لزوم وحدت فرماندهی و درک مقتضیات زمان در انتخاب رهبر
گروه سیاسی: دکتر علیاکبر حیدریفرد رئیس دفتر حفاظت و اطلاعات کانون نویسندگان دفاع مقدس: ما در میان جنگی ظالمانه قرار داریم؛ جنگی که در آن قدرتمندترین و پلیدترین نیروهای نظامی جهان در برابر ما صفآرایی کردهاند. با فضل الهی، در پایان این جنگ، هم انتقام خون رهبر شهیدمان و هم همه ظلمهایی را که دههها بر یک ملت روا داشتهاند خواهیم گرفت.
به گزارش بولتن نیوز، خونهایی که از ما ریختهاند و ناجوانمردیهایی که حتی در مسیر مذاکرات به راه انداختند، سرانجام با تحقیر و شکست پاسخ داده خواهد شد؛ شکستی که شاید برای توجیه آن، افرادی چون ترامپ حتی به مداخله اجنه استناد کنند.
امروز روز مداهنه نیست. امروز زمان مباحثه بر سر اختلافنظرهای صرف در یکی از ابواب فقه، بهویژه فقه نوپدید نظامات یا حکمرانی، در حالی که مصلحت خود را دیده و از مصلحت جهان اسلام، تشیع، کشور ایران و نظام جمهوری اسلامی ایران غفلت کنیم، نیست.
کشور به رهبری جوان، فقیه، کارآمد، عارف، شجاع، زمانشناس، دردمند و مردمی نیاز دارد؛ رهبری که علمدار دفاع از پابرهنگان باشد و در عین حال بدون افراط در نقض مالکیت خصوصی اشخاص و حرمت مال مسلمین، عادلانه زندگی کند و برای عدالت زیست نماید. از همه مهمتر، چنین فردی باید پایبند به سیره امام شهید، حضرت آیتالله خامنهای، و در مسیر امامین انقلاب باشد.
در کنار این ویژگیها، لازم است فردی منزه از قدرتطلبی و جاهطلبی باشد؛ زیرا نتیجه چنین صفاتی، در صورت وجود، خودکامگی است. جامعه به فردی آگاه و مسلط بر امور جاری کلان کشور نیاز دارد؛ کسی که با چگونگی تصمیمگیریهای رسمی و غیررسمی آشنا باشد و دهها سال تجربه عینی در این زمینه داشته باشد.
چالش میان اجتهاد و مدیریت از جمله نقاط ضعفی است که باید در آینده در قانون اساسی برطرف شود. اجتهاد حداقلی، یعنی اجتهاد متجزی، و اجتهاد حداکثری، یعنی فقیه جامعالشرایط، دو سوی مفهوم اجتهاد هستند که هر دو در فقه مطرح میباشند. در عین حال، مدیریت در دنیای امروز از مدیریت پروژه تا مدیریت کلان نظامها، نیازمند دانش، توانمندی و ظرفیتهایی در سطح مدیریتی جهانی است.
از حیث عملی، دستیابی به اجتهاد حداکثری که مستلزم دهها سال مباحثه و تدریس شبانهروزی در علوم مختلف فقهی است، همزمان با کسب تجربه عملی گسترده در مدیریت کلان کشور برای بسیاری دشوار است. بنابراین، در شرایط کنونی، توانایی و تجربه عینی در مدیریت کلان کشور، نحوه اداره بحرانها، جلوگیری از انحراف در مسیر اصول و ارزشهای نظام، و شناخت همهجانبه مسائل کشور، اهمیت ویژهای دارد.
از همه مهمتر، پایبندی و وفاداری عمیق به سیره و سنت امامین انقلاب، بهویژه امام شهید حضرت آیتالله خامنهای، ضرورتی انکارناپذیر است؛ شخصیتی که در طول سی و هفت سال رهبری خود، حتی کوچکترین نشانهای از تمایل به مطرح شدن فردی بهعنوان جانشین از سوی خود بروز ندادهاند.
بیتردید، حوزه علمیه قم با وجود اختلافنظرهای محترم فقهی میان فقهای عظیمالشأن، در نهایت خبرگان امت را ارشاد خواهد کرد و مجلس خبرگان رهبری نیز فردی را که برای انقلاب، مردم، کشور و اسلام شایستهتر از همه در اداره امور باشد انتخاب خواهد نمود.
اما حقیقت ماجرا از منظر فقه شیعه در جایی دیگر نیز قابل تأمل است. در این عالم هستی رازی نهفته نیست. سالها پیش، آیتالله احمد بهشتی، عضو خبرگان رهبری از استان فارس، که در ستاد انتخاباتی ایشان افتخار همراهی با وی را داشتم، با نگرانی پرسیدند: شما بهعنوان عضو کمیته انتخاب رهبری در خبرگان، چه کسی را در نظر دارید؟ ایشان با آرامش پاسخ دادند: «وقتش که برسد، آقا امام زمان خود انتخاب میکند و معرفی میکند و جامعه نیز وصی و نایب او را در آغوش میکشد.»
حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای تنها فرد نامداری است که در پس هر یک از این عبارات، مصداق اکمل و اعلی آن دیده میشود. اگر کارشکنی برخی افراد ـ از جمله سه تن از فقهای خارج از خبرگان ـ که شاید شرایط کشور را درک نکرده یا مصلحت شخصی را مدنظر دارند وجود نداشت، چهبسا خبرگان رهبری با وحدت و انسجام کامل و بدون حتی یک مخالف، نام مبارک ایشان را بهعنوان ولی امر مسلمین اعلام مینمودند.
امید است این افراد از دستاندازیهایی که ممکن است به هلاکت یک قوم بینجامد دست بردارند. در غیر این صورت، اینجانب شخصاً با رسانهای کردن نامها و دلایل مربوطه، آنان را به مردم معرفی خواهم کرد.
وَالعاقِبَةُ لِلمُتَّقین
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



اگر از دوستان کسی می شناسد لطفا به ماهم بگویند