وقتی وزیر اقتصاد به بازار سیگنال گرانی میدهد؛ چرا امید مردم قربانی «راستگویی بدون تدبیر» شد؟
گروه اقتصادی: اقتصاد ایران سالهاست علاوه بر مشکلات ساختاری، از بحران انتظارات نیز رنج میبرد. در چنین فضایی، هر اظهارنظر مقامهای اقتصادی نهتنها یک تحلیل کارشناسی، بلکه یک سیگنال مستقیم به بازار، فعالان اقتصادی و صاحبان سرمایه تلقی میشود. از همین رو، سخنان اخیر وزیر اقتصاد درباره تداوم کسری بودجه سنگین و محدود بودن آثار توافق احتمالی با آمریکا، بیش از آنکه به آرامش بازار کمک کند، میتواند به تثبیت انتظارات تورمی منجر شود.
به گزارش بولتن نیوز، واقعیت آن است که مردم طی ماههای اخیر با امید به کاهش تنشهای سیاسی و گشایشهای اقتصادی، انتظار تعدیل نسبی قیمتها را در ذهن خود شکل دادهاند. این انتظار، هرچند ممکن است خوشبینانه باشد، اما بهخودیخود میتواند رفتار مصرفی جامعه را اصلاح کرده و حتی بخشی از فشار تقاضا را کاهش دهد. با این حال، وقتی عالیترین مقام اقتصادی دولت پیشاپیش از تداوم مشکلات و محدود بودن آثار توافق سخن میگوید، عملاً این پیام به بازار مخابره میشود که خبری از کاهش جدی قیمتها نخواهد بود.
در چنین شرایطی، طبیعی است که بسیاری از صاحبان کالا، سرمایه و دارایی نهتنها انگیزهای برای تعدیل قیمتها نداشته باشند، بلکه با اطمینان بیشتری بر مواضع قبلی خود پافشاری کنند. نتیجه این روند چیزی جز استمرار فشار بر سفره مردم نخواهد بود.
البته صداقت با افکار عمومی یک اصل ارزشمند است و کسی انتظار پنهانکاری از مسئولان ندارد؛ اما میان «شفافیت» و «مدیریت انتظارات» تفاوت وجود دارد. هنر سیاستگذاری اقتصادی آن است که ضمن بیان واقعیتها، از ارسال پیامهای ناامیدکننده و تورمزا به جامعه و بازار جلوگیری شود.
امروز پرسش افکار عمومی این نیست که آیا اقتصاد ایران با یک توافق به بهشت تبدیل خواهد شد یا نه؛ بلکه این است که چرا در شرایطی که مردم به اندک روزنههای امید دل بستهاند، برخی مسئولان بدون ارائه برنامه مشخص برای مهار تورم و کنترل بازار، صرفاً بر ابعاد مشکلات تأکید میکنند؟
اگر دولت در عمل ابزار کافی برای کاهش سریع قیمتها در اختیار ندارد، دستکم باید در حوزه اطلاعرسانی و مدیریت فضای روانی جامعه با دقت بیشتری عمل کند؛ چرا که گاه یک جمله نادرست یا نابهنگام، میتواند آثار مخربتری از بسیاری تصمیمات اقتصادی بر بازار و معیشت مردم برجای بگذارد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



من بی سواد این مطلب را میدانم که وقتی جیبم خالی است، در هزینه کردهایم انضباط رفتار میکنم. دولت بیاید بگوید چرا وقتی کسر بودجه دارد، میرود سالی حداقل 200 هزار میلیارد تومان معافیت مالیاتی به بنگاه های پولدار و دلار فروش گردن کلفت مملکت میدهد؟! چرا بعضی دولتیان حقوق های نجومی 600 - 700 میلیونی و کمتر میگیرند؟
چرا هر تشکیلات حکومتی و دولتی در هر جای ایران یک دفتر و دستک و تشکیلات اداری و..... هم در تهران دایر دارند ؟ هزینه اینها از کجاست؟
چرا تمام تشکیلات حکومت، هزاران هزار مهمانسرا و اقامت گاه و تفریح گاه و تفرج گاه و چراگاه در جای جای ایران و بالاخص سواحل دریای خزر دایر دارند؟ به هزینه چه کسی؟
وقتی کسی جیبش خالی است و کسری دارد، اینگونه ولنگ و باز خرج تراشی میکند ؟
من فکر نمیکنم این آقایان این موضوعات را نمیدانند! قطعا موضوع چیز دیگری است که باید مجلس مملکت به وظیفه اش عمل کند و این پاشیدگی و ساز مخربی که فکر میکنم در اندیشکده های ان ور آب و دانشگاه شیکاگو و وزارت خزانه داری امریکا توصیه می کند را جلوگیری کند تا بیش از این مردم مبعوث شده حامی این نظام از رنج بی کفایتی و سوء مدیریت ها خارج شوند، نه اینکه با بی کفایتی فقط زندگیشان گران شود!