فرمول مسابقۀ تسلیحاتی در خاورمیانه، با وجود مشکلات عدیده و انتخابات پیش رو در آمریکا
دنیس راس: بهتر است یک سال اسرائیل رامنصرف کنیم تا ببینیم چی پیش میاد
راس استدلال می کند که دولت اوباما "باید طرح بازی پایانی را با این شرح روی میز بگذارد، که به ایران اجازه دهد تا قدرت هسته ای غیر نظامی خود را داشته باشد...
بولتن نیوز: جنیفر روبین در گلوبال ویژن در مورد اظهارات دنیس راس، مشاور سابق اوباما نکاتی رامطرح ساخته که نشانه سردرگمی آمریکا و دولت اوباما در همراهی بااسرائیل است و در نهایت پیشنهاد داده که بهتر است فعلا تایک سال آینده اسرائیل را از تصمیم حمله نظامی منصرف سازیم تا هم شورای امنیت بهتر همراهی کند و هم انتخابات ریاست جمهوری آمریکابرگزار شود و رئیس جمهور بعدی مشخص شود.
زیرا با وضعیت کنونی نمی توان مسئله اسرائیل و ایران را حل کرد و آمریکا بامسائلی روبروست که قادر به حل کوتاه مدت مشکلات موجود درچند ماه آینده نیست.

دنیس راس، مشاور سابق اوباما درخاور میانه ، خود را به وضوح از جنجال های انتخابات آتی دور نگه می دارد ،اما در عین حال ، تلاش می کند تا در صفحات نیویورک تایمز ، از بیرون به مسئله نگاه کرده و سیاست های رئیس جمهور را در مورد ایران روشن کند.
آنچه او نمی گوید به اندازۀ آنچه می گوید مهم است. او سیاست رئیس جمهور را یک "موفقیت" قلمداد نمی کند. اما در عین حال ادعا هم نمی کند که تحریم ها سیاست تسلیحات هسته ای ایران را کُندتر کرده است.
در واقع او به یک تقسیم بندی مهم بین ایالات متحده و اسرائیل اشاره می کند: " کلمات رهبران اسرائیل تنها افزایش بی صبری روز افزون آنها را در قبال دیپلماسی نشان نمی دهد بلکه حاکی از آمادگی اسرائیل برای اقدام نظامی خودسرانه علیه تاسیسات هسته ای ایران است."
"با وجودی که هدف مشترک ایالات متحده و اسرائیل جلوگیری ایران از دستیابی به قابلیت سلاح های هسته ای است ، اما نگاه این دو کشوردر مورد لزوم دست زدن به اقدام نظامی برای ممانعت از پیشرفت هسته ای ایران متفاوت است ".
با توجه به گفته های راس ؛ مهم نیست که دولت اوباما، چقدر درمورد دیدگاه جامعه بین المللی نسبت به اقدام نظامی حالت تدافعی دارد،" او می نویسد:
"به هر حال حفظ انزوای ایران در صورت حمله نظامی، مستلزم آن است که توانایی ایران را در قربانی نشان دادن خودش نادیده بگیریم."
به عبارت دیگر، قبل از حملۀ نظامی، ضروری است تا نشان دهیم که ایران آمادۀ پذیرش توانائی تولید انرژی هسته ای غیر نظامی همراه با سطحی از محدودیت را دارد؛ به نحوی که این کشور را از توانائی تولید سلاح های هسته ای در کوتاه مدت باز دارد.

تاسف بار اینکه، او« اوباما » و دولتش بر این باورند که اگر ما همۀ این کارها را انجام دهیم ، دیگر روسیه، چین و سایرکشورها به اقدام نظامی ما اعتراضی نمی کنند؟ و دقیق تر اینکه : آیا در اصل قضیه فرقی هم می کند؟
همانطور که می بینید راس استدلال می کند که دولت اوباما "باید طرح بازی پایانی را با این شرح روی میز بگذارد، که به ایران اجازه دهد تا قدرت هسته ای غیر نظامی خود را داشته باشد، اما با محدودیت هائی که این کشور را از دسترسی به توانایی هسته ای خلق الساعه = یعنی قابلیت تسلیحاتی کردن سریع برنامه های هسته ای در هر زمان که اراده کند= باز دارد. ارائۀ چنین پیشنهادی روشن می سازد که یک معامله واقعی درکار است و به اسرائیل نیز اینگونه القا می کند که رویکرد آمریکا به مذاکرات، بی انتها و باز نخواهد بود. "
بسیاری از کارشناسان سیاست خارجی این امر را کاملا نگران کننده می بینند. جان بولتون، سفیر سابق امریکا در سازمان ملل متحد (و مشاور فعلی مبارزات انتخاباتی رامنی) این ایده را غیر قابل دفاع می داند. او از طریق ایمیل گفته : "ایران با رفتارخود طی دهه های گذشته نشان داده که در بحث برنامه های هسته ای به هیچ وجه قابل اعتماد نیست."
یک کارشناس خاورمیانه ای نیز می گوید که "این بازی پایانی نیست، بلکه صرفا یک پیشنهاد است که می تواند بلافاصله به هدفی برای ایران و روسیه تبدیل شود تا آن را تا حد ممکن تقلیل داده و به معامله ای سودمند تر برای ایران بدل کنند. "
جاناتان اسکانزر از بنیاد دفاع از دموکراسی نیز در ایمیلی به من نوشته که ایالات متحده " به اندازه کافی حول و حوش برنامه هسته ای غیرنظامی ایران سهل انگاری و شیطنت کرده است. مدت هاست که ما از گفتگو در مورد غیر قانونی بودن این برنامه عبور کرده ایم. اگر نگوئیم این برنامه باید نابود شود، دست کم باید از کار بیافتد و متوقف شود و تاسیسات آن نیز بایدجمع آوری گردد.
اگر زیرساخت های هسته ای ایران در جای خود باقی بماند، راه را برای بروز این تردید میان همسایگان مضطرب و عرب زبان منطقه ای اسرائیل و ایران باز می گذارد که برنامۀ تسلیحات هسته ای ایران می تواند به سرعت و هر زمان که تهران اراده کند دوباره از سر گرفته شود. این امر به سادگی می تواند منجر به تجدید و تشدید بحران شود.
وی همچنین به تاثیر آن بر کشورهای دیگر منطقه اشاره کرد:" علاوه بر این، در صورتی که زیرساخت های هسته ای ایران باقی بماند ، می تواند به کشورهای اطراف اینگونه القا کند که آنها نیز می توانند برنامه های هسته ای خود را دنبال کنند - زیرا آنها هم می توانند اصرار کنند که قابلیت هسته ای خود را تنها برای مصارف غیر نظامی (چشمک، چشمک) استفاده خواهند کرد. به عبارت دیگر، ما به زودی شاهد تولد خاور میانه ای هسته ای خواهیم بود. "
شایان ذکر است که میت رامنی ماه گذشته در جمع جانبازان جنگ های خارجی گفت : "مذاکرات باید دسترسی کامل و بدون مانع را برای بازرسی های بین المللی تضمین کند. در شرایط کنونی، رژیم ایران ادعا می کند که حق غنی سازی مواد هسته ای را برای اهداف صلح آمیز خود دارد. اما این ادعا پس از گذشت سال ها ریا کاری و فریب بی اعتبار شده است. باید یک خط روشن کشیده شود : یعنی دست کم برای مدتی هر گونه غنی سازی بطور کامل به حالت تعلیق در آید."
راس همچنین پیشنهاداتی ارائه می دهد که به عقیدۀ او می تواند به اسرائیلی ها اطمینان خاطر ببخشد و در عین حال تهدید نظامی ما را نیز معتبر و قابل دفاع جلوه دهد : "امریکا باید با اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد و آلمان ( گروه موسوم به 1+5) در مورد « استراتژی بعدی » بحث و تبادل نظر کند. یعنی در صورتی که دیپلماسی شکست بخورد و کاربرد زور به عنوان راه حل نهائی انتخاب شود، قدم بعدی چگونه برداشته خواهد شد. در واقع مقامات بلند پایۀ امریکا باید از رهبران اسرائیل بپرسند که آیا توانائی نظامی خاصی مورد نظر آنهاست که ما باید در اختیار آنها بگذاریم ؛ مانند بمب های ضد پناهگاه برای متلاشی کردن آشیانه های هسته ای زیر زمینی ، امکانات سوخت گیری هواپیماها و اطلاعات شناسائی و هدف گیری که می تواند برای آنها زمان دسترسی به سلاح هسته ای ایران را به تعویق بیاندازد."
"و سرانجام اینکه کاخ سفید باید از نخست وزیر اسرائیل بنیامین نتانیاهو بپرسد که اگر ناچار به اعمال زور شود چه نوع حمایتی را از ایالات متحده توقع دارد. . . به عنوان مثال تامین مجدد اسلحه، مهمات و تدارکات، قطعات یدکی، پشتیبانی نظامی و دیپلماتیک و یا کمک های لازم درصورت بروز شرایط اضطراری و غیر مترقبه . . . دقیقا چه می خواهد. ایالت متحده باید برای کاربرد منسجم قوا و درگیر جنگی اینچنین شدن در تمام عرصه ها آمادگی لازم را کسب نماید و قول همکاری کامل بدهد تا درعوض اسرائیل هم با به تعویق انداختن اقدام نظامی علیه ایران دست کم تا سال آینده موافقت کند."
همۀ این اقدامات به نظر مناسب و معقول می آید ، اما چرا دولت تاکنون اینکار را انجام نداده است ؟ راس سخنان خود را با اشاراتی از بیم و امید اینگونه به پایان می برد: "شاید برخی استدلال کنند که اینکار می تواند به نوعی احتمال وقوع حمله نظامی را برای سال آینده تضمین کند . آیا اینکار با وجود اوباما اتفاق خواهد افتاد؟ نگرانی آشکار رئیس جمهور در مورد استفاده از نیروی نظامی مستلزم اقدامات اعتماد سازی ملموسی خواهد بود که بتواند نگرانی اسرائیلی ها را تسکین دهد - و در عین حال می تواند زنگ خطری برای تهران باشد که شاید به زودی رئيس جمهوری در آمریکا بر سر کار بیاید که به هیچ وجه اجازه ندهد تا ایران فعالیت های غنی سازی مواد هسته ای خود را ادامه دهد.
http://www.globalenvision.org/2012/08/21/globalization-work-sanctions-iran-threaten-bangladeshs-cash-crop
زیرا با وضعیت کنونی نمی توان مسئله اسرائیل و ایران را حل کرد و آمریکا بامسائلی روبروست که قادر به حل کوتاه مدت مشکلات موجود درچند ماه آینده نیست.

دنیس راس، مشاور سابق اوباما درخاور میانه ، خود را به وضوح از جنجال های انتخابات آتی دور نگه می دارد ،اما در عین حال ، تلاش می کند تا در صفحات نیویورک تایمز ، از بیرون به مسئله نگاه کرده و سیاست های رئیس جمهور را در مورد ایران روشن کند.
آنچه او نمی گوید به اندازۀ آنچه می گوید مهم است. او سیاست رئیس جمهور را یک "موفقیت" قلمداد نمی کند. اما در عین حال ادعا هم نمی کند که تحریم ها سیاست تسلیحات هسته ای ایران را کُندتر کرده است.
در واقع او به یک تقسیم بندی مهم بین ایالات متحده و اسرائیل اشاره می کند: " کلمات رهبران اسرائیل تنها افزایش بی صبری روز افزون آنها را در قبال دیپلماسی نشان نمی دهد بلکه حاکی از آمادگی اسرائیل برای اقدام نظامی خودسرانه علیه تاسیسات هسته ای ایران است."
"با وجودی که هدف مشترک ایالات متحده و اسرائیل جلوگیری ایران از دستیابی به قابلیت سلاح های هسته ای است ، اما نگاه این دو کشوردر مورد لزوم دست زدن به اقدام نظامی برای ممانعت از پیشرفت هسته ای ایران متفاوت است ".
با توجه به گفته های راس ؛ مهم نیست که دولت اوباما، چقدر درمورد دیدگاه جامعه بین المللی نسبت به اقدام نظامی حالت تدافعی دارد،" او می نویسد:
"به هر حال حفظ انزوای ایران در صورت حمله نظامی، مستلزم آن است که توانایی ایران را در قربانی نشان دادن خودش نادیده بگیریم."
به عبارت دیگر، قبل از حملۀ نظامی، ضروری است تا نشان دهیم که ایران آمادۀ پذیرش توانائی تولید انرژی هسته ای غیر نظامی همراه با سطحی از محدودیت را دارد؛ به نحوی که این کشور را از توانائی تولید سلاح های هسته ای در کوتاه مدت باز دارد.

تاسف بار اینکه، او« اوباما » و دولتش بر این باورند که اگر ما همۀ این کارها را انجام دهیم ، دیگر روسیه، چین و سایرکشورها به اقدام نظامی ما اعتراضی نمی کنند؟ و دقیق تر اینکه : آیا در اصل قضیه فرقی هم می کند؟
همانطور که می بینید راس استدلال می کند که دولت اوباما "باید طرح بازی پایانی را با این شرح روی میز بگذارد، که به ایران اجازه دهد تا قدرت هسته ای غیر نظامی خود را داشته باشد، اما با محدودیت هائی که این کشور را از دسترسی به توانایی هسته ای خلق الساعه = یعنی قابلیت تسلیحاتی کردن سریع برنامه های هسته ای در هر زمان که اراده کند= باز دارد. ارائۀ چنین پیشنهادی روشن می سازد که یک معامله واقعی درکار است و به اسرائیل نیز اینگونه القا می کند که رویکرد آمریکا به مذاکرات، بی انتها و باز نخواهد بود. "
بسیاری از کارشناسان سیاست خارجی این امر را کاملا نگران کننده می بینند. جان بولتون، سفیر سابق امریکا در سازمان ملل متحد (و مشاور فعلی مبارزات انتخاباتی رامنی) این ایده را غیر قابل دفاع می داند. او از طریق ایمیل گفته : "ایران با رفتارخود طی دهه های گذشته نشان داده که در بحث برنامه های هسته ای به هیچ وجه قابل اعتماد نیست."
یک کارشناس خاورمیانه ای نیز می گوید که "این بازی پایانی نیست، بلکه صرفا یک پیشنهاد است که می تواند بلافاصله به هدفی برای ایران و روسیه تبدیل شود تا آن را تا حد ممکن تقلیل داده و به معامله ای سودمند تر برای ایران بدل کنند. "
جاناتان اسکانزر از بنیاد دفاع از دموکراسی نیز در ایمیلی به من نوشته که ایالات متحده " به اندازه کافی حول و حوش برنامه هسته ای غیرنظامی ایران سهل انگاری و شیطنت کرده است. مدت هاست که ما از گفتگو در مورد غیر قانونی بودن این برنامه عبور کرده ایم. اگر نگوئیم این برنامه باید نابود شود، دست کم باید از کار بیافتد و متوقف شود و تاسیسات آن نیز بایدجمع آوری گردد.
اگر زیرساخت های هسته ای ایران در جای خود باقی بماند، راه را برای بروز این تردید میان همسایگان مضطرب و عرب زبان منطقه ای اسرائیل و ایران باز می گذارد که برنامۀ تسلیحات هسته ای ایران می تواند به سرعت و هر زمان که تهران اراده کند دوباره از سر گرفته شود. این امر به سادگی می تواند منجر به تجدید و تشدید بحران شود.
وی همچنین به تاثیر آن بر کشورهای دیگر منطقه اشاره کرد:" علاوه بر این، در صورتی که زیرساخت های هسته ای ایران باقی بماند ، می تواند به کشورهای اطراف اینگونه القا کند که آنها نیز می توانند برنامه های هسته ای خود را دنبال کنند - زیرا آنها هم می توانند اصرار کنند که قابلیت هسته ای خود را تنها برای مصارف غیر نظامی (چشمک، چشمک) استفاده خواهند کرد. به عبارت دیگر، ما به زودی شاهد تولد خاور میانه ای هسته ای خواهیم بود. "
شایان ذکر است که میت رامنی ماه گذشته در جمع جانبازان جنگ های خارجی گفت : "مذاکرات باید دسترسی کامل و بدون مانع را برای بازرسی های بین المللی تضمین کند. در شرایط کنونی، رژیم ایران ادعا می کند که حق غنی سازی مواد هسته ای را برای اهداف صلح آمیز خود دارد. اما این ادعا پس از گذشت سال ها ریا کاری و فریب بی اعتبار شده است. باید یک خط روشن کشیده شود : یعنی دست کم برای مدتی هر گونه غنی سازی بطور کامل به حالت تعلیق در آید."
راس همچنین پیشنهاداتی ارائه می دهد که به عقیدۀ او می تواند به اسرائیلی ها اطمینان خاطر ببخشد و در عین حال تهدید نظامی ما را نیز معتبر و قابل دفاع جلوه دهد : "امریکا باید با اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد و آلمان ( گروه موسوم به 1+5) در مورد « استراتژی بعدی » بحث و تبادل نظر کند. یعنی در صورتی که دیپلماسی شکست بخورد و کاربرد زور به عنوان راه حل نهائی انتخاب شود، قدم بعدی چگونه برداشته خواهد شد. در واقع مقامات بلند پایۀ امریکا باید از رهبران اسرائیل بپرسند که آیا توانائی نظامی خاصی مورد نظر آنهاست که ما باید در اختیار آنها بگذاریم ؛ مانند بمب های ضد پناهگاه برای متلاشی کردن آشیانه های هسته ای زیر زمینی ، امکانات سوخت گیری هواپیماها و اطلاعات شناسائی و هدف گیری که می تواند برای آنها زمان دسترسی به سلاح هسته ای ایران را به تعویق بیاندازد."
"و سرانجام اینکه کاخ سفید باید از نخست وزیر اسرائیل بنیامین نتانیاهو بپرسد که اگر ناچار به اعمال زور شود چه نوع حمایتی را از ایالات متحده توقع دارد. . . به عنوان مثال تامین مجدد اسلحه، مهمات و تدارکات، قطعات یدکی، پشتیبانی نظامی و دیپلماتیک و یا کمک های لازم درصورت بروز شرایط اضطراری و غیر مترقبه . . . دقیقا چه می خواهد. ایالت متحده باید برای کاربرد منسجم قوا و درگیر جنگی اینچنین شدن در تمام عرصه ها آمادگی لازم را کسب نماید و قول همکاری کامل بدهد تا درعوض اسرائیل هم با به تعویق انداختن اقدام نظامی علیه ایران دست کم تا سال آینده موافقت کند."
همۀ این اقدامات به نظر مناسب و معقول می آید ، اما چرا دولت تاکنون اینکار را انجام نداده است ؟ راس سخنان خود را با اشاراتی از بیم و امید اینگونه به پایان می برد: "شاید برخی استدلال کنند که اینکار می تواند به نوعی احتمال وقوع حمله نظامی را برای سال آینده تضمین کند . آیا اینکار با وجود اوباما اتفاق خواهد افتاد؟ نگرانی آشکار رئیس جمهور در مورد استفاده از نیروی نظامی مستلزم اقدامات اعتماد سازی ملموسی خواهد بود که بتواند نگرانی اسرائیلی ها را تسکین دهد - و در عین حال می تواند زنگ خطری برای تهران باشد که شاید به زودی رئيس جمهوری در آمریکا بر سر کار بیاید که به هیچ وجه اجازه ندهد تا ایران فعالیت های غنی سازی مواد هسته ای خود را ادامه دهد.
http://www.globalenvision.org/2012/08/21/globalization-work-sanctions-iran-threaten-bangladeshs-cash-crop
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


