ردای آتشین خلافت
به گزارش گروه فضای مجازی بولتن نیوز، وبلاگ بهمنیار در آخرین مطلب خود نوشت:
اگر امثال ابوسفیان ها و در کل بنی امیه به اسلام واقعی متمایل نشدند برای این بوده که وقتی می دیدند کسانی مثل عمر و ابوبکر و عثمان و ابن جرّاح، ابن عوف، عايشه، حفصه، ابن ابى وقّاص، و عمرو بن عاص، ابو موسی اشعری، مسند احمد بن حنبل و امثالهم که به طرف اسلام رفتند؛ ولی در دلهایشان با قریش و آرزوهای آنها برای ریاست طلبی و دنیا پرستی یکدل بودند دلهایشان مریض بود.
از
این رو حزب قریش در عقیده غلط خود برای دل ندادن به اسلامی واقعی راسخ تر میشدند
چرا که این افراد را به درستی می شناختند و به نیاتشان آگاه بودند به هر حال در
جنگ های احد و حنین و خیبر دیده بودند که چطور این خائنان فرار را بر قرار ترجیح
داده بودند و در جنگ احد ابوبکر و عمر به خیال اینکه رسول خدا مرده داشتند پیش
ابوسفیان برای خودشان امان خواسته بودند و زمانی که این غاصبان حکومت به خانه امیر
مومنان حضرت علی ( ع ) هجوم بردند و باعث شهادت دخت نبی اکرم حضرت فاطمه الزهرا (
سلام الله علیه ) شدند.
دیگر شکی برای افراد قریش باقی نماند که همه افرادی که از قریش به طرف اسلام میرود به خاطر اهداف و مصالح دنیوی میباشد و برای کسب قدرت است آنها عمر را خوب میشناختند آدمی قلدر زورگو بد اخلاق نجس و نفهم و قسی و القلب یا ابوبکر آدمی فرصت طلب چاپلوس و زبان باز و بی رحم و یا آن عثمان ملعون هر سه اینها هسته های بی مغزی بودند که معلوم نبوده آیا تولد پاکی داشته اند یا نه چرا که حضرت محمد ( ص ) به علی ( ع ) فرموده بودند کسی تو را دوست میدارد که تولد پاکی داشته باشد و کسی تو را دشمن میدارد که تولد ناپاکی داشته است کسانی هم که بعد از اینها خلافت را غصب کردند تولدشان همگی بر ناپاکی استوار بوده و علنا به مجالس لهو و لهب راه پیدا کردند تنها یک چیز میتوانست حزب قریش را در راه رسیدن به این ردای آتشین خلافت نجات بدهد و آن هم فشار قبر بود که تنها دوای درد ریاست طلبی حزب قریش به شمار میرفت و تا زمانی که این فشار را حس نکردند برای رسیدن به این ردا از هیچ کاری فرو گذار نکردند همه آنها از ابوبکر و عمر و عبدالرحمن بن عوف یا ابو عبیده جراح و امثالهم در همین ردیف بودند به تعداد انگشتان دست نمیرسید کسانی که در برابر این غاصبان خلافت و کفار مسلمان نما ایستادگی کردند ابوذر و مقداد و ابن مسعود و عمار و مالک اشتر و چند نفر دیگر که به ده نفر نمیرسیدند آنها تابع و مرید امیر مومنان حضرت علی ( ع ) بودند و وظیفه تابعین در آن مرحله سکوت بود کرامات علی ( ع ) کم نبود برای کسانی که طالب حق و حقیقت بودند و ما می بینیم مریدان حضرت علی ( ع ) مثل مختار و مالک اشتر و غیره که چه کارهایی که نکردند و تاریخ را در برهه ای از زمان رقم زدند و تاریخ ساز شدند چرا که عشق علی را در دل داشتند در حالی که این غاصبان خلافت نه مریدی داشتند و نه تابع ای .
اگر هم خلفای اموی از آنها تعریفی کرده اند برای این بوده که راه شیطانی آنها را ادامه بدهند يكى از صفات بارز افراد حزب قريشى در زمان رسول خدا (صلى الله عليه وآله) و در زمان خلفاى پس از او عدم شركت در جنگها يا فرار از جنگها به هر وسيله ممكن است عمر گفته بود که رسول خدا(ص) هذيان مى گويد و ابوبکر و عمر و حزب قریش فرمايش حضرت محمد ( ص ) را كه تصريح فرموده بود كتاب خدا و عترتم يعنى اهل بيتم را در میان شما میگذارم زير پا گذاشتند و گفتند كتاب خدا ما را كافى است ببینید دستورات رسول خدا را چگونه انجام میدادند رسول خدا دستور داده بودند همه با لشکر اسامه به روم بروند و لعنت کرده بودند کسی که در این راه سنگ اندازی کند ولی ابوبکر به ده خودش میرود و با زنش تنها میماند تا شایعه ها برای فوت ناگهانی پیامبر را از خودش دور کند ابوبكر پس از آنكه رسول خدا (صلى الله عليه وآله) مسموم شد به ( سنح ) رفت و در كنار همسرش ماند و زمانی به مدینه بازگشت كه پيامبر (ص) به وسيله سمّ به شهادت رسيده بود عمر و دار و دسته منافق و بی ایمانش هم که نگذاشتند تا دو روز رسول خدا را به خاک بسپارند و هیاهو راه انداخته بودند که رسول خدا نمرده و بلکه بعد از چهل روز زنده میشود و به محض ورود ابوبکر به مدینه عمر حرفش را پس میگیرد میگوید بله محمد مرده است و همگی جنازه رسول خدا را رها میکنند و به سقیفه میروند تا خلافت را غصب کنند و فقط اهل بیت هستند که به تنهایی و توسط حضرت علی ( ع ) بدن مطهر رسول خدا را غسل میدهند و نماز میخوانند و در همان خانه اش دفنش میکنند حزب قریش برای تکیه زدن به ریاست مسلمین چنان تشنه بودند که حاضر شدند حضرت محمد ((صلى الله عليه وآله)) را به قتل برسانند در عوض رسول گرامی اسلام خواهان هدایت این افراد بودند پیامبر رحمت و مهربانی بودند و این قوم شقی چندین بار تصمیم به ترور آن عزیز داشتند که در آخر سم را زمانی که پیامبر گرامی اسلام مریض شده بودند در خواب به آن حضرت خوراندند پیامبر گرامی لعنت کرده بودند هر کسی که مانع ایجاد کند در رفتن لشکر اسامه به روم و همه آنها را تکلیف کرده بودند که باید با لشکر اسامه به روم بروند ولی آنها که نه مرد جنگ بودند نه اهل ایمان بودند نه مرد علم بودند نه مرد عمل بودند نه اسلام را درک کرده بودند نه احترامی برای رسول خدا قائل میشدند پوچ و تهی از همه چیز بودند فقط خیانت کاری را خوب بلد بودند یا از دخترانشان که زنان پیامبر بودند برای رسیدن به اهدافشان سوء استفاده میکردند و در آخر در تلاش براى غصب خلافت بر پيامبر خدا ( ص ) سمّ كشنده نوشاندند حسد و كينه گروه قريش نسبت به رسول خدا (صلى الله عليه وآله) زمانی بهتر آشكار شد که از حضور در مراسم غسل دادن و كفن كردن آنحضرت خوددارى كرده و به سقيفه بنى ساعده شتافتند تا بيعت با ابوبكر را سامان دهند و پس از آنكه رسول خدا (صلى الله عليه وآله) در شب چهارشنبه دفن شد ، گروه قريش در روز چهارشنبه و پس از انجام بيعت عمومى ابوبكر ، به خانه فاطمه دختر رسول خدا (صلى الله عليه وآله)هجوم آوردند هجومى كه سبب كشته شدن فاطمه و جنين او محسن گرديد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


