بازار نفت دیگر با صدای جنگ نمیلرزد؛ با قطع عرضه میلرزد
گروه انرژی بازار نفت در جریان جنگ اخیر آمریکا و ایران یک واقعیت مهم را بار دیگر به نمایش گذاشت: جنگ بهخودیخود قیمت نفت را تعیین نمیکند؛ آنچه قیمت را بهطور پایدار جابهجا میکند، اختلال واقعی و ماندگار در عرضه، حملونقل و زیرساختهای انرژی است. البته این به معنای بیاثر بودن جنگ بر بازار نیست. قیمت نفت در هفتههای نخست درگیری بهطور قابلتوجهی افزایش یافت و برنت در مقطعی از ۱۰۰ دلار عبور کرد. اما با کاهش اختلالات، افزایش جریان نفتکشها، آزادسازی ذخایر اضطراری و کاهش تقاضا، بخشی از »حق بیمه جنگ« از قیمت نفت حذف شد. از این منظر، بازار نفت نه نسبت به جنگ «بیحس» شده و نه آن را نادیده میگیرد؛ بلکه عاقلانهتر و مبتنی بر دادههای واقعی واکنش نشان میدهد.
به گزارش بولتن نیوز محمد حیدری، کارشناس حوزه انرژی در یاداشتی نوشت:
ایران و آزمون بازار نفت
در این میان، عملکرد ایران در دوره اخیر از منظر بازار انرژی قابل توجه است. بر اساس برآورد TankerTrackers، ایران پس از توقف محاصره دریایی آمریکا در اواسط ژوئن، حدود ۶۰ میلیون بشکه نفت خام را جابهجا کرده است. اهمیت این رقم فقط در حجم آن نیست؛ بلکه در این واقعیت نهفته است که ایران توانسته در فاصلهای کوتاه، بخش قابلتوجهی از نفت خود را در محیطی با ریسک امنیتی بالا به بازارهای مقصد منتقل کند.
پیام این اتفاق برای بازار روشن است: ریسک ژئوپلیتیک ایران الزاماً به معنای توقف صادرات نفت ایران نیست.

البته باید میان «توان استمرار صادرات» و «مصونیت کامل صادرات از اختلال» تفاوت گذاشت. بازار همچنان ریسکهایی مانند امنیت دریایی، بیمه نفتکشها، تحریمها، مسیرهای صادراتی و وضعیت زیرساختها را در محاسبات خود لحاظ میکند.
اهمیت این موضوع زمانی روشنتر میشود که به تنگه هرمز نگاه کنیم. بر اساس دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا، در نیمه نخست ۲۰۲۵ بهطور متوسط حدود 9/20 میلیون بشکه در روز نفت از هرمز عبور کرده که معادل حدود یکچهارم تجارت دریابرد نفت جهان است. در مقابل، ظرفیت خطوط جایگزین عربستان و امارات در مجموع حدود 7/4 میلیون بشکه در روز است. بنابراین هرمز همچنان یکی از آسیبپذیرترین گلوگاههای انرژی جهان محسوب میشود.
عرضه و تقاضا؛ ترمز شوک ژئوپلیتیک
عامل مهم دیگر، تغییر در بنیادهای بازار نفت است. آژانس بینالمللی انرژی در گزارش ژوئن خود پیشبینی کرده است که تقاضای جهانی نفت در سال ۲۰۲۶ نسبت به سال قبل 1/1میلیون بشکه در روز کاهش یابد. کاهش مصرف در واکنش به قیمتهای بالاتر و اختلالات اقتصادی، یکی از عواملی است که میتواند شدت شوکهای عرضه را محدود کند.
در طرف عرضه نیز بازار صرفاً به یک منبع وابسته نیست. تولیدکنندگان بزرگ، ظرفیتهای مازاد و ذخایر اضطراری میتوانند در دورههای کوتاه بخشی از کمبود را جبران کنند. به همین دلیل، معاملهگران نفت امروز بیش از گذشته به این پرسش توجه میکنند که یک بحران سیاسی یا نظامی دقیقاً چند بشکه از عرضه واقعی بازار کم خواهد کرد و این کاهش برای چه مدتی ادامه خواهد داشت.
این تغییر نگاه بسیار مهم است. در گذشته، صرف خبر وقوع جنگ میتوانست موجب شکلگیری یک موج بزرگ سفتهبازی شود؛ اما امروز بازار تلاش میکند میان »تهدید به اختلال« و »اختلال بالفعل« تفاوت بگذارد.
ذخایر استراتژیک؛ سپر قدرتمند اما محدود
با این حال، نباید از یک واقعیت مهم غافل شد: بخشی از آرامش بازار در ماههای اخیر با استفاده از ذخایر اضطراری خریداری شده است.
آژانس بینالمللی انرژی اعلام کرده ذخایر کشورهای OECD در ژوئن ۲۰۲۶ حدود ۶۲ میلیون بشکه کاهش یافته که حدود ۴۴ میلیون بشکه آن ناشی از برداشت ذخایر دولتی بوده است. پیش از آن نیز کشورهای عضو IEA در واکنش به اختلالات ناشی از جنگ، با آزادسازی بیسابقه ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر اضطراری موافقت کرده بودند.
بنابراین نمیتوان گفت ذخایر استراتژیک غرب تمام شده یا دیگر ابزاری برای مقابله با شوک نفتی وجود ندارد؛ اما میتوان گفت حاشیه امن بازار نسبت به ابتدای بحران کاهش یافته است.
این موضوع در صورت وقوع یک اختلال تازه و طولانیمدت در هرمز اهمیت بیشتری پیدا میکند. ذخایر میتوانند زمان بخرند، اما نمیتوانند برای مدت نامحدود جایگزین تولید و حملونقل واقعی نفت شوند.
ریسک اصلی زیرساختهاست
از این منظر، شاید بزرگترین خطای بازار این باشد که ریسک ژئوپلیتیک را صرفاً با تعداد حملات یا شدت اظهارات سیاسی اندازهگیری کند.
ریسک واقعی میتواند در جایی دیگر شکل بگیرد :امنیت بنادر و پایانههای صادراتی، خطوط لوله، بیمه نفتکشها، ظرفیت پالایشگاهها، سیستمهای ناوبری و رهگیری کشتیها و زمان لازم برای بازگشت جریان نفت به وضعیت عادی.
تجربه اخیر نشان داد که حتی بدون توقف کامل تولید، محدود شدن عبور نفتکشها میتواند هزینههای سنگینی به بازار تحمیل کند. اداره اطلاعات انرژی آمریکا گزارش کرده است که در جریان اختلال در هرمز، نرخ حمل نفتکشهای بزرگ از خلیج فارس به آسیا به سطوح بیسابقهای رسید و افزایش هزینه بیمه جنگ و ریسک فیزیکی عبور کشتیها، یکی از عوامل اصلی این جهش بود.
بنابراین تفاوت مهمی میان »قیمت پایینتر« و »ریسک پایینتر «وجود دارد. ممکن است نفت در یک مقطع آرام شود، اما اگر مسیر حملونقل و زیرساختها همچنان شکننده باشند، یک حادثه جدید میتواند بهسرعت بازار را تحت تأثیر قرار دهد.
نفت 120 دلاری؛ نه قطعی، نه غیرممکن
از همین منظر، بازگشت نفت به محدوده 120 دلار را نباید یک پیشبینی قطعی دانست؛ اما غیرممکن نیز نیست.
اگر اختلال فیزیکی و پایدار در جریان صادرات خلیج فارس ایجاد شود، ترکیب کاهش عرضه، افزایش هزینه حمل و بیمه، محدود شدن مسیرهای جایگزین و کاهش ظرفیت پالایشگاهی میتواند »حق بیمه ریسک« را به یک شوک واقعی عرضه تبدیل کند.
در مقابل، اگر مسیرهای دریایی باز بمانند، تولید متوقفشده به بازار بازگردد، ذخایر همچنان در دسترس باشند و تقاضا نیز در واکنش به قیمتهای بالا کاهش پیدا کند، حتی یک بحران ژئوپلیتیک بزرگ نیز الزاماً به جهش پایدار قیمت نفت منجر نخواهد شد.
در واقع، تجربه ۲۰۲۶ یک درس روشن دارد: رابطه جنگ و نفت مکانیکی نیست؛ رابطه اصلی میان جنگ و اختلال فیزیکی در عرضه است.
ایران؛ فرصت صادرات، تهدید لجستیک
برای ایران، این شرایط همزمان یک فرصت و یک هشدار است.
فرصت از آن جهت که استمرار صادرات نفت در شرایط فشار و ناامنی دریایی نشان داده است شبکه صادراتی ایران و سازوکارهای فروش و انتقال نفت از انعطاف قابلتوجهی برخوردارند. این توان میتواند یکی از مؤلفههای قدرت اقتصادی و ژئوپلیتیک کشور باشد.
اما تهدید نیز روشن است: هیچ مسیر صادراتی نباید مصون از ریسک فرض شود.
در چنین محیطی، دیپلماسی انرژی باید در کنار قدرت بازدارندگی و توان عملیاتی قرار گیرد. حفظ مشتریان، تنوع مسیرهای صادراتی، افزایش انعطاف لجستیکی، کاهش آسیبپذیری پایانهها و زیرساختهای صادراتی و مدیریت ریسک بیمه و حملونقل، به اندازه افزایش تولید اهمیت پیدا میکند.
بازار جهانی امروز یک پیام روشن برای تهران و سایر تولیدکنندگان دارد: قدرت نفتی فقط در میزان تولید خلاصه نمیشود؛ توانایی رساندن بشکه به بازار در شرایط بحران نیز بخشی از قدرت نفتی است.
بنابراین تجربه اخیر را نباید صرفاً با این جمله خلاصه کرد که »جنگ نفت را گران نکرد«. واقعیت پیچیدهتر است: جنگ میتواند نفت را گران کند، اما اگر به اختلال فیزیکی و پایدار در عرضه منجر نشود، بازار میتواند بخش بزرگی از این افزایش را پس بگیرد.
بازار از صدای جنگ نمیترسد؛ از نبودن بشکه میترسد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com