کد خبر: ۸۹۰۹۸۰
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
تحلیل حقوقی و دیپلماتیک درباره تنگه هرمز و اصل حاکمیت دولت‌ها در حقوق بین‌الملل

دفاع از حاکمیت، نقض آتش‌بس نیست؛ مجامع بین‌المللی میان اجرای قانون و روایت‌های سیاسی تفکیک قائل شوند

در روزهای اخیر، برخی دولت‌ها و رسانه‌های غربی تلاش کرده‌اند هرگونه اقدام امنیتی ایران در تنگه هرمز را با عنوان «نقض آتش‌بس» تفسیر کنند؛ حال آنکه از منظر حقوق بین‌الملل، اعمال حاکمیت یک دولت در قلمرو صلاحیتی خود، ماهیتی کاملاً متفاوت با آغاز یک اقدام تهاجمی دارد. نادیده گرفتن این تفکیک، نه تنها با اصول حقوق بین‌الملل سازگار نیست، بلکه به تضعیف نظم حقوقی جهانی نیز منجر می‌شود.
بزن بنام مسعود محمدی عضو شورای سیاست گذاری بولتن نیوز

گروه سیاسی مسعود محمدی عضو شورای سیاست گذاری بولتن نیوز نوشت در روزهای اخیر، برخی دولت‌ها و رسانه‌های غربی تلاش کرده‌اند هرگونه اقدام امنیتی ایران در تنگه هرمز را با عنوان «نقض آتش‌بس» تفسیر کنند؛ حال آنکه از منظر حقوق بین‌الملل، اعمال حاکمیت یک دولت در قلمرو صلاحیتی خود، ماهیتی کاملاً متفاوت با آغاز یک اقدام تهاجمی دارد. نادیده گرفتن این تفکیک، نه تنها با اصول حقوق بین‌الملل سازگار نیست، بلکه به تضعیف نظم حقوقی جهانی نیز منجر می‌شود.

به گزارش بولتن نیوز،در حقوق بین‌الملل، اصل حاکمیت دولت‌ها یکی از قواعد بنیادین منشور ملل متحد است. هیچ کشوری موظف نیست از اختیارات قانونی خود در حفظ امنیت و اجرای قوانین در قلمرو صلاحیتی خویش صرف‌نظر کند. به همین دلیل، هرگونه تحلیل از رخدادهای تنگه هرمز باید پیش از هر چیز بر مبنای این اصل صورت گیرد، نه بر اساس فشارهای سیاسی یا روایت‌های رسانه‌ای.

آنچه در روزهای گذشته رخ داده، فارغ از روایت‌های متفاوت درباره جزئیات آن، یک پرسش اساسی را پیش روی جامعه جهانی قرار داده است؛ آیا اعمال قانون در محدوده‌ای که یک دولت نسبت به آن مسئولیت امنیتی و حقوقی دارد، به‌خودی‌خود «نقض آتش‌بس» محسوب می‌شود، یا باید میان اقدام تهاجمی و اجرای صلاحیت‌های قانونی یک دولت تفاوت قائل شد؟

اگر یک شناور یا وسیله پرنده بدون رعایت مقررات امنیتی در اطراف کاخ سفید، پایگاه نورفولک یا تأسیسات حساس هر کشور دیگری تردد کند و با واکنش نیروهای مسئول مواجه شود، آیا آن دولت به نقض صلح متهم خواهد شد یا گفته می‌شود در حال اجرای قوانین و تأمین امنیت خود است؟ اگر این منطق درباره قدرت‌های بزرگ پذیرفته می‌شود، همان معیار باید درباره جمهوری اسلامی ایران نیز اعمال شود.

دفاع از حاکمیت، نقض آتش‌بس نیست؛ مجامع بین‌المللی میان اجرای قانون و روایت‌های سیاسی تفکیک قائل شوند

البته حقوق بین‌الملل در کنار اصل حاکمیت، آزادی کشتیرانی را نیز به رسمیت می‌شناسد؛ اما این آزادی مطلق نیست و در چارچوب قواعد ایمنی، تعهدات بین‌المللی و مقررات حاکم بر دریانوردی اعمال می‌شود. از این رو، هر اختلاف درباره نحوه اجرای این قواعد باید از مسیر سازوکارهای حقوقی و بررسی بی‌طرفانه حل‌وفصل شود، نه صرفاً با برچسب‌زنی سیاسی.

از منظر دیپلماتیک نیز اگر هدف مذاکرات، کاهش تنش و تثبیت امنیت منطقه باشد، این هدف زمانی محقق می‌شود که اصل حاکمیت کشورها مورد احترام قرار گیرد. دیپلماسی موفق، دیپلماسی‌ای نیست که از دولت‌ها بخواهد از حقوق قانونی خود چشم‌پوشی کنند؛ بلکه دیپلماسی موفق، سازوکاری برای اجرای هم‌زمان تعهدات بین‌المللی و حفظ حقوق حاکمیتی کشورها ایجاد می‌کند.

عباس عراقچی نیز بارها تأکید کرده است که مأموریت دستگاه دیپلماسی، تثبیت دستاوردهای ملی و صیانت از منافع کشور است. اگر این اصل مبنا قرار گیرد، حفظ حاکمیت و اجرای قوانین در تنگه هرمز نه تنها با دیپلماسی تعارضی ندارد، بلکه یکی از پیش‌شرط‌های موفقیت آن است.

بنابراین، اگر ایران در چارچوب اختیارات و مسئولیت‌های خود نسبت به رعایت ضوابط امنیتی و دریانوردی اقدام کرده باشد، از منظر حقوقی نمی‌توان صرفاً با استناد به روایت‌های سیاسی، آن را «نقض آتش‌بس» تلقی کرد. اثبات نقض آتش‌بس مستلزم بررسی دقیق مفاد توافق، ماهیت اقدامات انجام‌شده و ارزیابی بی‌طرفانه در چارچوب حقوق بین‌الملل است، نه صدور احکام سیاسی پیش از رسیدگی حقوقی.

پیام جمهوری اسلامی به مجامع بین‌المللی باید روشن باشد: احترام به آزادی کشتیرانی، احترام به حقوق بین‌الملل و احترام به حاکمیت ملی، سه اصل مکمل یکدیگرند و هیچ‌یک نباید به بهای نادیده گرفتن دیگری تفسیر شود. اگر جامعه جهانی خواهان ثبات پایدار در تنگه هرمز است، باید با یک معیار واحد درباره همه کشورها قضاوت کند؛ زیرا دفاع از حاکمیت ملی و اجرای قانون، در ذات خود، معادل نقض آتش‌بس یا اقدام تجاوزکارانه نیست و تفسیر خلاف آن، بیش از آنکه یک استدلال حقوقی باشد، برداشتی سیاسی خواهد بود.

سخن پایانی

اگر قرار است از «احترام به حقوق بین‌الملل» سخن گفته شود، این احترام باید با پایبندی به منشور ملل متحد، اصل منع توسل به زور و احترام به حاکمیت دولت‌ها همراه باشد، نه با اتهام‌زنی، فشار سیاسی و تفسیر یک‌جانبه از تحولات میدانی.

آقای ترامپ و دولت آمریکا، اگر خواهان ثبات و امنیت در منطقه هستند، پیش از متهم کردن دیگران به نقض آتش‌بس، باید درباره پیامدهای تصمیماتی که به کشته و مجروح شدن غیرنظامیان، خسارت به زیرساخت‌های غیرنظامی و تشدید بی‌ثباتی در منطقه انجامیده است، پاسخگو باشند. احترام، محصول رعایت قانون است، نه نتیجه تهدید، فشار یا اعمال استانداردهای دوگانه.

از منظر حقوق بین‌الملل، نمی‌توان از یک سو بر ضرورت احترام به نظم بین‌المللی تأکید کرد و از سوی دیگر، اصل حاکمیت دولت‌ها و حق آنها در اجرای قوانین و تأمین امنیت در قلمرو صلاحیتی خود را نادیده گرفت. اگر قرار است عدالت مبنای قضاوت باشد، این عدالت باید برای همه کشورها با یک معیار واحد اجرا شود، نه آنکه حقوق برخی کشورها به رسمیت شناخته شود و حقوق دیگران به بهانه ملاحظات سیاسی نادیده گرفته شود.

امنیت پایدار در تنگه هرمز با احترام متقابل به حقوق بین‌الملل، گفت‌وگوی مسئولانه و پرهیز از روایت‌های سیاسی یک‌جانبه حاصل می‌شود، نه با نسبت دادن شتاب‌زده اتهاماتی که پیش از هر بررسی حقوقی، افکار عمومی را به سمت نتیجه‌ای از پیش تعیین‌شده سوق می‌دهد.

برچسب ها: تنگه هرمز ، سیاست

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
captcha

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین