پشتپرده سفر فوری عراقچی به مسقط؛ چگونه عمان مسیر جدید تنگه را به بهای نادیده گرفتن قرارداد ۱۳۵۳ از ایران گرفت؟
گروه سیاسی ،در دیپلماسی، گاهی لبخندها و استقبالهای گرم، بهای سنگینی برای منافع ملی دارند.
به گزارش بولتن نیوز ،سفر شتابزده و تقریباً همزمان عباس عراقچی و محمدباقر قالیباف به مسقط، در حالی که لبخند بر لب مقامات عمانی نقش بسته بود، امتیازی ارزشمند و راهبردی را تقدیم این کشور کرد؛ امتیازی که نقض آشکار یک تعهد تاریخی و قراردادی محسوب میشود. میراثی که با خون جوانان ایرانی در سال ۱۳۵۳ برای نجات عمان از فروپاشی تثبیت شده بود، اکنون با یک امضا و توافق پشت پرده، در حال واگذاری است.

در بحبوحه ناآرامیهای ظفار در دهه ۵۰ شمسی، این ایران بود که به یاری سلطان قابوس شتافت و رژیم عمان را از سقوط حتمی نجات داد. ثمره آن حضور نظامی و امنیتی، تنها یک تشکر لفظی نبود، بلکه در سوم مردادماه ۱۳۵۳، قراردادی راهبردی برای تحدید حدود مرزی بین ایران و عمان در تهران به امضا رسید. طرفین این معاهده، عباسعلی خلعتبری از ایران و قیس زوایی از عمان بودند. بر اساس مواد پنجگانه و دو تبصره این قرارداد، حقوق کامل ایران برای کنترل، نگهداری، حفاظت و ایمنی تردد در مسیرهای منتهی به کشور به رسمیت شناخته شده بود. این یعنی ایران نه فقط یک همسایه، که ضامن امنیت مسیرهای دریایی تنگه هرمز و دریای عمان بود.

اما اکنون، بر خلاف مفاد صریح این قرارداد که هنوز از درجه اعتبار ساقط نشده، عمان با چراغ سبز ضمنی هیئت ایرانی، در ضلع جنوبی تنگه عمان مسیر جدیدی برای عبور و مرور کشتیها معرفی کرده است. این اقدام که به معنای دور زدن مسیر تحت نظارت ایران و کاهش نفوذ ژئوپلیتیک تهران در یکی از حساسترین گلوگاههای انرژی جهان است، در سفر اخیر عراقچی نهایی شده است.

نکته قابل تأمل، سابقه عباس عراقچی در پرونده موسوم به «امآیای» است. همان پروندهای که ایران را به جای طلبکار بودن، به متهمی در انفجار مرکز یهودیان آرژانتین بدل کرد و عراقچی در سال ۱۳۹۵ توافقنامهای بحثبرانگیز را در آن رابطه امضا نمود. اکنون به نظر میرسد همان الگوی امتیازدهی که منجر به گره خوردن پرونده هستهای به مسائل غیرمرتبط شد، در اینجا نیز تکرار شده است. سفر بدون وقفه و فوری عراقچی و قالیباف به عمان، ظاهراً بازدهی دیدار محرمانه عراقچی با استیو ویتکاف، نماینده ویژه آمریکا، بوده است. گویی توافقی فراتر از پروتکلهای معمول دیپلماتیک شکل گرفته که در ازای آن، ایران باید بخشی از حاکمیت نظارتی خود بر مسیرهای دریایی را واگذار میکرد.
با توجه به اینکه آقای عراقچی پیشتر در پرونده امآیای و اکنون در پرونده مسیرهای دریایی، مسیری از اعطای امتیازات یکجانبه را طی کرده است، جناب وزیر چه تضمینی وجود دارد که امضای سوم ایشان در مسقط، تبدیل به یک بحران امنیتی بلندمدت برای تنگه هرمز و فروش میراث خونهای ریخته شده ایرانیان در ظفار نشود؟
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



🔹پیش از جنگ رمضان، تردد کشتیها در تنگه هرمز از طریق مسیری موسوم به طرح جداسازی ترافیک (TSS) مدیریت میشد؛ یک مسیر مرکزی با ظرفیت روزانه حدود ۱۳۰ کشتی که تحت نظارت سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO) قرار داشت. اما با وقوع درگیریها، مسیر سنتی (TSS) عملاً غیرقابل استفاده شد. (مسیر قرمز روی نقشه)
🔹با ناامن شدن مسیر سنتی عبور و مرور، ایران یک مسیر جایگزین و البته «موقت» برای عبور اعلام کرد و نهاد مدیریت تنگه خلیج فارس (PGSA) را برای انجام هماهنگیهای مرتبط با این مساله راهاندازی و معرفی کرد. این مسیر که در شمال مسیر سنتی (TSS) قرار دارد، در آبهای سرزمینی جمهوری اسلامی واقع شده و اعمال حاکمیت بر آن، جزو حقوق بدیهی ایران است. (مسیر آبی روی نقشه)
🔹اما در روز گذشته، عمان در اقدامی خطرناک اعلام کرده که مسیر «موقت» دیگری با هماهنگی سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO) و با حمایت آمریکا نیز به مسیرهای جاری در تنگه هرمز اضافه میشود. بر اساس نامه اداره آبنگاری ملی عمان، این کریدور در جنوب طرح جداسازی ترافیک (TSS) و در آبهای ساحلی عمان تعریف شده است. (مسیر سبز روی نقشه)
🔹بیانیه مشترک ایران و عمان به صراحت بر حاکمیت و حقوق حاکمیتی دو کشور بر آبهای سرزمینیشان در تنگه هرمز تأکید دارد. با این حال، کریدور جنوبی که توسط عمان و با هماهنگی سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO) و تحت حمایت آشکار آمریکا ایجاد شده، عملاً سیستمی موازی را در تنگه هرمز به وجود آورده است که به هیچ عنوان تحت نظارت ایران نیست.
🔹بر اساس جدیدترین رویههای عبور از تنگه هرمز که توسط مرکز اطلاعات دریایی مشترک (JMIC) اعلام شده، کشتیها میتوانند به طور شبانهروزی از کریدور جنوبی استفاده کنند، مشروط بر اینکه سیستم شناسایی خودکار (AIS) روشن، رادارها فعال، چراغهای ناوبری روشن و ارتباطات استاندارد (VHF) برقرار باشد.
🔹اما نکته اساسی در این مسیر، آن است که برای عبور از آن به کشتیها توصیه میشود که با بخش هماهنگی و هدایت دریایی نیروی دریایی آمریکا (NCAGS) هماهنگ شوند، اما «این هماهنگی اجباری نیست». این بدان معناست که آمریکا با حفظ حضور نظامی خود در تنگه هرمز، ادعاهای ایران درباره مداخله در خلیج فارس را رد کرده و خود را در حال ارائه یک خدمت داوطلبانه نشان خواهد داد و نه یک حضور تحمیلی نظامی. در همین راستا، سنتکام نیز اعلام کرده که کریدور جنوبی، عبوری «عاری از هرگونه ادعا، الزام یا مانع خودسرانه» فراهم میکند.
🔹اهمیت این اتفاق وقتی بیشتر میشود که مواضع متعدد مقامات آمریکایی درباره تصرف یا حضور در تنگه هرمز بازخوانی شود. شاید مهمترین این مواضع را بتوان مواضع روزهای اخیر ترامپ دانست که صریحاً تعریف عوارض در تنگه هرمز را «توسط آمریکا» و «برای آمریکا» خواند و کشور خود را «فرشته نگهبان» تنگه هرمز نامید.
🔹نکته مهم دیگر آن است که وزارت خزانهداری آمریکا، روز هفتم خرداد ماه و در حین تبادل پیامهای سیاسی، نهاد مدیریت تنگه خلیج فارس (PGSA) را با ادعای ارتباط با نهادهای تروریستی در لیست تحریم قرار داده است. این اتفاق هرگونه تبادل مالی و حاکمیتی با این نهاد را در آینده نزدیک با چالش روبرو خواهد کرد و به طور طبیعی، عبور و مرور را به کریدور عمانی-آمریکایی منتقل خواهد کرد.
🔹نکته کلیدی که این کریدور را به چالشی مستقیم برای ایران تبدیل میکند، تأکید صریح عمان بر عبور «بدون اعمال هیچ گونه عوارضی» است. عمان در بیانیه خود تصریح کرده که این اقدام را «بر اساس مسئولیتهای خود در قبال تنگه هرمز و مطابق با تعهد مستمر خود به حقوق بینالملل و حقوق دریاها برای تضمین آزادی ناوبری در تنگه بدون اعمال هیچ گونه عوارض» انجام میدهد و برای این عبور رایگان، هیچ محدودیت زمانی ذکر نکرده است.
🔹با وجود آن که عبور از کریدور شمالی در آبهای ایران نیز فعلاً رایگان است اما اقدام خطرناک مسقط برای ایجاد کریدور عمانی-آمریکایی، در عمل با حفظ حضور نظامی آمریکا بدون قبول مسئولیتهای حقوقی و امنیتی، مسیر تردد را نیز به سوی کریدور جنوبی هدایت خواهد کرد چرا که علاوه بر آزادی تردد و رایگان بودن عبور، نیازمند اخذ مجوز از یک نهاد تحریمی هم نیست.
🔹تصمیم عمان آن هم یک روز پس از دیدار با مقامات ایرانی در مسقط، نیازمند واکنش سریع تیم مذاکرهکننده و در صورت نیاز، نهادهای نظامی کشور است تا این بدعت «به ظاهر موقت»، در تنگه هرمز اجرایی و تثبیت نشود.
▪︎ راستی چرا چنین و چرا چنان است؟
▪︎ چون همه مربوط به انفعال است؟
▪︎ شوقِ سردار دیپلماسی زمان است؟
▪︎ و سوپرمن دانستن، در میان است؟
▪︎ دشمن هم در عرصه بی امان است؟
▪︎ حالا خبری تازه در این میان است:
🔹️فیفا از «لغو» رویدادهای دگرباشان جنسی در مسابقه ایران و مصر خودداری کرد؟
🔹️با اعلام فیفا استفاده از پرچم دگرباشان جنسی در مسابقه ایران و مصر ممنوع نخواهد نبود؟
🔹️این مسابقه در تاریخ ۲۷ ژوئن، در سیاتل برگزار خواهد شد،
🔹️حتی قبل از قرعهکشی، اعلام شده بود که این بازی «مسابقه غرور» نام خواهد داشت؟ و به جامعه LGBT اختصاص داده شده؟
🔹️بعداً مشخص شد که تیمهای شرکتکننده از ایران و مصر خواهند بود،
🔹️فیفا نیز اعلام کرده: «جام جهانی ۲۰۲۶ یک رویداد فراگیر است؟ و از همه ملیتها استقبال میکند؟
🔹️بیانیههای حقوق بشر، از جمله پرچمها، طبق آییننامه رفتار ورزشگاههای جام جهانی مجاز هستند و میتوانند در داخل ورزشگاهها نمایش داده شوند،
🔹️بدین ترتیب درخواست فدراسیونهای فوتبال ایران و مصر رَد شد؟
🔹️آنها ابراز امیدواری کردند که فیفا ارزشها و باورهای مذهبی و فرهنگی فوتبالیستهای حاضر در جام جهانی را در نظر بگیرد/
⏪️ غربیها و رویدادی فراگیر؟
⏪️ غربیها و مُجاز آئیننامهها؟
⏪️ غربیها و نام مسابقه، غرور؟
⏪️ غربیها و هرآنچه نجاست ها؟
⏪️ غربیها و سگ در رختخواب؟
⏪️ غربیها و ام الفساد در همهجا؟
⏪️ غربیها و تبلور در اروپا آمریکا؟
⏪️ یعنی که همگی غوطهوری تعفن؟
⏪️ با نشانههای آشکار تا مرز جنون؟
⏪️ شنبه ۶ صبح و بازی با مصریها
⏪️ گردهماییLGBT ها در ورزشگاه
⏪️ آیا که همه نگاهها به عباس ها؟