کد خبر: ۸۸۶۵۲۸
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

«تئاتر توافق» یا نقشه جنگ؟ ترامپ از پیش تصمیمش را برای جنگ گرفته است!؟

طرح سه‌مرحله‌ای برای توقف پایدار درگیری‌ها و تضمین امنیت تنگه هرمز، طرح ۱۴ بندی برای پایان اقدامات نظامی، رفع محاصره دریایی و جبران خسارات، و سپس نسخه تعدیل‌شده‌ای که با تعیین ضرب‌الاجل یک‌ماهه، حل بحران را تسریع کند.
«تئاتر توافق» یا نقشه جنگ؟ ترامپ از پیش تصمیمش را برای جنگ گرفته است!؟

گروه بین الملل - مجید سجادی پناه: در حالی که دونالد ترامپ نقاب «توافق» را بر چهره زده است، رد پی‌درپی پیشنهادهای صلح ایران و آرایش نظامی واشنگتن فقط یک پیام دارد: 

به گزارش بولتن نیوز، حمله‌ قریب‌الوقوعی،  که کاخ سفید آن را در قامت یک «پیروزی ۱۴ روزه» طراحی کرده است.

اکنون پرسش اصلی اینجاست: پاسخ غافلگیرکننده تهران چه خواهد بود؟

کارنامه صلح: از آتش‌بس تا طرح هایی که یکی پس از دیگری رد شد.

پس از آتش‌بس ۲۰ فروردین ۱۴۰۵، ایران با شدت بیشتری مسیر دیپلماسی را دنبال کرد و چند ابتکار صلح را روی میز گذاشت: طرح سه‌مرحله‌ای برای توقف پایدار درگیری‌ها و تضمین امنیت تنگه هرمز، طرح ۱۴ بندی برای پایان اقدامات نظامی، رفع محاصره دریایی و جبران خسارات، و سپس نسخه تعدیل‌شده‌ای که با تعیین ضرب‌الاجل یک‌ماهه، حل بحران را تسریع کند. در ادامه، تهران یک انعطاف تاکتیکی نیز نشان داد و از شرط «رفع کامل محاصره پیش از مذاکره» عقب‌نشینی کرد و به‌جای آن، پیشنهاد «هم‌زمانی» رفع محدودیت‌ها و توقف حملات را مطرح ساخت.

این پیشنهادها از مسیرهای گوناگون دیپلماتیک منتقل شد؛ از جمله رایزنی با میانجی‌گران منطقه‌ای و گفت‌وگو با ولادیمیر پوتین برای انتقال پیام‌ها و تقویت مسیر میانجی‌گری، و نیز تماس‌های مستمر با وزرای خارجه کشورهای منطقه برای جلب حمایت از روند صلح.

با وجود این تلاش‌ها، تمامی این طرح‌ها از سوی دونالد ترامپ رد شد. او با طرح دوگانه «توافق یا نابودی» تلاش دارد چارچوبی بسازد که در ظاهر «توافق» است، اما در واقع به‌دنبال تسلیم ایران است.

وزارت امور خارجه باید این بسته مستند از طرح‌های پیشنهادی را بی‌درنگ در اختیار سفرای خارجی مقیم تهران قرار دهد؛ تا در حافظه تاریخ ثبت شودکه : چه کسی پرچم صلح را برافراشت و چه کسی آن را در گروگان جاه‌طلبی‌های خود نگاه داشت.

مذاکره، سکوی پرش جنگ است

مجموعه اسناد دیپلماتیک، تحولات میدانی و الگوی تکرارشونده رفتار ترامپ، پرده از حقیقتی تلخ برمی‌دارند: تصمیم برای درگیری نظامی، یک انتخاب لحظه‌ای نیست، بلکه نقشه‌ای از پیش طراحی‌شده است که رد پای آن در تک‌تک گام‌های واشنگتن دیده می‌شود. وقتی رئیس‌جمهوری که تشنه یک «پیروزی بزرگ» برای مصرف داخلی است، یک‌به‌یک طرح‌های صلح را رد می‌کند و هم‌زمان فرماندهان نظامی‌اش را برای «سناریوهای جدید» توجیه می‌نماید، پیام روشن است: میز مذاکره، چیزی جز یک سکوی پرش برای حمله جدید نیست.
 
این سناریوی از پیش طراحی‌شده کاخ سفید سه مرحله دارد:
 
۱. حمله برق‌آسا :
وارد کردن یک ضربه سنگین و متمرکز به زیرساخت‌های حیاتی ایران در یک بازه زمانی کوتاه (حدوداً ۱۴ روز) با هدف فلج کردن توان دفاعی و تهاجمی کشور. تحلیلگران نزدیک به کاخ سفید صراحتاً اعلام کرده‌اند که ترامپ خود را تنها «۱۴ روز تا یک پیروزی قاطع» می‌بیند. این یک جنگ کلاسیک نیست، یک حمله غافلگیرانه با زمان‌بندی دقیق است که می‌خواهد پیش از آنکه ایران بتواند توان خود را بسیج کند، کار را تمام‌شده جلوه دهد.
 
۲. خروج یک‌طرفه:
پایان دادن سریع به درگیری، پیش از آنکه ایران فرصت بازسازی توان خود را بیابد و جنگ وارد فاز فرسایشی شود. فازی که برای آمریکا، با توجه به موقعیت راهبردی ایران در تنگه هرمز و توان موشکی عظیم و دست‌نخورده کشور، فاجعه‌بار و غیرقابل تحمل خواهد بود. ترامپ به خوبی می‌داند که در یک جنگ طولانی، ابتکار عمل از دستش خارج می‌شود.
 
۳. اعلام پیروزی قاطع:
پس از خروج یک‌طرفه، ترامپ در یک نمایش تلویزیونی، خود را «فاتح» این نبرد کوتاه‌مدت معرفی می‌کند. او با این مانور رسانه‌ای، هم به اهداف سیاسی داخلی خود (از جمله انتخابات میاندوره‌ای) دست می‌یابد و هم برای مدتی وجهه بین‌المللی خود را ترمیم می‌کند. نکته کلیدی اینجاست: برای ترامپ، روایت پیروزی مهم‌تر از خود پیروزی است.
 
در این معادله، مذاکرات هیچ نقشی جز خرید زمان، فریب افکار عمومی و زمینه‌سازی سیاسی برای آن حمله غافلگیرانه ندارند. به همین دلیل است که هم‌زمان با رد طرح‌های صلح ایران، فرماندهان نظامی آمریکا (سنتکام) برای سناریوهای جدید حمله توجیه می‌شدند و آرایش نظامی در منطقه تغییر می‌کرد. اکنون، با افشای این سناریو، یک پرسش حیاتی مطرح است: وقتی دشمن، زمان را از ما می‌دزدد و برای «دقایق اول» برنامه دارد، آیا ما نیز پاسخی درخور برای همان دقایق اول تدارک دیده‌ایم؟
 
دکترین ایران:  هزینه جنگ را بی‌جنگ نمی‌دهیم!؟
 
در برابر این «تئاتر توافق» که پوششی برای یک «تئاتر پیروزی» نظامی است، پرسش منطقی ملت ایران این است: «اگر آمریکا به دنبال صلح نیست، چرا ما بدون هزینه جنگ، تسلیم شویم؟ این چه منطقی است!»

پاسخ روشن است. اکنون که نقاب از چهره واقعی کاخ سفید برداشته شده، سیاست ایران بر دو اصل استوار است:
 
یکم: پاسخ فوری، قاطع و پشیمان‌کننده
برخلاف هرگونه راهبرد فرسایشی، نیروهای مسلح ایران باید از تمام توان آفندی خود در همان ساعات و روزهای نخست استفاده کنند. چرا؟ چون ترامپ طرح یک «جنگ کوتاه‌مدت» را ریخته و تنها «۱۴ روز تا پیروزی» فاصله می‌بیند. او می‌خواهد پیش از سنگین شدن هزینه‌ها، از درگیری خارج شود و پیروزی را در بوق و کرنا کند. در چنین سناریویی، هرگونه تعلل یا پاسخ مرحله‌ای، یعنی دادن فرصت تنفس به دشمنی که تاب یک جنگ بلندمدت را ندارد.
 
پاسخ ایران باید از همان ابتدا چنان کوبنده و فراگیر باشد که نه اجازه «خروج یک‌طرفه» به او بدهد و نه مجال «اعلام پیروزی». این مشت محکم اولیه، معادله هزینه-فایده را یک‌شبه به ضرر واشنگتن معکوس می‌کند.
 
برگ برنده ایران: بخش عظیمی از توان موشکی و راهبردی کشور کاملاً دست‌نخورده و ذخیره باقی مانده است. این ذخیره، برای تداوم یک جنگ فرسایشی نیست؛ انبار مهماتی است که برای تخلیه یکباره خشم ملت بر سر متجاوز، در همان گام نخست، نگهداری شده است.
 
دوم: وحدت ملی و هوشیاری راهبردی

صلح انتخاب ماست، اما نه به هر قیمتی. ترامپ پیشاپیش تصمیمش را برای جنگ گرفته، پس ما نیز برای پاسخی تاریخی لحظه‌شماری می‌کنیم. تهران نه فریب «نمایش پیروزی» او را خواهد خورد و نه در برابر زورگویی تسلیم خواهد شد. این نبرد، پیش از آنکه نظامی باشد، نبرد اراده‌هاست؛ و ملت ایران نشان داده که در این میدان، شکست‌ناپذیر است.

در این روایت، میدانِ دیپلماسی آزموده شد و فرصت‌ها یکی‌یکی سوخت. آن‌چه باقی می‌ماند، نه ادعا، که سند است و نه هیاهو، که قضاوت تاریخ. در نهایت، این کارنامه در نزد سفرای خارجی ثبت خواهد کرد که کدام طرف زبان گفت‌وگو را برگزید و کدام‌یک، منطق فشار را بر صلح ترجیح داد.

برچسب ها: توافق ، جنگ

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۱
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۰:۴۹ - ۱۴۰۵/۰۲/۱۴
0
0
عرض سلام و احترام ، بنده پاسخ حقیقی به آمریکا را حمله به نیت نابودی و نه تنبیه می دانم . مگر نه اینکه از اول هم این بوده که اسرائیل باید محو شود ، موشک هسته ای قاره پیمای خویش را تولید و رونمایی کنیم ،خودمان را گول نزنیم ، برای حفظ خویش نیاز به سلاح هسته ای داریم البته نه یکی بلکه چند تا ،
نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین