کد خبر: ۸۹۴۰۵۴
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
قسمت پایانی پرونده «راهی که ایران را به جهان وصل می‌کند»؛ پس از پنج گزارش، وقت پرسیدن از نتیجه‌هاست

فرزانه صادق در میانه راه؛ پروژه‌ها آغاز شده‌اند، مردم منتظر نتیجه‌اند

از راه‌آهن چابهار ـ زاهدان و اتصال ایران به کریدورهای منطقه‌ای تا بنادر، حمل‌ونقل در روزهای جنگ، فرودگاه‌ها، قطارهای حومه‌ای و مسکن دهک‌های پایین؛ پنج قسمت این پرونده تصویری از وسعت مأموریت‌های وزارت راه و شهرسازی در دوره فرزانه صادق ارائه کرد.
طزط

گروه اقتصادی ـاز راه‌آهن چابهار ـ زاهدان و اتصال ایران به کریدورهای منطقه‌ای تا بنادر، حمل‌ونقل در روزهای جنگ، فرودگاه‌ها، قطارهای حومه‌ای و مسکن دهک‌های پایین؛ پنج قسمت این پرونده تصویری از وسعت مأموریت‌های وزارت راه و شهرسازی در دوره فرزانه صادق ارائه کرد. اما اکنون باید سوی دیگر ماجرا را نیز دید: پروژه‌ای که آغاز شده، الزاماً پروژه‌ای نیست که به نتیجه رسیده باشد. معیار نهایی قضاوت درباره وزیر راه نه تعداد جلسات، بازدیدها و برنامه‌ها، بلکه کیلومتر ریل بهره‌برداری‌شده، ظرفیت واقعی حمل‌ونقل، خانه تحویل‌شده و تغییری است که مردم در زندگی خود احساس می‌کنند.
پنج قسمت همراه وزارت راه و شهرسازی بودیم.
به گزارش بولتن نیوز، از چابهار آغاز کردیم؛ جایی که قرار است ریل، آب‌های آزاد را به شبکه سراسری و سپس کشورهای محصور در خشکی متصل کند.
به روزهای جنگ رسیدیم و از کامیون‌داران، بنادر و کارکنانی گفتیم که تلاش کردند جریان کالا متوقف نشود.
بعد به آسمان رفتیم؛ به فرودگاه‌ها، خلبانان و زیرساخت‌هایی که آسیب دیدند.
در قسمت چهارم، قطارهای حومه‌ای و زندگی میلیون‌ها نفری را بررسی کردیم که میان تهران و شهرهای اطراف در رفت‌وآمدند.
و در قسمت پنجم به شاید دشوارترین مسئله وزارت راه رسیدیم: مسکن.
در تمام این مسیر، نام فرزانه صادق به‌عنوان وزیر مسئول این مجموعه حضور داشت و هرجا تلاش و عملکردی قابل توجه بود، آن را روایت کردیم.
اما یک پرونده رسانه‌ای زمانی کامل می‌شود که پس از روایت اقدامات، یک سؤال ساده نیز مطرح کند

نتیجه چه شد؟
پرکاری یک امتیاز است؛ اما معیار نهایی نیست
از مجموع سخنان، برنامه‌ها و پروژه‌های وزارت راه، یک ویژگی درباره فرزانه صادق قابل مشاهده است: وزیر راه در حوزه‌های متعدد وزارتخانه حضور و پیگیری دارد.
این ویژگی را نمی‌توان نادیده گرفت.
اما پرکاری وزیر به‌تنهایی نمی‌تواند معیار نهایی ارزیابی عملکرد یک وزارتخانه باشد.
مردم در نهایت از وزیر راه نمی‌پرسند چند جلسه برگزار شد؛ می‌پرسند چند کیلومتر راه و ریل تکمیل شد، چند قطار اضافه شد، ایمنی جاده چقدر افزایش یافت، چند واحد مسکن تحویل شد و هزینه و زمان سفر چه تغییری کرد.
مدیریت خوب باید در نهایت قابل اندازه‌گیری باشد.
چابهار ـ زاهدان؛ پرونده‌ای که باید روزی بسته شود
راه‌آهن چابهار ـ زاهدان یکی از مهم‌ترین پروژه‌هایی بود که در قسمت نخست این پرونده بررسی کردیم.
اهمیت آن محل اختلاف نیست؛ اتصال بندر اقیانوسی چابهار به شبکه ریلی کشور می‌تواند موقعیت ترانزیتی ایران را تغییر دهد.
اما پروژه‌های راهبردی یک خطر قدیمی دارند:
آن‌قدر درباره اهمیتشان صحبت شود که طولانی‌شدن اجرای آنها به امری عادی تبدیل شود.
اینجا مطالبه از وزارت راه روشن است:
تقویم، درصد پیشرفت، منابع مورد نیاز و زمان بهره‌برداری باید مرتب و شفاف در اختیار افکار عمومی قرار گیرد.
کریدور روی نقشه برای ایران درآمد ترانزیتی ایجاد نمی‌کند؛ کریدور باید ساخته و عملیاتی شود.
قطار حومه‌ای؛ مسافر با برنامه سفر قضاوت می‌کند
در قسمت چهارم درباره توسعه قطارهای حومه‌ای و سیاست تمرکززدایی از تهران نوشتیم.
این سیاست منطقی است، اما مردم آن را با یک معیار بسیار ساده می‌سنجند:
آیا قطار در ساعت مناسب وجود دارد؟
اگر قرار باشد شهروندی در کرج، پرند، قم یا دیگر شهرهای پیرامونی زندگی کند و برای کار به تهران بیاید، تعداد جلسات برگزارشده درباره حمل‌ونقل حومه‌ای برای او اهمیتی ندارد.
تعداد حرکت، ظرفیت قطار، نظم برنامه، قیمت بلیت و زمان سفر مهم است.
بنابراین افزایش ناوگان حومه‌ای باید از مرحله برنامه و تأمین اعتبار هرچه سریع‌تر به صندلی واقعی برای مسافر تبدیل شود.
۵۰ هزار مسکن؛ روز شمارش کلیدها خواهد رسید
شاید حساس‌ترین آزمون وزارت راه، همان موضوع قسمت پنجم باشد.
برنامه تأمین ۵۰ هزار واحد برای دهک‌های یک تا چهار، مسکن استیجاری زوج‌های جوان و مسکن کارگری جهت‌گیری اجتماعی قابل دفاعی دارد.
اما اینجا رسانه باید سختگیرتر باشد.
از امروز باید مشخص باشد چند واحد شروع شده، چه تعداد در چه مرحله‌ای قرار دارد، چه میزان منابع تأمین شده و زمان تحویل چه موقع است.
اگر یک سال دیگر دوباره درباره همین برنامه گزارش نوشتیم، نباید صرفاً همان عدد «۵۰ هزار واحد» را تکرار کنیم.
باید بتوانیم بنویسیم:
چند هزار خانواده کلید گرفته‌اند؟
این همان مرز میان سیاست اجتماعی و وعده اجتماعی است.

وزارت راه هم نمی‌تواند همه مشکلات را گردن کمبود اعتبار بیندازد
در قسمت‌های گذشته بارها تأکید کردیم مجلس، سازمان برنامه و بودجه، بانک‌ها و سایر دستگاه‌ها باید وزارت راه را در انجام این مأموریت بزرگ یاری کنند.
این مطالبه همچنان پابرجاست.
اما روی دیگر سکه نیز باید گفته شود.
کمبود اعتبار واقعیت بسیاری از پروژه‌های عمرانی کشور است، ولی نمی‌تواند پاسخ دائمی برای هر تأخیر باشد.
وزارت راه نیز موظف است پروژه‌ها را اولویت‌بندی کند، پروژه‌های کم‌اثر را از پروژه‌های راهبردی جدا کند، منابع موجود را به نقاط دارای بیشترین بازده هدایت کند و درباره دلایل تأخیرها شفاف توضیح دهد.
اگر منابع محدود است، اتفاقاً کیفیت انتخاب پروژه مهم‌تر می‌شود.
مجلس فقط مطالبه‌گر نباشد؛ خودش هم پاسخ بدهد
از سوی دیگر، ساده‌ترین کار این است که نمایندگان درباره تأخیر پروژه‌های حوزه انتخابیه از وزیر سؤال کنند.
اما مجلس نیز باید پاسخ دهد برای تأمین منابع پروژه‌های ملی چه کرده است.
سازمان برنامه باید درباره تخصیص اعتبارات پاسخگو باشد.
بانک‌ها باید درباره اجرای تکالیف حوزه مسکن توضیح دهند.
دستگاه‌های محلی نیز باید سهم خود در رفع معارض، تأمین زمین و صدور مجوزها را انجام دهند.
بنابراین اگر پروژه‌ای متوقف شد، افکار عمومی حق دارد بداند گره دقیقاً روی میز چه دستگاهی مانده است.
پاسخگویی نباید فقط از وزیر آغاز و به وزیر ختم شود.
یک پیشنهاد به فرزانه صادق؛ داشبورد عمومی وعده‌ها و پروژه‌ها
وزارت راه یکی از بزرگ‌ترین مجموعه‌های اجرایی کشور است و صدها پروژه در حوزه ریل، جاده، بندر، فرودگاه و مسکن دارد.
فرزانه صادق می‌تواند یک گام متفاوت بردارد:
ایجاد یک سامانه عمومی و قابل فهم برای مردم که پروژه‌های اصلی وزارتخانه را با درصد پیشرفت، اعتبار مورد نیاز، میزان تخصیص، دستگاه مسئول و تاریخ هدف بهره‌برداری نمایش دهد.
در چنین مدلی، اگر پروژه‌ای عقب افتاد، دلیل آن نیز ثبت شود.
اگر سازمانی اعتبار نداد، مشخص باشد.
اگر بانک به تکلیف خود عمل نکرد، دیده شود.
و اگر وزارت راه از برنامه عقب ماند، آن هم پنهان نماند.
چنین شفافیتی شاید از ده‌ها گزارش عملکرد تبلیغاتی مؤثرتر باشد.
فرزانه صادق؛ فرصت اعتماد هنوز روی میز است
در این پنج قسمت تلاش کردیم عملکرد وزیر راه را نه سیاه ببینیم و نه سفید.
فرزانه صادق در دوره‌ای دشوار مسئولیت یکی از سنگین‌ترین وزارتخانه‌های دولت را بر عهده گرفته است؛ وزارتخانه‌ای که از خانه یک خانواده کم‌درآمد تا بندر چابهار و از آسفالت یک جاده روستایی تا کریدورهای بین‌المللی در حوزه مسئولیت آن قرار دارد.
جنگ نیز بخشی از زیرساخت‌ها و برنامه‌های این مجموعه را تحت تأثیر قرار داده است.
این شرایط باید در قضاوت منصفانه دیده شود.
اما انصاف با چشم‌پوشی تفاوت دارد.
وزیری که مسئولیت بزرگ پذیرفته است، باید با نتیجه بزرگ نیز سنجیده شود.
اگر چابهار به شبکه ریلی متصل شد، باید آن را دستاورد دانست.
اگر قطارهای حومه‌ای افزایش یافت، باید گفت.
اگر خانواده‌های دهک پایین کلید خانه گرفتند، باید با صدای بلند روایت کرد.
اما اگر پروژه‌ای عقب ماند، وعده‌ای محقق نشد یا منابع در جای درست هزینه نشد، رسانه نیز باید همان‌قدر صریح سؤال کند.
پایان یک پرونده؛ آغاز زمان سنجش
پرونده «راهی که ایران را به جهان وصل می‌کند» در اینجا به پایان می‌رسد؛ اما پروژه‌هایی که درباره آنها نوشتیم تازه باید به مقصد برسند.
فرزانه صادق نشان داده است که برای حرکت دادن این وزارتخانه بزرگ انرژی می‌گذارد. مجلس، سازمان برنامه، بانک‌ها و دیگر دستگاه‌ها نیز باید به اندازه مسئولیتشان در کنار این تلاش قرار گیرند.
اما از این نقطه به بعد، بهترین حمایت از وزیر راه نه تعریف بیشتر، بلکه سنجش دقیق‌تر است.
شش ماه دیگر و یک سال دیگر می‌توان دوباره به همین پرونده برگشت و پرسید:
راه‌آهن چابهار ـ زاهدان کجاست؟
قطارهای حومه‌ای چقدر بیشتر شده‌اند؟
بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده تا کجا رسیده است؟
چند واحد مسکن محرومان تحویل شده است؟
و چه مقدار از وعده‌های امروز به زندگی واقعی مردم وارد شده است؟
آن روز، نه ما و نه وزارت راه نیازی به تعریف نخواهیم داشت.
اگر پروژه‌ها به مقصد رسیده باشند، عددها خودشان از فرزانه صادق دفاع خواهند کرد.

برچسب ها: مردم ، بنادر

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
captcha
(کد امنیتی به حروف کوچک و بزرگ حساس نیست)

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین