کد خبر: ۸۸۷۰۰۷
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
پیامی در آغوش آتش و اشک

«وقتی فرزندت را می‌بوسی، به مادران میناب فکر کن»؛ پیام تبریکی که به جنایت جنگی گره خورد

داستان از جایی آغاز شد که شادی در یک سوی جهان، با عزا در سوی دیگرش پیوند خورد. سخنگوی کاخ سفید، در آستانه تجربه شیرین مادر شدن، دختر نوزاد خود را در آغوش کشید؛ لحظه‌ای که برای هر پدر و مادری، مقدس‌ترین و شخصی‌ترین تجربه زندگی است
«وقتی فرزندت را می‌بوسی، به مادران میناب فکر کن»؛ پیام تبریکی که به جنایت جنگی گره خورد

گروه بین الملل: داستان از جایی آغاز شد که شادی در یک سوی جهان، با عزا در سوی دیگرش پیوند خورد. سخنگوی کاخ سفید، در آستانه تجربه شیرین مادر شدن، دختر نوزاد خود را در آغوش کشید؛ لحظه‌ای که برای هر پدر و مادری، مقدس‌ترین و شخصی‌ترین تجربه زندگی است. اما در همان حال، در گوشه‌ای دیگر از این کره خاکی، در شهر آرام و نخل‌پرور میناب، مادرانی بودند که جز مشتی خاک و خاطره، چیزی از فرزندانشان باقی نمانده بود. جایی که ۱۶۸ دانش‌آموز بی‌گناه، در میان کتاب‌ها و آجرهای مدرسه‌شان، در آتش موشک‌های آمریکایی برای همیشه خاموش شدند.

به گزارش بولتن نیوز سرکنسول ایران در سلیمانیه، در اقدامی نمادین و کوبنده، به جای ارسال یک تبریک خشک و دیپلماتیک، پیامی فرستاد که مرز میان مفاهیم متضاد «تولد» و «مرگ» را در هم شکست. او نوشت: «به شما تبریک می‌گویم. کودکان معصوم و دوست‌داشتنی هستند. آن ۱۶۸ کودکی که رئیست در مدرسه‌ای در میناب کُشت و شما توجیه‌اش کردی، آن‌ها هم کودک بودند. وقتی فرزندت را به آغوش می‌گیری، به مادران مظلوم این کودکان شهید هم اندکی فکر کن!» این کلمات، فراتر از یک جمله سیاسی، به مثابه آیینه‌ای در برابر وجدان بشریت قرار گرفت و پرسشی ساده اما ویرانگر را مطرح کرد: آیا کودکی ما، ارزشمندتر از کودک آن‌هاست؟

«وقتی فرزندت را می‌بوسی، به مادران میناب فکر کن»؛ پیام تبریکی که به جنایت جنگی گره خورد

حمله موشکی آمریکا به دبستان و پیش‌دبستانی «شجره طیبه» در میناب، در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۴ رخ داد و به یکی از هولناک‌ترین فجایع انسانی در سال‌های اخیر تبدیل شد. در این حمله که در نخستین روز از درگیری‌های مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران صورت گرفت، ۱۶۸ کودک و تعدادی از معلمانشان در زیر آوار کلاس‌های درس خود جان باختند. گزارش‌های رسانه‌ای از جمله نیویورک تایمز و بی‌بی‌سی، با استناد به تحقیقات مقدماتی، این حمله را ناشی از «خطای هدف‌گیری» و استفاده از «اطلاعات قدیمی» توسط ارتش آمریکا دانستند. اما این توجیهات فنی برای مادرانی که چشم به راه بازگشت دخترکان قد و نیم‌قدشان بودند، نه مرهمی بود و نه پایانی بر کابوس.

تصاویر منتشر شده از محل حادثه، روایت‌گر فاجعه‌ای فراتر از توصیف است. کیف‌های خون‌آلود، دفترهای مشق پاره‌پاره، و کفش‌های کوچکی که در میان گرد و خاک پراکنده شده بودند، سند جنایتی شدند که جهانیان را در شوک فرو برد. هنوز همه ابعاد این بمباران مشخص نشده است؛ از سرنوشت ۹۶ زخمی این حادثه گرفته تا کودک هفت‌ساله‌ای به نام ماکان نصیری که جسدش هرگز پیدا نشد. مادران میناب امروز تنها یک آرزو دارند: اینکه یک بار دیگر، فقط یک بار، بتوانند فرزندانشان را در آغوش بکشند.

«وقتی فرزندت را می‌بوسی، به مادران میناب فکر کن»؛ پیام تبریکی که به جنایت جنگی گره خورد

در میان اخبار ضد و نقیض از میز مذاکره و گمانه‌زنی‌های سیاسی، این پیام سرکنسول ایران بود که ماهیت انسانی بحران را به اوج رساند. برخی آن را اقدامی تبلیغاتی خواندند و برخی دیگر آن را فریاد برحق یک ملت داغ‌دیده تفسیر کردند. اما ورای این دسته‌بندی‌ها، حقیقتی تلخ خودنمایی می‌کند: در دنیایی که رهبرانش به راحتی واژه «خطای انسانی» را برای ۱۶۸ قتل به کار می‌برند، شاید تلخ‌ترین و گزنده‌ترین پاسخ، یادآوری انسانیتی باشد که در میدان جنگ گم شده است. پیام تبریکی که با طعم خون و بوی باروت درآمیخت، حالا نه صرفاً یک یادداشت دیپلماتیک، که به سندی برای فراموشی‌زدایی از جنایتی بدل شده است که قرار بود در هیاهوی اخبار روزمره گم شود.

سخن آخر را شاید نه سیاستمداران، که همان مادران داغ‌دیده می‌زنند؛ مادرانی که آغوش‌شان برای همیشه خالی مانده و لالایی شبانه‌شان به نوحه‌ای ابدی بدل شده است. آن‌ها از پشت پنجره‌های دلتنگی، به عکس‌های رنگ‌پریده فرزندانشان خیره می‌شوند و تنها یک پرسش را در دل جهان فریاد می‌زنند: «آیا فرزند من از فرزند تو کم‌تر بود؟»

برچسب ها: میناب ، کاخ سفید

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین