ایران میان دشمن بیرونی و زخمهای درونی؛ چرا سخن عبدالکریمی را باید جدی گرفت؟
گروه سیاسی: حوادث دیماه ۱۴۰۴، چنانکه بیژن عبدالکریمی بهدرستی تأکید میکند، صرفاً مجموعهای از اعتراضات یا ناآرامیهای مقطعی نبود؛ بلکه نشانهای از ورود جامعهٔ ایران به مرحلهای تازه و پرمخاطره در تاریخ حیات اجتماعی خود است.
به گزارش بولتن نیوز، اهمیت سخنان عبدالکریمی نه در همصدایی ساده با حاکمیت و نه در نفی انتقادات اجتماعی، بلکه در تغییر زاویهٔ پرسش نهفته است: او ما را از پرسش «چه کسی مقصر است؟» به پرسش عمیقتر «ما در کجای این بحران ایستادهایم؟» فرامیخواند.
۱. جابهجایی کانون تهدید: از دشمن بیرونی به ضعف درونی
عبدالکریمی با صراحت میگوید پاشنهٔ آشیل ایران، پیش و بیش از قدرت نظام سلطهٔ جهانی، ضعفهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی درونی است. این گزاره، اگرچه برای برخی ناخوشایند است، اما از دل یک تحلیل واقعگرایانه بیرون میآید. تاریخ نشان داده است که هیچ کشوری صرفاً با فشار خارجی فرو نمیپاشد، مگر آنکه از درون دچار فرسایش انسجام، اخلاق عمومی و اعتماد اجتماعی شده باشد. در این معنا، سخن عبدالکریمی نه تبرئهٔ دشمن خارجی، بلکه هشدار نسبت به زمینههای داخلیِ نفوذپذیری است.
۲. خشونت عریان و مسئلهٔ «دیگری» در متن جامعه
یکی از حساسترین و در عین حال شجاعانهترین بخشهای سخنان عبدالکریمی، تحلیل او از خشونت دیماه است؛ خشونتی که به تعبیر او «هیچچیز از داعشیگری کم نداشت». دفاع از این موضع به معنای انکار اعتراضات مدنی یا نادیدهگرفتن مطالبات اجتماعی نیست، بلکه تأکید بر این نکته است که هر اعتراضی لزوماً مدنی نمیماند و هر خشمی الزاماً ریشه در فرهنگ بومی و اخلاق تاریخی یک ملت ندارد.
عبدالکریمی بهدرستی میان «اعتراض» و «خشونت سازمانیافته» تمایز میگذارد و هشدار میدهد که حضور «دیگری» – اعم از شبکههای اطلاعاتی خارجی، گروههای مسلح و جریانهای تجزیهطلب – واقعیتی است که انکار آن، بیش از آنکه نشانهٔ روشنفکری باشد، نشانهٔ سادهانگاری است.
۳. نقد روشنفکریِ بیمسئولیت؛ خودانتقادیِ مغفول
یکی از ارزشمندترین لایههای متن عبدالکریمی، خودانتقادی روشنفکرانه است. او، برخلاف بسیاری از نخبگان دانشگاهی، خود را بیرون از دایرهٔ مسئولیت قرار نمیدهد و صراحتاً میپرسد: آیا تمرکز یکسویه بر نقد قدرت سیاسی، به قیمت فراموشی فرهنگ، اخلاق و همبستگی اجتماعی، در شکلگیری این وضعیت بیتأثیر نبوده است؟
این پرسش، نه حمله به نقد سیاسی، بلکه نقدِ «نقدِ بیریشه» است؛ نقدی که اگر به گسست حاکمیت–ملت، بیگانگی اجتماعی و تهیشدن اخلاق عمومی دامن بزند، ناخواسته میتواند به زمینهساز خشونت بدل شود.
۴. رسانه، روایت و مسئولیت حقیقت
شهادت عبدالکریمی دربارهٔ فاصلهٔ عمیق میان واقعیت میدانی و روایت رسانههای خارجی، بخش دیگری از متنی است که شایستهٔ دفاع عقلانی است. مسئله در اینجا دفاع بیچونوچرا از عملکرد دولت نیست، بلکه یادآوری این حقیقت است که دروغِ رسانهای نیز خود شکلی از خشونت است؛ خشونتی که با تحریف واقعیت، زمینهٔ مشروعیتبخشی به فشار، تحریم و حتی حملهٔ نظامی را فراهم میکند.
۵. هشدار به حاکمیت؛ عدالت بهمثابه شرط بقا
نکتهٔ کلیدی در متن عبدالکریمی این است که حمایت او از امنیت ملی، هرگز به سکوت در برابر فساد، بیعدالتی و الیگارشی اقتصادی منجر نمیشود. برعکس، او صریحاً هشدار میدهد که تداوم فقر، بیکاری و نومیدی اجتماعی، نهتنها سرمایهٔ اجتماعی نظام را فرسوده میکند، بلکه کشور را در برابر حملات خارجی آسیبپذیرتر خواهد ساخت. در این معنا، عدالت نه یک شعار اخلاقی، بلکه ضرورتی امنیتی و تاریخی است.
جمعبندی: بازگشت به مسئولیت جمعی
متن بیژن عبدالکریمی را باید تلاشی دانست برای بازگرداندن سیاست به سطح مسئولیت جمعی. او نه مردم را یکسره مقصر میداند، نه حاکمیت را مطلقاً مبرّا، و نه دشمن خارجی را توهم. ارزش سخن او در این است که میگوید: اگر قرار است آیندهای داشته باشیم، باید همزمان با دشمن بیرونی، با ضعفهای درونی، فروپاشی اخلاقی، بیعدالتی اقتصادی و بیمسئولیتی نخبگانی نیز مواجه شویم.
دفاع از عبدالکریمی، در نهایت، دفاع از یک موضع است:
موضعی که ایران را نه میدان تسویهحساب ایدئولوژیک، بلکه خانهای مشترک و زخمی میبیند که بقای آن، بدون عقلانیت، اخلاق و عدالت، ممکن نخواهد بود.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



شاخص ترین واژه که خودنمایی کرد
همانا تک واژهیِ _ «عدالت مفقوده»
و پس از آن _ «دسترنج های ربوده»
بعدی واژهیِ «غنیسازی هردرصدی»
در مراکز و کانون های «خودمختار»
اگر آن دلنوشته ها بَر صفحه بیاوری
حرف به حرف آن «هشدار هشدار»
دریغ و درد که غرور کاذب نگذاشت۱
دریغ و درد که غرور کاذب نگذاشت۲
همّت خویش بَر ترنوور مالی گذاشت
گاه تکفیر شدیم و گاه تهدیدِ اخراج!
و براساس قانون نانوشته «خَراج»
که پیشاپیش، کسر می کردند هماره
بلبشو شده بود، خلاف اهداف اولیه
ابتداء خزانه پُر بشود و بعداً ثانویه
دأب آنها مُدام پائین کشیدن فتیله
چه به لحاظ مادی باشد و چه دانش
قلمها متوقف و فلان ها در آسايش
مهمترین: خزانه شبانه روزی، زایش۱
مهمترین: خزانه شبانه روزی، زایش۲
حرف به حرف نوشتار در آسیاب بریز
تمامی حروف نوشتار را بکن ریز ریز
دوباره سَر برآورد «عدالت مفقوده»
هیچ علاج نیست این دردِ بی درمان
جُز _ ری سِت و عودت همهیِ ربوده
تاکه بی دغدغه، تمشیت امور آسوده
▪︎ دُردکَشِ جرعه خور دُرْدْکَشان من بودم
▪︎ در مجلسِ شان، بدین نِشان من بودم
▪︎ گفتم بَد و نیکِ شان ببینم چوُن است
▪︎ چون نیک بدیدم، بَدِشان من بودم