تلآویو در تله تنگه هرمز؛ قربانی بازی بزرگ واشنگتن و تهران
گروه بین الملل: جنگ علیه حماس، حزبالله و سپس ایران، ارتش اسرائیل را به جمعبندی تلخی رساند: توان حذف کامل این دشمنان وجود ندارد و تنها راه حفظ موجودیت، ضعیفسازی مداوم آنهاست. این تغییر راهبردی عمیق، اسرائیل را از بازدارندگی سنتی به سوی رویهای تهاجمی اما فرسایشی سوق داده است. بر اساس تحلیل مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی، اسرائیل اکنون به جای نابودی یکباره دشمنان، بر تداوم حملات و تحلیل بردن تدریجی توان آنان متمرکز شده است. اما نقطه ضعف مهلک این دکترین، وابستگی سرنوشتساز آن به نقشآفرینی ایالات متحده است. تلآویو برای فلج کردن زیرساختهای هستهای و موشکی ایران، به توان نظامی و اطلاعاتی واشنگتن نیاز دارد و شکستهای عملیاتهای هوایی برای توقف کامل برنامه هستهای، این حقیقت را آشکار کرد که بدون ورود مستقیم آمریکا به میدان، اسرائیل نمیتواند به هدف غایی خود دست یابد.
به گزارش بولتن نیوز، با ورود نظامی آمریکا به درگیری، معادله به یکباره وارونه شد. باز شدن جبهه تنگه هرمز، اولویتهای واشنگتن را ۱۸۰ درجه تغییر داد. تا پیش از بحران، عبور نزدیک به ۲۰ درصد از نفت جهان از این آبراه، امری عادی و بیدردسر بود. اما اکنون توانایی ایران در مینگذاری، استفاده از قایقهای تندرو و پهپادها، این شریان حیاتی اقتصاد جهانی را به منطقهای جنگی تمامعیار تبدیل کرده است. نشریه فارن افرز در مقاله «سلاح نفتی جدید ایران» به وضوح توضیح میدهد که تهران چگونه با تسلیحاتی کردن جریان انرژی در خلیج فارس، برگ برندهای بینظیر به دست آورده است. در همین حال، نفتکشها در خلیج فارس گرفتار شدهاند و قیمت جهانی انرژی به شدت افزایش یافته است. بحران تنگه اکنون تهدیدی مستقیم برای اقتصاد آمریکا و امنیت انرژی متحدانش به شمار میرود. در نتیجه، مسئله هستهای ایران که محور اصلی ورود واشنگتن به جنگ بود، در سایه بحران تنگه هرمز به اولویتی درجه دوم تنزل یافته است. کاخ سفید ناگهان خود را در موقعیتی یافت که بقای اقتصاد جهانی، مهمتر از بلندپروازیهای هستهای تهران شده است.

با این حال، آمریکا به سرعت دریافت که گزینههای نظامیاش در برابر تنگه هرمز به شدت محدود است. عملیاتی تحت عنوان «پروژه آزادی» که با هدف اسکورت کشتیهای تجاری و بازگشایی آبراه طراحی شد، به سرعت با واقعیت تلخ برخورد کرد. تحلیل شورای روابط خارجی به صراحت تأکید میکند که این عملیات اهدافی مبهم دارد و یک راهحل موقتی و ناقص دیگر در جنگی است که از ابتدا با محاسبات غلط پیش رفته است. ناوهای جنگی آمریکا در آبراه باریکی که زمان واکنش در آن به حداقل میرسد، به شدت در برابر حملات نامتقارن ایران آسیبپذیر هستند. تحلیل ورلد پالیتیکس ریویو نیز با اشاره به فرسودگی ناشی از مداخلات بیپایان واشنگتن، نشان میدهد که ارتش آمریکا نه توان لجستیکی و نه پتانسیل لازم برای تحمیل یک راهحل سریع و پایدار در تنگه هرمز را دارد. «بیماری» حملات و مداخلات مکرر، ارتش را از درون تحلیل برده و در برابر بحرانی چنین پیچیده، گزینههای واقعی کاخ سفید بسیار اندک است. این واقعیت که بزرگترین قدرت نظامی جهان قادر به بازگشایی فوری یک آبراه نیست، به وضوح اثبات میکند که پتانسیل نظامی آمریکا برای حل بحران به تنهایی کافی نیست و تهران برگ برنده بحرانسازی پایدار را در دست دارد.

درست در همین نقطه است که کابوس راهبردی اسرائیل شکل میگیرد. از آنجا که حل نظامی بحران تنگه برای آمریکا غیرممکن به نظر میرسد، دیپلماسی به تنها گزینه واشنگتن تبدیل میشود. در این سوی میز، ایران برای بازگشایی این آبراه حیاتی، بهای سنگینی طلب خواهد کرد. تحلیلگران پیشبینی میکنند که بهای آشتی با تهران میتواند پذیرش ضمنی سطوحی از غنیسازی هستهای، کاهش تحریمها و ارائه تضمینهای امنیتی فراتر از برجام باشد. اسرائیل که جنگ را دقیقاً برای نابودی برنامه هستهای ایران آغاز کرد، اکنون با این احتمال روبروست که واشنگتن برای رهایی از باتلاق تنگه هرمز، امتیازاتی حیاتی در بخش هستهای به ایران بدهد. این یعنی قربانی نهاییِ رویکرد تهاجمی اسرائیل، خودِ اسرائیل خواهد بود.

گویی این کابوس به اندازه کافی عمیق نیست، شرایط برای تلآویو میتواند وخیمتر نیز بشود. تهران به خوبی آگاه است که بحران تنگه هرمز چه اهرم بینظیری در اختیارش گذاشته است. همانگونه که فارن افرز اشاره میکند، ایران میتواند با دستکاری عمدی در عرضه نفت، امواج شوک اقتصادی را به قلب غرب بفرستد و از این تهدید برای گرفتن امتیازات بیشتر استفاده کند. افزون بر این، تهران میتواند با فعالسازی برگهای برنده دیگر خود، فشار بر آمریکا را به حداکثر برساند. فعالسازی گستردهتر شبکه نیروهای نیابتی در عراق، سوریه و یمن برای هدف قرار دادن منافع آمریکا و متحدانش، تنها

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


