پارچه فروشی که هیچ نسبتی با بانک آینده ندارد!
گروه اقتصادی پویا دبیری مهر:روزگاری نهچندان دور، در اوایل دهه ۹۰، داشتن هر نوع نسبت و ارتباط با بانک آینده برای برخی افراد و مجموعهها نوعی اعتبار تلقی میشد؛ از مالکیت املاک و پروژهها گرفته تا همکاریهای اقتصادی و تجاری. اما حالا روی سر در ملکی در صادقیه تهران نوشته شده است: «این ملک هیچ نسبتی با بانک آینده و بانک ملی ندارد و بهزودی در این مکان پارچهفروشی افتتاح میشود»، بهخوبی تغییر جایگاه و اعتبار این نام در افکار عمومی را روایت میکند؛ تابلویی که بیش از هر چیز، نمادی از سقوط یک برند بانکی است.
به گزارش بولتن نیوز بانک آینده که سالها با انتقادهای گسترده درباره وضعیت مالی، نحوه اداره و تمرکز بر پروژههای بزرگ ملکی روبهرو بود، سرانجام پس از انباشت زیانهای سنگین، در فرآیند گزیر بانکی منحل و با عاملیت بانک ملی ایران تعیین تکلیف شد. بر اساس گزارشهای منتشرشده، زیان انباشته این بانک پیش از انحلال بیش از ۴۰۰ هزار میلیارد تومان برآورد میشد و برخی گزارشها حتی از ارقامی بیش از ۵۰۰ هزار میلیارد تومان سخن گفتهاند. همچنین نسبت کفایت سرمایه منفی، اضافهبرداشتهای گسترده از بانک مرکزی و حجم بالای مطالبات مشکوکالوصول از جمله مهمترین شاخصهای بحران در این بانک عنوان شده بود.
نام بانک آینده در سالهای گذشته بیش از هر چیز با انتقاد از بنگاهداری بانکها گره خورد؛ موضوعی که کارشناسان اقتصادی سالها نسبت به آن هشدار داده بودند. بهجای آنکه منابع سپردهگذاران صرف تأمین مالی تولید، اعطای تسهیلات و انجام وظایف اصلی بانکداری شود، بخش قابل توجهی از منابع در پروژههای بزرگ ساختمانی و سرمایهگذاریهای غیرمرتبط با مأموریت بانکی متمرکز شد. همین تمرکز، ریسک بانک را بهشدت افزایش داد و در نهایت، با قفل شدن داراییها و کاهش نقدشوندگی، بانک را به یکی از بزرگترین نمونههای ناترازی در نظام بانکی کشور تبدیل کرد.
در تمام این سالها، مالک و سهامدار اصلی بانک، علی انصاری نیز همواره در کانون حاشیهها و انتقادها قرار داشت. منتقدان معتقد بودند تمرکز بیش از حد بر توسعه پروژههای ملکی و بنگاهداری، بانک را از مأموریت اصلی خود دور کرد؛ مأموریتی که باید بر تجهیز و تخصیص بهینه منابع مالی استوار باشد، نه تبدیل شدن به هلدینگ املاک و مستغلات. پرونده بانک آینده، امروز برای بسیاری از کارشناسان، نمونهای از هزینههای سنگین فاصله گرفتن بانکها از اصول حرفهای بانکداری محسوب میشود.
تابلوی نصبشده بر سردر آن ملک که تأکید میکند «این ملک هیچ نسبتی با بانک آینده و بانک ملی ندارد و بهزودی در این مکان پارچهفروشی افتتاح میشود»، شاید در ظاهر یک اطلاعیه ساده باشد، اما در عمل، روایتی کنایهآمیز از تغییر روزگار است؛ روزگاری که زمانی بسیاری در پی اثبات نسبت خود با بانک آینده بودند و امروز، صاحبان یک ملک ترجیح میدهند پیش از هر چیز، هرگونه ارتباط با آن را تکذیب کنند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com
الان اعتبار همین آقای انصاری به عنوان یک آدم با نفوذ و گردن کلفت پولدار در هر جای ایران بیشتر است و جلوی پایش بلند میشوند و با محافظ شخصی رفت و آمد میکند..... یا اعتبار یکی از وزرای کشور و یا یکی از برجسته ترین استادان دانشگاه یا وکلای مجلس؟؟!
موضوع بدبختی جامعه این است که این شخصی که می فرمایید این همه خیانت در حق کشور انجام داده است، آیا محاکمه شد؟ برای عبرت جامعه اعدام شد؟ خودش که تنهایی این همه خیانت نکرد. یک نفر از همدست هایش و یا جاده صاف کن هایش یا مجوز دهندگانش و این قبیل، آیا بخاطر این فساد عظیم که در زندگی مردم درست کردند محاکنه درخور و مناسب شدند ؟! خیر
از بین رفتن اعتبار بانکداری در مقابل خسارت محاکمه نشدن این غارتگران فاسد و دزدان و خیانتکاران هیچ است. برای این زیر سبیلی رد کردن این بی شرف ها باید غصه بخوریم ، نه اینکه از تعطیل شدن یکی از این 20 - 30 تا بانک مسخره ربوی، که روی بانک داری یهودیان را سفید کرده اند، ناراحت شویم! تازه اسم این بانک داری را هم ""بانکداری اسلامی "" گذاشته اند!!!!
این دردش بیشتر است!
آنقدر گفتند حاجی حاجی
آنقدر گفتند پهلوان پهلوان
آنقدر از کُرنش و تعظیم ها
آنقدر که پاچه خوار شدند
آنقدر که جلوی پا بلند شدند
آنقدر رویه مقررات دور زدند
آنقدر خروجی دوربرگردان زدند
آنقدر بانکی ها تا کمر خَم شدند
آنقدر قد و قامت خدایگان شدند
آنقدر ببوگلابی ها آویزان او شدن
آنقدر که فريب نذری دادنها شدن
آنقدر چهره نورانی، نورافکن شدن
آنقدر سادهلوحان او را عرش بردن
آنقدر ذهن و باور عوام را پُر کردن
که فلانی با ملائک کله پاچه میزنه؟
برای هر که بخواد یه امضاء میزنه؟
آنقدر حاجی حاجی حاجی حاجی
توهم شد، مَنم نماینده خدا _ ناجی
آنقدر ختم پدرش خیلی ها اومدن؟
آنقدر همگی، باید جواب پس بِدَن
رفتی فاتحه خوانی؟ یا نزد خانی؟
وقتی ساختار بانک فاسد تمام عیار
وقتی مدیر و کارمند اسکناس شمار
وقتی «بانک کمپانی» عجز (۱) م وام؟
ولی در مراودات؟ فالوده خور با نام؟
چه دریای نجاستِ پولی شده بود؟
جمع خدایگان های زوری شده بود
ننگ و نکبت ابد نظارتی ها شدند
نقطه افول و سقوط مدعی شدند
دین و مقدّسات را به مسلخ بردند
همه را پشت نقاب شرعیات بردند
آینده و اُزگُل همه باهم می بردند
همه هم در امتداد جاده دینداری
طبری و اُزگُل نشان، جوجه نشان
مهمتر از همه، اون عقبه پشتیبان؟
مهمتر از همه، اون عقبه پشتیبان؟
بَسا معلوم نشه آنها را رَد و نشان؟
یه جوری شد که متولی متحیّر بود!
کی بگیرم؟ طبری یا دُردانه جیگری؟
چونکه خانه از پایِ بَست ویران شد
خواجه بعد خواب گِران، حیران شد
جنگ، نه پایِ صهیون، ترامپ حرامی
کارتل و تراست و کمپانی های نامی؟
بوقت بُردبُرد از دسترنج زیرمجموعه؟
به اَی طریق حتی روش های ممنوعه؟
با کشیدن یه ماله شرعی روی همهچی؟
وقتی به جای جنس اصل، تحویل بَدلی؟
که به این می گویند: استحاله تدریجی؟
با اتفاقات نامیمون خیلیها دچار گیجی؟
و کی داره میگه راست؟ کی میگه دروغ؟
ماه پشت ابر نمی مونه، اینها چند نمونه؟
مرد اونه که: بره سراغ کمپانی، تاریکخونه؟
لاپوشان کتمان نکنه، ماه پشت ابر نمیمونه؟
✍️ آری نمونه: اون بچه زرنگ اصفهان؟؟؟؟؟
از دسته خود علیهالسلام پنداران
که بَسی کجراهه ها را باب کردند
و بَر گماشته پروری حساب کردند
و نتیجه شد: آه و ناله و غافلگیری ها
کرام الکاتبین جواب او با همپالکی ها
بولتن بَس کن، از زدن اینجور خبرها
به والله
اگر فراموش نکرده باشم
وقتی در سال 1389 یا 1390 با رای شورای پول و اعتبار ، امتیاز بانک تات ( آینده سابق)با ضریب نفوذ حدود 68 شعبه در برخی از نقاط کشور لغو شد .
علی آقای بزرگوار یه پاتک زد.
مسجد رسول الله را بالاتر از پارک وی افتتاح کرد و مراسم بصورت کامل در( بیست و سی ) پخش شد .
بگذریم اینکه چه کسانی در مراسم آن افتتاح شرف حضور داشتند .
اما
اقتدار و نفوذ چنان قوی بود که بانک تات با ادغام دوموسسه ورشکسته به بانک آینده با ظریف نفوذ بیش از حدود یکصد و شصت شعبه در کل کشور ارتقاء یافت .
و......