ترامپ دیوانه است یا «استراتژی مرد دیوانه» را بکار می برد؟
گروه بین الملل: سجادی پناه: «استراتژی مرد دیوانه» یکی از بحثبرانگیزترین الگوهای رفتاری در ادبیات امنیت بینالملل است؛ رویکردی مبتنی بر ایجاد ترس، بیثباتی و عدمقطعیت در طرف مقابل با هدف افزایش قدرت چانهزنی.
به گزارش بولتن نیوز، این استراتژی بر پایه مجموعهای از سازههای روانی، اطلاعاتی و رفتاری شکل میگیرد که ترامپ را فردی غیرقابلپیشبینی و بیپروا نشان دهد.
هسته اصلی این الگو بر سه محور استوار است:
1- نمایش بیپروایی و حرکت تا مرز خطر
ترامپ نشان میدهد که از پیامدهای احتمالی اقدامات خود هراسی ندارد؛ امری که تهدیدها را «باورپذیرتر» میکند.
2- رفتارهای شوکهکننده و تصمیمات غیرمنتظره
ترامپ با اقدامات ناگهانی و خارج از الگوهای معمول، فضای روانیِ ترس و سردرگمی ایجاد میکند و محاسبات طرف مقابل را بر هم میزند.
3- بازی با اطلاعات ناقص و گمراهکننده
او با مبهمسازی و کنترل جریان اطلاعات، امکان پیشبینی دقیق واکنشها را کاهش داده و طرف مقابل را در وضعیت «تردید دائمی» قرار میدهد
«استراتژی مرد دیوانه» ریشه در سه حوزه مهم دارد:
• نظریه بازیها – توماس شلینگ توضیح میدهد که تهدید زمانی مؤثرتر است که طرف مقابل باور کند بازیگر کنترل کامل بر رفتار خود ندارد.
• روانشناسی سیاسی – مفاهیمی مانند تصمیمگیری تحت عدمقطعیت، سوگیریهای شناختی و اثر شوک، ابزار طراحی رفتارهای غیرمتعارف را فراهم میکنند.
• مطالعات امنیتی – این استراتژی با الگوهای بازدارندگی، تقابل قدرتها و جنگ اطلاعاتی پیوند میخورد.
نمونه تاریخی
یکی از نمونههای شناختهشده در ادبیات علوم سیاسی، اقدامات ریچارد نیکسون در سال ۱۹۶۹ در قالب عملیات «منو» است که ترامپ سعی در کپی برداری از آن الگوی رفتاری دارد. نیکسون با بمباران محرمانه کامبوج، افزایش بیسابقه حملات هوایی و تهدید به استفاده از سلاحهای هستهای تلاش کرد تا شوروی و ویتنام شمالی را تحت فشار قرار دهد. گرچه این تاکتیک در کوتاهمدت مؤثر بود اما در بلندمدت منجر به تشدید جنگ و تضعیف اعتبار بینالمللی آمریکا شد و به شکلگیری «سندرم ویتنام» انجامید.
استفاده از استراتژی مرد دیوانه معمولاً پیامدهای زیر را در سطوح مختلف سیستم بینالملل برجای میگذارد:
• تضعیف نهادهای چندجانبه و سازوکارهای حلوفصل مناقشه
• افزایش ریسک محاسبه غلط و درگیریهای ناخواسته
• تغییر معادلات امنیتی و گسترش رفتارهای رادیکال
• کاهش قابلیت پیشبینی در روابط بینالملل
راهکارهای مقابله با «استراتژی مرد دیوانه»
در ادبیات امنیتی، برای مقابله با این استراتژی می بایست از استراتژی «بازدارندگی نامتقارن» استفاده کرد؛ جایی که بازیگران ضعیفتر با تهدیدات شدید، نامتعارف و کمهزینه، قدرتهای بزرگ را به عقب نشینی وامیدارند. اقداماتی که سیاسیون باید هماهنگ با نظامیون آنها را انجام دهند.
1. شناسایی نقاط ضعف بازیگر قدرتمند
از جمله وابستگیهای تکنولوژیک، آسیبپذیریهای سایبری یا شکافهای اجتماعی.
2. طراحی تهدیدات کمهزینه اما پراثر
مانند عملیات سایبری، جنگ اطلاعاتی یا بهرهگیری از شبکههای موازی.
3. ایجاد تأثیر روانی از طریق انتشار محدود اطلاعات
ابهامسازی در مورد تواناییها و پیامدها، زمانبندی پیشبینیناپذیر و فشار روانی افزایشی.
4. تثبیت بازدارندگی از طریق تهدیدات غیرمتقارن
قدرت بزرگتر در برابر تهدیداتی که هزینه و پیامدهای نامتناسب ایجاد میکنند، ناچار به تعدیل رفتاری میشود.
بنابراین استراتژی مرد دیوانه در دنیای امروز از یک تاکتیک مقطعی فراتر رفته و به یک چارچوب راهبردی با آثار ژرف در نظام بینالملل بدل شده است. اگرچه این الگو میتواند در مقاطع کوتاهمدت دستاوردهای سریعی ایجاد کند، اما در بلندمدت به افزایش بیاعتمادی، بیثباتی سیستمیک و تضعیف سازوکارهای همکاری بینالمللی منجر میشود. شما امروز دیدید که با بازگشایی بازارهای اقتصاد دنیا ، اسم رمز عملیات ترامپ یعنی مذکره با ایران برخلاف هفته پیش هیچ تاثیری در کاهش قیمت نفت و ثبات بازار نداشت.
بنابراین هزینههای سیاسی، اقتصادی و امنیتی این رویکرد بسیار فراتر از منافع کوتاهمدت آن می باشد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



لذا تهدیدها ما باید جدی تر باشد
بی هراس دیوانه وار تر اقدام کنی تا طرف کم بیاورد