خانه داری، پس پولدار محسوب میشوی؟ / متر دولت برای شناسایی مشمولان کالابرگ چقدر دقیق است؟
گروه اقتصادی وقتی حدود ۴۰ تا ۴۴ میلیون نفر در دایره دریافت اعتبار بیشتر کالابرگ قرار میگیرند، نحوه تشخیص «چه کسی نیازمند حمایت است» دیگر یک موضوع فنی پشت سامانهها نیست؛ مستقیماً با سفره میلیونها خانوار ارتباط دارد. اگر ملک و خودرو نیز در ارزیابی وضعیت اقتصادی خانوار مؤثر باشند، سؤال مهم این است: آیا داشتن یک خانه قدیمی، خودروی معمولی یا دارایی بهجامانده از سالهای قبل، الزاماً به معنای برخورداری امروز خانوار است؟
به گزارش بولتن نیوز، در سیاستهای حمایتی همیشه یک سؤال سخت وجود دارد:
چه کسی واقعاً نیازمند حمایت است و چه کسی نیست؟
هرچه منابع محدودتر باشد، پاسخ دقیق به این سؤال اهمیت بیشتری پیدا میکند.
در تازهترین اظهارات درباره کالابرگ، از شناسایی حدود ۴۰ تا ۴۴ میلیون نفر برای دریافت اعتبار بیشتر سخن گفته شده و بحث استفاده از اطلاعات اقتصادی و دارایی خانوارها نیز بار دیگر اهمیت پیدا کرده است.
اصل استفاده از داده برای هدفمند کردن حمایتها منطقی است؛ دولت نمیتواند بدون شناخت وضعیت اقتصادی خانوارها منابع عمومی را توزیع کند.
اما مشکل از جایی آغاز میشود که «دارایی» بهجای «توان واقعی معیشتی» بنشیند.
خانه دارد؛ اما پول هم دارد؟
فرض کنید بازنشستهای سی سال قبل خانهای خریده و امروز تنها دارایی مهم او همان خانهای است که در آن زندگی میکند.
افزایش قیمت مسکن ممکن است ارزش اسمی ملک او را چندین برابر کرده باشد.
اما آیا درآمد ماهانه او هم چندین برابر شده است؟
خانهای که خانواده در آن زندگی میکند، تا زمانی که فروخته نشده، پول خرید روزانه، گوشت، برنج، دارو و هزینه آب و برق نیست.
همین مسئله درباره خودرو نیز وجود دارد.
خانوادهای ممکن است خودرویی داشته باشد که سالها قبل خریده، اما درآمد جاریاش امروز جوابگوی هزینههای زندگی نباشد.
بنابراین صرف وجود دارایی نمیتواند بدون توجه به نوع دارایی، ارزش آن، تعداد داراییها، درآمد خانوار و شرایط زندگی تصویری کامل از توان اقتصادی فرد ارائه کند.
تورم خودش ارزش داراییها را بالا برده است
اینجا یک نکته مهم دیگر هم وجود دارد.
در اقتصادی که طی سالها قیمت مسکن و خودرو چندین برابر شده، بسیاری از خانوارها روی کاغذ صاحب داراییهایی با ارزش میلیاردی شدهاند؛ بدون آنکه الزاماً پولدارتر شده باشند.
یک آپارتمان معمولی در برخی شهرهای بزرگ امروز ممکن است چند میلیارد تومان قیمت داشته باشد.
اما صاحب همان آپارتمان ممکن است حقوقبگیر یا بازنشستهای باشد که برای هزینههای ماهانه زندگی با مشکل مواجه است.
ارزش دارایی با قدرت خرید روزمره یکی نیست.
اگر سامانههای رفاهی این دو مفهوم را از یکدیگر تفکیک نکنند، خطای شناسایی اجتنابناپذیر خواهد بود.
دولت معیارها را شفاف کند
مطالبه در اینجا حذف بررسی دارایی نیست.
اتفاقاً بررسی مجموع وضعیت اقتصادی خانوار میتواند جلوی پرداخت حمایت عمومی به افراد برخوردار را بگیرد.
مطالبه، شفاف شدن وزن هر معیار است.
مردم حق دارند بدانند داشتن یک واحد مسکونی چه تأثیری بر ارزیابی آنها دارد؛ ارزش و تعداد خودروها چگونه محاسبه میشود؛ درآمد ماهانه چه وزنی دارد؛ تعداد اعضای خانوار چگونه لحاظ میشود و اطلاعات بانکی و سایر شاخصها با چه منطقی کنار یکدیگر قرار میگیرند.
اگر الگوریتم شناسایی درست طراحی شده باشد، انتشار چارچوب آن باید اتفاقاً اعتماد عمومی را بیشتر کند.
یک آزمایش ساده
برای سنجش دقت نظام شناسایی، حتی میتوان چند نمونه واقعی را بررسی کرد:
بازنشسته صاحب یک خانه؛
کارگر دارای خودروی قدیمی؛
مستأجر دارای درآمد بالا؛
فردی با دارایی قابل توجه اما درآمد رسمی پایین.
سامانه رفاهی هرکدام را در چه سطحی قرار میدهد؟
پاسخ به همین نمونهها نشان میدهد سیستم تا چه اندازه قادر است ثروت، درآمد و توان واقعی معیشتی را از یکدیگر تشخیص دهد.
کالابرگ جای آزمون و خطای آماری نیست
وقتی تصمیم یک سامانه میتواند اعتبار خرید مواد غذایی یک خانواده را کم یا زیاد کند، درصد خطا دیگر صرفاً یک مسئله آماری نیست.
پشت هر خطای شناسایی، یک خانوار واقعی قرار دارد.
هدفمند کردن حمایتها ضروری است و منابع عمومی نیز نباید بدون ضابطه توزیع شود؛ اما همان اندازه که جلوگیری از پرداخت به افراد برخوردار اهمیت دارد، حذف نشدن خانوار کمدرآمد بهدلیل داشتن یک دارایی معمولی نیز اهمیت دارد.
سؤال بولتن نیوز بنابراین بسیار مشخص است:
دولت دقیقاً با چه فرمولی تشخیص میدهد چه کسی «برخوردار» است؟
و مهمتر:
آیا ممکن است کسی خانه داشته باشد، اما برای پُر کردن سفرهاش همچنان نیازمند کالابرگ باشد؟
اگر پاسخ مثبت است، معیارهای شناسایی باید آنقدر دقیق باشند که «دارایی روی کاغذ» را با «توان زندگی امروز» اشتباه نگیرند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com