حالا دیگر ترامپ شایسته جایزه نوبل است؛ چون به جنگ خودش پایان داد!؟
گروه بین الملل - مجید سجادی پناه نوشت: دونالد ترامپ پس از هفتهها تنش، تهدید و حملات نظامی علیه ایران، اکنون از توافقی سخن میگوید که به تعبیر او یک «پیروزی بزرگ» است. اما اگر غبار تبلیغات رسانهای کنار زده شود، تصویری متفاوت آشکار میشود؛ نه ایران تسلیم شد، نه اهداف حداکثری واشنگتن محقق گردید و نه ساختار راهبردی جمهوری اسلامی تغییر کرد. آنچه رخ داد بیش از آنکه یک پیروزی باشد، پذیرش این واقعیت بود که ادامه جنگ نمیتواند دستاوردی فراتر از هزینههای بیشتر به همراه داشته باشد.
به گزارش بولتن نیوز، نکته قابل توجه آن است که مهمترین ادعای ترامپ برای آغاز این بحران، یعنی جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای، عملاً دستاورد تازهای برای او محسوب نمیشود. جمهوری اسلامی سالها پیش بر مبنای فتوای رهبر شهید انقلاب، تولید و بهکارگیری سلاح هستهای را ممنوع اعلام کرده بود. از این منظر، درج مجدد این تعهد در تفاهمنامه جدید، بیش از آنکه امتیازی از ایران به آمریکا باشد، بازتاب یک چارچوب حقوقی ـ مذهبی موجود در داخل ایران است. بنابراین توافق اخیر را نمیتوان نشانه تحقق اهداف اعلامی واشنگتن دانست.
با این حال، اگر قرار باشد برای ترامپ دستاوردی قائل شویم، آن دستاورد نه در میدان نبرد، بلکه در لحظه خروج از آن نهفته است. او برخلاف بسیاری از رهبران سیاسی که در دام جنگهای فرسایشی گرفتار میشوند، نسبتاً سریع دریافت که مسیر پیشرو به پیروزی قاطع منتهی نخواهد شد. در ادبیات نظامی، هنگامی که پیروزی ناممکن و هزینهها فزاینده میشود، پذیرش باخت خود نوعی عقلانیت استراتژیک است. ترامپ جنگ را آغاز کرد، امکان پیروزی را آزمود و هنگامی که دریافت افق روشنی در برابرش نیست، به توقف آن تن داد. این تصمیم، هرچند از سر اجبار واقعیتهای میدانی بود، اما در مقایسه با بسیاری از جنگهای معاصر که سالها ادامه یافتهاند، قابل توجه است.
شاید بزرگترین تناقض سیاسی همین جا باشد؛ مردی که با شعار قدرتنمایی وارد میدان شد، اکنون سرمایه سیاسی خود را از خروج از همان میدان جستوجو میکند. او همچنان از «پیروزی بزرگ» سخن خواهد گفت، زیرا سیاست رسانهای امروز اجازه نمیدهد رهبران از واژه «باخت یا حتی تساوی» استفاده کنند. اما واقعیت این است که توافق اخیر بیش از آنکه سند پیروزی باشد، سند توقف یک رویارویی پرهزینه است؛ رویاروییای که خود ترامپ در شکلگیری آن نقش اصلی را داشت.
از این منظر، شاید ترامپ واقعاً بتواند بار دیگر سودای جایزه نوبل را در سر بپروراند. نه به این دلیل که جهان را از 8 جنگبزرگ نجات داده است و نه به این دلیل که به تمام اهدافش رسیده است؛ بلکه به یک دلیل کاملاً متفاوت و البته طعنهآمیز: او موفق شد به جنگی پایان دهد که خودش آغاز کرده بود. در تاریخ سیاست، رهبرانی که جنگ را شروع میکنند کم نیستند؛ اما رهبرانی که پیش از فرو رفتن در باتلاق، به محدودیتهای قدرت خود اعتراف کرده و راه توقف آن را برمیگزینند، بسیار کمترند. اگر قرار باشد جایزهای در کار باشد، شاید نه برای پیروزی بر ایران، بلکه برای پیروزی بر وسوسه ادامه جنگ باشد؛ پیروزی بر خود، که گاه دشوارتر از پیروزی بر هر دشمنی است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


