یادآوری چند نکته به موسس حزب نو اندیشان ایران
سلام آقای محبیان حال شما چطور است؟!
حضور هر جریان بدون مسئله و پرونده ای حق مسلم آنان است اما نمی توان برای افرادی که هشت سال بحران آفرینی و خیانت را در پرونده خود دارند حقی قائل شد.اری آقای محبیان این مردم هستند که هیچ حقی برای این جریان سوخته ی سیاسی متصور نیستند.
جناب آقای محبیان موسس حزب نواندیشان ایران که خود
را به عنوان یک منتقد اصول گرا در جریان سیاسی کشور معرفی کرده است در
گفتگوی با روزنامه اعتماد اشاره داشته که «حضور حق اصلاح طلبان است نه لطف
به آنها»؛لذا لازم دیدم تنها به چند نکته در خصوص عملکرد اصلاح طلبان اشاره
داشته باشیم و توجه برخی از اقایان که خود را اصولگرا می دانند جلب کنیم
که خدای ناخواسته آب در آسیاب دشمن نریزند.
سرویس سیاسی بی باک؛حضور در انتخابات یکی از لازمه های تحقق مردم سالاری است و نمی توان بی دلیل کسی و یا جریان سیاسی را از حضور در جنگ قدرت محروم کرد.
جمهوری اسلامی ایران نیز با وجود شانتاژهای گوناگون رسانه های غربی،یکی از معدود کشورهای است که حضور جناح ها و جریان های سیاسی بدون هیچ اعمال نفوذ و نظری در آن به صورت پر رنگ وجود دارد و از انقلابی ترین افراد تا سکولار ترین آدم ها را می توان در لیست های انتخاباتی دید و این همان تحقق دموکراسی است که غرب گریبان خود را برای ان چاک داده است،حق حاکمیتی مردمی که کشورهای اروپایی آن را تنها شعارکرده و در عمل به اجرای دموکراسی الیتیستی رفته اند.
در ایران و بعد از سال 76 جریانی بر سرکار آمد که شعارهای ترجمه شده ایدئولوگ های غربی مانند آزادی،جامعه مدنی و... را سردادند و توانستند 22 میلیون رای را که کسب کنند تا رهبر معظم انقلاب به ان انتخابات حماسه مردمی لقب دهد.(هر چند به صورت های مختلف این رای را به جنگ قدرت کشیدن و افرادی مانند ابطحی و علوی تبار ان را انقلابی فرهنگی در کشور می دانستند،انقلابی جدا از جنس انقلاب اسلامی)
امید بود که با روی کار آمدن این جریان انقلاب اسلامی بتواند گام های موثر تری در حوزه اجرای بردارد و از فشار های ناشی از دوره کارگزاران بکاهد اما آن چیزی که در عمل از این جریان شاهد آن بودیم سعی در تغییر ساختار اجتماعی و سیاسی کشور برای رسیدن به جامعه دموکراتیک و بر اساس ساختار های اجتماعی غرب بود.
در واقع جریان موسوم به دوم خرداد دموکراتیزاسیون و سکولاریزاسیون را در همه ابعاد دنبال می کرد.
راه اندازی روزنامه های زنجیره ای یکی از پایه های اساسی بسط تفکر غربی سکولاریستی در جامعه بود تیترهای که از این روزنامه های منتشر می شد خود معرف این امر هستند در زیر تنها به بخشی از تیتر های درج شده در روزنامه های اصلاح طلب اشاره شده است
* «به خدا هم میتوان اعتراض کرد و او را فتنه گر نامید»1
* «اگر مجوز راهپیمایی به هرگروه بر اساس قانون داده شود، اشکالی ندارد. حتی علیه خدا» 2
* «حذف صحنه های جنسی و مشروب خواری از فیلم های مستند هیچ مستند شرعی ندارد! کجای فقه آمده که گفتن و شنیدن این که پسری به دختری بگوید دوستت دارم ، حرام است؟» 3
* «در بعد مسائل فرهنگی سه مشکل هست که حوزویان باید آن را حل کنند . یکی موسیقی به نحوی که انسان هر وقت دلش خواست ضبط را روشن کند و یکی هم رقص و دیگری ماهواره به نحوی که در فیلم به زنان از زانو به بالا عریان هم بتوان نظر انداخت» 4
* «نظریه ی غیرت دینی، ویران کننده ی اندیشه و فرهنگ و تمدن است» 5
* «یک زمانی مردم میگفتند چون عیسی (ع) این سخن را گفته پس درست است، اما امروز عیسی که سهل است، خود خدا هم اگر حرفی بزند و آن حرف با عقل مردم منطبق نباشد، نخواهند پذیرفت. امروز خدا در جامعه هیچ کاره است» 6
* «مظاهر دینی چون حجاب و حیای زنان، نماد عقب افتادگی است» 7
* «آن دسته از جوانانی که به مساجد روی می آورند یا کتب دینی را مطالعه می کنند، از نظر ساختار فکری و روانی ضعیف هستند! یعنی ضعفای نسل جوان از نظر فکری و روانی و کم اطلاع ترین آنها هستند» 8
* «قوانین شرعی در مورد زنان ظالمانه است» 9
* «اینکه پیامبر را ابوالقاسم لقب داده اند، نه ابو فاطمه، حاکی از غلبه فرهنگ جاهلی مرد سالاری است»10
* «تفکر شیعه گری موجب انحطاط مملکت ما و مانعی برای دموکراسی است» 11
* «هیئتهای مذهبی، منشا خشونت اند» 12
* «فرهنگ شهادت خشونت آفرین است.اگر کشته شدن آسان شد، کشتن هم آسان می شود» 13
* «برخورد با توهین کنندگان به مقدسات، چون منجر به اشاعه توهین میشود، خود اشاعه فحشا است» 14
این تیتر ها تنها بخشی از هزاران هزار مطلبی است که در تریبون های رسمی اصلاحات و جریان های وابسته به آن به عنوان دفاع از آزادی بیان درج شده بود
نکته ای که در خصوص آزادی بیان به سبک دوم خردادی وجود داشت این بود که کوچکترین مخالفت با روند حاکم بر کشور در سال های 76 به بعد با موجی از تخریب ها،شانتاژ ها و شارلاتازیم مطبوعاتی روبه رو می شد لذا توپخانه های رسانه ای اصلاحات اجازه نفس کشیدن به نیروهای مخالف خود را نمی دادند.در واقع اجرای استبداد مدرن را در دستور کار خود داشتند.
از این دست اقدامات بسیار زیاد است،حضور در کنفرانس های برلین،قبرس و نیکوزیا برای اجرای براندازی نرم جمهوری اسلامی ،سازش کاری های بین المللی،تعلیق فرایند صلح آمیز هسته ای ایران،تعهد به خلع سلاح سازی نیروهای مقاومت و بسیج مستضعفین تحت برنامه DDR،اصلاح چالشی قانون مطبوعات،کوی دانشگاه،قتل های زنجیره ای،تحصن در مجلس ششم،آبستراکسیون در همان مجلس،ارسال نامه به کنگره امریکا،نوشتن نامه جام زهر به مقام معظم رهبری،تخریب سپاه به صورت های گوناگون،داستان شهرام جزایری و...
به هرصورت عمر این جریان نیز به دلیل بی کفایتی های مختلفی که داشتند به پایان رسید و مردم در دوره در انتخابات ریاست جمهوری و سه دور در انتخابات مجلس شورای اسلامی به جریان اصولگرا که وابستکی های عمیقی به گفتمان انقلاب دارد اعتماد کرده اند و این اعتماد را در انتخابات مجلس نهم مجدداً امضا کردند.
جریان اصلاحات خیانت های بزرگی به این کشور کرده است و بزرگترین آنها اقدام علنی برای براندازی در سال 88 بود که کشور را با چالشی عمیق مواجهه کرد.و موجب شد که دشمنان مردم و انقلاب مجداً امید وار به همان طرح شوم تغییر و رفورم شود.حضور و کمک به جرمی که حتی از آن اعلام برائت نکردند.
قطعاً حضور هر جریان بدون مسئله و پرونده ای حق مسلم آنان است اما نمی توان برای افرادی که هشت سال بحران آفرینی و خیانت را در پرونده خود دارند حقی قائل شد.
اری آقای محبیان این مردم هستند که هیچ حقی برای این جریان سوخته ی سیاسی متصور نیستند.
پی نوشت ها:
1. کاظم اصفهانی. روزنامه ایران/ ۲۴ تیر ۷۹
2. روزنامه ی آفتاب امروز ، 78/6/2
3. محمد جعفر هرندی، هفته نامه ی آبان ، 78/11/9
4. جهانبخش محبی نیا. آفتاب امروز ، 78/7/3
5. عطا مهاجرانی. آریا، 79/1/16
6. محسن کدیور.دانشگاه تهران ، سال 79
7. نوشین احمدی،تیر ۷۷، ماهنامه جامعه سالم
8. محمد مجتهد شبستری، ۱۵دی ۷۸، روزنامه فتح ص ۸
9. مهرانگیز کار، ۷ بهمن ۷۸، عصر آزادگان
10. مرضیه آذر افزا، ۱۳ مهر ۷۸، ماهنامه پیامهاجر
11. سالار بهزادی، ۲۳ آبان ۷۸ صبح امروز
12. محمد قوچانی، ۲۰ فروردین ۷۹، عصر آزادگان
13. عبدالکریم سروش، روزنامه نشاط - ۷۸/۳/۱۲ ص۶
14. عطا مهاجرانی، ۵ مهر ۷۸، اخبار اقتصاد
سرویس سیاسی بی باک؛حضور در انتخابات یکی از لازمه های تحقق مردم سالاری است و نمی توان بی دلیل کسی و یا جریان سیاسی را از حضور در جنگ قدرت محروم کرد.
جمهوری اسلامی ایران نیز با وجود شانتاژهای گوناگون رسانه های غربی،یکی از معدود کشورهای است که حضور جناح ها و جریان های سیاسی بدون هیچ اعمال نفوذ و نظری در آن به صورت پر رنگ وجود دارد و از انقلابی ترین افراد تا سکولار ترین آدم ها را می توان در لیست های انتخاباتی دید و این همان تحقق دموکراسی است که غرب گریبان خود را برای ان چاک داده است،حق حاکمیتی مردمی که کشورهای اروپایی آن را تنها شعارکرده و در عمل به اجرای دموکراسی الیتیستی رفته اند.
در ایران و بعد از سال 76 جریانی بر سرکار آمد که شعارهای ترجمه شده ایدئولوگ های غربی مانند آزادی،جامعه مدنی و... را سردادند و توانستند 22 میلیون رای را که کسب کنند تا رهبر معظم انقلاب به ان انتخابات حماسه مردمی لقب دهد.(هر چند به صورت های مختلف این رای را به جنگ قدرت کشیدن و افرادی مانند ابطحی و علوی تبار ان را انقلابی فرهنگی در کشور می دانستند،انقلابی جدا از جنس انقلاب اسلامی)
امید بود که با روی کار آمدن این جریان انقلاب اسلامی بتواند گام های موثر تری در حوزه اجرای بردارد و از فشار های ناشی از دوره کارگزاران بکاهد اما آن چیزی که در عمل از این جریان شاهد آن بودیم سعی در تغییر ساختار اجتماعی و سیاسی کشور برای رسیدن به جامعه دموکراتیک و بر اساس ساختار های اجتماعی غرب بود.
در واقع جریان موسوم به دوم خرداد دموکراتیزاسیون و سکولاریزاسیون را در همه ابعاد دنبال می کرد.
راه اندازی روزنامه های زنجیره ای یکی از پایه های اساسی بسط تفکر غربی سکولاریستی در جامعه بود تیترهای که از این روزنامه های منتشر می شد خود معرف این امر هستند در زیر تنها به بخشی از تیتر های درج شده در روزنامه های اصلاح طلب اشاره شده است
* «به خدا هم میتوان اعتراض کرد و او را فتنه گر نامید»1
* «اگر مجوز راهپیمایی به هرگروه بر اساس قانون داده شود، اشکالی ندارد. حتی علیه خدا» 2
* «حذف صحنه های جنسی و مشروب خواری از فیلم های مستند هیچ مستند شرعی ندارد! کجای فقه آمده که گفتن و شنیدن این که پسری به دختری بگوید دوستت دارم ، حرام است؟» 3
* «در بعد مسائل فرهنگی سه مشکل هست که حوزویان باید آن را حل کنند . یکی موسیقی به نحوی که انسان هر وقت دلش خواست ضبط را روشن کند و یکی هم رقص و دیگری ماهواره به نحوی که در فیلم به زنان از زانو به بالا عریان هم بتوان نظر انداخت» 4
* «نظریه ی غیرت دینی، ویران کننده ی اندیشه و فرهنگ و تمدن است» 5
* «یک زمانی مردم میگفتند چون عیسی (ع) این سخن را گفته پس درست است، اما امروز عیسی که سهل است، خود خدا هم اگر حرفی بزند و آن حرف با عقل مردم منطبق نباشد، نخواهند پذیرفت. امروز خدا در جامعه هیچ کاره است» 6
* «مظاهر دینی چون حجاب و حیای زنان، نماد عقب افتادگی است» 7
* «آن دسته از جوانانی که به مساجد روی می آورند یا کتب دینی را مطالعه می کنند، از نظر ساختار فکری و روانی ضعیف هستند! یعنی ضعفای نسل جوان از نظر فکری و روانی و کم اطلاع ترین آنها هستند» 8
* «قوانین شرعی در مورد زنان ظالمانه است» 9
* «اینکه پیامبر را ابوالقاسم لقب داده اند، نه ابو فاطمه، حاکی از غلبه فرهنگ جاهلی مرد سالاری است»10
* «تفکر شیعه گری موجب انحطاط مملکت ما و مانعی برای دموکراسی است» 11
* «هیئتهای مذهبی، منشا خشونت اند» 12
* «فرهنگ شهادت خشونت آفرین است.اگر کشته شدن آسان شد، کشتن هم آسان می شود» 13
* «برخورد با توهین کنندگان به مقدسات، چون منجر به اشاعه توهین میشود، خود اشاعه فحشا است» 14
این تیتر ها تنها بخشی از هزاران هزار مطلبی است که در تریبون های رسمی اصلاحات و جریان های وابسته به آن به عنوان دفاع از آزادی بیان درج شده بود
نکته ای که در خصوص آزادی بیان به سبک دوم خردادی وجود داشت این بود که کوچکترین مخالفت با روند حاکم بر کشور در سال های 76 به بعد با موجی از تخریب ها،شانتاژ ها و شارلاتازیم مطبوعاتی روبه رو می شد لذا توپخانه های رسانه ای اصلاحات اجازه نفس کشیدن به نیروهای مخالف خود را نمی دادند.در واقع اجرای استبداد مدرن را در دستور کار خود داشتند.
از این دست اقدامات بسیار زیاد است،حضور در کنفرانس های برلین،قبرس و نیکوزیا برای اجرای براندازی نرم جمهوری اسلامی ،سازش کاری های بین المللی،تعلیق فرایند صلح آمیز هسته ای ایران،تعهد به خلع سلاح سازی نیروهای مقاومت و بسیج مستضعفین تحت برنامه DDR،اصلاح چالشی قانون مطبوعات،کوی دانشگاه،قتل های زنجیره ای،تحصن در مجلس ششم،آبستراکسیون در همان مجلس،ارسال نامه به کنگره امریکا،نوشتن نامه جام زهر به مقام معظم رهبری،تخریب سپاه به صورت های گوناگون،داستان شهرام جزایری و...
به هرصورت عمر این جریان نیز به دلیل بی کفایتی های مختلفی که داشتند به پایان رسید و مردم در دوره در انتخابات ریاست جمهوری و سه دور در انتخابات مجلس شورای اسلامی به جریان اصولگرا که وابستکی های عمیقی به گفتمان انقلاب دارد اعتماد کرده اند و این اعتماد را در انتخابات مجلس نهم مجدداً امضا کردند.
جریان اصلاحات خیانت های بزرگی به این کشور کرده است و بزرگترین آنها اقدام علنی برای براندازی در سال 88 بود که کشور را با چالشی عمیق مواجهه کرد.و موجب شد که دشمنان مردم و انقلاب مجداً امید وار به همان طرح شوم تغییر و رفورم شود.حضور و کمک به جرمی که حتی از آن اعلام برائت نکردند.
قطعاً حضور هر جریان بدون مسئله و پرونده ای حق مسلم آنان است اما نمی توان برای افرادی که هشت سال بحران آفرینی و خیانت را در پرونده خود دارند حقی قائل شد.
اری آقای محبیان این مردم هستند که هیچ حقی برای این جریان سوخته ی سیاسی متصور نیستند.
پی نوشت ها:
1. کاظم اصفهانی. روزنامه ایران/ ۲۴ تیر ۷۹
2. روزنامه ی آفتاب امروز ، 78/6/2
3. محمد جعفر هرندی، هفته نامه ی آبان ، 78/11/9
4. جهانبخش محبی نیا. آفتاب امروز ، 78/7/3
5. عطا مهاجرانی. آریا، 79/1/16
6. محسن کدیور.دانشگاه تهران ، سال 79
7. نوشین احمدی،تیر ۷۷، ماهنامه جامعه سالم
8. محمد مجتهد شبستری، ۱۵دی ۷۸، روزنامه فتح ص ۸
9. مهرانگیز کار، ۷ بهمن ۷۸، عصر آزادگان
10. مرضیه آذر افزا، ۱۳ مهر ۷۸، ماهنامه پیامهاجر
11. سالار بهزادی، ۲۳ آبان ۷۸ صبح امروز
12. محمد قوچانی، ۲۰ فروردین ۷۹، عصر آزادگان
13. عبدالکریم سروش، روزنامه نشاط - ۷۸/۳/۱۲ ص۶
14. عطا مهاجرانی، ۵ مهر ۷۸، اخبار اقتصاد
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


