عطاران:كلا آدم با نگاهي نيستم!
آويني فيلم: كار رسانه نقد است، حالا اين رسانه در حوزه سينما هم كه باشد قطعا آزادي عمل بيشتري دارد براي گذراندن كارگردانان و هنرمندان سينما از لبه تيغ انتقاداتش.
نقد"خوابم مياد" كه هفته گذشته در "آويني فيلم" منتشر شد هرچند بسياري از قله هايش به واسطه سانسور مبدل به تپه شده بود اما باز، همين مقدارش هم به مذاق مسئولان و عوامل اين فيلم خوش نيامد و واكنش هايي را به همراه داشت كه ما را متعجب كرد.
براي اينكه تصور نشود يك طرفه به قاضي رفته ايم و از اين جور حرف ها گپي كوتاه با رضا عطاران زديم. اين گپ از اين جهت انجام شد كه او حرف هايش را در برابر نقدهاي ما در مقام كارگردان بزند. گفت وگوي با او را در ادامه بخوانيد:
اگر قسمت هايي از فيلم حذف نمي شد
سعي داشتم در تمام امور فيلم اولم حضور داشته باشم تا اتفاق بدي براي آن نيفتد، به همين دليل در تمام مراحل آستين بالازده و حاضر بوده ام. براي مميزي ها خيلي رفت و آمد داشتيم، جاهايي آنها راه آمدند و جاهايي هم ما راه آمديم، در نهايت بخش هايي از فيلم كه حذف شد تاثير بدي در روحيه من داشت و علاوه بر اين، حذف ها باعث شد بخش هايي از فيلم براي تماشاگر گنگ باشد. با اين شرايط بايد پيگير مسائلي باشيد كه دغدغه يي ايجاد نكند. به نظرم چند نكته ضروري بود كه حذف شد. البته در نيمه دوم فيلم هم پس از جشنواره تدوين مجدد انجام شد و حدود هشت دقيقه و نيم كم شد.
اين فيلم از شدت پاكي برق مي زند!
تجربه كارگرداني در تلويزيون داشتم اما پروسه توليد و اكران فيلم «خوابم مي آد» اين بود كه هيچ چيز قابل پيش بيني نيست. يعني قرار نيست همه چيز طبق پيش بيني و برنامه ريزي هايت پيش برود. مثلاممكن است 30 سالن هم در ابتداي اكران داشته باشي، تبليغات خوب داشته باشي و همه چيز مهيا باشد، اما ناگهان يك روز مانده به اكران گفتند بايد فيلم را ببينيم و ناگهان سينماهاي حوزه هنري از سالن هاي اكران ما كم شد. آن هم فيلمي كه حالااز شدت پاكي ديگر برق مي زند. (مي خندد) خب اين پيش بيني ناپذير بودن اكران همه شرايط توليد و عرضه يك فيلم را تحت الشعاع قرار مي دهد.
باز هم فيلم مي سازم
دوست دارم فيلم سينمايي بسازم اما آنچه گفتم به خاطر شرايط موجود است. البته حواسم به انتخاب هايم هست تا در حرفه ام لطمه نخورم و اميدوارم بعد از بازي در سريال «قلب يخي» شرايط سينمايمان ثبات لازم را داشته باشد كه بتوانم فيلم دومم را بسازم.
اين ها كودكي من هستند
طرح فيلمنامه را كه نوشته آقاي نعمت الله و همسر ايشان (معصومه بيات) بود، خوانده بودم و از ايده كلي طرح كه پسري ساده و سالم به خاطر دختر مورد علاقه اش دست به دزدي مي زند، خوشم آمد. قرار شد كارگردان ديگري فيلم را كارگرداني كند. در اين مرحله فيلمنامه توسط آقاي رفيع زاده دوباره نوشته شد. وقتي فيلمنامه را آقاي رفيع زاده نوشتند، از فرم فيلمنامه خوشم آمد، از آن لحظه تصميم گرفتم اين فيلمنامه را كارگرداني كنم و به تهيه كننده اعلام كردم كه اگر كارگردان مورد نظر مشغول كار هستند، كارگرداني اين فيلمنامه را به عهده بگيرم. براي اينكه احساس كردم در ساختن اين فيلم مي توانم از وجود و زندگي خودم استفاده كنم، به همين دليل در اين فيلم از خاطرات و تجربياتم بهره بردم همچنين احساس كردم در كارگرداني بايد از شيوه هايي استفاده كنم كه در فيلم هاي كمدي كمتر به آنها توجه شده است. در نهايت بازنويسي نهايي فيلمنامه را انجام دادم: سرقت بچه از خانه همسايه و تلويزيون ديدن در خانه همسايه همگي متعلق به خاطرات دوران كودكي خودم است.
به نظر اكثريت احترام مي گذارم
در كليت وقتي فيلم را مي بينم به نظرم عدم انسجام در فيلم نيست. اما وقتي نظر اكثريت اين است كه اين رويكرد به نفع فيلم نبوده، به نظر اكثريت احترام مي گذارم. به نظرم بخش اصلي اين تصور به دليل اسم من به عنوان كارگردان ايجاد شده است چون تماشاگران اين توقع را دارند كه همچون شروع فيلم همه چيز كميك و خنده دار تا پايان فيلم پيش رود و در پايان سرخوش و خندان از سالن خارج شوند. ولي اين كارها و تغيير حالت ها عمدا در فيلم صورت گرفته است و هدف من ساختن يك فيلم كمدي صرف نيست.
از نظر خودم ايده هايي كه در فيلم كنار هم قرار گرفته اند با توجه به تم اصلي، يعني «پايان درستكاري پايان خوبي نيست»، صورت گرفته است. يعني كسي كه در مقابل بدي ها مقاومت مي كند يا بايد بميرد يا بايد مثل همان آدم هاي قالتاق شود و من تصميم گرفتم اين شخصيت بميرد.
باور كنيد اين فيلم تجاري نيست
اگر مي خواستم فيلم تجاري و پرفروش بسازم حتما طور ديگري فيلم مي ساختم اما در «خوابم مي آد» مي خواستم فيلمي را كه دوست دارم بسازم و در بخش اول فيلم و ديگر كارهايي كه ساختم، نشان داده ام كه اين توانايي را دارم اما از جايي كه عطاران ديوانه مي شود، ديوانگي عمدي است و تاثير اين عمدي بودن حس مي شود و اگر به نظر مي آيد كه فيلم درنيامده، مشكل من است. با اين حال به نظر خودم فيلم آن طور كه مي خواستم، شده است.
در طول ساختن اين فيلم، از زمان نوشتن فيلمنامه تا دكوپاژ، فيلمبرداري و تدوين همه چيز حساب شده است. حالااگر بگوييم درباره همه چيز فكر شده بوده، آن موقع حرف نهايي اين است كه عطاران ديوانه است، چرا چنين كاري كرده است. يعني اگر مي خواستم فيلمم تجاري و پرفروش باشد، نوع ديگري كار مي كردم. هيچ وقت عطاران عاقل در پايان فيلمش شخصيت اصلي را نمي كشد. هيچ عطاران عاقلي از فيلم كمدي به پاياني اكشن و مرگبار نمي رسد. اين فضاها وقتي حفظ شده همان چيزي است كه مي خواستم و اگر انسجام لازم را ندارد، حتما نتوانستم اين تضادها را به شكل منسجم كنار هم قرار دهم.
كلاآدم با نگاهي نيستم
كلاآدم با نگاهي نيستم، به نظرم به خصوص در زندگي هنرمندان هر آنچه در ذهنيت وجود دارد منتقل مي شود. آنچه از من به تماشاگران و مخاطبان القا شده، خصوصيات فردي است كه علت اصلي آن ژنتيكي است. من تلاشي نداشتم كه منش خيامي داشته باشم و تفكر فلسفي نسبت به زندگي نداشتم: اين نوع منش كه خودم و اطرافيانم راحت زندگي كنند و نزديكانم نيز مي گويند وقتي هرجا حضور داري آرامش ايجاد مي شود و در كارم هم اين راحتي هست و به تماشاگران هم اين راحتي منتقل مي شود. يك بار با آقاي كاهاني براي اكران «اسب حيوان نجيبي است» به سينما آزادي رفتيم و زماني كه از سالن خارج شديم، داخل كافي شاپ نشستيم، چند نفر از تماشاگران كه حوصله فيلم را نداشتند از سالن خارج شدند و به كافي شاپ آمدند تا من را ديدند خيلي راحت گفتند آقا اين چه فيلمي ا ست كه بازي كردي؟ من هم گفتم آقاي كاهاني كارگردان فيلم هستند. آنها هم به آقاي كاهاني همين حرف را گفتند و براي آقاي كاهاني هم عجيب بود كه مردم آنقدر با من راحت هستند.
هرچه سن آدم بالاتر مي رود پدر سوخته تر مي شود!
به عبارتي مردم احساس مي كنند من هم از خودشان هستم. خودم فكر مي كنم اعتبار من نزد مردم به خاطر فيلم هايي مثل «خروس جنگي»، «هوو» و «ورود آقايان ممنوع» است. فيلم هايي كه وقتي مردم آنها را ديدند از زجر زندگي روزانه خلاص شدند. البته بخشي از منش ژنتيكي من به تجربه هاي زندگي هم آميخته شده است. به نظرم هر چه از زندگي ما مي گذرد، حتما چيزهاي خوبي را از دست مي دهيم، نظر من اين است كه آدم هر چه سنش بالاتر مي رود، دنياديده تر و پدرسوخته تر مي شود. وقتي به دنيا مي آييم پاك و صاف و ساده هستيم. اما در هر مرحله زندگي مان كه پيش مي رويم، با ترفند و دروغ جلو مي رويم، مي خواهيم جايي استخدام شويم، با دروغ و كلاهبرداري به جايي مي رسيم و كنار جاده زندگي مان سادگي، صداقت و راستگويي و خصلت هاي خوب را جا مي گذاريم و پيش مي رويم و به آخر جاده كه مي رسيم چيزي نمانده است و براي همه آدم ها اين اتفاق كم و بيش مي افتد و به نظرم در آن لحظه مرگ بهتر از زندگي است و براي همه آدم ها اين روند كم و بيش مصداق دارد، فقط حرف و بازي است كه مي گويند هر چه پخته تر مي شويم، درست و درستكارتر مي شويم. در زندگي ام هميشه تلاش داشته ام بين مردم باشم به همين دليل ماشين ندارم، موبايل تنها چيزي است كه مرا به زندگي هر روزه وصل مي كند و به قول شخصيت فيلم «هوو»، «اگر پول بنزين را ندهم، اصلادستم به پول نمي خورد.» در اصل هميشه خواسته ام زندگي پيش رود و در هر لحظه راحت ترين شكل زندگي را داشته باشم.
چرا اكبر عبدي؟
در تمام اجزاي كارم به طور كامل حضور و در آنها دخالت دارم. حتي با همه عواملم در تعامل هستم. به همين دليل براي فيلم «خوابم مي آد» پيش از آغاز فيلمبرداري، سه روز با آقاي بهمنش صحبت كرديم. به همين دليل از عوامل فيلمم راضي هستم، در مورد طراحي صحنه، خودم با آقاي عالي نژاد پرده سينما را نصب كرديم. پيش توليد كارهاي من مهم ترين بخش است. چرا كه در اين مرحله به كار خيلي خيلي نزديك مي شوم و مي توانم محصول بهتري را به مخاطب عرضه كنم.
به هرحال بخش هايي كه بيشتر در ديد هستند مهم تر است همچون فيلمبرداري، طراحي صحنه و گريم كه نمي دانم چرا در جشنواره خيلي هم مورد توجه قرار نگرفتند.
در پيش توليد، اين ايده شكل گرفت و اولين كسي كه به آن فكر كردم اكبر عبدي بود. اما قصدمان صرف استفاده از بازيگر مرد در نقش زن نبود بلكه بخشي از ناگفته ها هم در اين اتفاق ديده شد. اكبر عبدي بسيار خوب نقش را ايفا كرد و سعي نكردم از حضور اين ايده سوءاستفاده كنم.
بيگانه خيلي در زندگي من تاثير داشت
بيگانه كامو در زندگي من خيلي تاثير داشت و زماني كه رمان را خواندم حال و هوايي كه داشت به نظرم خيلي شبيه ديد من از زندگي بود. يكسري از چيدمان ها براساس دوره يي بود كه درباره اش در فيلم حرف زده مي شود، مثلاكافكا و چه گوارا مربوط به نوجواني و جواني شخصيت رضا بود. يا حتي مدونا و بسنتي كه خواننده هاي آن دوران هستند كه مي خواستيم با محيط شخصيت اصلي بيشتر آشنا شويم.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



الان شما اینا رو گذاشتید که بخونیم ؟