«رفاقت ۲۰ساله با استاندار»؛ فرماندار تنکابن در میان طوفان اعتراضات، توپ را هم بیاثر خواند!
گروه فرهنگی: در روزهای اخیر، تصاویر و گزارشهایی از حضور غیرموجه فرماندار تنکابن در یکی از کافههای این شهرستان منتشر شده که واکنشهای گستردهای را میان شهروندان متدین و معترض برانگیخته است. آنچه این ماجرا را از یک حاشیهی ساده فراتر برده، نه فقط مکان و شیوهی حضور، که اظهارنظر صریح و حیرتانگیز او در پاسخ به انتقادهاست.
به گزارش بولتن نیوز، پس از موج اعتراضات مردمی که این رفتار را دور از شأن مدیریت اجرایی و مغایر با عرف توصیف میکردند، فرماندار در واکنشی غیرمترقبه اعلام داشته: «من با استاندار رفاقت بیستساله دارم و حتی توپ هم نمیتواند مرا تکان دهد.» این جمله که در فضای مجازی دستبهدست میشود، پرسشهای جدی دربارهی نگاه برخی مدیران به رابطهی قدرت و پاسخگویی ایجاد کرده است.
از یک سو، حضور در مکانی مانند کافه -که به خودی خود ممنوع نیست- اما با نوع پوششی که دور از شأن یک مقام رسمی دولتی است میتواند نمادی از بیتوجهی به باورهای عمومی تعبیر شود. از سوی دیگر، ارجاع به ارتباط شخصی با استاندار و ادعای مصونیت، نه تنها اعتماد عمومی را خدشهدار میکند، بلکه با روح «وفاق ملی» که دولت دکتر پزشکیان بر آن تأکید دارد، در تضاد آشکار است. وفاقی که قرار بود بر پایهی شفافیت، مسئولیتپذیری و نزدیکی به مردم استوار باشد، اینک در میانهی اظهاراتی خودمحورانه و مملو از غرور اداری، رنگ میبازد.
چنین رفتارهایی، تصویر دولت را به عنوان مجموعهای همدل و پاسخگو، تخریب میکند. باید گفت مدیری که خود را فراتر از نقد و نظارت میداند، نه تنها با وفاق فاصله دارد، بلکه میراث بیاعتمادی را میان مردم و حاکمیت عمیقتر میکند.
در پایان، انتظار میرود استانداری مازندران و نهادهای نظارتی، ضمن بررسی دقیق این ماجرا، موضع شفافی اتخاذ کنند تا روشن شود که آیا «رفاقت ۲۰ساله» میتواند مجوزی برای عبور از خطوط قرمز اخلاقی و قانونی باشد، یا خیر. آنچه مسلم است، مردم تنکابن -که این روزها ناظر برخوردی دوگانه با شعارهای ملی هستند- چشم به راه پاسخی قاطع و عبرتآموز نشستهاند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com
💠 وَ لَکنَّهُ فِي عُنُقِک أَمَانَةٌ
💠 همانا پست و مسئولیت برای تو
💠 وسیلهیِ آب و نان نیست
💠 بلکه امانتی بر گردن تو است
★ دوباره عدهای جولان دادن
★ ماترک مغروق را منصب دادن
★ آسایش تن غافلم از یاد خدا کرد
★ همواری این راه مَرا سَر به هوا کرد
★ حمایت حامی؟ مرا راهی کافهها کرد
★ رفاقت ۲۰ ساله با والی، پُر زِ هَویٰ کرد
★ و حتی توپ نتوانست که تکانهها کرد
★ ولی نه!
★ صورتحساب در راه است
▪︎ کهنسال ترین فرد ایران هم بشوید
▪︎ دست بالا، 130 سال عمر می کنید
▪︎ بعد از این عمر دراز، وقتی که مُردید
▪︎ تازه اول بدبختی شماست
▪︎ این 130 سال که نانِ خدا را خوردید
▪︎ برای که کار کردید؟ و کجا رفتید؟
▪︎ چه گفتید؟ بیائید و بیلان بدهید
▪︎ فرض کنید مسافرتی رفته اید
▪︎ و مجبورید مدّتی در هتل اقامت کنید
▪︎ در هتل، هرچه بیشتر بخورید
▪︎ صورت حسابتان سنگین تر است
▪︎ وقتی هتل می روید
▪︎ خیلی مانور نمی دهید
▪︎ که آقا یک پُرس از این بیاور
▪︎ یک پُرس از آن بیاور
▪︎ شکلات هم بیاور، ترشی هم بیاور
▪︎ ماست و اسفناج هم بیاور!
▪︎ چون بعداً ...
▪︎ یک «صورت حسابی»؟
▪︎ برایتان می آورد
▪︎ که غذا می شود زَهرمار!
▪︎ این چه فایده ای دارد؟
★ مرحوم آیت الله حائری شیرازی🌷
★ آری، شهری کوچک
★ با منصبی حداقلی
★ و اینهمه هیاهو؟ 🤔
★ امان از خواهش دل؟
✍️ و حمله دشمن از اینجاها آغاز شد:
★ مقامات و بعضاً استاندار ...
★ حامی تخم دو زرده ها شد
★ مابقی خود بخوان، خون دلها شد:
khabaronline.ir/xkrmx
★ فقط بگو مُحتسب به کجا شد؟
★ یک جای کار می لَنگد🤔