کد خبر: ۸۷۹۴۸۹
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

مرد واقعی کیست؟

مردانگی یعنی؛ جوانمردی، رشادت، شجاعت، غیرت، شهامت، فتوت، مروت،  مردی که روی زنش دست بلند می‌کند یا صدایش را بلند می‌کند ، روی زن و بچه و مردم فریاد میزند و ظلم و ستم می‌کند و آزار و اذیتش به همسایه اش می رسد ، مرد نیست نامرد است…
مرد واقعی کیست؟

به گزاش بولتن نیوز حجه الاسلام و المسلمین علیرضا توحیدلو: هر کس این سه خصلت را داراست به معنی واقعه کلمه مرد است…
مرد یک کلمه سه حرفی است که ؛
۱- م مرد یعنی مردانگی
 
مردانگی یعنی؛ جوانمردی، رشادت، شجاعت، غیرت، شهامت، فتوت، مروت،  مردی که روی زنش دست بلند می‌کند یا صدایش را بلند می‌کند ، روی زن و بچه و مردم فریاد میزند و ظلم و ستم می‌کند و آزار و اذیتش به همسایه اش می رسد ، مرد نیست نامرد است…
پس مردانگی مخصوص مردی مانند امیرالمؤمنین علی علیه السلام و مقلدین واقعی ایشان است.
یکی نمونه از مردانگی و جوانمردی مولای متقیان امیرالمؤمنین علی علیه السلام ؛ اینجا صحبت از دادگاهی می شود که امام علی ( علیه السلام ) و فرد یهودی طرف دعوا هستند و ظاهراً دعوا بر سر زرهی است که متعلق به علی ( علیه السلام ) هست و در دست یهودی ست و... واقعه ماجرا در زمان زمامداری و خلافت مولا بوده و عجیب نیست که مولا به عنوان خلیفه در بازار ، زره خود را دست ،  دست فروش یهودی ببیند و مدعی شود به طوری که قائله ختم به دادگاه شود؟
برخی تاریخ نویسان، طرف دعوا را مسیحی و برخی دیگر یهودی قلمداد کرده اند.
این داستان در کتاب های تاریخی و حدیثی نقل شده و شاکی نیز امام علی( علیه السلام ) بود و کار آن حضرت در دادگاهی کردن موضوع اختلاف، نوعی احترام به اقلیت های مذهبی و رعایت حقوق مدنی آنها بود، که نه تنها در این ماجرا ، بلکه در داستان های دیگری هم، چنین چیزی از ایشان مشاهده شده است و عدالت و رعایت حقوق مدنی اقلیت ها از سوی حضرتشان چیز تعجب آوری نیست و گرنه آن حضرت می توانست بدون‌ مراجعه‌ به‌ محکمه ، زره‌ خویش‌ را از آن مرد بگیرد.
نخست، دانستن این مطلب لازم است که آنچه در منابع تاریخی نقل شده، برخی تاریخ نویسان، طرف دعوا را فردی مسیحی دانسته و برخی دیگر او را فردی یهودی قلمداد کرده اند (۱) ، ولی به هر حال آن مرد – چه مسیحی و چه یهودی - از اهل ذمّه بود.(۲)
خلاصه ماجرا بر اساس نقل کتاب های تاریخی و حدیثی ( با تفاوت اندکی که میان نقل ها وجود دارد) بدین ترتیب است: در زمان خلافت و زمامداری امام على ( علیه السلام ) در کوفه، زره آن حضرت گم شد. پس از چندى نزد مردی مسیحى (یا یهودی) پیدا شد. علی ( علیه السلام ) به او فرمود: این زره برای من است ، ولی آن مرد انکار کرد و گفت: زره در دست من است ، شما که ادعا می‌کنید باید دلیل بیاورید.
امام على ( علیه السلام ) او را به محضر قاضى برد و اقامه دعوى کرد که این زره از آن من است ، نه آن را فروخته ام و نه به کسى بخشیده ام و اکنون آن را در نزد این مرد یافته ام . شریح، قاضى دادگاه ، به آن مرد گفت: خلیفه ادعاى خود را اظهار کرد ، تو چه مى گویى؟ او گفت: این زره مال خود من است و در عین حال ، گفته مقام خلافت (امیرالمؤمنین) را تکذیب نمى کنم [ممکن است خلیفه اشتباه کرده باشد]. قاضى رو به امام( علیه السلام ) کرده و عرضه داشت: شما مدّعى هستید و این شخص منکر است ، به همین جهت ، ارائه شاهد بر عهده شماست.
امام على( علیه السلام ) در کامل مردانگی و جوانمردی با اینکه حق با ایشان بود لیکن شاهدی نداشت خندید و فرمود: قاضى راست مى گوید، اکنون باید شاهد آورم، ولى من شاهدی ندارم.(۳) قاضى روى این اصل که مدّعى شاهد ندارد، به نفع مسیحى (یا یهودی) حکم کرد و او هم زره را برداشت و روانه شد .
ولى مرد مسیحى که خود بهتر مى دانست زره برای چه کسى است ، پس از آنکه چند قدم برداشت ، برگشت و گفت: این طرز حکومت و رفتار از نوع رفتارهاى بشر عادى نیست ، از نوع حکومت انبیاست ، سپس اسلام آورد و اقرار کرد که زره برای على ( علیه السلام ) است و در مسیر صفّین از دست او افتاد. آنگاه حضرت علی ( علیه السلام ) از اسلام آوردن او خوشحال شد و زره را به او هدیه داد. طولى نکشید که او با شوق و ایمان در زیر پرچم على ( علیه السلام ) و به همراه او با خوارج در جنگ نهروان جنگید. (۴)
بنابراین؛ نزاع و کشمکش میان امام علی ( علیه السلام ) و مرد مسیحی یا یهودی ، آن گونه که دیگران فکر می‌کنند ترسیم و تصویر شده، نبوده است ؛ بلکه آنان با احترام و به دور از هر گونه درگیری ظاهری ، برای روشن شدن ادعا و احقاق حقّ به سوی قاضی رفتند؛ زیرا نباید تصوّر شود که برای به دست آوردن حق باید نزاعی را انداخته و به طرف مقابل بی احترامی کرده ، رفتار انسانی را زیر پا گذاشت ، و او را در اجتماع بی آبرو نمود ، بلکه با احترام و محبت به طرف مقابل هم می توان طرح دعوا کرد. در این داستان نیز نه امام علی( علیه السلام ) برای رسیدن به حق خویش خشونت به خرج داد و نه آن طرف مقابل بعد از شنیدن دعوا برآشفت.
در این داستان، شاکی و مدعی امام علی ( علیه السلام ) است و مرد مسیحی یا یهودی منکر می باشد و طبیعتاً شروع دعوا از جانب مدعی آغاز می شود.
گرچه حکم دادگاه بر اساس قرائن و شواهد ظاهری که در مورد سایر دعاوی وجود دارد ، صادر شده و در واقع حق به حق­دار نرسیده بود ، اما با مسلمان شدن طرف مقابل به دلیل مشاهده رفتار پسندیده ( مردانگی و جوانمردی ) امام علی( علیه السلام ) عملاً نتیجه­ای بهتر از آنچه تصور می رفت به دست آمد.
شیوه برخورد امام علی( علیه السلام ) نوعی احترام به اقلیت های مذهبی و رعایت حقوق مدنی آنها بود، که در موارد دیگری نیز این موضوع مشاهده می شود.(۵)
رعایت حقوق اقلیت ها از سوی آن حضرت ، موضوعی تعجب آور نیست و گرنه آن حضرت می توانست بدون‌ مراجعه‌ به‌ دادگاه ، زره‌ خویش‌ را از آن مرد بگیرد.

دلا باید به هر دم یاعلی گفت
نه هر دم بل دمادم یا علی گفت
به صدق دل همیشه یاد او بود 
به هر پیچ و به هر خم یا علی گفت
دمی که  روح  در  آدم  دمیدند  
ز جا برخاست آدم یا علی گفت
چو نوح از موج طوفان ایمنی خواست 
توسل جست و هر دم یا علی گفت
ز بطن حوت یونس گشت آزاد
ز بس در ظلمت یم یا علی گفت
عصا در دست موسی اژدها شد
کلیم آنجا مسلم یا علی گفت
نمی شد زنده جان مرده هرگز
یقین عیسی بن مریم یا علی گفت
رسول الله شنید از پرده غیب
ندائی آمد آن هم یا علی گفت
نزول وحی چون فرمود سبحان
ملک در اولین دم یا علی گفت
علی در کعبه بر دوش پیمبر
قدم بنهاد آن دم یا علی گفت
به فرقش کی اثر میکرد شمشیر
یقینا ابن ملجم یا علی گفت

۲- ر مرد یعنی رأفت

رأفت به معنای نرم دلی یکی از فضایل نفسانی و صفات پسندیده است که در قرآن و روایات آن را ستوده اند.
رأفت در لغت به معنای مهربانی و ترحم است.
رأفت در بندگان خدا به معنای نرم و دل نازک بودن است که در محبت و نیکی به دیگران و گذشت از آنان تجلّی می یابد.
رأفت خداوند متعال به معنای احسان به بندگان و گذشت از آنان می باشد. از نشانه های سلامت معنوی ، "رأفت" به معنای شفقت و مهربانی می باشد که از فضایل نفسانی و صفات پسندیده است . رأفت صفتی است که هم خدا و هم بندگان به آن مُتّصف شده اند . رأفت خدا به معنیِ احسان به بندگان و گذشت از آنان مى باشد امّا رأفت در بندگان خدا و آدمیان به معناى نرمخوئی و مهربانی است که در محبت و نیکى به دیگران و گذشت از آنان نمود و تجلّى مى یابد. رأفت مرحله اى قوى تر از رحمت ست، در حدیثى از امام صادق (ع) فضیلت « رأفت » از جنودِ عقل شمرده شده است.(۶)

رأفت در قرآن و روایات
با مطالعه اى اجمالى و تفکّر در برخى آیات قرآن مجید ، به نمونه هاى فراوانى از رأفت و رحمت اسلامى در این کتاب آسمانى دست مى یابیم ، که به عنوان اصل اساسى معرّفى شده است. خداوند در آیات متعدد، خود را به صفت «رأفت» توصیف کرده است: «وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ»(۷)
چنان که پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلم  را نیز بدان ستوده است: «لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ»(۸)
همچنین فضیلت «رأفت» در حدیثى از امام صادق علیه السّلام از لشکریان عقل شمرده شده است.(۹)

نمونه ای از رأفت مولای متقیان؛
اميرالمؤمنين على عليه السلام پس از آن كه به دست ابن ملجم ضربت خورد ، از شدت زخم بى حال شده بود. وقتى كه به حال آمد ، امام حسن علیه السلام ظرف شيري به حضرت داد. 
امام كمى از شير خورد و فرمود: اين شير را به اسيرتان ابن ملجم بدهيد. سپس فرمود:
فرزندم ! به آن حقى كه بر گردن تو دارم ، بهترين خوردنيها و نوشيدنى ها را به او بدهيد و تا هنگام مرگم با او مدارا كنيد و از آنچه مى خوريد به او بخورانيد و از آنچه مى نوشيد به او بنوشانيد تا نزد شما گرامى شود:
مي زنــد پس لبِ او كاسـة شيـر 
مي كند چـشم اشـارت بـه اســير
چه اسيري كه همان قاتل اوست 
تو خدايي مگر اي دشمن دوست

روایتی از پیامبر اکرم(ص) که اشاره به این دارد که امام علی(ع) همواره همراه حق و حق را همواره با علی(ع) میداند؛ حدیث عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ وَالْحَقُّ مَعَ عَلِیٍّ 
پس یاران و پیروان و محبین امیرالمؤمنین علی علیه السلام همواره باید حقگو و حق طلب و حق را بگویند حتی اگر به ضرر و زیان شان باشد.(۱۰)

۳- د مرد یعنی دوستی

دوستی بر دو نوع است ؛ اولاً ؛ دوستی با خدا و  ائمه اطهار علیهم السلام و دوماً ؛  دوستی با انسان‌ها ؛ که دوستی نوع اول که هر کس خدا و اهل البیت را ندارد یقیناً ، یعنی علم الیقین ، عین الیقین و حق الیقین زندگی خوبی نداشته و نخواهد داشت… دوستی نوع دوم رابطهٔ اجتماعی مثبت و متقابل بین افراد است که معمولاً بر پایهٔ محبت، اعتماد، و احترامِ متقابل شکل می‌گیرد. از میان ویژگی‌های بارز یک دوست می‌توان به قابل اعتماد بودن، مهربانی، و حمایت‌گری اشاره کرد. به عبارتی، «دوستی» را می‌توان علاقه به رشد، پیشرفت و تکامل «دیگری» در نظر گرفت.
جهت دوستی با خداوند و ائمه اطهار علیهم السلام؛ ذکر فراری از زیارت عاشورا که توسط امام محمدباقر علیه السلام در کامل زیارات اشاره شده است؛ 
اِنّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ 
وَ وَلِیُّ لِمَنْ والاکُمْ وَ عَدُوُّ لِمَنْ عاداکُمْ.
من با كسانى كه با شما در صلح هستند در صلح بوده و با آنان كه با شما حرب و جنگ مى‏كنند حرب مى‏ نمايم، كسى كه شما را دوست دارد دوستش دارم، و با آنان كه با شما دشمنى دارند دشمن مى‏ باشم، 
لذا داشتن و دوستی اهل البیت به حدیثی اشاره می‌شود؛
حَدَّثَنِي أَبِي عَلِيُّ بْنُ مُوسَى، قَالَ: حَدَّثَنِي أَبِي مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ (عَلَيْهِمُ السَّلَامُ)، قَالَ: إِنَّ رَجُلًا جَاءَ إِلَى سَيِّدِنَا الصَّادِقِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) فَشَكَا إِلَيْهِ الْفَقْرَ،
فَقَالَ علیه السلام: لَيْسَ الْأَمْرُ كَمَا ذَكَرْتَ وَ مَا أَعْرِفُكَ فَقِيراً. قَالَ: وَ اللَّهِ يَا سَيِّدِي مَا اسْتَبَيْتُ‏. وَ ذَكَرَ مِنَ الْفَقْرِ قِطْعَةً وَ الصَّادِقُ يُكَذِّبُهُ، إِلَى أَنْ قَالَ لَهُ: خَبِّرْنِي لَوْ أُعْطِيتَ بِالْبَرَاءَةِ مِنَّا مِائَةَ دِينَارٍ، كُنْتَ تَأْخُذُ ؟
قَالَ: لَا. إِلَى أَنْ ذَكَرَ أُلُوفَ دَنَانِيرَ وَ الرَّجُلُ يَحْلِفُ أَنَّهُ لَا يَفْعَلُ،
فَقَالَ لَهُ: مَنْ مَعَهُ سِلْعَةٌ يُعْطَى بِهَا هَذَا الْمَالَ لَا يَبِيعُهَا هُوَ فَقِيرٌ!
مردی نزد امام صادق علیه السلام آمد و از فقر شکایت کرد. امام (ع) فرمود: چنین نیست که می‌گویی و من تو را فقیر نمی‌دانم.
آن مرد عرض کرد : آقا به خدا سوگند نان شب ندارم برای خوردن و سپس مقداری از فقر و فلاکت و نداری خود را شرح داد.
امام علیه السلام همچنان سخنش را رد می کرد تا این که فرمود: بگو ببینم اگر صد دینار به تو بدهند که از ما برائت جویی؛ آن را می‌گیری؟ مرد گفت: نه.
امام پیوسته مبلغ را بالا برد تا به چند هزار دینار رسید. و آن مرد هم‌چنان سوگند می‌خورد که حاضر نیست از ایشان برائت جوید.
پس امام علیه السلام فرمود: کسی که چنین کالایی دارد که حاضر نیست با این قیمت گزاف بفروشد؛ فقیر است؟ (۱۱)

پس داشتن امیرالمؤمنین علی علیه السلام عیناً ثروت است؛

علی ای همای رحمت، تو چه آیتی خدا را
که به ماسوا فکندی همه سایه هما را

دل اگر خداشناسی، همه در رخ علی بین
به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند
چو علی گرفته باشد سر چشمهٔ بقا را

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ
به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن
که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من
چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا

بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب
که علم کند به عالم شهدای کربلا را

چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان
چو علی که می‌تواند که به سر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

به دو چشم خون‌فشانم هله ای نسیم رحمت
که ز کوی او غباری به من آر توتیا را

به امید آن که شاید برسد به خاک پایت
چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان
که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

چه زنم چو نای هر دم ز نوای شوق او دم
که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را

«همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام آشنایی بنوازد آشنا را»

ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهریارا

عشق با علی ست 
یک روز یکی از بزرگان ، شعر مرحوم شهریار را مطرح کرد و گفت:‌ شهریار در وصف علی بن ابی طالب(علیه السلام) شعری گفت، افسوس که یک بیتش ناقص است و کم رنگ. گفتم: کدام بیتش نقص دارد؟ گفت:
” برو ای گدای مسکین در خانه‌ی علی زن………………….
که نگین پادشاهی دهد از کرم گدار را”

و بعد ادامه داده که این بسیار بد است! گفت: علی گدا پرور نیست و کریم پرور است. ای کاش شهریار می گفت: 
مرو ای گدای مسکین تو در سرای مولا…………………..
که علی همیشه می زد در خانه‌ی گدار را.

در خانه علی هم نرو، بگذار او بیاید! مگر امیرالمؤمنین گداپرور است؟ علی(سلام الله علیه) کریم‌پرور است…
علم می‌خواهی، شفاعت می‌خواهی، کرامت و مغفرت ذنوب می‌خواهی؛ برو در خانه علی(علیه السلام). اما دنیا می‌خواهی، مولا خودش عنایت میکند  . . . .

حالا ؛ علی افضل است یا عیسی بن مریم
برای اینکه بهتر متوجه شویم وجود نازنین مولای متقیان امیرالمؤمنین علی علیه السلام افضل است یا عیسی بن مریم (علی نبینا و آله و علیه السلام) باید شریعت و طریقت یا به قولی امامت و نبوت را بشناسیم؛

بر این اساس ، شریعت، طریقت و حقیقت سه نوع تعامل انسان با آموزه‌های دین است؛ شریعت حیث ابتدایی، طریقت حیث میانی و حقیقت حیث نهایی شرع است که مخاطب اولی از آن، عموم مردم، مخاطب دومی، متوسطان و مخاطب سومی واصلان‌اند.

فرق بین شریعت و طریقت
در مورد احکام و شریعت نظرات متعددی هست عرفا و هم فقها متفق القول هستند که شریعت یعنی مقررات و احکام اسلامی بر یک سلسله حقایق و مصالح استوار هستند لکن فقها می گویند که این مصالح اموری هستند که انسان را به سعادت یعنی حد اعلای ممکن استفاده از مواهب مادی و معنوی می رساند ولی عرفا معتقد هستند که همه راهها به خدا منتهی می شود و همه مصالح و حقایق از نوع شرایط و امکانات و وسایل و موجباتی است که انسان را به سوی خدا سوق می دهد فقها می گویند در زیر پرده شریعت یک سلسله مصالح نهفته است و آن مصالح به منزله علل و روح شریعت است اما عرفا معتقدند که مصالح و حقایقی که در تشریع احکام نهفته است از نوع منازل و مراحلی است انسان را به مقام قرب الهی و وصول به حقیقت سوق می دهد عرفا معتقد هستند که باطن شریعت (راه) است و آن را طریقت می خوانند و پایان این راه را (حقیقت) می دانند که همان توحید است عارف به سه چیز معتقد است شریعت ، طریقت ، حقیقت که شریعت وسیله و یا پوسته ای است برای طریقت و طریقت پوسته ای یا وسیله ای برای حقیقت می باشد.
عرفا می گویند همان طور که بدن و نفس و عقل از یکدیگر مجزا نیستند بلکه در عین اختلاف با هم متحد و نسبت آنها به هم نسبت ظاهر و باطن است شریعت و طریقت و حقیقت نیز این چنین هستند و خلاصه آموزش فقه را شریعت و عمل به آن را طریقت و رسیدن به مغز و معنای آن را حقیقت می نامند. مثلاً یاد گرفتن دارو شریعت، خوردن آن طریقت و شفا یافتن بدان را حقیقت می نامیم.

 مولد علی(علیه السلام)
در حدیثی شریف از صحصمة بن صوحان از شیعیان و روات خاص امیرالمومنین(علیه السلام) نقل شده است که حضرت دلیل برتری خویش نسبت به عیسی(علیه السلام) را چنین ذکر فرمودند که موقع ولادت عیسی بن مریم (علیه السلام) در بیت المقدس ندای غیبی مریم طاهره مادر وی را از مسجد خارج کرد و بدو گفت: 
« یا مریم اُخْرُجی عن البیت فإن هذه بیت العباده لا بیت الولادة »
یعنی ای مریم بیرون رو از خانه ی بیت المقدس زیرا که اینجا خانه عبادت است نه خانه ولادت و محل زائیدن. 

ولی هنگامی که ولادت با سعادت امام علی(علیه السلام) نزدیک شد مادر گرامی شان فاطمه بنت اسد مادر علی ، امیرالمومنین علی ابن ابی طالب را باندایی غیبی به داخل خانه ی کعبه دعوت نمودند و بدو فرمودند: 
« یا فاطمه اُدْخُلی البیت »
ای فاطمه داخل خانه شو… 
کعبه آغوش خود را بازکن....
بر اساس نقل های متعدد از شیعه و اهل سنن حضور فاطمه بنت اسد در مسجد الحرام به طور تصادفی نبوده است. بلکه او در ماه وضع حملش بوده و در مسجد الحرام مشغول عبادت بوده است که درد زایمان او را می گیرد. فاطمه در نزدکی کعبه مشغول به دعا می شود و به درگاه باعظمت پروردگار متعال می نالد که خداوندا به عزت و جلال خود که این درد را بر من آسان گردان. یک مرتبه دیوار کعبه شکافته می شود و ندایی فاطمه را به درون خانه دعوت می نماید. فاطمه بنت اسد مادر گرامی امیرالمومنین(علیه السلام) در حضور مردمی که اطراف خانه کعبه بودند داخل خانه می شود. و در و دیوار کعبه به حالت اولیه باز می گردد. این موضوع موجب تعجب و شگفتی همگان می گردد. عباس برادر ابوطالب که در صحنه حاضر بوده است فوراً برادرش را خبر می دهد و ابوطالب سراسیمه به سوی کعبه می آید.
 قفل ها بسته اند!
ابوطالب کلیددار کعبه بوده است و از این رو فوراً به سوی کعبه می رود ولی هرچه می کند درب خانه مبارکه ی کعبه باز نمی شود.! تا سه روز فاطمه بنت اسد ظاهراً بدون غذا و پرستار در خانه کعبه می ماند و در تمام کعبه صحبت از این ماجرای غیر منتظره می نمودند که روز سوم همان محلی که فاطمه از آن وارد شده بود مجدداً باز می شود و فاطمه بیرون می آید در حالی که پسری ماه پاره بر روی دست دارد. مردم هجوم می آورند و خیره خیره او و فرزندش را می نگردند.
نقل همگانی
این امتیاز و ویژگی بارز برای حضرت علی(علیه السلام) ماند که مولد او خانه کعبه بوده است آن هم با دعوت مخصوص که مادر بزرگوارشان را به خانه بردند. این قضیه مورد اتفاق فریقین از شیعه و اهل سنن است که پس از آن و قبل از آن واقعه احدی به چنان ویژگی مشخصی نائل نگردیده است. نورالدین بن صباغ مالکی از علمای اهل تسنن در کتاب فصول المهمه خویش فصل اول ص 14 می گوید: و لم یولد فی البیت الحرام قبله اُحد سواه و هی فضیله خصّه الله تعالی بها اجلالاً له و اعلاء لمرتبه و اظهاراً لتکریمه، پیش از او (علی(علیه السلام) هیچ کس در خانه کعبه متولد نشد مگر خود او که این فضیلتی است که خدا داده که استثناء از جمیع افراد بشر اختصاص به آن حضرت داده است تا رتبه بلند او را مردم بشناسند و از آن تجلیل و تکریم نمایند.
چنانچه ملاحضه می شود همگان به شرافت ویژه امیرالمومنین(علیه السلام) در ولادت و محل تولد اذعان دارند و این خصیصه را ویژگی منحصر به فرد حضرت علی(علیه السلام) می دانند.
 نتیجه گیری:
محل تولد هر کسی نشان دهنده بخشی از هویت وی است و هر چه محل ولادت پاکیزه تر و مطهرتر باشد مولود پاکتر و معطرتری از آن برمی خیزد. ولادت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در مکانی واقع شده است که هیچ کس نه پس از او و نه قبل از او چنان محلی را برای ولادت نداشته اند. به خصوص آن که این محل کعبه مبارک است که محل عبادت و خانه آمال و آروزهای همه مومنین و موحد آن از ابتدا تا انتها بوده است. علاوه بر این خانه کعبه خانه مبارکی است که محل عبادت است و اینکه ما در بزرگواری امیرالمؤمنین (علیه السلام) به درون آن دعوت شده اند خود حاکی از مقام و ارزش والای این مادر و فرزندست. مادری که در دورن خویش دُرّ گرانبهایی چون امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را پرورانیده است.(۱۲)
منابع؛
۱-شوشترى، قاضى نور الله، ‏احقاق الحق و ازهاق الباط ج 8، ص 534 و 535، مکتبه آیت الله المرعشى‏، قم، چاپ اول، 1409ق.
۲- قرارداد ویژه ای که میان حکومت اسلامی با کفار بسته می شود ، و بر طبق آن، همان گونه که حکومت اسلامی حفظ امنیت ناموسی، جانی و مالی آنان را برعهده می گیرد، در مقابل ، آنان نیز متعهد شده که علاوه بر پرداخت مالیاتی به نام «جزیه»، به قوانین و احکام یک کشور اسلامی احترام گذاشته، به صورت علنی و آشکار مرتکب گناه نشوند.
۳- البته در برخی نقل ها اعلام شده که حضرت شاهدانی را نیز ارائه کردند که از طرف قاضی به دلائلی مورد پذیرش قرار نگرفت.
۴- ابن اثیر، عز الدین أبو الحسن على بن ابى الکرم‏، الکامل فی التاریخ، ج 3، ص 401، نشر دار صادر، بیروت، 1385ق؛ ابن کثیر دمشقی، أبو الفداء اسماعیل بن عمر بن کثیر، ‏البدایة و النهایة، ج 8، ص 4 و 5، دار الفکر، بیروت، 1407ق؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 34، ص 316، مؤسسة الوفاء، بیروت، 1404ق؛ ثقفی، ابراهیم بن محمد، الغارات، ج 1، ص 74 و 75، مؤسسه دار الکتاب، قم، 1410ق.
۵- مانند این که ، آن حضرت‌ پیر مرد از کار افتاده‌ نابینایی‌ را می‌بیند که‌ از مردم‌ تقاضای‌ کمک‌ می‌کرد مشاهده‌ نمود بی‌ درنگ‌ از حال‌ وی‌ جویا شد و یکی‌ از اطرافیان‌ خود را مأمور رسیدگی‌ به‌ حال‌ و وضع‌ وی‌ نمود. او پس‌ از تحقیق‌ گزارش‌ داد که وی‌ نصرانی‌ است‌ و از مردم‌ درخواست‌ کمک‌ می‌نماید ، امام‌ از شنیدن‌ این‌ سخن‌ آثار خشم‌ در چهره‌اش‌ آشکار گردید و فریاد برآورد: او تا جوان‌ بود او را به‌ کار کشیدید و از نیروی‌ او بهره‌ گرفتید و اکنون‌ که‌ پیر و ناتوان‌ گشته‌ وی‌ را به‌ حال‌ خود رها نموده‌ و از احسان‌ و کمک‌ خویش‌ محرومش‌ می‌نمایید؟ آنگاه‌ این‌ فرمان‌ ماندگار را صادر نمود که: «انفقوا علیه‌ من‌ بیت‌المال: برای‌ وی‌ از بیت‌المال‌ مستمری‌ قرار دهید.»(عاملی، شیخ حر، وسائل الشیعة، ج 15، ص 66، مؤسسه آل البیت، قم، 1409ق).
۶- کلینی ، کافی جلد ۱، صفحه ۲۱.
۷- سوره بقرع آیه ۲۰۷.
۸- سوره توبه آیه ۱۲۸.
۹- کافی ج ۱ ص ۲۱.
۱۰- اين حديث به عبارات مختلفی نقل شده است؛ همچون «رحم الله علياً‌ اللهم أدر الحق معه حيث دار»، «علي مع الحق و الحق مع علي اللهم أدر الحق مع علي حيثما دار»، «علي مع الحق و الحق مع علي و لن يفترقا حتی يردا علي الحوض يوم القيامة»، «علي مع الحق و الحق مع علي حيث کان» و ….الأمالي (للصدوق)، ص ۸۹؛ الجمل، ص ۸۱؛ الأمالي (للطوسي)، ص ۵۴۸؛ کفاية الأثر في النص علی الأئمة الإثنی عشر، ص ۲۰؛ سنن الترمذي، ج ۵، ص ۶۳۳؛ الإمامه و السياسه، ج ۱، ص ۹۸؛ المستدرک علی الصحيحين، ج ۳، ص ۱۳۵؛ تاريخ مدينة دمشق، ج ۴۲، ص ۴۴۸؛ المناقب، ص ۱۰۴.جهت اطلاع بيش‌تر از مصادر اين حديث، ن. ک: إحقاق الحق و إزهاق الباطل و ملحقات آن، ج ۵، صص ۶۲۳ ـ ۶۳۸ و ج ۱۶، صص ۳۸۴ ـ ۳۹۷ و ج ۲۱، صص ۳۹۰ ـ ۳۹۵ و ج ۲۳، ص ۳۰۷ و ج ۳۰، صص ۲۲۹ ـ ۲۳۰؛ موسوعة الغدير في الکتاب و السنه و الأدب، ج ۴، صص ۲۵۱ ـ ۲۵۵.در برخی از روايات اين باب به نقل از اهل سنّت آمده است: «و الحق يدور حيثما دار علي» که صريحاً اميرالمؤمنين«سلام الله علیه» را محور معرفی کرده است.
۱۱- بحار الأنوار، جلد ۶۴، صفحه ۱۴۷ ، بشارة المصطفی، جلد ۱ صفحه ۱۹۰ ، الأمالي (للطوسی) جلد ۱، صفحه ۲۹۷.
۱۲- شب های پیشاور-سلطان الواعظین شیرازی(ره) ، ۲- فصول المهمة- نورالدین بن صباغ مالکی-فصل اول ۳- تفسیر المیزان- علامه طباطبایی (ره) ۴- تاریخ ادیان – جان ناس.

برچسب ها: مرد ، ظلم

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۷
غیر قابل انتشار: ۰
منتظر
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۱۲ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۲
0
0
مرد واقعی بزرگ مرد تاریخ بعد از آقا رسول اکرم
امیرالمومنین روحی فدا است
عیدهمگی مبارک
نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین