کد خبر: ۸۸۲۲۹۹
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
ملکه‌ای بدون تاج، سیاستمداری بدون صلاحیت

از بازار مد و حاشیه‌های شخصی تا ورود بی‌محابا به سیاست؛ روایتی از تأیید توهین به مقدسات میلیون‌ها ایرانی

موضع‌گیری جنجالی یاسمین پهلوی در حمایت از فراخوان علی کریمی برای آتش زدن قرآن، شکافی تازه در میان چهره‌های اپوزیسیون ایجاد کرده و حتی واکنش محتاطانه رضا پهلوی را نیز تحت‌الشعاع قرار داده است؛ رخدادی که بحث درباره مرز میان اعتراض سیاسی و توهین به باورهای مذهبی را دوباره داغ کرده است.
از بازار مد و حاشیه‌های شخصی تا ورود بی‌محابا به سیاست؛ روایتی از تأیید توهین به مقدسات میلیون‌ها ایرانی

گروه سیاسی،در روزگاری هستیم که در اپوزیسیون ایران شاهد ظهور چهره‌هایی هستیم که نه تنها فاقد کوچک‌ترین صلاحیت سیاسی هستند، بلکه با اظهارنظرهای بی‌پروا و غیرمسئولانه خود، آتش به خرمن وحدت ملی می‌زنند و شکاف‌های اجتماعی را عمیق‌تر می‌کنند.

به گزارش بولتن نیوز،آخرین نمونه از این دست، موضع‌گیری جنجالی یاسمین پهلوی، همسر رضا پهلوی، درباره فراخوان علی کریمی برای آتش زدن قرآن کریم است؛ اقدامی که او آن را شجاعانه و قهرمانانه توصیف کرده و علی کریمی را بزرگ‌ترین قهرمان ملی ایران نامیده است.

 

این ماجرا اما تنها یک واکنش ساده سیاسی نیست. این ماجرا پرده از واقعیت‌های تلخ‌تری برمی‌دارد؛ واقعیت‌هایی درباره افرادی که بدون هیچ پشتوانه فکری، بدون هیچ درکی از جامعه ایران و بدون هیچ مشروعیت مردمی، خود را در جایگاه تصمیم‌گیری و نظردهی درباره سرنوشت یک ملت قرار داده‌اند.

از بازار مد و حاشیه‌های شخصی تا ورود بی‌محابا به سیاست؛ روایتی از تأیید توهین به مقدسات میلیون‌ها ایرانی

ماجرا از آنجا آغاز شد که علی کریمی، فوتبالیست سابق تیم ملی ایران که در سال‌های اخیر به چهره‌ای سیاسی تبدیل شده، فراخوانی برای آتش زدن قرآن صادر کرد. این اقدام، صرف‌نظر از موضع سیاسی هر فرد، واکنش‌های گسترده‌ای را در میان ایرانیان داخل و خارج از کشور برانگیخت. بسیاری از فعالان سیاسی، حتی آنهایی که شدیدترین مواضع انتقادی را نسبت به جمهوری اسلامی دارند، این اقدام را نه تنها غیرضروری بلکه مخرب و توهین‌آمیز نسبت به اعتقادات بخش بزرگی از جامعه ایران دانستند.

از بازار مد و حاشیه‌های شخصی تا ورود بی‌محابا به سیاست؛ روایتی از تأیید توهین به مقدسات میلیون‌ها ایرانی

در این میان رضا پهلوی، که خود را وارث تاج و تخت پادشاهی ایران می‌داند، با انتشار بیانیه‌ای تلاش کرد تا به نحوی خود را از مواضع علی کریمی فاصله دهد. این بیانیه، هرچند محتاطانه و با زبانی دیپلماتیک تنظیم شده بود، نشان می‌داد که حتی پادشاه خودخوانده نیز درک کرده است که تأیید توهین به مقدسات دینی میلیون‌ها ایرانی نمی‌تواند استراتژی مناسبی برای جلب حمایت مردمی باشد. اما آنچه پس از این بیانیه رخ داد، جالب‌تر و البته نگران‌کننده‌تر بود.

از بازار مد و حاشیه‌های شخصی تا ورود بی‌محابا به سیاست؛ روایتی از تأیید توهین به مقدسات میلیون‌ها ایرانی

یاسمین پهلوی، همسر رضا پهلوی، که در رسانه‌های فارسی‌زبان از او با عنوان ملکه خودخوانده یاد می‌شود، در اقدامی که حتی با بیانیه شوهرش نیز در تضاد آشکار بود، علناً از اقدام علی کریمی حمایت کرد. او نه تنها فراخوان آتش زدن قرآن را محکوم نکرد، بلکه آن را اقدامی شجاعانه و قهرمانانه نامید و علی کریمی را بزرگ‌ترین قهرمان ملی ایران خطاب کرد. این موضع‌گیری، سؤالات بسیاری را درباره هماهنگی یا عدم هماهنگی در خانواده پهلوی و همچنین درباره صلاحیت فردی یاسمین پهلوی برای ورود به عرصه سیاست مطرح کرده است.

از بازار مد و حاشیه‌های شخصی تا ورود بی‌محابا به سیاست؛ روایتی از تأیید توهین به مقدسات میلیون‌ها ایرانی

برای درک بهتر این ماجرا، لازم است نگاهی دقیق‌تر به پیشینه و شخصیت یاسمین پهلوی بیندازیم. یاسمین اقبال، متولد سال ۱۹۶۸ در اصفهان، پیش از ازدواج با رضا پهلوی در سال ۱۹۸۶، هیچ سابقه سیاسی نداشت و عمده فعالیت‌های او در حوزه مد و زیبایی بوده است. او که در محافل ایرانیان مقیم خارج از کشور بیشتر به خاطر حضور در مراسم مد و رویدادهای اجتماعی شناخته می‌شود تا فعالیت‌های سیاسی، در سال‌های اخیر تلاش کرده تا خود را به عنوان چهره‌ای سیاسی و صاحب‌نظر در مسائل ایران معرفی کند.

از بازار مد و حاشیه‌های شخصی تا ورود بی‌محابا به سیاست؛ روایتی از تأیید توهین به مقدسات میلیون‌ها ایرانی

اما ورود او به عرصه سیاست از همان ابتدا با جنجال و حاشیه همراه بوده است. یکی از جنجالی‌ترین اظهارنظرهای او این بود که ملت ایران به خاندان پهلوی بدهکار است و شوهرش از خود مایه گذاشته تا به کمک مردم ایران بیاید. این سخن، که بازتاب‌دهنده نگاهی از بالا به پایین و تحقیرآمیز نسبت به ملت ایران بود، موجی از انتقادات را در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های فارسی‌زبان برانگیخت. بسیاری از کاربران ایرانی با اشاره به تاریخ دوران پهلوی و نقش این خاندان در تحولات سیاسی ایران، این ادعا را مضحک و بی‌اساس خواندند.

از بازار مد و حاشیه‌های شخصی تا ورود بی‌محابا به سیاست؛ روایتی از تأیید توهین به مقدسات میلیون‌ها ایرانی

نکته قابل تأمل دیگر، حاشیه‌های زندگی شخصی یاسمین پهلوی است که بر کسی در محافل ایرانیان مقیم آمریکا و اروپا پوشیده نیست. شایعات مربوط به روابط او با مدل‌های مرد در صنعت مد و ادعاهای مربوط به خیانت او به همسرش، سال‌هاست که در محافل ایرانیان خارج از کشور نقل می‌شود. هرچند ورود به زندگی شخصی افراد، اصولاً کاری ژورنالیستی پسندیده نیست، اما زمانی که فردی خود را در مقام ملکه یک ملت قرار می‌دهد و درباره ارزش‌ها و اخلاقیات یک جامعه اظهارنظر می‌کند، طبیعتاً زندگی شخصی او نیز مورد کنکاش عمومی قرار خواهد گرفت. فردی که خود در زندگی شخصی‌اش پایبندی به تعهدات اخلاقی نشان نمی‌دهد، چگونه می‌تواند درباره قهرمان ملی بودن یا نبودن افراد و ارزش‌ها و باورهای یک ملت داوری کند؟

از بازار مد و حاشیه‌های شخصی تا ورود بی‌محابا به سیاست؛ روایتی از تأیید توهین به مقدسات میلیون‌ها ایرانی

اما فراتر از حاشیه‌های شخصی، آنچه در اظهارنظر اخیر یاسمین پهلوی بیش از هر چیز نگران‌کننده است، بی‌اطلاعی مطلق او از واقعیت‌های جامعه ایران و اعتقادات مردم این سرزمین است. ایران کشوری است که اکثریت قاطع جمعیت آن، حتی بسیاری از آنهایی که شدیدترین مخالفت‌ها را با حکومت فعلی دارند، همچنان به قرآن به عنوان کتاب مقدس خود احترام می‌گذارند. تفکیک میان نقد حکومت دینی و توهین به مقدسات دینی، از ابتدایی‌ترین اصول مبارزه سیاسی عقلانی است که یاسمین پهلوی ظاهراً از درک آن عاجز است.

از بازار مد و حاشیه‌های شخصی تا ورود بی‌محابا به سیاست؛ روایتی از تأیید توهین به مقدسات میلیون‌ها ایرانی

جالب اینجاست که خاندان پهلوی در طول سال‌ها تلاش کرده است تصویری از خود به عنوان حافظان فرهنگ و تمدن ایران ارائه دهد. رضاشاه و محمدرضاشاه، هرچند خود منتقدان بسیاری داشتند، اما هیچ‌گاه به طور علنی به مقدسات دینی مردم ایران توهین نکردند. حتی محمدرضاشاه پهلوی که در اواخر حکومتش با روحانیت در تضاد قرار داشت، هرگز به اندازه‌ای بی‌درایت نبود که قرآن را مورد بی‌احترامی قرار دهد. او می‌دانست که بخش عظیمی از پایگاه اجتماعی‌اش، مردم مسلمان و معتقدی هستند که احترام به مقدساتشان خط قرمز است. اکنون اما نسل بعدی این خاندان، که در غرب بزرگ شده و ارتباطشان با واقعیت‌های جامعه ایران به حداقل رسیده، ظاهراً حتی این درک ابتدایی را نیز از دست داده‌اند.

از بازار مد و حاشیه‌های شخصی تا ورود بی‌محابا به سیاست؛ روایتی از تأیید توهین به مقدسات میلیون‌ها ایرانی

اما آنچه اقدام یاسمین پهلوی را از اقدام علی کریمی متمایز و در عین حال خطرناک‌تر می‌کند، این است که او خود را در جایگاه ملکه ایران قرار داده و ادعای نمایندگی یک ملت را دارد. زمانی که یک فوتبالیست اظهارنظر سیاسی می‌کند، مردم آن را در چارچوب نظر شخصی یک ورزشکار ارزیابی می‌کنند. اما زمانی که کسی که مدعی مقام ملکه یک کشور است، توهین به کتاب مقدس اکثریت مردم آن کشور را تأیید می‌کند، این اقدام ابعاد بسیار خطرناک‌تری پیدا می‌کند. این یعنی فردی که خود را حاکم آینده ایران می‌داند، هیچ احترامی برای اعتقادات مردمش قائل نیست.

 

واکنش‌های مردمی به اظهارنظر یاسمین پهلوی در شبکه‌های اجتماعی نیز بازتاب‌دهنده همین واقعیت است. بسیاری از کاربران ایرانی، حتی آنهایی که خود را مخالف جمهوری اسلامی می‌دانند، از این اظهارنظر ابراز انزجار کرده‌اند. عبارت‌هایی مانند «او ایران را نمی‌شناسد»، «ملکه‌ای که مردمش را نمی‌فهمد» و «کسی که از فرهنگ مد آمده نمی‌تواند درباره فرهنگ یک ملت تصمیم بگیرد» از پرتکرارترین واکنش‌ها بوده‌اند. این واکنش‌ها نشان می‌دهد که جامعه ایران، حتی در میان آن بخشی که خواهان تغییر سیاسی است، آمادگی پذیرش توهین به مقدسات دینی خود را ندارد.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین