بازگشت شمشیر به دست صاحبش؛ چرا معادله نادرشاهی پس از سه قرن در تهران تکرار شد؟
گروه سیاسی: برای نخستین بار در عمر چهل و چند ساله نظام جمهوری اسلامی، نظم سلسلهمراتبی که در آن «عرصه سیاست» همواره افسار «عرصه نظامی» را در دست داشت، دستخوش یک بازتعریف بنیادین شده است. در جریان تقابل نظامی اخیر با ائتلاف آمریکا و اسرائیل، ساختار حاکمیتی کشور بهطور رسمی و ضمنی، مدیریت راهبردی و کلان کشور را برای یک بازه زمانی حساس به «میدان» یعنی بدنه نیروهای مسلح و فرماندهان ارشد نظامی واگذار کرده است. این نه یک تصمیم تاکتیکی که یک چرخش راهبردی در فلسفه حکمرانی بحران در ایران است.
به گزارش بولتن نیوز، تحلیلگران تاریخ معاصر ایران به درستی اشاره کردهاند که برای یافتن نمونهای مشابه از این سطح از تفویض اختیار از سیاستمداران به سرداران، باید ماشین زمان را به سه قرن پیش بازگرداند؛ به دوران افشاریه و تیغ آخته نادرشاه.
سالها بود که در راهروهای قدرت در تهران، یک اصل نانوشته اما آهنین حاکم بود: «دیپلماسی مقدم بر دفاع» و «سیاستمداری مقدم بر سرداری». ساختار حقوقی و عرفی جمهوری اسلامی، بهویژه پس از پایان جنگ تحمیلی، همواره بر این گزاره استوار بود که نیروهای مسلح بازوی اجرایی تصمیمات شورای عالی امنیت ملی و وزارت خارجه هستند. دستگاه دیپلماسی چک سفید امضا داشت و فرماندهان نظامی، هرچند متنفذ، اما در نهایت مجری فرامین سیاست خارجی محسوب میشدند.
اما آنچه در جریان رویارویی مستقیم با آمریکا و اسرائیل رخ داد، ورق را به شکلی تاریخی برگرداند. مدیریت نظام (در رأس هرم تصمیمگیری) با درک این نکته که ابزارهای سنتی دیپلماسی در برابر موج سهمگین تهدیدات ترکیبی کارایی لازم را ندارند، بهطور بیسابقهای فرمان را به «میدان» داد. به بیان دیگر، این بار این وزارت خارجه نبود که برای میز مذاکره برگه فشار تولید میکرد، بلکه این «نیروی نظامی» بود که ابتکار عمل را در صحنه نبرد به دست گرفت تا برگههای برنده را به دست دیپلماتها بدهد.
ارجاع تاریخی به نادرشاه افشار در این برهه، عمیقاً معنادار است. نادر نماد دورهای از تاریخ ایران است که در آن، مشروعیت و اقتدار سیاسی یک نظام نه از پشت میزهای مخملنشین وزارت خارجه، بلکه از دهانه توپ و شمشیر سواران زبده نشأت میگرفت. در آن دوران، مرزهای جغرافیایی و نفوذ سیاسی ایران با منطق نظامی تعیین میشد. پس از نادر، با ظهور قاجار و سپس پهلوی، سیاست به تدریج از سایه ارتش خارج شد و ارتش به نهادی در خدمت دربار یا دولت تبدیل گشت.
در جمهوری اسلامی نیز، علیرغم نفوذ بالای سپاه پاسداران در اقتصاد و سیاست، فرماندهی میدان نبرد هرگز بهمعنای فرماندهی عرصه سیاست خارجی راهبردی نبود. اکنون اما، برای نخستین بار، «میدان» دست «دستگاه دیپلماسی» را پر کرده است. این گزاره یعنی برتری منطق نظامی بر منطق دیپلماتیک در یک مقطع حساس. این یعنی پذیرش این واقعیت که در یک جنگ تمامعیار هیبریدی، ادبیات مذاکره زمانی شنیده میشود که نخست از فیلتر قدرت سخت عبور کرده باشد. این تغییر رویکرد دلایل متعددی دارد:
۱. شکست بازدارندگی مبتنی بر دیپلماسی کلاسیک: در سیلی از قطعنامههای بیاثر و بدعهدیهای غرب، این موشکها و پهپادها بودند که توانستند معادله تهدید علیه عمق استراتژیک ایران را متوقف سازند. نظام به این نتیجه رسید که در شرایط جنگی تمامعیار، گفتگو بدون نمایش قدرت مطلق نظامی، صرفاً هزینهزا و بیحاصل است.
۲. هماهنگی بینظیر فرماندهی میدانی: بر خلاف برخی تصورات تاریخی که واگذاری قدرت به نظامیان را مساوی با کودتا یا هرجومرج میدانند، در این نوبت تاریخی، انسجام و چابکی سامانههای فرماندهی و کنترل نیروهای مسلح (ارتش و سپاه) به حدی از بلوغ رسید که مدیریت کلان کشور در سایه امنیت کامل و بدون اختلال در روند خدماترسانی ادامه یافت.
۳. اعتماد به ساختار ولایی نظامیان: بر خلاف دوران افشاریه یا حتی رضاشاه که ارتش قدرتی موازی با حاکمیت سیاسی بود، در ایران امروز، نیروهای مسلح خود را نه یک نهاد مستقل، که بخشی از هویت و ساختار «نظام» میدانند. این اعتماد نهادی بود که ریسکِ سپردن مدیریت راهبردی کشور به فرماندهان جنگ را برای حاکمیت سیاسی قابل قبول ساخت.
به نظر میرسد ایران رسماً از دکترین «دفاع واکنشی» به دکترین «دیپلماسی تهاجمیِ پشتیبانیشده با قدرت نظامی میدانی» وارد شده است. این بدان معناست که از این پس، میز مذاکره در ژنو یا نیویورک، در واقع سایه میدان نبرد در شرق مدیترانه یا خلیج فارس خواهد بود.
این تجربه تاریخی، اگرچه تلخ و همراه با هزینههای جنگ است، اما یک واقعیت جدید را در معادلات قدرت منطقه نهادینه کرد: در ایران امروز، قلمرو دیپلماتها با نوک پیکان سربازان ترسیم میشود. پدیدهای که از زمان سقوط دودمان افشاریه تا پیش از این لحظه، رنگ واقعیت به خود ندیده بود. اکنون باید دید این شمشیر از غلاف درآمده، پس از آرامشدن طوفان جنگ، چگونه در نظام تصمیمگیری آینده ایران جای خواهد گرفت.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


