۳۰ سال واگذاری و خروج ثروت ملی؛ گام دوم تضعیف بنیه مردم وایجاد نارضایتی در بین احاد مردم
گروه اقتصادی ،حسن ونایی، عضو جامعه حسابداران رسمی ایران، در تشریح دیدگاه خود درباره روند تحولات اقتصادی کشور طی سه دهه گذشته نوشت:
به گزارش بولتن نیوز،الف) نظم جهانی پس از جنگ جهانی دوم
دولتهای پیروز جنگ جهانی دوم، دنیا را میان بلوکهای معین تقسیم کردند و نظم نوین ارباب و رعیتی را مطابق میل خود پیاده کردند. آمریکا بالغ بر ۸۵۰ پایگاه در سراسر دنیا، بهویژه در کشورهای مغلوب جنگ جهانی دوم همچون ژاپن و آلمان و همچنین مراکز و کشورهای نفتخیز دنیا از جمله منطقه خاورمیانه، برای نگهبانی از دستاوردهای جنگ و کنترل کشورهای دنیا احداث کرد.
در آن شرایط، هیچ کشوری قادر نبود برخلاف تصمیم و میل آمریکا و همپیمانانش اقدام کند.
ب) انقلاب اسلامی؛ پدیدهای شگرف برخلاف جریان حاکم بر جهان
انقلاب ۱۳۵۷ ایران پدیدهای نوظهور بود که برخلاف جریان حاکم بر سازمان ملل و نظام سیاسی و اقتصادی حاکم بر دنیا شکل گرفت و جهان را در مات و مبهوت قرار داد.
این اتفاق خارقالعاده، برخلاف جریان حاکم بر دنیا صورت گرفت و بهشدت مورد مخالفت غرب و بهویژه ایالات متحده آمریکا قرار گرفت. از همان ابتدا، تمام تلاش غرب برای براندازی نظام جمهوری اسلامی در دستور کار قرار گرفت.
ج) جنگ تحمیلی؛ نخستین گام برای براندازی
تحمیل جنگ تحمیلی هشتساله علیه ایران، نخستین گام برای براندازی ایران بود که با مقاومت و جانفشانی مردم غیور ایران با شکست مواجه شد؛ و نه تنها موجب سقوط ایران اسلامی نشد بلکه زمینه بیداری ملتهای منطقه و پیدایش جبهه مقاومت به گستره منطقه غرب آسیا بویژه خاور میانه گردید اما تلاش و دسیسه آمریکا و شرکایش برای سرنگونی ایران با شدت بیشتری ادامه پیدا کرد.
د) آغاز مرحله جدید؛ نفوذ از داخل و خروج مراکز تولید ثروت از اختیار دولت
بهکارگیری عناصر تحصیلکرده غرب و عناصر نفوذی در داخل، گام دوم براندازی بود که بلافاصله از دولت سازندگی آغاز شد.
گروه مذکور، با اتکا به سیاستهای براندازانه صندوق بینالمللی پول، بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی (WTO)، تحت عنوان «کوچکسازی دولت» و تصویب قانون ذیل سیاستهای اصل ۴۴ قانون اساسی، تقریباً ۹۰ درصد مراکز تولید ثروت کشور را که وظیفه پشتیبانی و تأمین بودجه اداره کشور و تأمین نیازهای اساسی مردم بر عهده داشتند، از اختیار دولت خارج کردند.
از جمله این مراکز میتوان به پالایشگاهها، پتروشیمیها، فولادی ها شرکتهای مس و سیمانی ها خودروسازیها، تأسیس بانکهای خصوصی و انتقال این مراکز به حیاط خلوتهایی همچون صندوقهای بازنشستگی اشاره کرد.
به این ترتیب، دولت از یک دولت برخوردار از پشتوانههای اقتصادی به دولتی فقیر تبدیل شد؛ دولتی که در مقابل آن، باندهای قدرت و ثروت شکل گرفتند؛ باندهایی که به اعتقاد نویسنده، خارج از بدنه دولت و در مراکز ثروت شکل گرفته و در نهایت مهمترین مأموریت خود را که حذف مردم از برخورداری از مزیت خدادادی انرژی بویژه نفت وگاز و محصولات وفراورده های فراوری شده از ان بعنوان پشتیبان اصلی نظام هستند را رقم زدند.
حوادث کوی دانشگاه را میتوان یکی از نخستین پیامدهای این روند دانست.
این توطئه و روند براندازی، از ابتدای دولت هاشمی تا انتهای دولت اصلاحات ادامه یافت؛ دولتی که اتفاقاً آقای پزشکیان نیز در آن وزیر بود.
هـ) شتاب گرفتن پروژه با انتخاب احمدینژاد
پروژه براندازی با انتخاب احمدینژاد سرعت گرفت. با انتخاب احمدینژاد، بدنه حاکم در مرکز تصمیمسازی در دولت و مجلس همچنان، آگاهانه وبا برنامه ریزی دقیق ، این روند را ادامه دادند.
نقطه عطف این روند، دلاریزه کردن اقتصاد نفتی ایران بود.
هدف این سناریو، حذف مردم از مزیت نسبی برخورداری از انرژی کشور، بهویژه نفت و گاز و صنایع وابسته و پایین دستی بود؛ بهگونهای که با نرخ گذاری ارزی نفت، گاز و محصولات پالایشگاهها و پتروشیمیهای کشور، میخ تابوت این روند محکمتر از گذشته زده شد.
مردم ایران که دها سال از مواهب انرژی با قیمت ریالی بهرهمند بودند، از این پس باید با دریافت حقوق ریالی، تمامی مایحتاج خود را بهصورت دلاری خریداری میکردند.
هدف اصلی و پنهان این روند، حذف مردم از چرخه ثروت حاصل از انفال نفت و گاز کشور و تقسیم نفت و گاز میان کارتل ها و مافیاهای شکلگرفته در مراکز قدرت و ثروت بود.
و) هدفمندی یارانهها؛ شوک دیگری به اقتصاد
به موازات این روند، در سال ۸۸ با لایحه خانمانبرانداز هدفمندی یارانهها، بزرگترین ضربه تاریخ انقلاب اسلامی به نظام وارد شد.
برای دولتی که قبلاً توسط دولتهای سازندگی و اصلاحات از درون تهی و فقیر شده بود، به دست فردی که به ظاهر اصولگرا بود، طرحی اجرا شد که با ایجاد تعهدات یارانه ای و جمعیتی حدود ۷۵ میلیون نفر عائله برای دولتی که درآمد پایدار نداشت ایجاد کرد و موجب ، فشار سنگینی بر منابع کشور ایجاد کرد
با پایان دولت احمدینژاد و انتخاب دولت روحانی و ظریف که خود از ارکان طرح مذکور بودند، سیاست دولت سازندگی و اصلاحات با سرعت سرسامآوری ادامه یافت.
از نقاط عطف این روند میتوان به قانون الحاق ۲ به بخشی از مقررات مالی دولت در سال ۱۳۹۳ اشاره کرد که نفت و گاز را بهصورت دلاری تثبیت کرد و در انحصار پالایشگاهها، دهها پتروشیمی، فولادسازان و مراکزی قرار داد که پیشتر از دولت مرکزی خارج شده بودند.
این اقدام، شوک جدیدی بود که اقتصاد کشور را بیش از گذشته به جریان قدرت و ثروت متمرکز وابسته کرد.
ز) فاجعه زمانی آشکار شد که ارقام نجومی مطرح شد
اما طرح مذکور زمانی فاجعهآمیز شد که مشخص گردید، بر اساس این دیدگاه، از سال ۱۳۹۷ تاکنون ارزش فروش نفت و گاز به میزان ۱۲۰۰ میلیارد دلار با دولت به نیابت از حاکمیت تسویه نشده و سرانجام نحوه محاسبه حدود ۳۰۰۰ میلیارد دلار ارزش نفت، و گاز تولیدی تحویلی به پالایشگاهها وپتروشیمی و صنایع دیگر توسط دستگاههای نظارتی مصرح در قانون اساسی حسابرسی موثر از سال ۸۶ تاکنون نشده است.
نتیجه آن نیز سقوط ارزش پول ملی از حدود ۸۰۰ تومان برای یک دلار به قیمت ۱۸۰ هزار تومان عنوان شده است؛ اتفاقی که موجب نارضایتی شدید مردم، ایجاد فاصله میان مردم و حاکمیت و بروز بحرانهایی همچون سالهای 88 و 98 و دیماه ۱۴۰۴ شد.
ح) از نارضایتی اقتصادی تا بحران اجتماعی
کودتای ادعایی براندازی از طریق ایجاد نارضایتی میان مردم و حوادث دیماه ۱۴۰۴، مقدمهای برای کاهش چسبندگی نظام ومردم و شهادت امام شهیدمان در ادامه این توطئه براندازی ارزیابی میشود.
؛ آقای رئیسجمهور، چیزی برای واگذاری باقی نمانده است!
در پایان، مسلم است که یک نفر باید به آقای رئیسجمهور بگوید بالغ بر ۹۰ درصد مراکز تولید ثروتی که متعلق به مردم بوده است، توسط همفکران جنابعالی، آگاهانه یا ناآگاهانه، در اجرای طرح براندازی نرم از سال ۶۸ تاکنون، از اختیار دولت و مردم خارج و به مراکز قدرت و ثروت منتقل شده است. که اتفاقا مورد انتقاد صریح شما نیز می باشد
دیگر چیزی برای واگذاری نمانده است
آقای رئیسجمهور!
مردم از شما هیچ چیز نمیخواهند؛ لطفاً وضعیت را از این بدتر نکنید.
به قول سعدی:
«مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان.»
حسن ونایی
عضو انجمن حسابداران خبره
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com