کد خبر: ۸۹۳۷۷۲
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
برای آنهایی که معتقدند نمی‌شود محاصره آمریکا را بی‌اثر کرد؛ بازخوانی عملیات‌های «ناممکن» تاریخ / بخش اول

محاصره را با «ناممکن»ها می‌شکنند؛ روایتی از پرواز گاوها در آسمان خلیج فارس

ایالات متحده سال‌هاست که حلقه‌های تحریم علیه ایران را تنگ‌تر می‌کند. از تحریم بانکی و نفتی تا ممنوعیت فروش تجهیزات پزشکی و تهدید به بستن تنگه‌ها و بنادر، معماری این محاصره روزبه‌روز پیچیده‌تر می‌شود. و حالا نزدیک به دو ماه است که دست به محاصره همه جانبه علیه جمهوری اسلامی ایران زده است. در چنین شرایطی، این پرسش به‌حق مطرح می‌شود: آیا راهی برای شکست

گروه سیاسی سیدمجتبی نعیمی- ایالات متحده سال‌هاست که حلقه‌های تحریم علیه ایران را تنگ‌تر می‌کند. از تحریم بانکی و نفتی تا ممنوعیت فروش تجهیزات پزشکی و تهدید به بستن تنگه‌ها و بنادر، معماری این محاصره روزبه‌روز پیچیده‌تر می‌شود. و حالا نزدیک به دو ماه است که دست به محاصره همه جانبه علیه جمهوری اسلامی ایران زده است. در چنین شرایطی، این پرسش به‌حق مطرح می‌شود: آیا راهی برای شکستن محاصره وجود دارد؟

محاصره را با «ناممکن»ها می‌شکنند؛ روایتی از پرواز گاوها در آسمان خلیج فارس

به گزارش بولتن نیوز ،پاسخ، شاید در جایی باشد که کمتر به آن توجه کرده‌ایم: تاریخ مملو از «ناممکن»هایی است که عملیاتی شده‌اند. در این سلسله‌مطلب، سه تجربهٔ تاریخی را بررسی می‌کنیم که در آنها کشورها و دولت‌ها با اقداماتی از جنس «غیرممکن»، محاصره‌ها و بحران‌های بزرگ را پشت سر گذاشته‌اند. هدف این مجموعه، نه روایت حماسی، که استخراج قاعده‌های عملیاتی از دل این تجربه‌هاست. قاعده‌هایی که بتوانند در شرایط امروز ایران، پاسخ‌هایی ممکن برای پرسش‌های «ناممکن» ارائه دهند. اینک مطلب نخست: روایت محاصرهٔ قطر (۲۰۱۷–۲۰۲۱) و عجیب‌ترین اقدام لجستیکی قرن بیست‌ویکم.

وقتی گاو، سلاح راهبردی شد

صبح ۵ ژوئن ۲۰۱۷، قطر بیدار شد و دید که زمین، دریا و آسمان‌اش یک‌باره بسته شده است. اما چهار سال بعد، نه‌تنها تسلیم نشد، که در لبنیات از واردکننده به صادرکننده تبدیل شد. راز این تاب‌آوری در چه بود؟

پنجم ژوئن ۲۰۱۷، عربستان سعودی، امارات، بحرین و مصر هم‌زمان روابط دیپلماتیک و اقتصادی خود را با قطر قطع کردند. این یک تحریم تدریجی نبود؛ یک قطع کلید بود:

· زمین: تنها مرز زمینی قطر—گذرگاه ابوسمره با عربستان—بسته شد؛ شاهراه اصلی ورود غذا.
· دریا: بنادر امارات و عربستان به شناورهای قطری بسته شد و مهم‌تر از آن، جبل‌علی—بندر ترانزیتی‌ای که کالای جهان را به دوحه می‌رساند—از دسترس خارج شد.
· آسمان: حریم هوایی چهار کشور بر روی هواپیماهای قطری بسته شد و قطر ایرویز ناگهان ۱۸ مقصد را از دست داد.

۸۰ درصد شریان واردات غذایی در یک بامداد قطع شد و ۳۰ میلیارد دلار سپردهٔ خارجی از بانک‌های قطری گریخت. تصاویر هجوم مردم به فروشگاه‌ها در ساعات نخست، دقیقاً همان چیزی بود که محاصره‌کنندگان روی آن حساب کرده بودند: نه گرسنگی واقعی، بلکه ترس از گرسنگی.

قانون ۷۲ ساعت: اول روانِ بازار، بعد کانتینر

محاصره را با «ناممکن»ها می‌شکنند؛ روایتی از پرواز گاوها در آسمان خلیج فارسپاسخ اولیه، پیش از آنکه لجستیکی باشد، مدیریت انتظارات بود. ظرف کمتر از سه شبانه‌روز، پل هوایی اضطراری از ترکیه و ایران راه افتاد. ترکیه تا ۱۷ ژوئن حدود ۵ هزار تن مواد غذایی با ۷۱ پرواز به دوحه رساند. از نظر تناژ، این حجم در برابر نیاز سالانهٔ یک کشور ناچیز است. اما کارکردش تناژی نبود:

پل هوایی ۷۲ ساعت اول، عملیات تأمین غذا نبود؛ عملیات تأمین «اطمینان» بود.

هدف، پر نگه‌داشتن قفسه‌ها در تصویر تلویزیونی بود تا منحنی وحشت شکسته شود. وقتی مردم دیدند شیر و مرغ و سبزی هست، هجوم خرید ظرف چند روز فروکش کرد. این خرید زمان—شاید ۶۰ تا ۹۰ روز—دقیقاً همان سرمایه‌ای بود که قطر برای اجرای کارهای بزرگ‌تر و کندتر لازم داشت.

درس اول: در محاصره، سرعتِ نمادین بر بهینگیِ اقتصادی مقدم است. مدیریت انتظارات عمومی، بخشی از زنجیرهٔ تأمین است، نه ضمیمهٔ تبلیغاتی آن.

غیرممکن اول: کشوری که باید بدون آسمان پرواز می‌کرد

قطر ایرویز نه یک شرکت هواپیمایی، که ستون فقرات درآمد غیرنفتی و اعتبار جهانی قطر بود. بستن حریم هوایی چهار همسایه، از منظر فنی، دوحه را عملاً در یک قفس هوایی قرار داد.

آنچه انجام شد، در ظاهر ساده و در عمل بی‌سابقه بود: بازطراحی کامل شبکهٔ مسیرهای یک ایرلاین جهانی، ظرف چند روز، حول یک دالان هوایی واحد—آسمان ایران. ایران دالان‌های عبوری اضافه در اختیار گذاشت. هزینه‌اش سنگین بود: مسیرهای طولانی‌تر، سوخت بیشتر، حق عبور پرداختی به ایران (برآورد رسانه‌ای حدود ۱۳۰ میلیون دلار در سال)، و کاهش حاشیهٔ سود.

اما محاصره‌کنندگان فرض کرده بودند بستن آسمان یعنی فلج. قطر نشان داد بستن آسمان یعنی صرفاً گران‌تر شدن پرواز. و کشوری با درآمد LNG دست‌نخورده، «گران‌تر» را می‌خرد.

قاعده‌ای که اینجا متولد شد: محاصره‌کننده می‌تواند مسیر را ببندد، اما نمی‌تواند همهٔ مسیرها را هم‌زمان ببندد مگر آنکه با همهٔ همسایگان محاصره‌شونده هم‌سو باشد. یک همسایهٔ ناهم‌سو، کل معماری محاصره را به یک «افزایش هزینه» تنزل می‌دهد.

غیرممکن دوم: حذف واسطه—جهش به بندر عمیق

قطر تا پیش از ۲۰۱۷ یک بندر عمیق واقعی نداشت. بندر حمد با سرمایه‌گذاری حدود ۷.۴ میلیارد دلار، در دست بهره‌برداری تدریجی بود و رسماً در سپتامبر ۲۰۱۷ افتتاح شد—یعنی درست وسط بحران.

نکتهٔ ظریف اینجاست: قطر بندر حمد را به‌خاطر محاصره نساخت؛ محاصره باعث شد قطر بندر حمد را زودتر و کامل‌تر فعال کند. زیرساخت از قبل در حال ساخت بود؛ آنچه بحران تولید کرد، فوریت اجرایی و حذف مقاومت‌های بوروکراتیک بود.

اقدام واقعاً غیرمتعارف اما چیز دیگری بود: حذف کامل حلقهٔ واسطه. به‌جای تلاش برای یافتن جایگزینی برای جبل‌علی، قطر تصمیم گرفت مدل ترانزیتی را دور بزند و خطوط کشتیرانی مستقیم راه بیندازد—به عمان، هند و ترکیه.

از منظر اقتصاد کشتیرانی، این کار در حالت عادی «غیرعقلانی» است. حجم بار قطر آن‌قدر نیست که سرویس مستقیم اقیانوس‌پیما را توجیه کند. اما در شرایط محاصره، معیار تصمیم از هزینهٔ هر کانتینر به مالکیت مسیر تغییر کرد.

محاصره را با «ناممکن»ها می‌شکنند؛ روایتی از پرواز گاوها در آسمان خلیج فارس

درس دوم: واسطهٔ ارزان در زمان صلح، گلوگاه مرگبار در زمان محاصره است. تاب‌آوری یعنی پذیرش آگاهانهٔ ناکارآمدی اقتصادی به‌ازای حذف نقاط شکست واحد.

غیرممکن سوم و شاخص‌ترین: پرواز دادن چهار هزار گاو به صحرا

و حالا می‌رسیم به کاری که هنوز، نُه سال بعد، عجیب‌ترین اقدام لجستیکی قرن بیست‌ویکم در حوزهٔ امنیت غذایی است.

چرا این کار «غیرممکن» بود؟ قطر تقریباً هیچ صنعت لبنی تازه‌ای نداشت؛ شیر از عربستان می‌آمد. برای تولید داخلی شیر تازه، به گاو شیرده نیاز بود. و گاو شیردهِ پربازده یعنی هلشتاین—نژادی که برای اقلیم معتدل اروپای شمالی تکامل یافته است. هر یک از این موانع به‌تنهایی برای بایگانی کردن طرح کافی بود: تابستان ۴۵ تا ۵۰ درجهٔ قطر با رطوبت خلیج فارس برای هلشتاین مرگبار است؛ زنجیرهٔ تولید کند است (از تلقیح تا زایش ۹ ماه)؛ حمل هوایی دام زنده در این مقیاس بی‌سابقه بود؛ و زیرساخت دامداری خنک‌شونده از صفر باید ساخته می‌شد.

هر مشاور عاقلی در ژوئن ۲۰۱۷ می‌گفت: شیر خشک و UHT از ترکیه بخرید، ارزان‌تر و مطمئن‌تر است.

چطور غیرممکن، عملی شد؟ قطر دقیقاً برعکس عمل کرد. پاور اینترنشنال هلدینگ به مدیریت برادران معتز و رامز الخیاط پروژهٔ «بلدنا» را برداشت و مکانیزم اجرا این بود:

· جهش از «محصول» به «ابزار تولید»: به‌جای واردات شیر، واردات ماشین تولید شیر—گاو هلشتاین—انجام شد. گاو، در این قاب، یک کارخانهٔ زیستی خودگردان است.
· خرید زمان با پول: حمل هوایی گاو هزینه‌ای نجومی دارد (هزینهٔ حمل را ۵ برابر افزایش داد، حدود ۸ میلیون دلار). اما قطر هزینه را به‌ازای ماه‌های صرفه‌جویی‌شده حساب کرد. نخستین محموله‌ها در ژوئیه ۲۰۱۷—کمتر از یک ماه پس از آغاز محاصره—رسیدند.
· استفاده از دارایی موجود در نقشی که برایش ساخته نشده بود: قطر ناوگان بوئینگ ۷۷۷ باری قطر ایرویز را که بی‌کار مانده بود، به «دام‌بر» تبدیل کرد. حدود ۴ هزار رأس در حدود ۶۰ پرواز (تقریباً ۶۵ تا ۷۰ رأس در هر پرواز) حمل شدند.
· مهندسی اقلیم به‌جای انتظار برای سازگاری: سالن‌های دام با سیستم‌های تهویه و خنک‌کننده ساخته شد تا دمای داخلی را در محدودهٔ آسایش هلشتاین نگه دارد.
· ساخت موازی به‌جای ساخت متوالی: سالن‌ها، تجهیزات شیردوشی و خط فرآوری هم‌زمان اجرا شدند.

نتیجه‌ای که برگشت‌ناپذیر بود: ظرف چند ماه، پوشش داخلی شیر تازه از نزدیک صفر به حدود ۲۰ درصد رسید. تا ژوئن ۲۰۱۹، خودکفایی ۱۰۰ درصدی در شیر تازه محقق شد. گلهٔ دامی از حدود ۱۰ هزار رأس در میانهٔ ۲۰۱۸ به حدود ۲۰ هزار رأس در ۲۰۱۹–۲۰۲۰ رسید. آوریل ۲۰۱۹: آغاز صادرات محصولات UHT به عمان، افغانستان و یمن—کشور محاصره‌شده، صادرکنندهٔ لبنیات شد. ۱۱ دسامبر ۲۰۱۹: عرضهٔ اولیهٔ سهام بلدنا در بورس قطر—۷۵ درصد سرمایه، معادل حدود ۳۹۲ میلیون دلار. پروژهٔ اضطراری، به یک بنگاه سودده بورسی بدل شد.

درس سوم و مرکزی: محاصره جریان کالا را قطع می‌کند، اما نمی‌تواند مانع انتقال ظرفیت تولید شود. هر واحد ظرفیتی که وارد شود، اثر محاصره را نه یک‌بار، بلکه برای همیشه کاهش می‌دهد. واردات کالا، محاصره را تحمل‌پذیر می‌کند؛ واردات ابزار تولید، محاصره را بی‌اثر می‌کند.

پنج قاعدهٔ استخراج‌شده: دستور ساخت «ناممکن اجراشدنی»

از مجموع رفتار قطر، پنج قاعدهٔ عملیاتی قابل استخراج است که همگی یک ویژگی مشترک دارند: در شرایط عادی احمقانه به نظر می‌رسند.

۱. معیار تصمیم را از «هزینه» به «زمان» تغییر بده. در محاصره، واحد سنجش دلار نیست، ماه است.
۲. دارایی بی‌کارمانده را در نقش جدید به‌کار بگیر. محاصره خودش دارایی آزاد می‌کند: هواپیمای زمین‌گیر، ظرفیت خالی بندر، نیروی بی‌کار.
۳. به‌جای واردات محصول، ابزار تولید محصول را وارد کن. گران‌تر، کندتر و دشوارتر است—و تنها کاری است که اثرش دائمی است.
۴. واسطه را حذف کن، حتی اگر ناکارآمد شوی. خط مستقیم را نمی‌شود با یک تصمیم سیاسی همسایه بست.
۵. اول روان بازار را ببند، بعد زنجیره را. قفسهٔ خالی زودتر از انبار خالی، کشور را می‌شکند.

سخن پایانی

محاصرهٔ قطر پنجم ژانویهٔ ۲۰۲۱ با اعلامیهٔ العُلا رسماً پایان یافت. اما چیزی که پایان نیافت، تغییرات ساختاری‌ای بود که محاصره ایجاد کرده بود. مؤسسهٔ بروکینگز در ارزیابی خود نتیجه گرفت که محاصره در نهایت اقتصاد قطر را تقویت کرد. مکانیزم اقتصادی شکست محاصره ساده بود: محاصره ارزان‌ترین مسیرها و ارزان‌ترین تأمین‌کنندگان قطر را حذف کرد، اما توان مالی، درآمد صادراتی و دسترسی به مسیرهای جایگزین را حذف نکرد. نتیجه، گران‌تر شدن لجستیک بود، نه تسلیم.

و درس بزرگ‌تر، درسی که فراتر از جغرافیا می‌رود، این است:

محاصره یک وضعیت فیزیکی نیست؛ یک فرض ذهنی است. فرض این است که کشور محاصره‌شده به همان شکل قبلی به بقا ادامه خواهد داد و صرفاً کمبود خواهد کشید. لحظه‌ای که کشور محاصره‌شده شکل خودش را عوض کند—از واردکنندهٔ شیر به تولیدکنندهٔ شیر، از مشتری بندر واسطه به مالک خط مستقیم—محاصره دیگر به هدفی که نشانه رفته بود شلیک نمی‌کند.

قطر این را با چهار هزار گاو در شکم هواپیماهای باری اثبات کرد. عجیب‌ترین اقدام لجستیکی آن دهه، در نهایت، عقلانی‌ترین‌شان از آب درآمد.

 

برچسب ها: خلیج فارس ، آمریکا

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
captcha
(کد امنیتی به حروف کوچک و بزرگ حساس نیست)

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین