ونایی در گفتوگو با بولتننیوز: نبرد اصلی از مرزها به اقتصاد کشور منتقل شده/ کودتای پنهان با پولهای بادآورده
گروه سیاسی: در شرایط حساس کنونی که اظهارات اخیر برخی چهرههای شاخص اصلاحطلب نظیر حسن روحانی و سیدمحمد خاتمی، با مضامین عبور از خطوط قرمز نظام و تلویحاً دعوت به عقبنشینی در برابر فشارهای خارجی، موجی از نگرانی را در میان ناظران سیاسی برانگیخته است، گفتوگویی صمیمی با دکتر حسن ونایی، نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی، ترتیب دادیم تا ابعاد پنهان این مواضع و ریشههای تاریخی آن را از نگاه یک چهره آشنا با پروندههای امنیتی و اقتصادی کشور واکاوی کنیم. او در این مصاحبه، ضمن اشاره به سه دهه غفلتهای ساختاری، از بازتعریف مفهوم «جنگ نامتقارن» سخن میگوید و تأکید دارد که رمز پایداری ایران در منطقه همواره بهرهگیری از استراتژیهای غیرکلاسیک بوده، اما امروز نبرد اصلی از میدانهای نظامی به حوزههای اقتصادی و جنگهای ترکیبی داخلی تغییر شیفت یافته و تداوم موفقیت، نیازمند بومیسازی همین ابزارها در سطح ملی است. مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
بولتننیوز: با توجه به اظهارات اخیر برخی چهرههای سیاسی نظیر آقایان روحانی و خاتمی که به نوعی خواستار عبور از رهبری و توقف جنگ شدهاند، تحلیل شما از این مواضع چیست؟
به گزارش بولتن نیوز، دکتر ونایی: این مواضع، زنگ خطری جدی برای نظام است. کسانی که حوادث سالهای گذشته را دنبال کردهاند، میدانند که این جریان، ریشهای تاریخی دارد و باید آن را حداقل از بعد از جنگ تحمیلی و بهطور ویژه از جنگ ۱۲ روزه دنبال کرد. متأسفانه، شهادت فرماندهان ارشد و تضعیف سپاه و ارتش به عنوان دو بازوی رهبری، باعث شده که لاشخورانی فکر کنند فرصت مناسبی برای انتقام وپیادهسازی افکار پلید خود برای تسلیم نظام به نظام سلطه فراهم شده است. اما نکته کلیدی اینجاست که مفهوم «جنگ نامتقارن» که سالها بهعنوان دکترین دفاعی اصلی جمهوری اسلامی در مواجهه با قدرتهای نظامی کلاسیک شناخته میشد، امروز باید در عرصه منازعات سیاسی و اقتصادی داخل کشور نیز تسری یابد. رمز پایداری ما از دوران جنگ تحمیلی تا راهاندازی نیروهای مقاومت و سپاه قدس، بهرهگیری از استراتژیهای غیرکلاسیک و تمرکز بر نقاط ضعف ساختاری دشمن بود، اما نبرد اصلی در شرایط کنونی از مرزهای نظامی به حوزههای اقتصادی تغییر شیفت داده و تداوم موفقیت، نیازمند بازتعریف همین ابزارها در سطح ملی است.
بولتننیوز: به نظر شما زمینههای شکلگیری این وضعیت از چه زمانی آغاز شد؟
دکتر ونایی: برای درک درست وضع موجود، باید حداقل به ۳۰ سال پیش برگردیم. اولاً، همه شاهد بودیم که سیاست تعدیل اقتصادی در دهه ۷۰ و تأسیس شورای عالی واگذاری و به دنبال آن، تصویب قانون اصلاح اصل ۴۴ قانون اساسی، چگونه قدرت اصلی دولت را از درون تهی کرد. انتقال مراکز تولید قدرت و ثروت به حیاط خلوت سیاسیون غربگرا، دولت را تسلیم و وامدار کلنیهای قدرت نمود و عملاً آن را از انجام وظایف اصلی خود در تأمین مسکن، رفاه، تحصیل و درمان مردم بازداشت. ثانیاً، فروش ثروتهای ملی مانند نفت، گاز و معادن به قیمت جهانی از سال ۸۶، نه تنها حداقل نیمی از مردم را به زیر خط فقر برد، بلکه بخشی از آنها را به عنوان ناراضیان وضع موجود در مقابل نظام قرار داد.
بولتننیوز: نقش جنگ ۱۲ روزه را در این معادله چگونه ارزیابی میکنید؟
دکتر ونایی: جنگ ۱۲ روزه و شهادت اکثر فرماندهان ارشد نظامی که بازوان اصلی رهبری بودند، نقطه عطفی بود. این حادثه، به افرادی مانند خاتمی و روحانی که مجریان تسلیم ایران به قدرتهای سلطه هستند، این جسارت را داد که با دستور مستقیم آمریکاییها، وضع موجود را بهترین زمان برای پیادهسازی مراحل دیگر براندازی بدانند و آتش کودتا را روشن کنند. اما نکتۀ مهم این است که قدرت واقعی این جریانهای منتقد و تجدیدنظرطلب، نه از پایگاههای اجتماعیِ صرف، بلکه از اهرمهای مالی گستردهای ناشی میشود که طی چند دهه گذشته شکل گرفته است. این شبکههای ثروت، نه تنها قادر به هدایت رفتارهای سیاسی و تعادلهای دولتی هستند، بلکه شریانهای مالیِ پشتیبان جریانهای مخالف داخلی را تأمین میکنند.

بولتننیوز: گزارشهایی درباره کمبود کالاهای اساسی و افزایش قیمتها مطرح است. این موضوع را چگونه تحلیل میکنید؟
دکتر ونایی: گزارشهای مشکوک آبان و آذر ۱۴۰۴ به سران قوا مبنی بر اتمام بودجه ارزی ۲۸۵۰۰ تومانی برای واردات کالاهای اساسی و کاهش شدید ذخایر، یک سناریوی از پیش طراحی شده است. هدف از این کار، افزایش شدید قیمتها، به آتش کشیدن سفره مردم و ایجاد بستر آشوبهای دیماه ۴۰۴ بود تا گام اساسی برای تضعیف جایگاه رهبری و فراهم کردن بستر ورود نظامی آمریکا و اسرائیل برداشته شود.
این دقیقاً همان نقطهای است که جنگ نامتقارن در سطح داخلی معنا پیدا میکند؛ دشمن با تمرکز بر نقطه آسیبپذیر اقتصاد کشور، سعی دارد از درون نظام را فروبپاشد.
بولتننیوز: با وجود این توطئهها، چرا هنوز این اهداف محقق نشده است؟
دکتر ونایی: حضور جانانه مردم از جنگ رمضان تا کنون در میدان و دفاع غیور مردان عرصه نظامی، تاکنون نیات پلید براندازان را به تعویق انداخته است. اما سادهانگاری است اگر فکر کنیم سرویسهای اطلاعاتی سیا و موساد کوتاه آمدهاند. آنها با تغییر تاکتیک، اکنون بر روی جبهه اقتصادی متمرکز شدهاند و از شبکههای مالیِ شکلگرفته در داخل، بهعنوان ابزار فشار استفاده میکنند.
بولتننیوز: مواضع اخیر برخی روسای قوا درباره تهکشیده شدن ذخایر و اثرات محاصره اقتصادی را چگونه میبینید؟
دکتر ونایی: این مواضع، کاملاً تأیید میکند که افرادی مانند روحانی و خاتمی و نیروهای وابسته به آنان که در دولت و مجلس فعال هستند، مأموریت دارند بستر تشکیل مجدد حوادث دیماه را فراهم کنند. هدف آنها، اولاً فراهم کردن بستر ورود مستقیم آمریکاییها و مهمتر از آن، استفاده از تئوری «مرگ با هزار چاقو» است. آنها میخواهند با ضربات متعدد اقتصادی، اجازه هر گونه بازسازی و بازنگری و حضور قدرتمند رهبری حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای را بگیرند و به هیچ قیمتی اجازه ندهند جایگاه رهبری به قبل از جنگ ۱۲ روزه برگردد.
بولتننیوز: راهکار شما برای مقابله با این سناریوی ترکیبی چیست؟
دکتر ونایی: راهکار اساسی، دقیقاً برپایه همان منطق جنگ نامتقارن طراحی شده است؛ یعنی پرهیز از برخوردهای منفعلانه با پیامدها و معطوف ساختن تمامی توان به مرکز ثقل و نقطه ضعف حریف. از نظر من، نقطه آسیبپذیر اصلی این شبکه، وابستگی شدید آن به منابع ثروت بادآورده و تراستهای مالی داخلی و بینالمللی است. از این رو، استراتژی پیشنهادی ایجاب میکند که کلیه نهادهای حاکمیتی، اطلاعاتی و دستگاههای نظارتی بهجای پراکندگی در خطوط فرعی، استراتژی خود را بر هدفگیری دقیق این کانونهای اقتصادی متمرکز کنند. ضربه مستمر و هدایتشده به منابع مالی و زمینگیر کردن شریانهای تجاری و سرمایهگذاری این جریان، میتواند ابزار مانور سیاسی آنها را سلب کرده و معادلات قدرت داخلی را به نفع ساختار انقلابی تغییر دهد. برای این منظور، سه اقدام فوری ضروری است:
۱. نیروهای مخلص سپاه، ارتش و بسیج با درک کامل وضع موجود و با جانفشانی و تقویت دو بال ولایت فقیه، جلوی پیادهسازی امیال پلید این براندازان را بگیرند.
۲. قوه محترم قضائیه و دستگاههای نظامی باید از این سکوت مرگبار خارج شوند و با برخورد با مراکز قدرت و ثروت که انفال و ثروت عظیم مردم را به حیات خلوتهای متعدد منتقل کردهاند و تعقیب هزاران شخصیت حقیقی و حقوقی که صدها میلیارد دلار از اموال مردم را به خارج از کشور منتقل کردهاند، موجبات رضایتمندی حداقلی مردم را فراهم کنند.
۳. با برخورد اساسی با عناصر تحصیلکرده انگلیس و آمریکا که بیش از سه دهه است با اجرای توطئههای خطرناک به دنبال تسلیم ایران و ایجاد نظامی همچون ونزوئلا هستند، باید قاطعانه برخورد شود. این همان ضربهای است که میتواند شبکههای مالی پشتیبان جریان برانداز را برای همیشه زمینگیر کند.


شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com