ضرغامی:به دوستان سفارش ميكنم زياد سمت مجلس نروند
عزت الله ضرغامی رئیس صدا و سیما در گفتوگویی 15 هزار کلمه ای به همه چیز
اشاره کرده است؛ از چگونگی تشکیل تا خروج از سپاه و جلسه ای خصوصی با رهبر
انقلاب؛ از تعطیلی برنامه هفت تا پیغام تبریک به احمدی نژاد در سال 84؛ وی
در این گفتوگو از برنامه هایش برای انتخابات 92 هم گفته است.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، مهمترین بخش های این گفتوگوی تفصیلی هفته نامه «مثلت» با عزت الله ضرغامی در ذیل می آید:
*خاطرهاي دارم از شهيد سيدعباس موسوي، فرمانده و رهبر اول حزبالله لبنان كه در عملياتي تروريستي خودشان و همسر بزرگوارشان توسط صهيونيستها به شهادت رسيدند. ايشان همراه تيمي كه آقاي سيدحسن نصرالله نيز همراهشان بود به ايران آمدند. . فكر ميكنم سال 70 بود. قرار شد از يك مركز تحقيقاتي كه من مسئول آنجا بودم بازديدي داشته باشند. صبح زود ما با همكارانمان منتظر بوديم كه ايشان تشريف بياورند. قدري دير آمدند. بعد كه تشريف آوردند عذرخواهي زيادي كردند. شهيد سيدعباس موسوي به من گفت علت اين كه ما دير آمديم اين بود كه ماشينهايي كه جلوي هتل براي ما آمده بودند، ماشينهاي مدل بالايي بودند، ما هم سوار نشديم و گفتيم كه ماشينهاي سادهتر براي ما بياورند. آنها گفتند كه شما ميهمان هستيد و ماشينهاي تشريفات و وزارتخارجه همين است. ولي ما سوار نشديم. بعد من كه سؤال كردم چرا؟ ايشان فرمود به خاطر فرمايشات ديروز رهبري. ما فرمايشات را شنيديم و سوار اين ماشينها نشديم. اين ماجرا مربوط ميشود به سال 70 كه آقا با كارگزاران نظام ديداري داشتند.
* اخيراً ما به مناسبتي خدمت مقام معظم رهبري بوديم در يك جلسه خصوصي يك بحثي راجع به موضوعي شد و ايشان در واقع در اين بحث ميخواستند مطرح كنند آنجايي كه لازم است يك عده آبرويي از خودشان بگذارند بايد اين كار را بكنند. فرمودند كه آبروي مسئولان جزو بيتالمال است. مال خودشان نيست، يعني اگر يك مسئول رده بالايي به يك جايگاهي ميرسد پيش مردم آبرو دارد و مردم قبولش دارند. فكر نكند كه مال خودش است اين امكاني است كه نظام براي او فراهم كرده و جزو بيتالمال است.
* در مسئله انقلاب پخش بسياري از تصاوير دوران انقلاب به دلايل و تحليلهايي ممنوع بود ما اصلاً در اين حوزه ممنوعيتي احساس نكرديم. تمام آرشيو انقلاب را باز كرديم و قيد محرمانهاش را برداشتيم و همه اينها را سال اول برديم روي آنتن. سالها بعد در واقع از اين گنجينه به تعبير حضرت آقا صدها مستند ساختيم . اخيرا طرح و برنامه سيما دارد اينها را دستهبندي ميكند كه بگذارد روي سايتها تاهمه بتوانند استفاده كنند. تصويرهايي كه احساس ميشد ممنوع است از دفاعيات گلسرخي گرفته تا خيلي از درگيريهاي مربوط به انقلاب و يا فعاليتهای سياسيون آن دوره ...خدا رحمت كند مرحوم بازرگان را، خودش گفت كه ما ژيان هستيم و امام بولدوزر ! در قصه 13 آبان و اشغال لانه جاسوسي خودشان ديدند كه ديگر نميتوانند اداره كنند و كنار رفتند ولي اين فرصت را نظام به اينها داد. هر جا كه از تصاوير انقلاب و تصاوير آرشيوي استفاده كرديم برگ برنده شد
* همان سريال ساعت شني كه شما گفتيد نه اينكه بدون اشكال باشد، اشكالاتي داشت. در ادامه هم سعي كرديم اين اشكالات را مرتفع كنيم حتي كارگردانش، آقاي بهراميان به كميسيون فرهنگي آمد، آنجا قرار بود يكسري انتقادها مطرح شود ولی همه اعضاي كميسيون در آن جلسه به نوعي از ايشان تجليل كردند ! ساعت شني دارد به جامعه هشدار ميدهد، دارد آسيبهاي اجتماعي را ميگويد، ما بالاخره بايد به مردم بگوييم چه خبر است تا مواظب بچههاشان باشند. بالاخره بايد به جوانها بگوييد كه چه دامهايي ممكن است سر راهشان قرار بگيرد تا چشمشان باز شود. همه به سخنرانيها كه گوش نميكنند. هر كسي سليقه خودش را دارد.
*خود غرب در اين فسادي كه دارد فيلمهاي بسيار تأثيرگذار ساخته كه روي فسادي كه در انتظار دختران جوان است هشدار داده كه به چه بدبختيهايي ميافتند. اين فيلمها را نميشود در تلويزيون نشان داد. منتها من ديدم فيلمهاي تكاندهندهاي است. يعني كسي كه اين فيلمها را ميبيند تا دو، سه روز حالش خوش نيست. يك دختر بچه كه اين را ميبيند وقتي در خيابان ميرود يك جايي ميبيند كه پارتي و يا يک محيط مشکوک است از آن طرف خيابان رد ميشود كه مبادا به سرنوشت آن دختر ديگر دچار شود. اينها براي آگاهي بخشي لازم است. بعضي مواقع حتي دادستان كشور و مسئولان قضايي گزارشهايي ميدادند كه فيلمها را با شطرنجي كردن پخش كنيم. خب بعضي از دوستان بسيار خوب و دلسوز ما انتقاد ميكردند كه آقاي ضرغامي شما پردهدري ميكنيد. خب اينجا جاي بحث كارشناسي دارد كه اين چيزي كه اينجا با اين كيفيت پخش ميكنيم، كلي حاشيهها را حذف ميكنيم ولي سعي ميكنيم حتيالامكان مطلب را برسانيم, حتماً لازم نيست پدر و مادر و اعضاء خانواده با هم نگاه كنند. ميشود پدر به يك بهانه از اتاق بيرون برود، دخترش اين را ببينيد. وقتي دختر ديد حواسش جمع ميشود . چارهاي نداريم. ما نميتوانيم تلويزيون كارتي نداريم، تلويزيون عمومي است . همه دارند ميبينند . بنابراين خود مخاطبان هم بايد خودشان را مديريت كنند. حالا ممكن است انتقاد كنند به من كه فلاني يك حرفي ميزند. بالاخره تلويزيون در خانه است و همه دارند ميبينند. خب اين انتقاد از يك جنبه ممكن است وارد باشد اما از يك جنبه عالمانه ديگر واقعاً بعضي موقعها برنامههايي دارد كه اتفاقاً جوانها بايد ببينيد. ممكن است من نبينم يا خودم تنها يك برنامهاي را ببينم.
*ما برخي فيلمهاي معارفي كه ساختيم مواردي بود كه بعضاً در شروع با انتقاد مواجه شدند مثل سريال اغما که شيطان به صورتهاي مختلف در ميآيد. صورتهاي مختلف شيطان را نشان داديم تا روشن شود اگر يك جايي مثلاً بخواهد يك فرد متدين را منحرف كند به شكل آدم حزباللهي هم درميآيد. اسمش را هم گذاشتيم الياس. برخي محافل اعتراض كردند كه آقا الياس اسم پيغمبر است ! بالاخره شيطان با ريش و محاسن آمده تا يك بچه مسلمان را منحرف كند. بعد كه مجموعه تمام شد تحسين كردند و گفتند كه اغما يكي از الگوهاي سريالهاي معارفي است. در پخش IFILM هم بسيار مورد استقبال قرار گرفت. در كشورهاي عربي يك سريال برجسته شد. در واقع ما آمديم عمق معارف اسلامي را نشان داديم و نشان داديم كه شيطان چگونه همه آدمها را منحرف ميكند. خب اين را بايد نشان دهيم. بچه مذهبي هم كه ميبيند بايد آگاه شود. بسياري از كساني كه منحرف شدند چقدر جانماز آب ميكشيدند تاريخ را كار ندارم. همين دوران خودمان را نگاه كنيم از كجا به كجا رسيدند اينهايي كه ميآيند در شبكههاي بيگانه مينشينند و صحبت ميكنند. خانمي كه چادري و مقنعهاي بوده و روزي مسئوليت داشته جلوي دوربين بيحجاب ميشود و موهايش را تكان ميدهد و حجاب را مسخره ميكند. اين از داخل همين كشور است ديگر، از كجا به كجا رسيده است.
*بالاخره دسترسيها فراوان است عليرغم اينكه غيرقانوني است. ولي دسترسيها فراوان است هر كسي كه بخواهد ميتواند تهيه كند. نوارهاهمه در كنار خيابان ريخته و قيمت آخرين فيلمهاي مبتذل در كنار خيابان از يك بستني ارزانتر است حتی يك بار مصرف است. شما ميبينيد و مياندازيد در سطح آشغال. اصلاً ارزش نگهداري ندارد. طرف 5 تا بستني ميخرد به خانه ميبرد يك فيلم هم ميخرد آن 5 تا بستني دانهاي 1000 تومان ميشود 5000 هزار تومان، فيلم سيدي ميخرد 500 تومان. همه جور فيلمي در بازار هست. من چون پيادهروي زياد ميكنم كنار خيابان طرف سلامعليك ميكند ميگويد؛ حاجآقا نوار نميخواهيد؟ من ميگم من اينها را دارم (خنده) با اين حال ميايستم يك نگاهي ميكنم تا ببينم چي دارد. يكي هم فكر ميكند من آمدم خيابان نوار بخرم. ميگه حاج آقا خودت سيدي ميخري. ميگويم نه آقا جان ما خودمان همه اينها را داريم. ميخواهيم ببينيم كه اين آقا چي ميفروشد. دسترسي كه كم نيست. ما اين را داريم انجام ميدهيم براي فرزندان خود اين ملت، براي كساني كه ميخواهند حفظ بشوند. بنابراين اگر اين همفكري و اين ظرفيت ايجاد شود راحتتر ميتوانيم كارمان را انجام دهيم.
*بعضي از وزرا كه گله ميكنند من ميگويم كه اگر شما ميخواهيد برنامه 22:30 برويد ديگر چالشي شده. اينطور نيست كه يك طرف گزارش كار باشد. گزارش كار را ما در برنامههاي ديگر داريم. اين برنامه را اتفاقا جوانها هم اداره ميكنند. بعضيها به حق با يك نگاه حرفهاي به من خرده گرفتند كه شما يك جواني را ميگذاريد و يك مسئول رده بالايي را خيلي سئوال پيچ ميكند. اين كار درست نيست. من بخشي از آن استدلال را پذيرفتم و به دوستانمان هم گفتيم كه آن را بررسي كنند.
*الان برنامه 20:30 ما يكي از ابتكارات دوره جديد بود. الان با 60 درصد بيننده پربينندهترين بخش خبري ماست. بعد از آن اخبار ساعت 22 است و بعد از آن 14 است كه در نظرسنجيها متفاوت است. ولي واقعاً برنامه 20:30 پربيننده است.
*من معمولاً برنامهاي را قبلش نميبينم ولي بعضي موقعها «جهت اطلاع» را كه حساسيت بالايي دارد چون در همه ردههاي بالا مثل رئيسجمهور و جاهاي ديگر وارد ميشوند استمزاجي از من ميكنند و من يك نظر كلي ميدهم. بعضي موقعها هم لطف ميكنند مخالف نظر من عمل ميكنند ! حتي انتقاد و گير دادن به برخي بخشهاي صداوسيما هم هست. خود بچههاي سيما هم معترضند كه آقا بچههاي حوزه سياسي حالگيري ميكنند و هر دفعه يك چيزي راجع به سريالها ميگويند. ولی در واقع آنها از من اجازه دارند. يعني من كليتش را اجازه ميدهم كه حتي در خود حوزه سياسي هم از اين برنامهها داشته باشند. بنابراين اين ظرفيتها فراهم شده و در واقع ادبيات جديدي ايجاد شده است . حالا انشاءالله برنامههاي جديدمان هم توليد ميشود. در حوزههاي مختلف برنامههاي چالشي ويژهاي خواهيم داشت. در حوزه بحثهاي علمي در آينده نزديك با كمك شوراي عالي انقلاب فرهنگي ما يك برنامه چالشي جدي در شبكه 4 خواهيم داشت.
*برنامه هفت هم واقعاً در اين دو سالي كه توليد شد كارهاي ارزشمندي ارايه كرد. ضمن اين كه انتقاداتي هم ميتواند مثل همه برنامهها به آن وارد باشد . سريالی را آقاي جيراني تعهد كردند و آماده هستند براي كليد زدن. خوشبختانه كار قبلي ايشان يعنی، سريال "مرگ تدريجي يك رويا" از كارهاي ماندگار صداوسيما است با موضوع روشنگري راجع به روشنفكران وابسته و غربزده . آقاي جيراني توي اين سريال يك كار ارزشمندي انجام داد انشاءالله در كار بعديشان؛ "فصل بيپروايي" راجع به منافقان كار خوبي انجام خواهند داد و الان آخرين مرحله بازنويسياش انجام ميشود. ايشان قرار بود كه بروند و آن كار را شروع كنند. من معتقد نبودم به خاطر فوتبال هفت تعطيل شود. ميتوانستند با فوتبال اروپا اين برنامه را جمع كنند . منتها تشخيص دوستان اين بود تا تيم جديد هماهنگ بشوند و سوژههايشان را انتخاب كنند در واقع يك شرايط جديدي براي اجرا فراهم كنند يك مدت وقت لازم داشتند. و اين فوتبال هم فرصتي شد براي اين كار. بنابراين در حوزه سينما. در حوزه مسائل علمي، اجتماعي و سياسي هم ما الان تعداد برنامههايمان زياد است.
*براي انتخابات سال 92 كه انتخابات بسيار مهمي براي آينده كشور خواهد بود صداوسيما نه از الان بلكه از چند ماه قبل خودش را آماده كرده و سياستگذاريهاي لازم را انجام داده است كه بتواند از لحاظ رسانهاي اين انتخابات را هم موفق برگزار كند. خوشبختانه انتخابات قبل انتخابات موفقي بود با همه تبليغاتي كه دشمن داشت . رهبري معظم هم چند بار اظهار محبت كردند و از اقدامات رسانه ملي تجليل فرمودند و باعث دلگرمي دوستان شدند. انشاءالله براي انتخابات 92 هم تلاش ميكنيم يك فضاي انتخاباتي پرشور با حضور بالا و آگاهانه مردم در انتخابات رياست جمهوري فراهم كنيم تا برگ ديگري بر افتخارات اين مملكت باشد و باعث قوام بيشتر نظام جمهوري اسلامي بشود.
*مناظره خواهيم داشت؟ نمیدانم ! در واقع علتي كه باعث شد مناظرهها ي سال 88 برگزار شود روحيه خود آقاي احمدينژاد بود. بدون ترديد. چون معمولاً كسي كه 4 سال رئيسجمهور است علاقهمند نيست با افراد ديگري كه فعلاً نامزد هستند مناظره و بحثهاي چالشي كند، اما آقاي احمدينژاد اين روحيه را داشت . آن نگاه همچنان هست و آن ديد رهبري و آن رويكردي كه ايشان دارد براي اينكه فضاي آزادي فراهم شود تا همه بتوانند حضور پيدا كنند وجود دارد. ظرفيتهاي سازمان هم امروز ظرفيتهاي بسيار بالايي است و من يقين دارم كه انتخابات سال 92 انتخابات بسيار پرشور و پرهيجاني خواهد شد كه حتماً ميتواند كشور را داراي يك فرصت جديد براي خدمترساني كند.
*من به عنوان احترام به نامزدها در يكي از برنامه هائي كه ميآمدند میرفتم در استوديو با آنها احوالپرسي میكردم و بعد هم همراه با گروه ناظر قانوني كه از قوه قضائيه و وزارت كشور و صداوسيما بودند . برنامه را تماشا میکرديم . طبق قانون هميشه آنها ايراد ميگرفتند و حتي در بين بحث مرتباً از ما ميخواستند كه جلوي بحث را بگيريم يا بالا و پايين كنيم ولي برداشت من اين بود كه هرگونه اختلال در آن روند باعث سوءتفاهم در جامعه ميشد و بهترين روش هم همين بود. مردم از انتخابات 88 خيلي راضي بودند. خيلي انتخابات پرشوري بود. استثنايي شد.
* همان موقع كه ما در اوج فرصتيم براي ما تهديد ايجاد ميكند. مردم خيلي راضي بودند. ولی تلخ كردند اين انتخابات را. بزرگترين خيانتي كه سران فتنه انجام دادند كه بخشي از آن ناآگاهانه و بخشي از آن هم حتماً آگاهانه بود اين بود که ميديدند كه چه اتفاقي دارد ميافتد، ديدند اين عزت و آبرويي كه نظام در همه جا پيدا كرده چقدر راحت دارد تاراج ميشود و باز ادامه میدادند . تصاويري را از اينجا تهيه ميكردند و به شبكههاي ماهوارهای میفرستادند و با گستردهترين شكل دشمن را كاملاً اميدوار كردند، دشمني كه كاملاً مايوس شده بود. اينها دوباره دشمن را اميدوار كردند. خيانت بزرگي انجام گرفت. آيا ميارزيد؟ هيچ كدام از ادعاهايشان درست نبود. اما به زعمشان اگر مسائلي وجود داشت ميارزيد اين هزينه بزرگ را نظام بدهد؟ لذا اين انتخابات پرشور تلخ شد. هر چند كه نتيجه و بصيرتي كه مردم پيدا كردند يك ظرفيت جديدي براي نظام شد.
* سريال «مختار» وقتي پخش ميشد مردم با همه وجود اين سريال را هضم و فهم ميكردند. اگر فتنه در كار نبود سريال مختار آنقدر خوب هضم نميشد. تمام اتفاقاتي كه در آن دوره در كوفه افتاد و خيانتهايي كه شد و عوامفريبيهايي كه صورت گرفت و به ضرب زور و سكه توانستند در جامعه انحراف ايجاد كنند براي مردم قابل فهم بود. خب اين را مردم وقتي در سريال مختار ميديدند، چون اين فتنه را ديده بودند چون خواص را ديده بودند، چون سكوت خواص را ديده بودند و بسياري از آن اتفاقات را مشابه ميدانستند دريافت دقيقتری داشتند . من با بسياري از بزرگاني كه صحبت ميكردم خيلي صادقانه ميگفتند كه ما اصلاً سليمان صرد خزاعي را نميشناختيم. اصلاً با شخصيتش آشنا نبوديم. تازه در اين سريال فهميديم كه چه مشابهتهايي بين جامعه امروز ما و آن دوره برقرار بوده. آنها بعد آمدند و توبه كردند. آن جنگ استثنايي را كردند . 4 هزار نفر شهيد شدند. ولي يك جايي رهبري فرمودند كه يكهزارم نتيجه شهداي كربلا را ندارد. چون همان موقع كه فتنه شد همان موقع كه اسلام نياز به حمايت داشت همان موقع بايد در صحنه حاضر ميشدند. بعد فهميدند. ولي ديگر فايدهاي نداشت. خيلي تاثيرگذارياش كم ميشود. در سريال مختار مردم خيلي آگاه شدند. امروز مردم ما بصيرتشان يك پله بالا رفته. ما در نهجالبلاغه داريم كه حضرت فرمودند. در فتنه غبار ايجاد ميشود، حق و باطل قاطي ميشود. سخت ميشود راه حق را تشخيص داد.
* در انتخابات رياست جمهوري سال 84، شبي كه آقای احمدینژاد انتخاب شدند به ايشان زنگ زدم و تبريك گفتم و به نوعي شايد خبر را من به ايشان دادم. آخرين خبري كه مطلع بودم شمارش ميشود به ايشان دادم و از اين كه يك نيروي انقلابي و حزباللهي انتخاب شد، خوشحال بودم و وظيفه خودم هم ميدانستم كه نهايت همكاري را بكنم. در يكي، دو سال اول، مجموعه دولت با ما دچار سوءتفاهم شد. عليرغم همه اقداماتي كه صداوسيما براي اطلاعرساني انجام ميداد، برخی دوستان در دولت و رسانههای طرفدار مرتباً گزارشهای نادرست و غيرواقعی ارائه میکردند .
* در برخی نشستهاي دانشجويي هم بعضي از دانشجويان حزباللهي دچار سوءتفاهم میشدند كه شما داريد دولت را تضعيف ميكنيد. در حالي كه واقعاً اينطور نبود. اعتراضات دولت و اعتراضات شخص آقاي احمدينژاد خدمت رهبري باعث شد كه دفتر رهبري رسيدگي كند . از رياست جمهوري خواستند كه مستندات خودش را بدهد، آنجا هم مستنداتي ارايه كرد. از ما هم خواستند. ما هم مستنداتمان را ارايه كرديم، بعد حكم كردند كه 50 درصد حق با ماست و 50 درصد حق با رئيسجمهور . ما واقعاً احساس ميكرديم داريم وظيفهمان را به درستي در دولت انجام دهيم و دوستان دچار سوءتفاهم شدهاند. ما بيشتر از آن كه در مورد هستهاي بخواهد براي دنيا اعتمادسازي انجام بگيرد سعي كرديم با دولت اعتمادسازي كنيم . و تلاش كرديم اين را برسانيم كه اگر در جايي انتقاد ميشود و جايي مشكلات گفته ميشود واقعاً هدف تضعيف دولت نيست. خود آقاي احمدينژاد زياد بحث نداشت. متأسفانه بعضي از دوستان خودمان كه آن موقع در دولت بودند و الان كمتر هستند دچار سوءتفاهم بودند. رسانههايي هم داشتند كه منعكس ميكردند. ما انرژي مصرف كرديم، تلاش كرديم و اين اعتمادسازي را به وجود آورديم. امروز بين دولت و صداوسيما اعتماد هست.
*شما برنامه 20:30 را نگاه ميكنيد ممكن است از 10 تا خبر، 5 تا عليه دولت باشد. اگر يكي عليه مجلس باشد فوراً با ما در مجلس برخورد ميشود. براي همين من مرتب به دوستان سفارش ميكنم كه زياد به سمت مجلس نروند ! ولي از آقاي احمدينژاد و دولت انتقادات شديد ميشود. بعضي موقعها ايشان آخر شب زنگ ميزند و گله ميكند كه فلاني شما اين برنامه را ديديد؟ بعد ميبينم كه ايشان حق دارد. در اين برنامه در مورد دولت خيلي بيانصافي شده. ولي فقط به من ميگويد كه ميدانم شما نديديد اين را ميتوانستيد بهتر بگوييد. اين انتقاد ميتوانست سالمتر مطرح شود . ما امروز خوشبختانه دچار سوءتفاهم نيستيم. بنابراين هم كار آسيبشناسي و انتقاد و نقد را ميتوانيم انجام دهيم و هم وظيفه مان كه حمايت جدي از دولت است طبق دستور رهبري.
*هميشه رهبري اين سفارش را داشتند الان هم اين سفارش را دارند كه با همه وجود وظيفه شما اميدبخشي و كمك به دولت است. هر جا هم كه تخطي كنيم و ضعف داشته باشيم ايشان تذكر ميدهند. آخرياش در مورد آن جريان اهانت به رئيسجمهور در مجلس بود. ايشان هم با مجلس برخورد تند كردند و هم ما را توبيخ كردند كه چرا شما اين فضاي مجلس را منعكس كرديد. چيزي كه اهانت به رئيسجمهور است ،صداوسيما به هيچوجه نبايد منعكس كند. ما هم توبه كرديم، استغفار كرديم و عذرخواهي كرديم. بنابراين ما اول روي يك نگاه ولايتمدارانه و وظيفه شرعي و قانوني كار انجام دهيم و بعد هم دولت واقعاً دارد خدمت ميكند. بله امروز متأسفانه ممكن است سوءتفاهماتي به وجود بيايد. بعضيها كاملاً آگاهانه و هوشمند ميخواهند صداوسيما را رودرروی دولت قرار بدهند و شروع كنند به انتقاد كردن. ما نبايد در اين ورطه بيفتيم. بعضي مواقع ممكن است دوستان ناآگاهي هم باشند كه احساس كنند امروز وظيفه صداوسيما چيز ديگري است و بيشتر از حد دارد با دولت همكاري ميكنند كه آنها هم اشتباه ميكنند. مسير ما را رهبري تعيين ميكند و در كنار آن مصالح نظام را ميبينيم، دشمن را ميبينيم. هيچ كس به اندازه ما دشمن را رصد نميكند، هيچكس. هيچ نهادي. من اينجا در اتاقم اکثر شبکههای مهم دنيا را مستقيماً رصد میکنم. شبكههاي خارجي را ميبينم كه روي كجاها دارند تمركز ميكنند. جنگ است ديگر، جنگ رسانه است. و هيچ كس مثل خود من نميتواند به لحظه تصميم بگيرد كه همين الان همه شبكهها چگونه باشند به ويژه در ايام ويژه . امروز جنگ اقتصادي داريم . تحريمهاي فلجكننده را به ما ميخواهند تحميل كنند. به ياري خدا موفقيم هر جا را ببندند جاي ديگر باز ميشود. يك دري بسته ميشود در ديگري باز ميشود. ولي بدانيم كه جنگ است، الزاماتش را بدانيم، تضعيف نكنيم نظام را، اين خط رهبري است. اين نگاه رهبري است كه صداوسيما خودش را به آن ملزم ميداند و سعي ميكند در اين حاشيهها نيفتند و از مسئوليت اصلياش منحرف نشود.
*يك بار آقاي نوريزاد، آن موقع كه خيلي حزبالهي و دو آتشه بود ! يك تله فيلم ساخت راجع به امام زمان (عج). بچهها كلي حذف و پالايش كرده بودند به آنها گفتم زياد فيلم را مثله نکنيد . اين اثر آقاي نوريزاد است، پخش كنيد. آنها به من گفتند شما خودت فيلم را ببين . من يك ربع اول را كه ديدم شرم كردم. دختر خانم جواني در نقش منشي يك فرد حزباللهي است. اين فرد به اين منشي نظر سوء دارد و اين سكانس اول فيلمي است كه ميخواهد در تلويزيون پخش شود. تمام نمادها اروتيك است . اين آقاي حزباللهي ميآيد داخل، يقهاش را بسته. در را ميبندد. پرونده را ميآورد، بلند ميشود و در را قفل ميكند و نزديك ميشود، نگاهها به هم. اصلاً يك فيلم اروتيك به معني واقعي. خوب چطوري خانواده بنشيند و با هم اين صحنه را ببينند ؟ آن مرد حمله ميكند و او فرار ميكند. بالاخره كشمکش وجود دارد كه ميخواهد به او تعرض كند. گفتم آقا اين چيه؟ من چه جوري اين را پخش كنم؟ گفت آقا شما چقدر بسته فكر ميكنيد. اصلا ما ميخواستيم بگوييم كه در برخي از مديران حتي آدمهايي كه ظاهرشان حزباللهي است اين فساد وجود دارد! گفتم مگر ميتوانيم با هر زبانی در تلويزيون حرف بزنيم . ما چارچوب داريم، ضابطه داريم، قانون داريم. هدف هر وسيلهاي را توجيه نميكند. كار به خصوص خيلي در سيما سختتر است. البته در صدا هم سخت است ولي در سيما به مراتب سختتر است.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، مهمترین بخش های این گفتوگوی تفصیلی هفته نامه «مثلت» با عزت الله ضرغامی در ذیل می آید:
*خاطرهاي دارم از شهيد سيدعباس موسوي، فرمانده و رهبر اول حزبالله لبنان كه در عملياتي تروريستي خودشان و همسر بزرگوارشان توسط صهيونيستها به شهادت رسيدند. ايشان همراه تيمي كه آقاي سيدحسن نصرالله نيز همراهشان بود به ايران آمدند. . فكر ميكنم سال 70 بود. قرار شد از يك مركز تحقيقاتي كه من مسئول آنجا بودم بازديدي داشته باشند. صبح زود ما با همكارانمان منتظر بوديم كه ايشان تشريف بياورند. قدري دير آمدند. بعد كه تشريف آوردند عذرخواهي زيادي كردند. شهيد سيدعباس موسوي به من گفت علت اين كه ما دير آمديم اين بود كه ماشينهايي كه جلوي هتل براي ما آمده بودند، ماشينهاي مدل بالايي بودند، ما هم سوار نشديم و گفتيم كه ماشينهاي سادهتر براي ما بياورند. آنها گفتند كه شما ميهمان هستيد و ماشينهاي تشريفات و وزارتخارجه همين است. ولي ما سوار نشديم. بعد من كه سؤال كردم چرا؟ ايشان فرمود به خاطر فرمايشات ديروز رهبري. ما فرمايشات را شنيديم و سوار اين ماشينها نشديم. اين ماجرا مربوط ميشود به سال 70 كه آقا با كارگزاران نظام ديداري داشتند.
* اخيراً ما به مناسبتي خدمت مقام معظم رهبري بوديم در يك جلسه خصوصي يك بحثي راجع به موضوعي شد و ايشان در واقع در اين بحث ميخواستند مطرح كنند آنجايي كه لازم است يك عده آبرويي از خودشان بگذارند بايد اين كار را بكنند. فرمودند كه آبروي مسئولان جزو بيتالمال است. مال خودشان نيست، يعني اگر يك مسئول رده بالايي به يك جايگاهي ميرسد پيش مردم آبرو دارد و مردم قبولش دارند. فكر نكند كه مال خودش است اين امكاني است كه نظام براي او فراهم كرده و جزو بيتالمال است.
* در مسئله انقلاب پخش بسياري از تصاوير دوران انقلاب به دلايل و تحليلهايي ممنوع بود ما اصلاً در اين حوزه ممنوعيتي احساس نكرديم. تمام آرشيو انقلاب را باز كرديم و قيد محرمانهاش را برداشتيم و همه اينها را سال اول برديم روي آنتن. سالها بعد در واقع از اين گنجينه به تعبير حضرت آقا صدها مستند ساختيم . اخيرا طرح و برنامه سيما دارد اينها را دستهبندي ميكند كه بگذارد روي سايتها تاهمه بتوانند استفاده كنند. تصويرهايي كه احساس ميشد ممنوع است از دفاعيات گلسرخي گرفته تا خيلي از درگيريهاي مربوط به انقلاب و يا فعاليتهای سياسيون آن دوره ...خدا رحمت كند مرحوم بازرگان را، خودش گفت كه ما ژيان هستيم و امام بولدوزر ! در قصه 13 آبان و اشغال لانه جاسوسي خودشان ديدند كه ديگر نميتوانند اداره كنند و كنار رفتند ولي اين فرصت را نظام به اينها داد. هر جا كه از تصاوير انقلاب و تصاوير آرشيوي استفاده كرديم برگ برنده شد
* همان سريال ساعت شني كه شما گفتيد نه اينكه بدون اشكال باشد، اشكالاتي داشت. در ادامه هم سعي كرديم اين اشكالات را مرتفع كنيم حتي كارگردانش، آقاي بهراميان به كميسيون فرهنگي آمد، آنجا قرار بود يكسري انتقادها مطرح شود ولی همه اعضاي كميسيون در آن جلسه به نوعي از ايشان تجليل كردند ! ساعت شني دارد به جامعه هشدار ميدهد، دارد آسيبهاي اجتماعي را ميگويد، ما بالاخره بايد به مردم بگوييم چه خبر است تا مواظب بچههاشان باشند. بالاخره بايد به جوانها بگوييد كه چه دامهايي ممكن است سر راهشان قرار بگيرد تا چشمشان باز شود. همه به سخنرانيها كه گوش نميكنند. هر كسي سليقه خودش را دارد.
*خود غرب در اين فسادي كه دارد فيلمهاي بسيار تأثيرگذار ساخته كه روي فسادي كه در انتظار دختران جوان است هشدار داده كه به چه بدبختيهايي ميافتند. اين فيلمها را نميشود در تلويزيون نشان داد. منتها من ديدم فيلمهاي تكاندهندهاي است. يعني كسي كه اين فيلمها را ميبيند تا دو، سه روز حالش خوش نيست. يك دختر بچه كه اين را ميبيند وقتي در خيابان ميرود يك جايي ميبيند كه پارتي و يا يک محيط مشکوک است از آن طرف خيابان رد ميشود كه مبادا به سرنوشت آن دختر ديگر دچار شود. اينها براي آگاهي بخشي لازم است. بعضي مواقع حتي دادستان كشور و مسئولان قضايي گزارشهايي ميدادند كه فيلمها را با شطرنجي كردن پخش كنيم. خب بعضي از دوستان بسيار خوب و دلسوز ما انتقاد ميكردند كه آقاي ضرغامي شما پردهدري ميكنيد. خب اينجا جاي بحث كارشناسي دارد كه اين چيزي كه اينجا با اين كيفيت پخش ميكنيم، كلي حاشيهها را حذف ميكنيم ولي سعي ميكنيم حتيالامكان مطلب را برسانيم, حتماً لازم نيست پدر و مادر و اعضاء خانواده با هم نگاه كنند. ميشود پدر به يك بهانه از اتاق بيرون برود، دخترش اين را ببينيد. وقتي دختر ديد حواسش جمع ميشود . چارهاي نداريم. ما نميتوانيم تلويزيون كارتي نداريم، تلويزيون عمومي است . همه دارند ميبينند . بنابراين خود مخاطبان هم بايد خودشان را مديريت كنند. حالا ممكن است انتقاد كنند به من كه فلاني يك حرفي ميزند. بالاخره تلويزيون در خانه است و همه دارند ميبينند. خب اين انتقاد از يك جنبه ممكن است وارد باشد اما از يك جنبه عالمانه ديگر واقعاً بعضي موقعها برنامههايي دارد كه اتفاقاً جوانها بايد ببينيد. ممكن است من نبينم يا خودم تنها يك برنامهاي را ببينم.
*ما برخي فيلمهاي معارفي كه ساختيم مواردي بود كه بعضاً در شروع با انتقاد مواجه شدند مثل سريال اغما که شيطان به صورتهاي مختلف در ميآيد. صورتهاي مختلف شيطان را نشان داديم تا روشن شود اگر يك جايي مثلاً بخواهد يك فرد متدين را منحرف كند به شكل آدم حزباللهي هم درميآيد. اسمش را هم گذاشتيم الياس. برخي محافل اعتراض كردند كه آقا الياس اسم پيغمبر است ! بالاخره شيطان با ريش و محاسن آمده تا يك بچه مسلمان را منحرف كند. بعد كه مجموعه تمام شد تحسين كردند و گفتند كه اغما يكي از الگوهاي سريالهاي معارفي است. در پخش IFILM هم بسيار مورد استقبال قرار گرفت. در كشورهاي عربي يك سريال برجسته شد. در واقع ما آمديم عمق معارف اسلامي را نشان داديم و نشان داديم كه شيطان چگونه همه آدمها را منحرف ميكند. خب اين را بايد نشان دهيم. بچه مذهبي هم كه ميبيند بايد آگاه شود. بسياري از كساني كه منحرف شدند چقدر جانماز آب ميكشيدند تاريخ را كار ندارم. همين دوران خودمان را نگاه كنيم از كجا به كجا رسيدند اينهايي كه ميآيند در شبكههاي بيگانه مينشينند و صحبت ميكنند. خانمي كه چادري و مقنعهاي بوده و روزي مسئوليت داشته جلوي دوربين بيحجاب ميشود و موهايش را تكان ميدهد و حجاب را مسخره ميكند. اين از داخل همين كشور است ديگر، از كجا به كجا رسيده است.
*بالاخره دسترسيها فراوان است عليرغم اينكه غيرقانوني است. ولي دسترسيها فراوان است هر كسي كه بخواهد ميتواند تهيه كند. نوارهاهمه در كنار خيابان ريخته و قيمت آخرين فيلمهاي مبتذل در كنار خيابان از يك بستني ارزانتر است حتی يك بار مصرف است. شما ميبينيد و مياندازيد در سطح آشغال. اصلاً ارزش نگهداري ندارد. طرف 5 تا بستني ميخرد به خانه ميبرد يك فيلم هم ميخرد آن 5 تا بستني دانهاي 1000 تومان ميشود 5000 هزار تومان، فيلم سيدي ميخرد 500 تومان. همه جور فيلمي در بازار هست. من چون پيادهروي زياد ميكنم كنار خيابان طرف سلامعليك ميكند ميگويد؛ حاجآقا نوار نميخواهيد؟ من ميگم من اينها را دارم (خنده) با اين حال ميايستم يك نگاهي ميكنم تا ببينم چي دارد. يكي هم فكر ميكند من آمدم خيابان نوار بخرم. ميگه حاج آقا خودت سيدي ميخري. ميگويم نه آقا جان ما خودمان همه اينها را داريم. ميخواهيم ببينيم كه اين آقا چي ميفروشد. دسترسي كه كم نيست. ما اين را داريم انجام ميدهيم براي فرزندان خود اين ملت، براي كساني كه ميخواهند حفظ بشوند. بنابراين اگر اين همفكري و اين ظرفيت ايجاد شود راحتتر ميتوانيم كارمان را انجام دهيم.
*بعضي از وزرا كه گله ميكنند من ميگويم كه اگر شما ميخواهيد برنامه 22:30 برويد ديگر چالشي شده. اينطور نيست كه يك طرف گزارش كار باشد. گزارش كار را ما در برنامههاي ديگر داريم. اين برنامه را اتفاقا جوانها هم اداره ميكنند. بعضيها به حق با يك نگاه حرفهاي به من خرده گرفتند كه شما يك جواني را ميگذاريد و يك مسئول رده بالايي را خيلي سئوال پيچ ميكند. اين كار درست نيست. من بخشي از آن استدلال را پذيرفتم و به دوستانمان هم گفتيم كه آن را بررسي كنند.
*الان برنامه 20:30 ما يكي از ابتكارات دوره جديد بود. الان با 60 درصد بيننده پربينندهترين بخش خبري ماست. بعد از آن اخبار ساعت 22 است و بعد از آن 14 است كه در نظرسنجيها متفاوت است. ولي واقعاً برنامه 20:30 پربيننده است.
*من معمولاً برنامهاي را قبلش نميبينم ولي بعضي موقعها «جهت اطلاع» را كه حساسيت بالايي دارد چون در همه ردههاي بالا مثل رئيسجمهور و جاهاي ديگر وارد ميشوند استمزاجي از من ميكنند و من يك نظر كلي ميدهم. بعضي موقعها هم لطف ميكنند مخالف نظر من عمل ميكنند ! حتي انتقاد و گير دادن به برخي بخشهاي صداوسيما هم هست. خود بچههاي سيما هم معترضند كه آقا بچههاي حوزه سياسي حالگيري ميكنند و هر دفعه يك چيزي راجع به سريالها ميگويند. ولی در واقع آنها از من اجازه دارند. يعني من كليتش را اجازه ميدهم كه حتي در خود حوزه سياسي هم از اين برنامهها داشته باشند. بنابراين اين ظرفيتها فراهم شده و در واقع ادبيات جديدي ايجاد شده است . حالا انشاءالله برنامههاي جديدمان هم توليد ميشود. در حوزههاي مختلف برنامههاي چالشي ويژهاي خواهيم داشت. در حوزه بحثهاي علمي در آينده نزديك با كمك شوراي عالي انقلاب فرهنگي ما يك برنامه چالشي جدي در شبكه 4 خواهيم داشت.
*برنامه هفت هم واقعاً در اين دو سالي كه توليد شد كارهاي ارزشمندي ارايه كرد. ضمن اين كه انتقاداتي هم ميتواند مثل همه برنامهها به آن وارد باشد . سريالی را آقاي جيراني تعهد كردند و آماده هستند براي كليد زدن. خوشبختانه كار قبلي ايشان يعنی، سريال "مرگ تدريجي يك رويا" از كارهاي ماندگار صداوسيما است با موضوع روشنگري راجع به روشنفكران وابسته و غربزده . آقاي جيراني توي اين سريال يك كار ارزشمندي انجام داد انشاءالله در كار بعديشان؛ "فصل بيپروايي" راجع به منافقان كار خوبي انجام خواهند داد و الان آخرين مرحله بازنويسياش انجام ميشود. ايشان قرار بود كه بروند و آن كار را شروع كنند. من معتقد نبودم به خاطر فوتبال هفت تعطيل شود. ميتوانستند با فوتبال اروپا اين برنامه را جمع كنند . منتها تشخيص دوستان اين بود تا تيم جديد هماهنگ بشوند و سوژههايشان را انتخاب كنند در واقع يك شرايط جديدي براي اجرا فراهم كنند يك مدت وقت لازم داشتند. و اين فوتبال هم فرصتي شد براي اين كار. بنابراين در حوزه سينما. در حوزه مسائل علمي، اجتماعي و سياسي هم ما الان تعداد برنامههايمان زياد است.
*براي انتخابات سال 92 كه انتخابات بسيار مهمي براي آينده كشور خواهد بود صداوسيما نه از الان بلكه از چند ماه قبل خودش را آماده كرده و سياستگذاريهاي لازم را انجام داده است كه بتواند از لحاظ رسانهاي اين انتخابات را هم موفق برگزار كند. خوشبختانه انتخابات قبل انتخابات موفقي بود با همه تبليغاتي كه دشمن داشت . رهبري معظم هم چند بار اظهار محبت كردند و از اقدامات رسانه ملي تجليل فرمودند و باعث دلگرمي دوستان شدند. انشاءالله براي انتخابات 92 هم تلاش ميكنيم يك فضاي انتخاباتي پرشور با حضور بالا و آگاهانه مردم در انتخابات رياست جمهوري فراهم كنيم تا برگ ديگري بر افتخارات اين مملكت باشد و باعث قوام بيشتر نظام جمهوري اسلامي بشود.
*مناظره خواهيم داشت؟ نمیدانم ! در واقع علتي كه باعث شد مناظرهها ي سال 88 برگزار شود روحيه خود آقاي احمدينژاد بود. بدون ترديد. چون معمولاً كسي كه 4 سال رئيسجمهور است علاقهمند نيست با افراد ديگري كه فعلاً نامزد هستند مناظره و بحثهاي چالشي كند، اما آقاي احمدينژاد اين روحيه را داشت . آن نگاه همچنان هست و آن ديد رهبري و آن رويكردي كه ايشان دارد براي اينكه فضاي آزادي فراهم شود تا همه بتوانند حضور پيدا كنند وجود دارد. ظرفيتهاي سازمان هم امروز ظرفيتهاي بسيار بالايي است و من يقين دارم كه انتخابات سال 92 انتخابات بسيار پرشور و پرهيجاني خواهد شد كه حتماً ميتواند كشور را داراي يك فرصت جديد براي خدمترساني كند.
*من به عنوان احترام به نامزدها در يكي از برنامه هائي كه ميآمدند میرفتم در استوديو با آنها احوالپرسي میكردم و بعد هم همراه با گروه ناظر قانوني كه از قوه قضائيه و وزارت كشور و صداوسيما بودند . برنامه را تماشا میکرديم . طبق قانون هميشه آنها ايراد ميگرفتند و حتي در بين بحث مرتباً از ما ميخواستند كه جلوي بحث را بگيريم يا بالا و پايين كنيم ولي برداشت من اين بود كه هرگونه اختلال در آن روند باعث سوءتفاهم در جامعه ميشد و بهترين روش هم همين بود. مردم از انتخابات 88 خيلي راضي بودند. خيلي انتخابات پرشوري بود. استثنايي شد.
* همان موقع كه ما در اوج فرصتيم براي ما تهديد ايجاد ميكند. مردم خيلي راضي بودند. ولی تلخ كردند اين انتخابات را. بزرگترين خيانتي كه سران فتنه انجام دادند كه بخشي از آن ناآگاهانه و بخشي از آن هم حتماً آگاهانه بود اين بود که ميديدند كه چه اتفاقي دارد ميافتد، ديدند اين عزت و آبرويي كه نظام در همه جا پيدا كرده چقدر راحت دارد تاراج ميشود و باز ادامه میدادند . تصاويري را از اينجا تهيه ميكردند و به شبكههاي ماهوارهای میفرستادند و با گستردهترين شكل دشمن را كاملاً اميدوار كردند، دشمني كه كاملاً مايوس شده بود. اينها دوباره دشمن را اميدوار كردند. خيانت بزرگي انجام گرفت. آيا ميارزيد؟ هيچ كدام از ادعاهايشان درست نبود. اما به زعمشان اگر مسائلي وجود داشت ميارزيد اين هزينه بزرگ را نظام بدهد؟ لذا اين انتخابات پرشور تلخ شد. هر چند كه نتيجه و بصيرتي كه مردم پيدا كردند يك ظرفيت جديدي براي نظام شد.
* سريال «مختار» وقتي پخش ميشد مردم با همه وجود اين سريال را هضم و فهم ميكردند. اگر فتنه در كار نبود سريال مختار آنقدر خوب هضم نميشد. تمام اتفاقاتي كه در آن دوره در كوفه افتاد و خيانتهايي كه شد و عوامفريبيهايي كه صورت گرفت و به ضرب زور و سكه توانستند در جامعه انحراف ايجاد كنند براي مردم قابل فهم بود. خب اين را مردم وقتي در سريال مختار ميديدند، چون اين فتنه را ديده بودند چون خواص را ديده بودند، چون سكوت خواص را ديده بودند و بسياري از آن اتفاقات را مشابه ميدانستند دريافت دقيقتری داشتند . من با بسياري از بزرگاني كه صحبت ميكردم خيلي صادقانه ميگفتند كه ما اصلاً سليمان صرد خزاعي را نميشناختيم. اصلاً با شخصيتش آشنا نبوديم. تازه در اين سريال فهميديم كه چه مشابهتهايي بين جامعه امروز ما و آن دوره برقرار بوده. آنها بعد آمدند و توبه كردند. آن جنگ استثنايي را كردند . 4 هزار نفر شهيد شدند. ولي يك جايي رهبري فرمودند كه يكهزارم نتيجه شهداي كربلا را ندارد. چون همان موقع كه فتنه شد همان موقع كه اسلام نياز به حمايت داشت همان موقع بايد در صحنه حاضر ميشدند. بعد فهميدند. ولي ديگر فايدهاي نداشت. خيلي تاثيرگذارياش كم ميشود. در سريال مختار مردم خيلي آگاه شدند. امروز مردم ما بصيرتشان يك پله بالا رفته. ما در نهجالبلاغه داريم كه حضرت فرمودند. در فتنه غبار ايجاد ميشود، حق و باطل قاطي ميشود. سخت ميشود راه حق را تشخيص داد.
* در انتخابات رياست جمهوري سال 84، شبي كه آقای احمدینژاد انتخاب شدند به ايشان زنگ زدم و تبريك گفتم و به نوعي شايد خبر را من به ايشان دادم. آخرين خبري كه مطلع بودم شمارش ميشود به ايشان دادم و از اين كه يك نيروي انقلابي و حزباللهي انتخاب شد، خوشحال بودم و وظيفه خودم هم ميدانستم كه نهايت همكاري را بكنم. در يكي، دو سال اول، مجموعه دولت با ما دچار سوءتفاهم شد. عليرغم همه اقداماتي كه صداوسيما براي اطلاعرساني انجام ميداد، برخی دوستان در دولت و رسانههای طرفدار مرتباً گزارشهای نادرست و غيرواقعی ارائه میکردند .
* در برخی نشستهاي دانشجويي هم بعضي از دانشجويان حزباللهي دچار سوءتفاهم میشدند كه شما داريد دولت را تضعيف ميكنيد. در حالي كه واقعاً اينطور نبود. اعتراضات دولت و اعتراضات شخص آقاي احمدينژاد خدمت رهبري باعث شد كه دفتر رهبري رسيدگي كند . از رياست جمهوري خواستند كه مستندات خودش را بدهد، آنجا هم مستنداتي ارايه كرد. از ما هم خواستند. ما هم مستنداتمان را ارايه كرديم، بعد حكم كردند كه 50 درصد حق با ماست و 50 درصد حق با رئيسجمهور . ما واقعاً احساس ميكرديم داريم وظيفهمان را به درستي در دولت انجام دهيم و دوستان دچار سوءتفاهم شدهاند. ما بيشتر از آن كه در مورد هستهاي بخواهد براي دنيا اعتمادسازي انجام بگيرد سعي كرديم با دولت اعتمادسازي كنيم . و تلاش كرديم اين را برسانيم كه اگر در جايي انتقاد ميشود و جايي مشكلات گفته ميشود واقعاً هدف تضعيف دولت نيست. خود آقاي احمدينژاد زياد بحث نداشت. متأسفانه بعضي از دوستان خودمان كه آن موقع در دولت بودند و الان كمتر هستند دچار سوءتفاهم بودند. رسانههايي هم داشتند كه منعكس ميكردند. ما انرژي مصرف كرديم، تلاش كرديم و اين اعتمادسازي را به وجود آورديم. امروز بين دولت و صداوسيما اعتماد هست.
*شما برنامه 20:30 را نگاه ميكنيد ممكن است از 10 تا خبر، 5 تا عليه دولت باشد. اگر يكي عليه مجلس باشد فوراً با ما در مجلس برخورد ميشود. براي همين من مرتب به دوستان سفارش ميكنم كه زياد به سمت مجلس نروند ! ولي از آقاي احمدينژاد و دولت انتقادات شديد ميشود. بعضي موقعها ايشان آخر شب زنگ ميزند و گله ميكند كه فلاني شما اين برنامه را ديديد؟ بعد ميبينم كه ايشان حق دارد. در اين برنامه در مورد دولت خيلي بيانصافي شده. ولي فقط به من ميگويد كه ميدانم شما نديديد اين را ميتوانستيد بهتر بگوييد. اين انتقاد ميتوانست سالمتر مطرح شود . ما امروز خوشبختانه دچار سوءتفاهم نيستيم. بنابراين هم كار آسيبشناسي و انتقاد و نقد را ميتوانيم انجام دهيم و هم وظيفه مان كه حمايت جدي از دولت است طبق دستور رهبري.
*هميشه رهبري اين سفارش را داشتند الان هم اين سفارش را دارند كه با همه وجود وظيفه شما اميدبخشي و كمك به دولت است. هر جا هم كه تخطي كنيم و ضعف داشته باشيم ايشان تذكر ميدهند. آخرياش در مورد آن جريان اهانت به رئيسجمهور در مجلس بود. ايشان هم با مجلس برخورد تند كردند و هم ما را توبيخ كردند كه چرا شما اين فضاي مجلس را منعكس كرديد. چيزي كه اهانت به رئيسجمهور است ،صداوسيما به هيچوجه نبايد منعكس كند. ما هم توبه كرديم، استغفار كرديم و عذرخواهي كرديم. بنابراين ما اول روي يك نگاه ولايتمدارانه و وظيفه شرعي و قانوني كار انجام دهيم و بعد هم دولت واقعاً دارد خدمت ميكند. بله امروز متأسفانه ممكن است سوءتفاهماتي به وجود بيايد. بعضيها كاملاً آگاهانه و هوشمند ميخواهند صداوسيما را رودرروی دولت قرار بدهند و شروع كنند به انتقاد كردن. ما نبايد در اين ورطه بيفتيم. بعضي مواقع ممكن است دوستان ناآگاهي هم باشند كه احساس كنند امروز وظيفه صداوسيما چيز ديگري است و بيشتر از حد دارد با دولت همكاري ميكنند كه آنها هم اشتباه ميكنند. مسير ما را رهبري تعيين ميكند و در كنار آن مصالح نظام را ميبينيم، دشمن را ميبينيم. هيچ كس به اندازه ما دشمن را رصد نميكند، هيچكس. هيچ نهادي. من اينجا در اتاقم اکثر شبکههای مهم دنيا را مستقيماً رصد میکنم. شبكههاي خارجي را ميبينم كه روي كجاها دارند تمركز ميكنند. جنگ است ديگر، جنگ رسانه است. و هيچ كس مثل خود من نميتواند به لحظه تصميم بگيرد كه همين الان همه شبكهها چگونه باشند به ويژه در ايام ويژه . امروز جنگ اقتصادي داريم . تحريمهاي فلجكننده را به ما ميخواهند تحميل كنند. به ياري خدا موفقيم هر جا را ببندند جاي ديگر باز ميشود. يك دري بسته ميشود در ديگري باز ميشود. ولي بدانيم كه جنگ است، الزاماتش را بدانيم، تضعيف نكنيم نظام را، اين خط رهبري است. اين نگاه رهبري است كه صداوسيما خودش را به آن ملزم ميداند و سعي ميكند در اين حاشيهها نيفتند و از مسئوليت اصلياش منحرف نشود.
*يك بار آقاي نوريزاد، آن موقع كه خيلي حزبالهي و دو آتشه بود ! يك تله فيلم ساخت راجع به امام زمان (عج). بچهها كلي حذف و پالايش كرده بودند به آنها گفتم زياد فيلم را مثله نکنيد . اين اثر آقاي نوريزاد است، پخش كنيد. آنها به من گفتند شما خودت فيلم را ببين . من يك ربع اول را كه ديدم شرم كردم. دختر خانم جواني در نقش منشي يك فرد حزباللهي است. اين فرد به اين منشي نظر سوء دارد و اين سكانس اول فيلمي است كه ميخواهد در تلويزيون پخش شود. تمام نمادها اروتيك است . اين آقاي حزباللهي ميآيد داخل، يقهاش را بسته. در را ميبندد. پرونده را ميآورد، بلند ميشود و در را قفل ميكند و نزديك ميشود، نگاهها به هم. اصلاً يك فيلم اروتيك به معني واقعي. خوب چطوري خانواده بنشيند و با هم اين صحنه را ببينند ؟ آن مرد حمله ميكند و او فرار ميكند. بالاخره كشمکش وجود دارد كه ميخواهد به او تعرض كند. گفتم آقا اين چيه؟ من چه جوري اين را پخش كنم؟ گفت آقا شما چقدر بسته فكر ميكنيد. اصلا ما ميخواستيم بگوييم كه در برخي از مديران حتي آدمهايي كه ظاهرشان حزباللهي است اين فساد وجود دارد! گفتم مگر ميتوانيم با هر زبانی در تلويزيون حرف بزنيم . ما چارچوب داريم، ضابطه داريم، قانون داريم. هدف هر وسيلهاي را توجيه نميكند. كار به خصوص خيلي در سيما سختتر است. البته در صدا هم سخت است ولي در سيما به مراتب سختتر است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



ايشان گفتهاند بزرگان همه از سريال مزخرف و مسيحي محور اغما تشكر كردهاند!! همين چندي پيش و با وجود گذشت چندين سال از پخش اين سريال بيخود، جناب استاد فاطمينيا متلكي آبدار در مورد همين سريال در برنامه اين شبها به صدا و سيما انداختند كه كيف كردم. استاد نقويان و بسياري ديگر نيز بارها و بارها با ذكر اسم، به حق به اين سريال تاختهاند. حال ما ديدههاي خودمان را باور كنيم يا سخنان روي هواي ايشان را؟
ترويج فساد و دختربازي و ارتباط زن شوهردار با مرد اجنبي و هزار كثافتكاري ديگر هم در راستاي باز كردن چشم و گوش جوانان مملكت است ديگر!
و غيره و غيره و غيره