بازتعریف رسانه و روزنامه نگاری در کشور؛ شاید وقتی دیگر
گروه فرهنگی- وحید حاج سعیدی : این روزها رسانه های کشور به ویژه رسانه های مکتوب حال و روز خوبی ندارند و با افزایش هزینه های چاپ و نشر و توزیع، عملاً در بحران واقعی به سر می برند. از سویی با تغییرات فناوری و رشد اشکال مختلف و نوین بستر های اطلاع رسانی که به اشتباه از آنها با عنوان رسانه یاد می شود، مسائل و مشکلات این صنف پیچیده تر شده و نیازمند بررسی های دقیق کارشناسانه جهت ارائه راهکارهایی عملیاتی است. البته عده ای در این میان دور بودن از استاندارد های جهانی را عامل اصلی بحران در رسانه های کشور می دانند. اما باید اذعان داشت، در هیچ کجای دنیا اختلاف قیمت خودروی تولیدی در کارخانه با بازار 3 میلیارد تومان نیست! در هیچ جای کره خاکی مالیات فردی که 6 خانه دارد با کسی که 1000 ملک مسکونی دارد برابر نیست و مالیات به صورت تصاعدی بالا می رود! در هیچ مملکتی قیمت پاساژی مانند علاء الدین بعد از 10 سال با یک گوشی اپل برابر نمی شود!
به گزارش بولتن نیوز در واقع این روزها هیچ چیز سر جایش نیست! بلاگرخبرنگار می شود و در جلسات رسمی از او تجلیل می شود؛ سلبریتی مشاوره پزشکی و حقوقی می دهد؛ کارمند و معلم مسافرکش می شوند؛ فوتبالیست، فعال مدنی می شود و مردم را به آشوب دعوت می کند؛ اعتبار افراد با تعداد دنبال کنندگان شان سنجیده می شود و .... و هزاران هزار مورد از این دست نشان می دهد ساختار بسیاری از مقولات همانند اقتصاد کلاف سردرگم است که راه برون رفت از آنها، بسیار دشوار و در مواردی ناممکن است.
بنابراین صحبت از استاندارد های جهانی در خصوص رسانه و انطباق با مولفه های جهانی این ساختار عملاً بی فایده است. در طول این سال به واسطه یارانه های بی حساب و کتابی که به بخش رسانه تزریق شد، عده ای یکشبه خبرنگار و روزنامه نگار و مدیر مسئول شدند و جز تبدیل گفته های مسئولان به متن، هنر دیگری نداشتند، چشم انداز این راهبرد رو به افول گذاشت و در مقطعی هر روز شاهد رشد قارچ گونه نشریات و پایگاه های خبری بودیم. اخیراً هم که این دوستان به مدد هوش مصنوعی بسیار فصیح تر و روان تر و پر مغز تر می نویسند و نیازی هم به ویرایش متن شان توسط دیگران نیست!
البته آگهی های دولتی هم در آبیاری این قارچ گنده بی تاثیر نبودند و گلایه های اهالی واقعی از این همه بی تدبیری و بی سامانی در توزیع آگهی و یارانه و کاغذ و زینک نا تمام.
جالب است بدانید که در آمریکا که نرخ بیسوادی تقریباً صفر است با آن طول و عرض و جغرافیایی و ۵۰ ایالت و 300 میلیون جمعیت ، تنها چند روزنامه سراسری وجود دارد؛ اما در ایران 171 روزنامه سراسری چاپ و منتشر می شود!
اما آنچه در این میان بیش از همه اهالی واقعی رسانه را آزار می دهد ذوق زدگی برخی مسئولان از این نا بسامانی پر طمطراق است که آن را نشانه رشد و توسعه فرهنگی می دانند. معاون وزیر از وجود 60 میلیون خبرنگار در کشور خبر می دهد و فرمانداری بلاگر ها را رقیب گردن کلفت خبرنگاران و روزنامه نگار ها می نامد! نتیجه هم از قبل هویداست و بی اعتمادی به جامعه و بدنه اصلی رسانه کشور، اولین میوه تلخ آبیاری و رسیدگی به این قارچ خوش رنگ و لعاب است.
هر چند رسانه و رسانه داری را نمی توان محدود کرد و به افراد اجازه ورود به این عرصه را نداد، ولی می توان با باز تعریف رسانه و حمایت های مالی، دستکم نوع شاباش منابع دولتی روی این مقوله حیاتی و تاثیرگذار را تغییر داد و با ساماندهی توزیع یارانه و آگهی ها و زینک و کاغذ، بخش از آن را به دست رسانه داران و اهالی رسانه واقعی رساند.
امروز تنها قشری که از این خوان گسترده بی بهره است، نویسندگان، عکاسان، خبرنگاران، طراحان، ستون نویسانی هستند که خود نشریه و پایگاه خبری ندارند و چشم شان به اندک حق التحریریه و دستمزدی است که از سوی مدیر مسئول به آنها هبه می شود! در حالی که در دنیا تولید محتوا به ویژه محتوی رسانه ای در زمره پولساز ترین مشاغل محسوب می شود.
در ضمن با توجه به هدر رفت منابع مالی در توزیع کاغذ و زینک دولتی در شبکه فعلی توزیع که بعضاَ با انتشار ارقام نا درست از سوی برخی رسانه ها، هدر رفت آن چشمگیر تر شده است، پیشنهاد می شود در هر استان یک چاپخانه به عنوان چاپخانه معین، تعیین شود و با اختصاص کاغذ و زینک دولتی، چاپ تمام نشریات استان در این چاپخانه و با قیمت مصوب صورت پذیرد.
خرید محتوی تولید شده توسط خبرنگاران، عکاسان، نویسندگان و ... نیز گامی موثر در حمایت از نشریات و اهالی رسانه است. همانند آنچه که سال های قبل توسط سایت متمم انجام می شد. جایی که دیگر یارانه ای به هوش مصنوعی و تولید محتوایش تعلق نمی گیرد! راه برای حمایت از رسانه زیاد است، اما گوش شنوایی نیست!
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



▪︎ این روزها رسانه های کشور
▪︎ به ویژه رسانه های مکتوب
▪︎ حال و روز خوبی ندارند
★ ولی خُب، آنها می توانند
▪︎ که مثل برخیها بدون بُغض
▪︎ حداقل یک توئیت هم بزنند
▪︎ و زیر میز کم تحرکی بزنند
▪︎ با نقطه زنی به هدف بزنند
▪︎ و به دهان یاوه گویان بزنند
▪︎ یک سخن حَقّ را فریاد بزنند
★ مثل جناب «هرمز راسخی»
https://cdn.jahannews.com/images/docs/000818/818935/images/2022-11-14_15-13-02.png