چرا در تهران میجنگیم؛ تحلیل نقش دستگاههای امنیتی در سیاست خارجی کشورها
گروه سیاسی: مجید سجادی پناه: در قرن بیستویکم، قدرت دیگر فقط در تعداد سرباز یا کلاهک هستهای سنجیده نمیشود. قدرت واقعی در توانایی «دیدن قبل از دیگران»، «تعریف تهدید قبل از دیگران» و «ضربه زدن بدون اینکه کسی بتواند انگشت اتهام را مستقیماً سمت پایتخت بگیرد» نهفته است.
به گزارش بولتن نیوز،بنابراین دستگاههای اطلاعاتی در ساختار دولت های مدرن، کارکردی فراتر از صرف جمعآوری دادههای خام ایفا میکنند؛ این نهادها به مثابه بازیگران نهادیِ قدرتمند در فرآیند سیاستگذاری امنیت ملی و خارجی عمل میکنند.
امروز دیگر همه میدانند که در عصر «جنگ سایهها»، سیاست خارجی دیگر توسط وزارتخانههای خارجه تعیین نمیشود؛ بیش از ۸۰ درصد تصمیمات راهبردی قدرتهای بزرگ در اتاقهای تاریک سازمانهای اطلاعاتی گرفته میشود.
البته قدرت واقعی دستگاههای اطلاعاتی فقط در پول، بودجه و امکانات آنها نیست؛ در توانایی تبدیل «اطلاعات» به «سیاست دلخواه» است. بارزترین نمونهاش سال ۲۰۰۲ بود: جامعهٔ اطلاعاتی آمریکا با «اطمینان صددرصد» اعلام کرد صدام حسین سلاح کشتار جمعی دارد و میتواند در ۴۵ دقیقه حمله کند. کالین پاول با یک لولهٔ آزمایش پودر سفید در سازمان ملل ایستاد و دنیا را قانع کرد. نتیجه یک تریلیون دلار هزینه، نزدیک به یک میلیون کشته و در نهایت حتی یک شیشه آنتراکس هم پیدا نشد. در آن لحظه معلوم شد اطلاعات دیگر علم نیست؛ ابزار سیاسی شده است.
دیپلماسی و میدان در ایران
کشور ما همزمان هدف دو قدرت بزرگ اطلاعاتی است، ولی با هزینهای نسبتا محدود، ایران بازدارندگی واقعی ایجاد کرده و توانسته است امریکا و اسرائیل را در چند جبهه درگیر نگه دارد.
ایران کشوری بیهمتا در این زمینه است که همزمان شکار، شکارچی و معمار است. کشوری که در روی هر سه صندلی نشسته است
در هیچ نقطهای از جهان، رابطهٔ «میدان» و «دیپلماسی» به اندازهٔ ایران، همزمان متضاد و مکمل نیست.
دو چهره، دو زبان، دو لباس؛ اما یک هدف مشترک: *بقای نظام و تبدیل ایران به قدرت مسلط منطقه.*
در عمل، ایران دو دستگاه سیاست خارجی دارد:
• دیپلماسی رسمی : در وزارت امور خارجه
• دیپلماسی میدانی: دستگاه های اطلاعاتی
این دوگانگی ستون بقای کشور بوده است.
دکترین: ما در این زمینه این بود که «اگر دشمن را در حلب متوقف نکنیم، باید در همدان بجنگیم»
پس از ۱۳۶۸، یک اصل به دکترین رسمی امنیتی تبدیل شد: *«دفاع پیشرونده و عمق استراتژیک».*
حاج قاسم بارها تکرار کرد: «در حلب و دیرالزور میجنگیم تا تهران امن بماند».
ولی پس از ترورش در دی ۱۳۹۸، این دکترین تضعیف شد.
سه نمونهٔ عملیاتی که این دکترین را تثبیت کردند عبارتند از
۱. حزبالله لبنان – از ۱۹۸۲ تا امروز
از چند صد نیروی محلی در بقاع به ارتشی ۱۰۰ هزار نفری با ۱۵۰ هزار موشک دقیق.
جنگ ۳۳ روزهٔ ۲۰۰۶ اولین شکست رسمی اسرائیل بود.
اسرائیل پیشبینی میکرد جنگ آینده با لبنان، «جنگ هفت جبهه» خواهد بود.
۲. سوریه – ۲۰۱۱ تا امروز
وقتی داعش تا نزدیکی دمشق و بغداد رسید، خط قرمز ایران رد شد.
با وجود هزینههای انسانی و مالی سنگین، نتیجه چنین بود:
• تنها متحد عربی حفظ شد
• مسیر زمینی تهران–بیروت برقرار ماند
• پروژهٔ تکفیریای که میتوانست امنیت داخل ایران را تهدید کند، در همانجا مهار شد.
۳. یمن – ۲۰۱5 تا امروز
کمکهای ایران محدود اما دقیق بود: آموزش، مشاوره، توان پهپادی و موشکی.
النتیجه:
• ایلات عملاً بسته شد
• کشتیهای اسرائیل در تیررس قرار گرفت
• ائتلاف سعودی–آمریکایی پس از ۱۰ سال هزینهٔ نجومی بدون پیروزی مجبور به صلح شدند.
*آیا این مدل پس از حاج قاسم پایدار ماند؟؟؟!!!*
یا با فریب ناچار شده ایم یکی از این دو بال یعنی دیپلماسی را بر میدان ترجیح بدهیم؟
ایران امروز باید نقش دستگاه های اطلاعاتی را در سیاست خارجی تقویت کند امریکا با 108 میلیارد دلار بودجه آشکار و میلیاردها دلار بودجه پنهان و داشتن 18 دستگاه اطلاعاتی نقش منحصر بفردی در طراحی سیاست خارجی این کشور برعهده دارد.
در مذاکرات آقای عراقچی با امریکا باید تحلیلگران امنیتی کنار او می نشستند تا بتوانند طراحی دستگاه های اطلاعاتی که از زبان دیپلمات های آنها برون می آمد را خنثی نمایند.
تحلیلگران امنیتی که دارای ویژیگی های زیر باشند:
• شناخت عمیق ساختار، بودجه و عملیات پنهان سازمانهای اطلاعاتی بزرگ جهان
• توانایی تحلیل عملیات مخفی (کودتا، ترور، جنگ نیابتی، عملیات سایبری)
• تسلط بر مفاهیم پیشرفته مانند دفاع پیشرونده، بازدارندگی نامتقارن و امنیت هستیشناختی
• مهارت در شبیهسازی بحران، سناریوسازی و پیشبینی پیامدهای تصمیمات امنیتی-دیپلماتیک
• مطالعه موردی بحرانهای واقعی (اوکراین، غزه، خاورمیانه و…)
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


