کد خبر: ۸۹۶۶۹۵
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
فرانسه‌گیت؛ جنگی که برای برخی غول‌های انرژی فرصت شد و برای اقتصاد فرانسه هزینه آفرید

می‌خواستند ابرو درست کنند، چشم را هم کور کردند؛ چه کسی صورت‌حساب جنگ را به مردم فرانسه تحمیل کرد؟

فرانسه پیش از تشدید بحران خاورمیانه نیز با بدهی سنگین، مشکلات بودجه‌ای و نارضایتی‌های اجتماعی روبه‌رو بود.
1

به گزارش بولتن نیوز،  فرانسه پیش از تشدید بحران خاورمیانه نیز با بدهی سنگین، مشکلات بودجه‌ای و نارضایتی‌های اجتماعی روبه‌رو بود. جنگ و التهاب بازار انرژی، در حالی برای برخی شرکت‌های بزرگ فرصت‌های درآمدی ایجاد کرد که فشارهای تازه‌ای بر اقتصاد اروپا وارد آورد. اکنون پرسش این است: آیا کسانی که از فرصت‌های اقتصادی بحران بهره بردند، پیامدهای سیاسی و اجتماعی آن را نیز پیش‌بینی کرده بودند؟

فرانسه پیش از جنگ هم حال و روز خوشی نداشت

برای درک آنچه امروز در فرانسه می‌گذرد، نباید نقطه آغاز تحلیل را صرفاً جنگ خاورمیانه قرار داد.

اقتصاد فرانسه مدت‌هاست با بدهی عمومی سنگین، مشکلات کسری بودجه، اختلافات سیاسی و فشار بر قدرت خرید خانوارها دست‌وپنجه نرم می‌کند.

در چنین وضعیتی، هر شوک خارجی می‌تواند مشکلات موجود را تشدید کند؛ به‌ویژه اگر آن شوک به افزایش هزینه انرژی، حمل‌ونقل و تولید منجر شود.

فرانسه به‌عنوان یکی از قدرت‌های اقتصادی و سیاسی اروپا، نه‌تنها از تحولات خاورمیانه تأثیر می‌پذیرد، بلکه در تصمیم‌گیری‌های دیپلماتیک و امنیتی مرتبط با منطقه نیز نقش دارد.

از همین‌جا پرسشی قابل تأمل شکل می‌گیرد: آیا سیاست‌گذاران فرانسوی هزینه واقعی گسترش جنگ را برای اقتصاد کشورشان محاسبه کرده بودند؟

سود در حساب شرکت‌ها، فشار بر دوش جامعه

در جریان بحران انرژی، برخی شرکت‌های بزرگ نفتی و پالایشی توانستند از افزایش قیمت‌ها و تغییر شرایط بازار بهره‌مند شوند.

از جمله گزارش‌های منتشرشده درباره توتال‌انرژیز نشان می‌دهد حاشیه پالایش این شرکت در مقاطعی از سال ۲۰۲۶ افزایش چشمگیری داشته است.

اما باید میان افزایش حاشیه پالایش، سود نهایی شرکت و منفعت اقتصاد ملی تفاوت گذاشت.

ممکن است یک شرکت از تغییر قیمت‌ها درآمد بیشتری کسب کند، در حالی که خانوارها و صنایع همان کشور با افزایش هزینه‌های انرژی مواجه شوند.

این همان تناقضی است که پرونده «فرانسه‌گیت» باید به بررسی آن بپردازد: آیا منافع بخشی از صنعت انرژی با منافع عمومی جامعه فرانسه در یک مسیر حرکت کرده است؟

آیا بحران اقتصادی، انگیزه پذیرش ریسک‌های بزرگ‌تر شد؟

در تحلیل رفتار دولت‌ها و بنگاه‌های اقتصادی، گاهی شرایط دشوار داخلی می‌تواند انگیزه پذیرش ریسک‌های خارجی را افزایش دهد.

اما درباره فرانسه، هنوز نمی‌توان نتیجه گرفت که مشکلات اقتصادی این کشور موجب شده شرکت‌های انرژی یا سیاست‌گذاران آن در شکل‌گیری جنگ نقش داشته باشند.

برای رسیدن به چنین نتیجه‌ای باید مکاتبات، جلسات تصمیم‌سازی، فعالیت‌های لابی‌گری و ارتباطات سیاسی پیش از آغاز جنگ بررسی شود.

با این حال، طرح یک پرسش ضروری است: آیا برخی بازیگران اقتصادی و سیاسی، منافع احتمالی ناشی از تغییر معادلات انرژی خاورمیانه را بیش از هزینه‌های بلندمدت گسترش جنگ ارزیابی کرده بودند؟

این پرسش به‌ویژه زمانی اهمیت پیدا می‌کند که افزایش درآمد برخی شرکت‌ها در کنار فشار بر بودجه عمومی و زندگی مردم قرار می‌گیرد.

ترامپ، اروپا و محاسباتی که شاید درست از آب درنیامد

در بررسی سیاست خارجی آمریکا نیز باید میان تصمیمات واشنگتن و منافع شرکت‌های اروپایی تفاوت قائل شد.

اینکه برخی شرکت‌های فرانسوی از شرایط جنگی منفعت اقتصادی کسب کرده‌اند، به معنای آن نیست که دولت آمریکا تحت هدایت یا فشار آنان وارد جنگ شده است.

با این وجود، بررسی ارتباط شرکت‌های بزرگ انرژی با نهادهای تصمیم‌ساز آمریکایی و اروپایی می‌تواند روشن کند که چه منافعی در محاسبات مربوط به جنگ و امنیت انرژی مورد توجه بوده است.

پرسش اساسی آن است که آیا تصمیم‌گیرندگان، علاوه بر پیامدهای نظامی، اثرات اقتصادی و اجتماعی یک بحران طولانی را نیز به‌درستی سنجیده بودند؟

وقتی هزینه جنگ به خانه بازمی‌گردد

جنگ‌ها تنها در میدان نبرد هزینه ایجاد نمی‌کنند.

افزایش قیمت انرژی، اختلال در تجارت، فشار بر زنجیره تأمین، کاهش قدرت خرید و افزایش هزینه استقراض می‌توانند پیامدهای یک بحران منطقه‌ای را به هزاران کیلومتر دورتر منتقل کنند.

برای کشوری مانند فرانسه که پیش از این نیز با مشکلات مالی و اجتماعی مواجه بوده، چنین فشارهایی اهمیت مضاعف دارد.

البته اعتراضات و نارضایتی‌های داخلی فرانسه را نمی‌توان صرفاً محصول جنگ دانست؛ بسیاری از این مشکلات ریشه‌های ساختاری و سیاسی دارند.

اما جنگ می‌تواند بر شدت مشکلات موجود بیفزاید و مدیریت آنها را دشوارتر کند.

سخن پایانی؛ چه کسی سود برد و چه کسی هزینه داد؟

پرونده فرانسه‌گیت هنوز به پاسخ نهایی نرسیده است.

برای روشن شدن ابعاد آن باید مشخص شود شرکت‌های بزرگ انرژی چه میزان از تغییر شرایط بازار منتفع شده‌اند، چه هزینه‌هایی متحمل شده‌اند و دولت فرانسه و شهروندان آن چه سهمی از پیامدهای اقتصادی بحران را بر دوش کشیده‌اند.

همچنین لازم است بررسی شود آیا در مراحل تصمیم‌سازی سیاسی، منافع بنگاه‌های بزرگ بر ارزیابی منافع عمومی تأثیر گذاشته است یا خیر.

شاید مهم‌ترین درس این بحران آن باشد که فرصت اقتصادی برای چند شرکت، لزوماً به معنای موفقیت اقتصادی یا سیاسی برای یک کشور نیست.

و اگر روزی اسناد نشان دهند که برخی بازیگران با امید کسب منفعت، خطر گسترش جنگ را دست‌کم گرفته‌اند، آن‌گاه تعبیر آشنای «آمدند ابرو درست کنند، چشم را هم کور کردند» معنایی فراتر از یک ضرب‌المثل خواهد یافت.

شورای سردبیری بولتن نیوز

برچسب ها: فرانسه ، جنگ

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
captcha
(کد امنیتی به حروف کوچک و بزرگ حساس نیست)

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین