«س» و دستهچک اماراتی؛ افشاگری یا کاسبی از تحریم؟
گروه اقتصادی این روزها نام آقای «س»، افشاگر معروف، بیش از هر زمان دیگری در محافل رسانهای و اقتصادی ایران میچرخد. او که خود را صدای افشای فساد و تراستیبازی میداند، ناگهان در معرض پرسشی قرار گرفته که نه با ژست انقلابی، بلکه فقط با شفافیت میتوان به آن پاسخ داد: یک دستهچک اماراتی به نام یکی از همکاران رسانهای او، برای چیست؟
به گزارش بولتن نیوز،شنیدههای منتشر شده در کانال تلگرامی سربازان گمنام حکایت از آن دارد که آقای «س» دستهچکی اماراتی تهیه کرده است؛ همان دستهچکی که گرفتنش برای ایرانیان سرمایهدار مقیم امارات هم بسیار دشوار است. پرسش نخست اینجاست: یک افشاگر که مدعی است پشت تراستیها و مافیای اقتصادی را میشناسد، چگونه خودش به چنین ابزار مالی حساسی در امارات رسیده است؟ و مهمتر از آن، چرا این دستهچک به نام یکی از همکاران رسانهایاش صادر شده است؟
در ادبیات مالی، چک اماراتی فقط یک برگه نیست. برای برخی، این چک میتواند ابزار گردش مالی پنهان، تسویههای غیررسمی، چکهای مدتدار و حتی پوششی برای معاملاتی باشد که نمیخواهند ردپای شفافی در سیستم بانکی رسمی از خود بجا بگذارند. حالا اگر این ابزار در اختیار کسی باشد که خود را افشاگر تراستیها معرفی میکند، ماجرا از یک اختلاف رسانهای به یک پرونده اقتصادی-امنیتی تبدیل میشود.
گفته میشود یکی از ابربدهکاران تراستی مقیم چین و امارات در تهیه این دستهچک به «س» کمک کرده است. اگر این روایت درست باشد، پرسشها فقط محدود به یک چک نمیشود؛ بلکه باید پرسید چه شبکهای، با چه هدفی، و تحت چه پوششی، یک افشاگر را به ابزار مالی اماراتی مجهز کرده است؟ آیا قرار است با سرمایهداران مقیم امارات فعالیت اقتصادی خاصی انجام شود؟ آیا قرار است تسویهای خارج از سازوکارهای رسمی صورت بگیرد؟ و آیا این دستهچک، پل ارتباطی با همان تراستیهایی است که «س» خود علیه آنها شعار میدهد؟
اما سنگینترین پرسش، شاید جایی مطرح شود که به رفتار سیاسی و رسانهای «س» در هفتههای اخیر گره میخورد. او چند روز پیش تلویحاً گفته بود تراستیها همان نیروهای نظامیاند یا با آنها پیوند دارند. حالا همان افشاگر، با دستهچکی اماراتی و به نام همکار رسانهایاش، در معرض این اتهام قرار گرفته که شاید خودش بخشی از همان زنجیرهای باشد که مدعی افشای آن است. اگر تراستیها با نظام پیوند دارند، پس چگونه «س» با شبکهای در چین و امارات ارتباط مالی پیدا کرده است؟ و اگر ندارد، چرا دستهچک به نام خودش نیست؟
در همین زمینه، روایتی دیگر نیز شنیده میشود که ماجرا را خطرناکتر میکند. در این روایت، گفته میشود پس از تفاهمنامهای که از آن بهعنوان مقدمهای برای صلح ایران و آمریکا یاد میشد، زدن یک کشتی در تنگه هرمز نه اقدامی انقلابی، بلکه مأموریتی برای بههمزدن آن تفاهم و حفظ شرایط بد فروش نفت ایران بوده است. نتیجه چنین اقدامی، اگر درست باشد، چیزی جز ادامه کاسبی از تحریم و حفظ بازار سیاه برای گروهی خاص نیست. پرسش اینجاست: آیا دستهچک اماراتی «س» با این سناریو ارتباطی دارد؟ آیا او فقط افشاگر است یا بازیگری در همان زمینی که خودش فریاد علیه آن را سر میدهد؟
بحث «باگ امنیتی دستهچک اماراتی» نیز از همینجا اهمیت پیدا میکند. چک اماراتی، بهویژه وقتی به نام فرد دیگری باشد، میتواند نوعی حاشیه امن ایجاد کند؛ نه برای صاحب چک، بلکه برای کسی که پشت پرده از آن استفاده میکند. اگر این چک در اختیار فردی باشد که به مسائل امنیتی، رسانهای و اقتصادی دسترسی دارد، آنگاه خطر فقط یک تخلف بانکی نیست؛ خطر نفوذ، باجگیری، یا تبدیل شدن یک رسانه به پوشش عملیات مالی است.
آقای «س» اگر واقعاً افشاگر است، باید به چند سؤال روشن پاسخ دهد:
۱. این دستهچک اماراتی دقیقاً برای چه هدفی تهیه شده است؟
۲. چرا به نام همکار رسانهای او صادر شده و خودش صاحب آن نیست؟
۳. چه کسانی در چین و امارات در تهیه این چک نقش داشتهاند؟
۴. آیا میان این چک و ارتباطات مالی با تراستیها، سرمایهداران مقیم امارات، یا جریانات مرتبط با تحریم، رابطهای وجود دارد؟
۵. اگر او مدعی است تراستیها با نیروهای نظامی پیوند دارند، پس چرا خودش در چنین مدار مالی حساسی دیده میشود؟
۶. و مهمتر از همه، آیا زدن کشتی در تنگه هرمز و بههمزدن فضای تفاهم، نه برای منافع ملی، بلکه برای حفظ وضعیت بد فروش نفت و ادامه کاسبی از تحریم انجام شده است؟
افشاگری واقعی یعنی پاسخ دادن، نه فرافکنی. کسی که سالها دیگران را به تراستیبودن متهم میکند، نمیتواند در برابر یک دستهچک اماراتی به نام همکارش سکوت کند. اگر سندی برای پاسخ دارد، باید منتشر کند. اگر ندارد، افکار عمومی حق دارد بپرسد: آیا «س» خودش بخشی از همان بازی است که ادعا میکند علیه آن میجنگد؟
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com