حجم دریاچه فقط ۳.۵ میلیارد مترمکعب است؛ برای احیا ۱۵.۵ میلیارد مترمکعب میخواهیم
گروه اجتماعی: بارانهای هفتههای اخیر را باید شکرگزار بود. همین بارشها بودند که بار دیگر نگاهها را به سوی نگین کبود آذربایجان چرخاندند و شعلهٔ امید را در دل دوستداران دریاچه ارومیه زنده کردند. ستاد احیای دریاچه ارومیه نیز با تکیه بر این موهبت آسمانی توانست وسعت پهنهٔ آبی را نسبت به سالهای گذشته افزایش دهد و تصویری متفاوت از آنچه طی یک دههٔ گذشته در خاطر جمعی ایرانیان نقش بسته بود، به نمایش بگذارد. اما پرسش اینجاست که این «بازگشت امید» چقدر واقعی است و آیا پشت اعداد و ارقام خوشبینانه، خطری خاموش کمین نکرده است؟
به گزارش بولتن نیوز ، بر اساس آخرین دادههایی که از حوضهٔ آبریز دریاچه ارومیه منتشر شده، وسعت کنونی دریاچه ۴۶ هزار کیلومتر مربع (۴۶۰۰ کیلومتر مربع) اعلام شده است. این رقم در قیاس با روزهای سیاه خشکیدگی، یک دستاورد به شمار میرود. در گذشتهٔ نهچندان دور، وسعت دریاچه به ۵۲.۲ هزار کیلومتر مربع (۵۲۰۰ کیلومتر مربع) میرسید. این شکاف ۶۰۰ کیلومتر مربعی میان «هست» و «باید» نخستین نشانهٔ آن است که هنوز تا رسیدن به شرایط ایدهآل فاصله داریم. وقتی از گذشته سخن میگوییم، دقیقاً از مختصات همان نقشهای حرف میزنیم که خطوط آبی آن روزگاری قلب تپندهٔ شمالغرب ایران بود؛ همان تصویری که امروز باید به مطالبهای جدی بدل شود.
اما برگ اصلی آمارهای تکاندهنده، حجم آب است. حجم فعلی دریاچه ارومیه تنها ۳.۵ میلیارد مترمکعب اعلام شده، حال آنکه برای دستیابی به تراز اکولوژیک و احیای پایدار، به ۱۵.۵ میلیارد مترمکعب آب نیاز داریم. این یعنی تنها ۲۲ درصد از آب مورد نیاز برای زنده ماندن دریاچه تأمین شده است. تراز اکولوژیک ۱۲۷۴.۱ متر که به عنوان خط سلامت دریاچه تعریف میشود، با تراز ثبتشده در اردیبهشت ۱۲۷۰.۹ متر فاصلهای معنادار دارد. این فاصلهٔ ۳.۲ متری، تنها یک عدد نیست؛ عمق فاجعهای است که اگر درمان نشود، بازگشت به روزهای سیاه دور از انتظار نخواهد بود.
آنچه این ناترازی را هولناکتر میکند، کاهش بیسابقهٔ تولید آب تجدیدپذیر در حوضه است. این رقم در گذشته ۷.۱ میلیارد مترمکعب بود و اکنون به ۵ میلیارد مترمکعب سقوط کرده است. همزمان، سطح زیرکشت محصولات کشاورزی از ۲۰۰ هزار هکتار به ۶۵۰ هزار هکتار جهش یافته است. به زبان ساده، سالانه ۲.۱ میلیارد مترمکعب آب کمتر تولید میکنیم اما سطحی بیش از سه برابر گذشته را زیر کشت بردهایم و این یعنی کشاورزی همچنان بزرگترین مصرفکنندهٔ آب در حوضهٔ آبریز دریاچه است. ادامهٔ این روند، هرگونه موفقیت مقطعی را در کام خشکسالی فرو خواهد برد.
در چنین شرایطی، تداوم امید به احیا نیازمند ورود بسیار جدی ستاد احیاست، آن هم با تمام ابزارهای قانونی و قضایی. برداشتهای غیرقانونی و غیرمتعارف از منابع آب حوضه، چه از طریق چاههای بیمجوز و چه با برداشتهای بیرویه از رودخانههای تغذیهکننده، حکم زهر را برای پیکر نحیف دریاچه دارند. ستاد احیا باید بدون مماشات با متخلفان برخورد کند و هر مانعی را که بر سر راه حفظ وضعیت کنونی است، از میان بردارد. این مهم اما بدون حمایت همهجانبهٔ دولت از برنامهها و سیاستهای کلان ستاد محقق نخواهد شد. اگر حمایتهای فرابخشی دولت ضعیف باشد، مصوبههای ستاد در کشمکشهای اداری رنگ میبازند و حقابهٔ دریاچه باز هم قربانی منافع کوتاهمدت میشود.
در کنار اقدامات سختافزاری، آنچه مغفول مانده، ورود نرمافزاری و پیوستهٔ دستگاههای دولتی به موضوع ادراکسازی اهمیت حفظ دریاچه برای افکار عمومی استان آذربایجان غربی است. امروز صرفاً اطلاعرسانی پراکنده کفایت نمیکند. صداوسیما، خبرگزاریهای رسمی و بهویژه بستر فضای مجازی باید به طور مستمر روایت درست از بحران و هزینههای خشک شدن دریاچه را به خانهها ببرند. تغییر الگوی کشت و اصلاح الگوی مصرف، زمانی اتفاق میافتد که کشاورز و شهروند باور کند که بقای دریاچه نه یک انتخاب، که ضرورتی حیاتی برای بقای خود اوست.
نکتهٔ مهم و مغفول مانده در یادداشتهای امیدبخش این روزها، همان مطالبهای است که باید فراتر از وضع موجود فریاد زده شود: ما تشنهٔ رسیدن به «وضعیت ایدهآل» هستیم. وضعیت ایدهآل یعنی بازگشت دریاچه به مختصات همان نقشهای که وسعت ۵۲.۲ هزار کیلومتر مربعی، حجم ۱۵.۵ میلیارد مترمکعبی و تولید آب تجدیدپذیر ۷.۱ میلیارد مترمکعبی را به نمایش میگذاشت. این اعداد، رؤیای دور از دسترس نیستند؛ اینها ظرفیتهای تاریخی همین حوضهاند که با مدیریت غلط بلعیده شدهاند. اکنون باید از مدیران خواست تا برنامههای احیا را نه در افق حفظ همین ۳.۵ میلیارد مترمکعب، که با هدف رسیدن به ۱۵.۵ میلیارد مترمکعب تدوین کنند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


