وقتی آسمان هم خط مقدم شد؛ روایت وزیر راه از خسارتها، خلبانان و زیرساختهایی که باید دوباره برخیزند
گروه اقتصادی ـ در قسمت نخست این پرونده از ریلهایی گفتیم که قرار است ایران را از چابهار به آسیای مرکزی، عراق و ترکیه متصل کنند. در قسمت دوم سراغ کامیونداران، بنادر و شبکهای رفتیم که در روزهای جنگ تلاش کرد جریان کالا در کشور متوقف نشود.
اما قسمت سوم، روایت دیگری دارد؛ روایت آسمان.
آسمانی که با آغاز جنگ بسته شد و حملونقل هوایی ایران را با یکی از دشوارترین آزمونهای خود روبهرو کرد.

وقتی بستهشدن آسمان فقط لغو چند پرواز نیست
فرزانه صادق، وزیر راه و شهرسازی، در این گفتوگو بستهشدن آسمان را یکی از مهمترین خسارتهای واردشده به حوزه حملونقل میداند.
پیامد چنین اتفاقی فقط لغو پرواز تهران به یک شهر دیگر نیست.

پروازهای عبوری، شرکتهای هواپیمایی، فرودگاهها، خدمات زمینی، گردشگری و زنجیره بزرگی از مشاغل وابسته به صنعت هوانوردی همگی از اختلال در شبکه پروازی تأثیر میپذیرند.
به همین دلیل خسارت به حملونقل هوایی را نمیتوان تنها با تعداد پروازهای لغوشده سنجید؛ بخشی از خسارت در حلقههای اقتصادی پیرامون فرودگاه و صنعت گردشگری ظاهر میشود.
روایت وزیر از خسارت به فرودگاهها و ناوگان
بخش تکاندهندهتر سخنان وزیر راه به خسارتهای مستقیم بازمیگردد.
صادق در این گفتوگو از هدف قرار گرفتن رادارهای فرودگاههای غیرنظامی، باندهای پروازی و حتی برجهای مراقبت سخن میگوید.
او همچنین از خسارت گسترده به ناوگان و بیش از ۲۵ فرودگاه غیرنظامی سخن گفته و عنوان کرده است که بیش از ۱۰۰ پرنده و هواپیما در جریان جنگ از دست رفتهاند.
این اعداد، به دلیل اهمیت و حساسیتشان، نیازمند انتشار جزئیات رسمی و تفکیک دقیق نوع خسارتها هستند؛ اما حتی فارغ از عدد نهایی، روایت وزیر از گستره آسیبها نشان میدهد وزارت راه با پروندهای مواجه است که بازسازی آن میتواند منابع مالی و فنی قابل توجهی طلب کند.

خلبانانی که با علم به خطر پرواز کردند
اما در میان آهن، بتن، باند و رادار، بخش دیگری از روایت وزیر راه وجود دارد که شاید از تمام اعداد ماندگارتر باشد؛ انسانهایی که پرواز کردند.
فرزانه صادق از پروازهایی برای انتقال دارو سخن میگوید و از گروهی یاد میکند که اعضای یک خانواده ــ پدر، دختر و برادر ــ در آن حضور داشتند.
به روایت وزیر، دو فروند هواپیمای این شرکت پس از تخلیه محموله دارویی در مشهد هدف قرار گرفتند.
اینجاست که مفهوم حملونقل از یک فعالیت اقتصادی فراتر میرود.
خلبانی که میداند پرواز در چنین شرایطی با خطر همراه است اما دوباره وارد کابین میشود، دیگر صرفاً یک پرواز تجاری انجام نمیدهد؛ او بخشی از زنجیرهای است که میخواهد ارتباط کشور قطع نشود.
از آسمان تا جاده؛ وزارتخانهای با یک مأموریت غیرعادی
دامنه مسئولیت وزارت راه در این دوره تنها به هواپیما و فرودگاه محدود نبود.

وزیر راه از راهدارانی نیز یاد میکند که در جریان انجام مأموریتهای خود جان باختند؛ نیروهایی که مأموریت روزمرهشان نگهداری جادهها و تأمین امکان تردد بود اما ناگهان خود را در شرایط جنگی یافتند.
با وجود این وضعیت، دستور دولت و وزارت راه بر یک اصل استوار ماند:
پروژهها نباید از نفس بیفتند.
از پروژههای ریلی و جادهای گرفته تا طرحهای مسکن، فعالیت باید ادامه پیدا میکرد؛ آن هم در شرایطی که بخشی از توان اجرایی و منابع کشور صرف مقابله با خسارتهای ناشی از جنگ میشد.
فرزانه صادق؛ وزارتخانهای که باید هم بسازد و هم بازسازی کند
اینجا باید یک واقعیت مدیریتی را نیز دید.
فرزانه صادق امروز تنها با مأموریت معمول یک وزیر راه روبهرو نیست. یک سوی میز او پروژههای عظیم ریلی و کریدوری، توسعه بنادر، جادهها، مسکن و حملونقل حومهای قرار دارد و در سوی دیگر، خسارتهایی که باید جبران و زیرساختهایی که باید بازسازی شوند.

اداره چنین مجموعهای، آن هم در شرایط محدودیت منابع، کاری ساده نیست.
کارنامه یک وزیر طبیعتاً باید با عدد، نتیجه و تحقق وعدهها سنجیده شود؛ اما آنچه از این گفتوگو و دامنه پروژههای در دست اجرا برمیآید، تصویری از وزیری پرکار و متعهد است که همزمان چند جبهه بزرگ زیرساختی کشور را دنبال میکند.
این تلاش زمانی میتواند به نتیجه کامل برسد که حمایت نهادی متناسب با بزرگی مأموریت نیز پشت آن قرار گیرد.
مجلس باید کنار این همت بزرگ قرار گیرد
اینجا دیگر موضوع حمایت از یک شخص یا یک وزارتخانه نیست؛ صحبت از زیرساختهای ملی ایران است.
مجلس شورای اسلامی، سازمان برنامه و بودجه، دستگاههای اقتصادی، شبکه بانکی و سایر نهادهای مسئول باید متناسب با وظایف قانونی خود به میدان بیایند.
اگر کشور تکمیل چابهار ـ زاهدان را میخواهد؛ اگر اتصال ریلی به عراق، ترکیه و آسیای مرکزی را یک ضرورت میداند؛ اگر بازسازی فرودگاهها و تجهیزات هوانوردی ضروری است؛ اگر توسعه بنادر، نوسازی ناوگان و افزایش ایمنی جادهها مطالبه ملی است، باید منابع و ابزار تحقق این اهداف نیز فراهم شود.
نمیتوان از وزارت راه انتظار مأموریتهای بزرگ داشت، اما ابزار متناسب با آن مأموریتها را در اختیارش قرار نداد.
مجلس در تصویب و تخصیص منابع، نظارت بر اجرای قوانین و تسهیل گرههای قانونی میتواند نقشی تعیینکننده داشته باشد. سازمان برنامه و بودجه نیز در تأمین اعتبارات پروژههای اولویتدار و دستگاههای اقتصادی در تجهیز منابع میتوانند بخشی از این بار را بر دوش بگیرند.
حمایت از وزیر راه در چنین مسیری، حمایت از یک فرد نیست؛ حمایت از ریل، جاده، بندر، فرودگاه و مسکنی است که مستقیماً با زندگی و اقتصاد مردم ارتباط دارد.
وزارت راه تنها نمیتواند
سه قسمت نخست این پرونده یک تصویر مشترک پیش روی ما قرار داده است.
در قسمت اول، ایران را در نقشه کریدورهای منطقه دیدیم.
در قسمت دوم، کامیوندارانی را دیدیم که صدها کیلومتر راه خالی طی کردند تا بار را از بنادر به شهرهای کشور برسانند.
و اکنون در قسمت سوم، به آسمانی رسیدهایم که حتی در سختترین شرایط نیز انسانهایی تلاش کردند ارتباط آن با زمین قطع نشود.
پشت تمام این تصاویر یک وزارتخانه قرار دارد؛ اما هیچ وزارتخانهای به تنهایی قادر به ساخت و بازسازی چنین شبکه عظیمی نیست.
اگر قرار است ایران از مزیت تاریخی جغرافیایی خود استفاده کند، راه و حملونقل باید از یک «موضوع بخشی» به یک اولویت ملی و فرادستگاهی تبدیل شود.
فرزانه صادق و مجموعه وزارت راه بخشی از این مسیر را بر دوش دارند؛ مجلس، دولت و سایر نهادهای مسئول نیز باید سهم خود را به میدان بیاورند.
زیرا کشوری که میخواهد در چهارراه تجارت منطقه بایستد، پیش از هر چیز باید راههایش را قدرتمند نگه دارد؛ روی زمین، روی ریل، در دریا و در آسمان.
ادامه دارد...
در قسمت بعدی پرونده «راهی که ایران را به جهان وصل میکند»، سراغ زندگی روزمره مردم میرویم؛ قطارهای حومهای، تمرکززدایی از تهران و برنامهای که قرار است فاصله محل زندگی تا محل کار را برای صدها هزار شهروند کوتاهتر کند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com