جنگ تمدنی و دانشگاه غایب

به گزارش بولتن نیوز به نقل از فارس،دکتر محمدباقر تورنگ نوشت در این یادداشت سعی می شود جنگ تمدنی؛ دانشگاه غایب و تقلیل جایگاه راهبردی نهاد علم را مورد مداقه صحیح قرار دهیم. نامه منتسب به ریاست دانشگاه تهران در خصوص مسائل دفاعی، بیش از آنکه برآمده از یک نظام تصمیمگیری علمی و استراتژیک باشد، بازتابدهنده نوعی «آشفتگی در تخصیص نقشهای نهادی» است. در شرایطی که دانشگاه باید به مثابه اتاق فکرِ تمدنی عمل کند، تقلیلِ کنشگریِ دانشگاه به «توصیهگری در امور دفاعی»، نشاندهنده شکافی عمیق میان رسالتهای آکادمیک و رفتارهای اجراییِ مدیران این نهاد است. ۱. چالش مشروعیت نمایندگی: ۱۵ دانشگاه و فقدان سازوکار دموکراتیکاعلام موضع به نمایندگی از «۱۵ دانشگاه برتر»، نیازمند شفافیت در فرآیند استخراجِ این اجماع است. در نظامهای دانشگاهی توسعهیافته، ورود به مباحث کلان امنیت ملی از سوی رؤسای دانشگاهها، مستلزم مصوبات هیئت امنا، شوراهای عالی دانشگاهی یا حداقل یک صورتجلسه مشترکِ مبتنی بر خرد جمعی است. فقدان ارجاع به چنین مکانیسمهایی، این گمانه را تقویت میکند که ریاست دانشگاه تهران، بدون برخورداری از پشتوانه نهادیِ لازم، به «فردگراییِ سیاسی» روی آورده است. چنین رویکردی، نه تنها به همافزایی علمی کمک نمیکند، بلکه جایگاه نهاد دانشگاه را در نزد افکار عمومی و نهادهای حاکمیتی به سطح یک کنشگرِ غیرتخصصی تنزل میدهد. ۲. پارادوکسِ «ورود ممنوع» و تداخلِ نقشهامطابق با قوانین و روحِ حاکم بر مصوبات آموزش عالی (از جمله محدودیتهای قانونیِ حضور نیروهای نظامی در محیط دانشگاه)، مرز میان «نهاد علم» و «نهاد دفاع» کاملاً مشخص است. حال پرسش اساسی این است: چگونه ریاست دانشگاهی که همواره بر استقلال آکادمیک و لزومِ عدمدخالت نهادهای بیرونی در امور داخلی دانشگاه تأکید میورزد،
خود را مجاز میداند که از جایگاهِ دانشگاه، برای نهادهای تخصصی دفاعی تعیین تکلیف کند؟ از منظر آکادمیک، این یک «تناقضِ منطقی» است: اگر #دانشگاه حریمی برای مداخله دیگران نیست، پس ریاست آن نیز نباید حریم تخصصی دفاع را با تجویزهای غیرفنی مورد تعرض قرار دهد. تخصص ریاست دانشگاه، مدیریتِ زیستبومِ علم و فناوری است، نه راهبردنویسی برای عملیات نظامی. ۳. انفعال در برابرِ جنگ تمدنی؛ وقتی «نامهنگاری» جایگزین «تولید فناوری» میشودجنگ تمدنی، نبردی است که در آزمایشگاهها، مراکز داده و دپارتمانهای راهبردی طراحی میشود. آنچه از «ریاست دانشگاه تهران» انتظار میرفت،ارائه گزارشِ عملکردِ تحولآفرین در حوزه پژوهشهای دفاعی-فناورانه و پاکسازیِ فضای فکریِ دانشگاه از رویکردهای لیبرالیستیِِ منفعل بود. اما به جای آن، شاهدِ روی آوردن به ابزارهای سادهانگارانهای چون «نامهنگاری» هستیم. این رویکرد، دال بر این است که ریاست دانشگاه، ابعادِ پیچیده حکمرانیِ علم در شرایط بحران را درک نکرده و به جای «تولید قدرتِ نرم علمی»، به «صدور بیانیه» اکتفا کرده است.۴. آسیبشناسی مدیریتی: فرجامِ مدیریت «نامگرا»نام خانوادگیِ ریاست محترم #دانشگاه_تهران، پیوند عمیقی با واژه «خواستِ ذهنی» دارد؛ اما در مدیریتِ علمی، «خواستن» به تنهایی کفایت نمیکند. نقدِ جدی به ریاست دانشگاه این است که ایشان به جای تکیه بر شاخصهای عینی (KPI)، متدولوژیهای علمیِ حل مسئله و توانمندسازیِ نخبگان برای مقابله با جنگهای ترکیبی، به رفتارهایی دست زدهاند که بیش از آنکه ریشه در واقعیتهای میدان داشته باشد، برآمده از نوعی آرمانگراییِ انتزاعی است. این نوع مدیریت، عملاً در حال اتلافِ سرمایه اجتماعی دانشگاه است و نهتنها باری از دوشِ نهادهای دفاعی
برنمیدارد، بلکه با ایجادِ حواشی غیرضروری، تمرکزِ بدنه علمی را از مسائل اصلی (چون ترور دانشمندان و نیازهای تکنولوژیک کشور) منحرف میکند.کلام خیرخواهانه آخر:ریاست دانشگاه تهران باید بداند که جایگاهِ ایشان، نه جایگاهِ یک منتقدِ سیاسی یا استراتژیستِ نظامی، بلکه جایگاهِ «فرماندهیِ نهضتِ علمی» کشور است. هرگونه فاصله گرفتن از این مسیر و ورود به حوزههای غیرتخصصی، چیزی جز تضعیفِ مرجعیتِ دانشگاه در پی نخواهد داشت. بازگشت به رسالتِ اصلی و تمرکز بر «ساختارهای دانشبنیان»، تنها راهِ خروج از این انفعالِ مدیریتی است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


