کد خبر: ۹۲۷۹۶
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

در سوریه چه می گذرد ؟

اعلام سیاست رسمی جمهوری اسلامی ایران در مورد سوریه توسط مقام معظم رهبری در دیدار اردوغان خود نشانه ورود ایران به این زورآزمایی است و غربی ها نیز به خوبی می دانند که تا کنون در این میدان شکست خورده اند و ان شا الله این روند در آینده به تثبیت جایگاه ایران در تاثیرگذاری بر مناسبات منطقه کمک فراوانی خواهد کرد

عمّارها (حسین صفدری) : این روزها و در عرصه بین الملل ، سوریه به بهانه ای برای زورآزمایی های سیاسی تبدیل شده است. اما معمای سوریه ، گویی به این سادگی ها حل شدنی نیست  و دلیل آن هم دخالت های بیجای کشورهای حریص غربی است که دائم خود را در توهم رهبری جهان می پندارند و ذره ای قائل به مردم سالاری و احترام به ملت ها نیستند.

ورود کشورهای خارجی به بحران سوریه را در چند بعد می توان بررسی کرد: آمریکا و انگلیس و همپیمانان آنها ، بارها به طور علنی دخالتهای خود را در سوریه اعلام کرده اند و گفته اند که برای دولت سوریه مشروعیت قائل نیستند و در صدد تغییر مناسبات حاکم بر آن هستند، اما نکته ای که وجود دارد این است که این کشورها در سالهای متمادی و در تاریخ ننگین خود ثابت کرده اند که هیچ گاه پا در عرصه ای نمی گذارند که بدون سود از آن میدان بازگردند و دائما در حال چپاول و استثمار ملتها و سرزمینها هستند.جالب اینجاست که سوریه از آنجا که منابع نفت و گاز آنچنانی ندارد ، بر خلاف بسیاری از کشورها ، برای آمریکا و همپیمانانش از لحاظ سود اقتصادی ، ترغیب کننده نیست.

اما به راستی چه چیزی غربیها را تا این حد روی کشور سوریه متمرکز کرده است؟ در پاسخ به این سوال به 2 نکته باید توجه ویژه کرد: اول آنکه سوریه سالهای سال است که به عنوان یکی از خطوط اصلی مقاومت و ایستادگی در برابر اسراییل جلوه کرده است و حالا با ایجاد این نا آرامی ها در سوریه ، فرصت خوبی پیش آمده است تا غربی ها این مهره اصلی را از میان بردارند و جایگاه فرزند نا مشروع خود را در سرزمین های اشغالی تثبیت کنند و از این طریق و به توهم خود بخواهند بر این منطقه بیش از پیش سلطه پیدا کنند.پس در این مورد نقش اسراییل در بازی دادن غرب بسیار حائز اهمیت و پررنگ است. اما دلیل دوم دخالت غربی ها در سوریه را می توان رقابت در میدان زورآزمایی ایجاد شده در سوریه و به نوعی تثبیت جایگاه خود در عرصه بین الملل و بازگرداندن آبروی رفته خود در عراق و افغانستان جستجو کرد. امروز غربی ها به خوبی می دانند که استحکام نظام سوریه به منزله افزایش اعتبار ایران و شکست در جبهه ای دیگر در برابر مثلث قدرت شرق ، ایران چین و روسیه است. اعلام سیاست رسمی جمهوری اسلامی ایران در مورد سوریه توسط مقام معظم رهبری در دیدار اردوغان خود نشانه ورود ایران به این زورآزمایی است و غربی ها نیز به خوبی می دانند که تا کنون در این میدان شکست خورده اند و ان شا الله این روند در آینده به تثبیت جایگاه ایران در تاثیرگذاری بر مناسبات منطقه کمک فراوانی خواهد کرد.نکته ای نباید در این بین آن را فراموش کرد این است که غرب تا کنون چندین بار از خواسته خود برای تغییر نظام حاکم بر سوریه سخن گفته است در حالی که ایران و قدرتهای متقابل غرب ، اعلام کرده اند که از اصلاحات آغاز شده در سوریه و توسط دولت آن کشور حمایت می کنند و بر این نکته تاکید می کنند که هرگونه تغییر در سوریه باید از فیلتر آرای مردمی بگذرد و مردم سوریه ، خود سرنوشت خود را تعیین کنند.

نکته قابل تامل دیگر ، همنوا شدن برخی کشورهای منطقه من جمله عربستان ، با غربی ها و معترضان سوری است .در این که عربستان و کشورهای کوچک حاشیه خلیج فارس ، اصرار بیش از اندازه به بردگی و سرسپردگی به غرب دارند تردیدی نیست اما گویی از این نکته غافل مانده اند که با این حرکت خود ، در واقع آتش زیر خاکستر در کشورشان را به خانمان سوز کردنشان نزدیک کرده اند. عربستان و سایر کشورهای عربی ، در حالی از حقوق مردم سوریه دفاع می کنند که عملا خودشان تا کنون یک بار نیز ، حق آزاد بودن در انتخاب سرنوشت را به مردمشان نداده اند و عملا در حال سرعت بخشیدن به سرافکندگی و نابودی خودشان هستند.

اما آیا باید جنس اعتراضات در سوریه را مشابه با سایر کشورها مانند مصر و بحرین و لیبی و سایر ملتهای عدالت طلب دانست یا این که این اعتراضات با آنچه در انقلابهای منطقه دیدیم متفاوت است؟

پاسخ این است که حقیقتا اعتراضات سوریه جنس دیگری دارد.جنسی با رنگ و لعاب به ظاهر مردمی و داخلی و با اصالت غربی و اغتشاشگرایانه.

گواه این مدعا را در چند مورد می توان بررسی کرد. در جریان انقلاب های مردمی در بیداری اسلامی ، هیچ یک از ملتهای معترض مورد حمایت دولتهای غربی قرار نگرفتند و میلیونها نفر با دست خالی و بدون سلاح پا به عرصه مبارزه با ظلم و استبداد گذاشتند و در این میان اکثریت ملت با آنان همنوا بودند و همگی یک هدف داشتند و آن تغییر نظام حاکم و جایگزینی یک حاکم مشروع بود.

اما در مورد سوریه ، داستان به گونه دیگری است: در سوریه شاهدیم که اعتراضات همه گیر نیست ، در همه شهر ها رخ نمی دهد ، هر جا اعتراضی شکل می گیرد در مقابل نیز هزاران نفر در دفاع از بشار اسد ، موضع می گیرند و گردهمایی می کنند.

از طرفی معترضان در سوریه بر خلاف سایر کشورهای پدید آورنده بیداری اسلامی ، به صورت مسلح پا به میدان گذاشته اند و در این بین پی بردن به این نکته که این گروهها توسط چه کسانی تسلیح شده اند کار سختی نیست، مسلما توسط همان حامیان غربی و جالب این جاست که عملیات های مسلحانه نیز همانطور اجرا می شود که تروریست های آموزش دیده اسراییلی در سایر کشورها انجام می دهند.

در جریان بمب گذاری های اخیر در سوریه نیز این نکته به وضوح به چشم می آید که این بمب ها در شهرهایی منفجر شده اند که اتفاقا کمترین میزان اعتراض به حکومت را دارند و به نوعی به این وسیله سعی شده است تا با القای نا امنی ، مردم را به جرگه مخالفان متصل کنند.

نقش ایران در این بین هر روز بیش از پیش اهمیت پیدا می کند و امید است که در اثنای اجلاس غیر متعهد ها در تهران ، ایران نقش کلیدی و میانجی را برای بازگرداندن آرامش در سوریه ایفا کند.

 

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۱
غیر قابل انتشار: ۳
سامي
|
GERMANY
|
۰۱:۴۳ - ۱۳۹۱/۰۴/۲۹
3
3
بايد منتظر بود و ديد كه واكنش محمد مرسي نسبت وقايه سوريه چه خواهد بود ؟؟؟
به احتمال فراوان اخوان االمسلمين اين دفعه ديگه راه و روش غربيها را در پيش بگيرند !
نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین