك فرد موجه و متقي در خانوادهي خود را ببيند كه آيه يا حديثي براي او ميخواند و او را نصيحت ميكند؟! به عقيده نگارنده اينكه بدون هيچ نگراني و خيلي راحت خوابي را كه ديده نشده، به معصومين عليهمالسلام نسبت دهيم، خالي از اشكال نيست.
البته از حق نگذريم پايان داستان براي زوجهاي نابارور اميدبخش و شاديآفرين است و غرور ملي را همبرميانگيزد.
و در آخر بايد گفت كاش جناب دكتر ضرغامي به جاي برگزاري نشستهاي تجليل از عوامل اين سريالها، آن هم با نظرسنجيهاي عاميانه و معمول، راهكارهاي مفيدتري براي ساخت، نظارت، ارزيابي و تشويق نويسندگان و كارگردانان اينگونه سريالها بينديشندتا اين آثار بانقاط ضعف كمتر و برد بيشتر به صفحهي جعبه جادو بيايند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


