از دریای عرب تا آسمان الازرق؛ پیشرفت تکنولوژی و تکنیکی ایران
گروه بین الملل برای فهم آنچه بامداد چهارشنبه بر فراز اردن گذشت، باید به روز دوشنبه بازگشت؛ جایی که شلیک بالستیک ایران به سمت ناوهای آمریکایی در دریای عرب، رشتهای از کنش و واکنش را کلید زد. پاسخ واشنگتن با هدف قرار دادن نفتکشهای ایرانی همراه بود و تهران نیز بیدرنگ، هم در خلیجفارس و هم با ضربهای سنگین به پایگاه الازرق در اردن پاسخ داد. آنچه این زنجیره را متمایز میکند، این است که در هر حلقه، واکنش ایران نه کندتر، بلکه سریعتر و متمرکزتر از حلقه پیش از خود بوده است؛ روندی که بهخودیخود از آمادگی بالای عملیاتی حکایت دارد.
به گزارش بولتن نیوز، اما آنچه این عملیات را از نمونههای مشابه در جنگهای دوازده و چهلروزه جدا میکند، نه حجم آتش، بلکه تغییری ظریف در نحوه اجراست: رهاسازی بمبلتهای خوشهای. در گذشته این رهاسازی از ارتفاع بالا صورت میگرفت و همین امر اصابت مؤثر را محدود میکرد. این بار بمبلتها در ارتفاعی بهمراتب پایینتر و درست بالای اهداف رها شدند. این تفاوت بهظاهر جزئی، در عمل دقت اصابت را بهطور محسوسی بالا برد و نشان داد ایران در فاصله میان دو دور درگیری، روی اصلاح ضعفهای فنی خود کار کرده است.
این ارتقای فنی در خلأ رخ نداده است. شلیک از بیش از ده نقطه پراکنده در مرکز، غرب و شمالغرب کشور، از هماهنگی میان یگانهای مختلف پرتاب خبر میدهد؛ اما نکته برجستهتر، بازه زمانی است. تنها دو ساعت پس از انتشار خبر ضربات اولیه آمریکا، عملیات بهطور کامل و همزمان به پایان رسید. چنین فاصله کوتاهی میان تصمیم و اجرا، بیشتر به یک سناریوی تمرینشده شباهت دارد تا واکنشی بداهه.
در نهایت، این سرعت و دقت در خدمت یک انتخاب راهبردی قرار گرفت: بهجای پراکندن آتش میان اهداف متعدد، کل حجم حمله -که برآوردها آن را میان ۲۰ تا ۶۰ فروند تخمین میزنند- روی تنها دو یا سه هدف مشخص متمرکز شد. این تمرکز، سامانههای پدافندی را با معادلهای دشوار روبهرو میکند، چرا که هرچه شمار موشکهای همهدف بیشتر باشد، احتمال عبور دستکم بخشی از آنها بالاتر میرود. حاصل جمع این چهار عامل -زمینه تشدید، جهش فنی، هماهنگی سازمانی و تمرکز آتش- تصویری از عملیاتی است که فراتر از یک واکنش لحظهای، نشانههایی از بلوغ تاکتیکی را نیز با خود حمل میکند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com