از بوشهر تا میناب؛ جهان در برابر یک فاجعه بزرگ سکوت کرده است!
گروه سیاسی،بوشهر در معرض خطر؛ فاجعه هستهای مرز نمیشناسد
به گزارش بولتن نیوز، غلامحسین درزی، معاون نماینده جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد، در نشست شورای امنیت با ارائه جزئیاتی از حملات نظامی به تأسیسات هستهای کشورمان، نسبت به خطر وقوع یک فاجعه پرتوی هشدار داد.
به گفته وی، در ۱۷ مارس تأسیساتی در فاصله حدود ۳۵۰ متری نیروگاه هستهای فعال بوشهر هدف حمله قرار گرفت. در ۲۱ مارس نیز چند نقطه در مجموعه هستهای نطنز مورد حمله واقع شد و در ۲۴ مارس، پرتابهای در محدوده نیروگاه بوشهر اصابت کرد.
این روند در ۲۷ مارس با حمله دیگری به محدوده نیروگاه بوشهر ادامه یافت؛ حملهای که به گفته نماینده ایران، سومین تعرض به محدوده این نیروگاه محسوب میشد.
اهمیت این هشدار فراتر از مرزهای جغرافیایی ایران است.
نیروگاه هستهای فعال، یک هدف نظامی معمولی نیست. آسیب جدی به سامانههای ایمنی، خنککننده یا تأمین برق اضطراری چنین تأسیساتی میتواند خطر بروز حادثه پرتوی را افزایش دهد.
در صورت وقوع حادثه شدید و انتشار مواد پرتوزا، پیامدهای احتمالی آن ممکن است به مناطق اطراف و بسته به شرایط جوی و دریایی، به فراتر از مرزهای کشور نیز گسترش یابد.
پرسش اینجاست: آیا جامعه جهانی باید منتظر وقوع یک حادثه پرتوی بماند تا خطر حمله به نیروگاه هستهای فعال را جدی بگیرد؟
شورای امنیت؛ مسئول حفظ صلح یا تماشاگر تهدید صلح؟
نماینده ایران در بخش دیگری از سخنان خود، حملات به تأسیسات هستهای صلحآمیز را مغایر با قطعنامه ۴۸۷ شورای امنیت، تصمیمات مرتبط آژانس بینالمللی انرژی اتمی و اصول بنیادین حقوق بشردوستانه بینالمللی دانست.
قطعنامه ۴۸۷ شورای امنیت در سال ۱۹۸۱، پس از حمله اسرائیل به تأسیسات هستهای عراق تصویب شد و آن حمله را محکوم کرد.
هرچند بررسی حقوقی حملات کنونی مستلزم توجه به شرایط و قواعد قابل اعمال در هر مورد است، اصل ضرورت حفاظت از غیرنظامیان و جلوگیری از آسیبهای گسترده ناشی از حمله به تأسیسات خطرناک، موضوعی اساسی در حقوق بینالملل بشردوستانه است.
اما مسئلهای که نماینده ایران مطرح کرد، تنها حقوقی نبود.
او مستقیماً عملکرد شورای امنیت را زیر سؤال برد و پرسید واکنش این شورا به تهدید استفاده از سلاحهای کشتار جمعی، تهدید زیرساختهای غیرنظامی و حمله به تأسیسات صلحآمیز چه بوده است؟
پاسخ وی کوتاه و تکاندهنده بود:
«سکوت.»
سکوتی که از نگاه تهران، اعتبار سازوکارهای بینالمللی حفاظت از صلح و امنیت را با پرسشهای جدی روبهرو میکند.
میناب؛ ۱۶۸ دانشآموز و معلم قربانی شدند
بخش دیگری از اظهارات نماینده کشورمان به حملات علیه غیرنظامیان اختصاص داشت.
درزی اعلام کرد در حمله به میناب، ۱۶۸ دانشآموز و معلم بیگناه جان خود را از دست دادند.
وی همچنین از هدف قرار گرفتن خانههای مسکونی و مراسم عروسی سخن گفت و این اقدامات را مغایر اصول انسانی دانست.
فارغ از اختلافات سیاسی و نظامی، حفاظت از غیرنظامیان یکی از بنیادیترین تعهدات حقوق بشردوستانه بینالمللی است.
مدارس، مراکز درمانی و اماکن مسکونی از حمایتهای حقوقی برخوردارند و هرگونه حمله به آنها باید بر اساس قواعد تفکیک اهداف نظامی و غیرنظامی، تناسب و احتیاط ارزیابی شود.
۱۶۸ دانشآموز و معلم، صرفاً یک عدد در گزارشهای جنگ نیستند؛ ۱۶۸ زندگی و آیندهای هستند که به گفته نماینده ایران، در یک حمله از میان رفتند.
اکنون مطالبه اساسی، انجام تحقیقات مستقل و معتبر درباره این حمله، شناسایی مسئولان احتمالی و روشنشدن ابعاد حقوقی آن است.
حمله به ایران در میانه مذاکرات؛ وقتی دیپلماسی هدف قرار میگیرد
معاون نماینده جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل در بخش دیگری از سخنان خود تأکید کرد که برای دومین بار، حملات نظامی علیه کشورمان در میانه روند مذاکرات صورت گرفته است.
وی این اقدامات را نهتنها حمله به ایران، بلکه حمله به اصل دیپلماسی و روند گفتوگو توصیف کرد.
این موضوع از منظر روابط بینالملل اهمیت ویژهای دارد.
مذاکرات سیاسی زمانی میتوانند به نتیجه برسند که طرفها نسبت به امکان دستیابی به توافق و اعتبار تعهدات متقابل اعتماد داشته باشند.
وقوع حملات نظامی در جریان مذاکرات، میتواند این اعتماد را بهشدت تضعیف کند و هزینه بازگشت به میز گفتوگو را افزایش دهد.
در چنین شرایطی، پرسش مهم این است که چگونه میتوان از کشوری انتظار مشارکت مؤثر در مذاکرات را داشت، درحالیکه امنیت آن در جریان همان فرایند مورد تهدید قرار میگیرد؟
زرادخانه هستهای اسرائیل؛ پرسشی که غرب از پاسخ به آن میگریزد
یکی از مهمترین محورهای سخنان نماینده ایران، انتقاد از رویکرد دوگانه کشورهای غربی در موضوع فعالیتهای هستهای بود.
درزی با اشاره به جایگاه اسرائیل در معادلات هستهای منطقه، تأکید کرد که فعالیتهای هستهای این رژیم تحت نظام جامع پادمانهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار ندارد.
اسرائیل عضو پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای، موسوم به NPT، نیست و سیاست رسمی ابهام هستهای را دنبال میکند. با وجود این، در ارزیابیهای بینالمللی بهطور گسترده بهعنوان دارنده تسلیحات هستهای شناخته میشود.
در مقابل، جمهوری اسلامی ایران بهعنوان عضو NPT، بر حق برخورداری از انرژی هستهای برای مقاصد صلحآمیز تأکید دارد.
این تفاوت، پرسشی اساسی درباره عدالت و یکسانبودن معیارهای نظارت هستهای ایجاد میکند.
چگونه ممکن است زرادخانه هستهای اعلامنشده یک بازیگر منطقهای خارج از نظارت جامع پادمانی باقی بماند، اما فعالیتهای هستهای کشوری عضو NPT با شدیدترین فشارهای سیاسی و امنیتی مواجه شود؟
این همان موضوعی است که نماینده ایران از آن بهعنوان نمونه آشکار استانداردهای دوگانه غرب یاد کرد.
حق استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای؛ حقی که نباید قربانی قدرت شود
نماینده کشورمان همچنین از رویکرد ایالات متحده در قبال حقوق کشورهای عضو پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای انتقاد کرد.
ماده چهارم این پیمان، حق کشورهای عضو برای تحقیق، تولید و استفاده از انرژی هستهای با اهداف صلحآمیز را، مطابق تعهدات پیمان، به رسمیت میشناسد.
از این منظر، اختلافات سیاسی یا نگرانیهای مربوط به اشاعه هستهای باید از طریق سازوکارهای حقوقی، فنی و دیپلماتیک پیگیری شوند.
تبدیل تأسیسات هستهای به اهداف حملات نظامی، علاوه بر خطرات انسانی و زیستمحیطی، میتواند اعتماد کشورها به نظام بینالمللی عدم اشاعه را تضعیف کند.
اگر عضویت در معاهدات بینالمللی و پذیرش تعهدات حقوقی نتواند به حفاظت مؤثر از حقوق مشروع کشورها کمک کند، اعتبار این معاهدات نیز با چالش مواجه خواهد شد.
آزمون اعتبار سازمان ملل؛ قانون برای همه یا فقط برای برخی کشورها؟
مجموعه اظهارات نماینده ایران در شورای امنیت، یک مسئله بنیادی را پیش روی جامعه جهانی قرار میدهد.
موضوع تنها حمله به تأسیسات هستهای ایران، کشتار غیرنظامیان یا اختلاف بر سر برنامههای هستهای نیست.
مسئله اصلی، میزان اعتبار و کارآمدی قواعدی است که قرار است امنیت همه کشورها را بدون تبعیض تضمین کنند.
اگر حمله به تأسیسات هستهای خطرناک است، این خطر باید بدون توجه به هویت کشور هدف مورد توجه قرار گیرد.
اگر جان غیرنظامیان محترم است، این احترام نباید تابع مناسبات سیاسی قدرتهای جهانی باشد.
و اگر دیپلماسی راهحل اختلافات بینالمللی است، حمله نظامی در جریان مذاکرات نمیتواند بدون بررسی و پاسخگویی رها شود.
شورای امنیت امروز تنها در برابر مطالبه ایران قرار ندارد؛ این شورا در برابر آزمون اعتبار خودش ایستاده است.
سخن پایانی؛ پیش از آنکه فاجعه رخ دهد
هشدار ایران درباره خطر نشت مواد پرتوزا از تأسیسات هستهای، موضوعی نیست که بتوان آن را صرفاً در چارچوب اختلافات سیاسی تهران و واشنگتن بررسی کرد.
آسیب شدید به یک نیروگاه هستهای فعال، در صورت وقوع حادثه پرتوی گسترده، میتواند امنیت انسانی و زیستمحیطی منطقه را تهدید کند.
از همین رو، انتظار میرود شورای امنیت و آژانس بینالمللی انرژی اتمی، فارغ از ملاحظات سیاسی، برای ارزیابی مستقل خطرات، حفاظت از تأسیسات هستهای و جلوگیری از تکرار حملات اقدام کنند.
همچنین ادعاهای مربوط به حملات علیه غیرنظامیان، بهویژه واقعه میناب، نیازمند بررسی مستقل، شفاف و پاسخگویی حقوقی است.
جهان نباید برای دفاع از حقوق بینالملل، منتظر وقوع یک فاجعه هستهای دیگر بماند.
و پرسش پایانی همچنان پابرجاست:
اگر شورای امنیت در برابر تهدید یک نیروگاه هستهای فعال و جان کودکان بیگناه اقدام مؤثری نکند، قرار است در برابر چه حادثهای از خواب بیدار شود؟
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com