چرا در سالروز قیام ۱۷ شهریور و میلاد رهبر سوم انقلاب اسلامی، قمیت بنزین باید زیاد شود؟
گروه سیاسی: در دانش روانشناسیِ رسانه، «تداعیگری» (Association) به عنوان یکی از مؤثرترین ابزارهای شکلدهی به ادراک عمومی شناخته میشود. ذهن انسان، رویدادها را در قالب «طرحوارههای» (Schemas) معنادار دستهبندی میکند و هرگاه چند پدیده در یک بازهٔ زمانی یا مکانی مشخص رخ دهند، ناخودآگاه میان آنها ارتباطی علی یا معنایی برقرار میکند.
به گزارش بولتن نیوز، «نظریهٔ برجستهسازی» (Agenda-Setting Theory) که توسط مککامبز و شاو (McCombs & Shaw) مطرح شد، بر این اصل تأکید دارد که رسانهها صرفاً به ما نمیگویند چه بیندیشیم، بلکه دربارهٔ چه بیندیشیم را تعیین میکنند. اما زمانی که خودِ «رویداد» نیز در یک بستر زمانیِ آکنده از بارِ عاطفی و تاریخی رخ میدهد، این برجستهسازی، به یک «مهندسیِ تداعی» تبدیل میشود که میتواند واکنشهای هیجانیِ پیشبینیپذیری را در افکار عمومی برانگیزد.
۱۷ شهریور در تقویم ملی ایران، نه یک روز عادی، بلکه نقطهای است با دو لایهٔ بارِ معناییِ انقلابی: از سویی، سالروز قیام خونین میدان ژاله (۱۳۵۷) است که نماد «مقاومتِ ملت در برابر استبدادِ پهلوی» نامیده میشود و از سوی دیگر، روز ولادتِ رهبرِ سومِ انقلاب اسلامی، آیتالله سید مجتبی خامنهای است. اگر این چارچوبِ نظری را بر دو رخدادِ مهمِ روزِ ۱۷ شهریور ۱۴۰۵ تطبیق دهیم، الگویی از «همزمانیِ مشکوک» پدیدار میشود که پرداختن به آن را ضروری میسازد:
دولت، از بامداد سهشنبه، ۱۷ شهریورماه، نرخِ «سهمیهٔ سوم» بنزین را بهطور ناگهانی دوبرابر کرد و به لیتری ۱۰ هزار تومان رساند. گرچه توجیهِ اقتصادیِ این اقدام، «کاهشِ ناترازیِ تولید و مصرف» عنوان شده است، اما گزینشِ روزِ ۱۷ شهریور برای اجرای این طرح، پرسشهای جدی برمیانگیزد. اعلامِ این تصمیم تنها دو روز پیش از اجرا (۱۵ شهریور) و در شبی انجام شد که قرار بود به بزرگداشتِ «یومالله» اختصاص یابد.
در نظریهٔ «مدیریتِ افکار عمومی» (Public Opinion Management)، یکی از روشهای کاهشِ واکنشهای منفی به تصمیماتِ ناخوشایند، «غرقکردنِ» آن در میانِ رویدادهایِ پُربسامدِ خبری است؛ اما انتخابِ روزی که همزمان دارای بارِ عاطفیِ سوگواره (قیامِ ۱۷ شهریور) و جشن (ولادتِ رهبر) است، نهتنها به کاهشِ حساسیت کمک نمیکند، بلکه به دلیل «تداعیِ عددِ سه»، حساسیت را به اوج میرساند: رنجِ «سوم» (نرخِ سومِ بنزین) درست در روزی رقم میخورد که یادآورِ کشتارِ «میدان ژاله» و تولدِ «سومینِ رهبر» است.
در همین روز، اخبارِ اقتصادی از انتصابِ مجددِ «وحید قانعیفرد» به عنوان مدیرعامل شرکت نفت ستاره خلیجفارس حکایت داشت. شرکتی که به عنوان یکی از مهمترین مجموعههای پالایشی کشور، نقشی راهبردی در زنجیرهٔ تأمینِ فرآوردههای نفتی دارد. این انتصاب مشکوک در شرایطی صورت گرفته که «تاپیکو» کنترل خود را بر این پالایشگاه تثبیت کرده است.
وقتی یک تصمیمِ اقتصادیِ پُرهزینه (افزایشِ قیمت بنزین) و یک انتصابِ مدیریتیِ کلان اما پر از حرف و حدیث (مدیریت بر پالایشگاهِ نفت ستاره) درست در روزی رقم میخورد که به دلیل دو مناسبتِ متضاد، در کانونِ توجهاتِ رسانهای و عاطفیِ جامعه قرار دارد، نمیتوان آن را صرفاً به «تصادفِ تقویمی» فروکاست.
«خباثتِ کار» در اینجا نه در خودِ تصمیمات، که در «نحوهٔ گزینشِ بسترِ زمانی» برای اجرای آنها نهفته است. این اقدام، مصداقِ بارزِ «بازی با تداعیهایِ تاریخی» است؛ تلاشی برای عادیسازیِ فشارِ اقتصادی در پناهِ روزی که به هر دو رویِ سکهٔ تاریخی (شهادت و ولادت) تعلق دارد. در نظریهٔ «اقتدارگراییِ نمادین»، دولتها گاهی با مصادرهٔ مناسبتهایِ ملی، تلاش میکنند تا «هزینههایِ سیاسیِ» خود را به «ارادهٔ تاریخی» گره بزنند و نارضایتیِ معیشتی را به حاشیهٔ روایتهایِ رسمی برانند.
اما حافظهٔ تاریخیِ ملت ایران، به ویژه در روزی چون ۱۷ شهریور، درسی بزرگ دارد: در آن روز، مردم با دستِ خالی در برابرِ قدرتِ نظامیِ استبداد ایستادند و ثابت کردند که «انتخابِ زمان» هرچند میتواند صحنهگردانیِ حکومتها را موقتاً مشوش کند، اما هرگز نمیتواند ارادهٔ جمعیِ یک ملت را برای بازشناسیِ «عدالت» از «سیاستبازی» کور کند. تداعیِ «سوم» در روزِ «هفدهم»، شاید برای ذهنِ طراحانش یک شعبدهبازیِ رسانهای باشد، اما برای مردم، تنها یادآورِ این حقیقتِ تلخ است که برخیها هنوز گمان میکنند با جابهجاییِ تاریخ، میتوان از واقعیتِ اقتصاد و عدالت گریخت.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com