گذر عمر
جواني (فرصت نيكو ) و (نسيم رحمت) است كه بايد به خوبي از آن بهره جست و با زيركي، ذكاوت و تيز بيني آن نعمت خداداد را پاس كه اين فرصت، (ربودني) و (رفتني) است وضايع ساختن آن، چيزي جزغم، اندوه و پشيماني را براي دوران پس ازآن به ارث نمي گذارد.
زندگي كوتاه است و راه كار دراز و فرصت زودگذر! تنها سرمايه گرانبهاي ما وقت است كه بازگشتي ندارد، از اين رو بزرگترين فن بهتر زيستن، بهره جستن از فرصتهاي بي نظيري است كه برما مي گذرد; اين سخن امام صادق(عليه السلام) را بايد جدي گرفت: (من انتظر عاجله الفرصه مواجله الاستقصإ سلبته الايام فرصته، لان من شإن الايام السلب و سبيل الزمن الفوت)
به هركس فرصتي دست دهد و او به انتظار بدست آوردن فرصت كامل آن را تإخير اندازد، روزگار همان فرصت را نيز از او بربايد، زيرا كار ايام، بردن است و روش زمان، از دست رفتن.
محاسبه روزانه نفس
حق علي كل مسلم يعرفناان يعرض عمله في كل يوم و ليله علي نفسه فيكون محاسب نفسه، فـان راي حسنـه استزاد منها، وان راي سيئـه استغفـر منها لئلا يخزي يوم القيمه.
بر هر مسلماني كه ما را بشناسد سزوار است كه در هر شبانه روز عملش را برخود عرضه کرده،بازنگري کند و خود حسابگر خـويـش باشـد، اگر نيک بود بر آن بيفزايد و اگر گناه ديـد از آن آمـرزش خـواهـد تـا ايـن كه روز قيـامت رسـوا نشـود.
استقامت
لو ان شيعتنا استقاموا لصافحتهم الملائكه و لاظلـهم الغمام و لاشـرقوا نهارا و لاكلـوا مـن فـوقهم و مـن تحت ارجلهم و لما سـئلوا الله شيئا الا اعطاهـم.
اگر شيعيان ما استقامت مي ورزيدند، هرآينه فـرشتگان با آنها دست مي دادند وابر بر آنها سايه مي انداخت و در روزمـي درخشيدنـد و از فـراسر و زير پاي خـود روزي مي خـوردنـد و چيزي از خـدا نمـي خـواستنـد، مگـر ايـن كه به آنها مـي داد.
عاقبت نيرنگ و حسادت
مـن غش اخاه و حقره و ناواه جعل الله النار ماواه. و مـن حسد مـومنا انماث الايمان في قلبه كما ينماث الملح. هر كه با برادرش نيرنگ ورزد و او را كوچك شمارد و با اوبستيزد،خداوندآتش را جايگاهش گرداند، وهر كه برمومني حسد ورزد، ايمان در دلـش آب شود، چنان كه نمك در آب حل شود.
پارسايي، كوشش و كمك به مومنان
لا تذهبـن بكم المذاهب فوالله لاتنال ولايتنا الا بالورع والاجهاد في الدنيا ومـواسـاه الاخـوان فـي الله، وليـس مـن شيعتنـا مـن يظلـم الناس.
مسلكها و مذهبها شما را نبرند، به خدا سـوگند به ولايت ما نتوان رسيد جز با پارسايـي وكـوشـش در دنيا، و ياري دادن برادران براي خدا. و كسي كه به مردم ستم كند، شيعه مانيست.
نتيجه اعتماد به خدا
من يثق بالله يكفه ما اهمه مـن امر دنياه و آخرته و يحفظ له ما غاب عنه، و قد عجز مـن لـم يعد لكل بلأ صبـرا ولكل نعمه شكـرا و لكل عسـر يسرا.
هركه به خدا اعتماد ورزد، خدا مهم دنيا وآخرتش را كفايت كند و هرچه از او غايب است برايـش حفظ كند. درمانـده وناتـوان است هركه براي هـر بلا صبري، و بـراي هـر نعمت شكـري و بـراي هـر دشـواري آسـانـي اي ندارد.
با ديگران چگونه باشيم
صل من قطعك،واعط من حرمك،واحسن الي من اسأ اليك وسلم علي من سبك.وانصف من خاصمك، واعف عمن ظلمك كما انك تحب ان يعفي عنك، فاعتبر بعفو الله عنك.الا تـري ان شمسه اشـرقت علـي الابـرار و الفجـار. و ان مطـره ينزل علـي الصالحيـن والخاطئيـن.
با كسـي كه ازتو بريده بپيـوند، وبه آن كـه از تـو دريغ كرده بخشش كن، وبا كسي كه به تو بدي كرده نيكي كـن. و به كسي كه به تو دشنام داده سلام كـن. و باكسي كه به تـو دشمنـي ورزيـده انصاف ورز. و كسـي كه تـو را ستـم ورزيده عفو كـن، همچنان كه دوست داري كه از تـو گذشت شود. به عفو خدا از خودت عبرت گير، آيا نمي بيني كه آفتابـش بر نيكان و بدان هر دومـي تابـد و بارانـش بر شايستگان و ناشايستگان مي بارد؟
خدا را چگونه بخوانيم
واخفض الصوت،ان ربك الذي يعلم مـا تسـرون و ما تعلنون، قد علم مـا تريدون قبل ان تسالوه.
صـدايت را فـرود آر، زيرا خـدايي كه نهان و آشكار را مي داند سـوال ناكـرده مي داند كه شما چه مي خواهيد.
بهشت و جهنم، خير و شر واقعي
الخيـر كله امامك، و ان الشـر كله امامك،ولن تـري الخير والشـرالا بعد الاخـره، لان الله جل وعزجعل الخيـر كله في الجنه والشـر كله فـي النار لانهما الباقيان.
تمام خير در برابرتوو تمام شر نيز دربرابر توست. و خيروشر را نبينـي، مگربعد از آخرت، زيرا كه خداوند عزوجل تمام خير را در بهشت و تمام شـر را در دوزخ قـرارداده، زيـرا كه ايـن دوانـد كه بـاقـي انـد.
جلوه و چهره اسلام
الاسلام عريان فلباسه الحيأ و زينته الـوقـار و مـروته العمل الصالح و عماده الـورع و لكل شـيء اسـاس و اسـاس الاسلام حبنا اهل البيت.
اسلام برهنه است، لباسش حيا و زيورش وقار و جوانمـردياش عمـل صالـح و ستونـش پارسايي مي باشد، وبراي هر چيزي پايه اي است و پايه اسلام دوستي، ما اهل بـيت است.
عمل بـراي آخرت
اعمل اليـوم الـدنيا بما ترجـوا به الفـوز فـي الاخره.
امروز در دنيا كاري كن كه به وسيله آن اميـد كـاميـابـي در آخـرت را داري.
پاداش ياري دوستان اهل بيت
لايبقـي احـد ممـن اعان مـومنـا مـن اوليـائنا بكلمه الا ادخله الله الجنه بغير الحساب.
در روزقيامت كسي نماند كه يك كلمه به مومني ازدوستان ما كمك كرده بـاشد، جزاين كه خـداونـد او را بـي حسـاب به بهشت داخل گـرداند.
پرهيز از ريا و جدال و دشمني
اياك و المرأ فانه يحبط عملك و اياك و الجدال فانه يوبقك و ايـاك و كثـره الخصومات فانهاتبعدك من الله.
از ريا كاري بپرهيز كه عملت را از بين برد واز جدال بپرهيز كه هلاكت گرداند وازخصـومتها و دشمنيها بپـرهيز كه تـو را از خـدا دوركنـد.
پاكيزگي روح، ابزار تشخيص مومن
اذا ارادالله بعبد خيرا طيب روحه فلايسمع معروفا الا عرفه و لامنكرا الا انكره ثـم قذف الله فـي قلبه كلمه يجمع بها امره.
چون خدا خير بنده اي را خواهد روحش راپاك گرداند، به طوري كه هيچ معروفي به گوشش نرسد، مگر آن كه آن را بفهمد و هيچ منكري را نشنود، جز آن كه زشتـش داند و سپـس كلمه اي به دلـش الهام كنـد كه كـارش را بـدان فـراهـم آرد.
درخواست عافيت از خدا
فسئلـوا ربكـم العافيه و عليكـم بـالـدعه والوقار و السكينه و الحيأ.
از پـروردگارتان عافيت بخـواهيد و نرمش و وقار و آرامـش حيا را حفظ كنيـد.
دعا، خودعمل است
اكثـروا من الدعأ، فان الله يحب مـن عباده الذين يدعونه، وقد وعد عباده المومنين الاستجابه والله مصير دعأ المـومنين يوم القيامه لهم عملا يزيدهـم به في الجنه.
زياد دعا كنيد، زيرا خداوند بندگان دعا كـن خود را دوست دارد و به بندگان مومنـش وعده اجابت داده است، وخداوند در روز قيامت دعاي مـومنان رااز كردارشان محسـوب دارد و ثـوابـش را بـا بهشت فزايد.
بينوايان مسلمان را دوست بداريم
وعليكم بحب المساكين المسلمين فان من حقرهم و تكبر عليهم فقد زل عن ديـن الله و الله له حاقـر ماقت وقد قال ابـونا رسـول الله (صلي الله عليه و آله) "امرنـي ربـي بحب المساكين المسلمين منهم".
برشما باد به دوستـي مستمندان مسلمان، زيرا هر كس آنان را كوچك بدارد و بر آنها تكبر ورزد، به راستـي كه از ديـ ن خدا لغزيده و خـدا كـوچك كننده و زبـون كننده اوست، و پدر ما رسـول خد(صلّي الله عليه وآله) فرمـوده: " پروردگارم به مـن دستـور داده است كه مستمنـدان مسلمـان را دوست بـدارم. ))
رابطه حسد و كفر
ايـاكـم ان يحسـد بعضكـم بعضـا فـان الكفـر اصله الحسـد.
از حسـد ورزي به يكـديگـر بپـرهيزيـد، زيـرا ريشه كفـر، حسـد است.
اعمال محبت آور
ثلاث تـورث المحبه: الـديـن و التـواضع والبذل.
سه چيز است كه محبت آورد: قـرض دادن وفـروتنـي و بخشـش.
اعمال دشمنيآور
ثلاثه مكسبه للبغصـأ: النفـاق والظلم و العجب.
سه چيز است كه دشمنـي مـيآورد: دو رويـي، ستـم و خـودبينـي.
نشانه هاي صبر شجاعت دوستي
ثلاثه لا تعرف الا فـي ثلاثه مـواطن : لايـعرف الحليـم الا عنـد الغضب و لاشجاع الا عندالحرب، ولا اخ الا عند الحاجه.
سه كس اند كه شناخته نشوند جز در سه جا: بـردبار شناخته نشـود جز به هنگام خشـم، وشجاع شناخته نشـود جز به وقت نبـرد، وبـرادر و دوست شنـاخته نشـود جز به وقت نياز.
نشانه هاي نفاق
ثلاث من كن فيه فهو منافق و ان صام و صلي: من اذا حـدث كذب و اذا وعد اخلف. و اذا ائتمن خان.
سه چيز است در هر كه باشد منافق است، اگر چه روزه بدارد ونماز بخواند: آن كه چون سخن گويد دروغ گويد، و چون وعده كند خلاف ورزد و چون امنيش دانند خيانت نمايد.
از سه كس پرهيز کن!
لاتشـاور احمق، و لاتستعن بكذاب و لاتثق بمـوده ملوك.
با احمق مشورت نكن، واز دروغگو ياري مجو،و به دوستي زمامداران اعتماد مكن.
نشانه هاي بزرگواري
ثلاث مـن كـن فيه كـان سيـدا: كظم الغيظ والعفـو عن المسييء والصله بـالنفـس والمـال.
سه چيز است كه در هـر كه بـاشـد آقـا و سـرور است: خشـم فـرو خـوردن،گذشت از بدكـردار، كمك و صله رحـم بـا جـان و مـال.
ديگر نشانه هاي بزرگواري
ثلاثه تـدل علـي كـرم المـرء : حسن الخلق، و كظم الغيظ و غض الطـرف.
سه چيز است كه دليل بزرگواري شخص است : خوشخويي، فرو بردن خشم، و فرو هشتن چشم
نشانه هاي بلاغت
ثلاثه فيهن البلاغه: التقـرب من معني البغيه، والتبعد من حشوالكلام، والدلاله بالقليل علي الكثير.
سه چيز است كه در آن بلاغت و شيـوايـي است: معني مقصود را رساندن، و از سخـن بيهوده دوري جستـن، و بـا لفظ كم، معنـي بسيـار را رسـانـدن.
نجات در سه چيز است
النجـاه فـي ثلاث: تمسك عليك لسـانك، ويسعك بيتك و تنـدم علي خطيئتك.
نجات در سه چيز است، زبانت را نگهداري و در خانه ات بماني ! و بـر خطايت پشيمان شوي.
انس و صفا در سه چيز است
الانـس فـي ثلاث: فـي الزوجه المـوافقه والـولد البار والصـديق المصافي.
انـس در سه چيز است: زن مـوافق و فـرزنـد نيكوكار و دوست خالص و بـا صفـا.
سه چيز، تباهي ميآورند
ثـلاثه تكدر العيش : السلطان الجائر، والجار السـوء و المراه البذيه.
سه كس زندگي را تيره كنند: زمامدار ستمگر، وهمسايه بد وزن بي شرم و بدزبان
سه چيز محروميت ساز
من طلب ثلاثه بغير حق حرم ثلاثه بحق: من طلب الدنيا بغير حق حرم الاخره بحق، و مـن طلب الرياسه بغيـر حقحرم الطاعه له بحق و مـن طلب المال بغيـر حق حـرم بقائه له بحق.
هـر كه سه چيز را به ناحق خـواهـد از سه چيز به حق محـروم گردد:
- هـر كه دنيـا را به نـاحق خـواهـد از آخـرت به حق محـروم گردد
- هـر كه به نـاحق ريـاست طلبـد از طـاعت به حق محـروم گردد
- هـر كه به نـاحق مـالـي را طلبـد از مـانـدگـاري به حق آن محـروم گردد.
سلامتي در گريز از سه چيز است
ان يسلـم الناس مـن ثلاثه اشيأ كانت سلامه شـامله: لسان السوء و يد السوء و فعل السوء.
اگـر مـردم از سه چيز در سلامت بـاشنـد، سلامت كـامل خـواهنـد داشت: زبان بد ودست بد و كاربد.
كمال احسان به سه چيز است
لايتـم المعروف الا بثلاث خصـال: تعجيله و تقليل كثيره و ترك الامتنان به.
احسان و نيكي كامل نباشد، مگر با سه خصلت: شتاب در آن، كم شمردن بسيار آن و منت ننهادن بر آن.
سه ويژگي که ايمان را سودمند کنند
من لم تكن فيه ثلاث خصال لم ينفعه الايمان: حلم يرد به جهل الجاهل، و ورع يحجزه عن طلب المحـارم و خلق يـداري به النـاس.
هـركه سه خصلت در او نبـاشـد، ايمـان به او سـودي نـرسـاند:
- حلمـي كه بـا آن،نـادانـي نـادان را بـرطـرف كند،
- پـارسـايـي اي كه از طلب حـرام بازش دارد،
- و اخلاقـي كه به وسيله آن بـا مـردم مـدارا كنـد.
چگونه دانش اندوزي کنيم
اطلبوا العلم و تزينوا معه بالحلم والوقار وتواضعوا لمن تعلمونه العلم وتـواضعوا لمـن طلبتـم منه العلـم، ولا تكـونـوا علمأ جباريـن فيذهب بـاطلكـم بحقكـم.
دانش بيـاموزيد و بـا آن خـود را بـه بردباري وسنگيـني بيـاراييد و بـا دانـش آمـوزان خود فروتـن باشيد، و دربرابراستاد خـويـش تـواضع كنيـد، و از عالمان متكبـر، مستبـد نبـاشيـد كه رفتار ناحقتـان حق شمـا را از بيـن بـرد.
اعتماد بر حسب شناخت
اذا كان الزمان زمان جـور و اهله اهل غدر فالطمانينه الي كل احـد عجز.
هـرگاه زمان، زمان جـور و ستم باشـد واهل زمانه اهل غدر و نيرنگ، اعتماد و دلبستگي به هر كسي عجز و درماندگي است.
نتيجه تمايل به دنيا
الـرغبه فـي الـدنيـا تـورث الغم و الحزن والزهـد فـي الدنيا راحه القلب و البـدن.
رغبت و تمايل به دنيا مايه غم و اندوه، و زهد و بـي ميلي به دنيا سبب راحتي قلب و بدن است.
صفات آمر به معروف و ناهي از منكر(خير خواهان)
انمـا يـامـر بـالمعروف و ينهي عن المنكر من كـانت فيه ثلاث خصال:
- عالم بما يامر، عالم بما ينهي.
- عادل فيما يامر، عادل فيما ينهي.
- رفيق بما يـامـر، رفيق بما ينهي.
كسـي امـر به معروف و نهي از منكـرمي كند كه در او سه ويژگي باشد :
- به آنچه امـر كنـد دانـا بـاشـد و بـدانچه نيز نهي كنـد دانـا بـاشد،
- در آنچه امـر كنـد عادل بـاشـد و در آنچه نيز نهي كنـد عادل بـاشد،
- به آنچه امر كند با نرمش امر كند و بدانچه نيز نهي كند با نرمش نهي كند.
زمامدار ستمگر
مـن تعرض لسطـان جـائر فاصـابته منه بليه لم يوجـر عليها و لم يـرزق الصبر عليها.
هر كه از زمامدار ستمگر، طالب فضل واحساني شـود، از او بلايي بيند كه، بر آن پـاداش نيـابـد و صبـر بـرآن روزي او نشـود.
بهترين دوست
احب اخواني الي من اهدي الي عيوبي.
محبـوبتـرين بـرادرانـم نزد من، كسـي است كه عيبهايـم را به من اهدا كنـد.
برتري جوينده گمراه
مـن دعا النـاس الـي نفسه و فيهم مـن هـو اعلـم منه فهـو مبتـدع ضـال.
هر كه با وجود داناتر از خود، مردم را به اطاعت از خود دعوت كند بدعت گزار و گمراه است.
آثار صله رحم (ارتباط با بستگان)
ان صله الرحم و البر ليهونان الحساب و يعصمان من الذنوب فصـلوا اخـوانكم و بـروا اخـوانكـم و لـو بحسـن السلام و رد الجواب.
به راستـي كه صله رحـم و نيكـوكاري، حساب را آسان كند واز گناهان جلوگيري نمايد پـس با برادران خود صله رحم و نيكي كنيد گر چه به نيكو سلام دادن و جواب سلام باشد.
دوستدار دنيا
من تعلق قلبه بالدنيا، تعلق قلبه بثلاث خصال: هم لايفني، و إمل لا يدرك، و رجإ لا ينال)
امام صادق(عليه السلام) فرمود: هركس دل به دنيا ببندد به سه خصلت گرفتار خواهد شد:
- اندوهي كه پايان ندارد.
- آرزويي كه به آن دسترسي ندارد.
- اميدي كه بدان نرسد.
پشيمان ترين افراد
ان من اعظم الناس حسره يوم القيامه، من وصف عدلا ثم خالفه الي غيره.
پشيمان ترين شخص در روز قيامت، كسي است كه براي مردم از عدالت سخن بگويد، اما خودش به ديگران عدالت روا ندارد.
انسان دو چهره
من لقي المسلمين بوجهين و لسانين، جإ يوم القيامه و له لسانان من نار.
هركس با مسلمانان با دو چهره و دو زبان برخورد كند، روز قيامت با دو زبان از آتش وارد عرصات محشر خواهد شد.
مورد توجه پيشواي ششم(عليه السلام)
امام صادق(عليه السلام) به عبدالله بن ابي يعفورفرمود: اي عبدالله! دقت كن درآن چيزي كه حضرت علي(عليه السلام) را پيش رسول الله(صلّي الله عليه وآله) سرافراز كرد و به آن مقامات عالي رساند.پس توهم آن ها رابراي خودت لازم بدان وخودت را به آن صفت هاي زيبا بيارا. بدان! مطئنا علي (عليه السلام) درنزد پيامبر(صلّي الله عليه وآله) به آن درجه و عظمت نرسيد، مگر با دو چيز:
- راستي
- امانت داري.
بـهـتـرين بندگان
ان خـير العباد من يجتمع فيه خمس خصال : اذا احسن استبشر، واذا اسأ استغفر،واذا اعطي شكر، واذا ابتلي صبر، واذا ظلم غفر.
بـهـتـرين بندگان كسي است كه در او پنج خصلت جمع باشد: هنگامي كه نيكي كند،شاد باشد،مـرتـكب كار بدي شود، استغفار كند، نعمتي به وي رسد، شكرش را به جاي آورد، بلايي بر او نازل شود، شكيبايي كند، و ستمي بر او شود، عفو نمايد.
ارزش عمل همراه با يقين
واعـلـم ان الـعـمـل الـدائم القليل علي اليقين افضل عند اللّه من العمل الكثير علي غيريقين.
بـدان بـه درستي كه عمل دايمي اندك، كه همراه با يقين باشد، نزد خداوند متعال، افضل از عمل بسياري است كه با يقين همراه نباشد.
شناسائي بردبار، شجاع، برادر ديني
ثلاثة لا تعرف الا في ثلاثة مواطن : لا يعرف الحليم الا عند الغضب، ولا الشجاع الا عند الحرب، ولا اخ الا عند الحاجة.
سه خصلت است كه شناخته نمي شود مگر در سه جا: بردبار شناخته نمي شودمگردرهنگام خشم، شـجـاع شـنـاخـتـه نـمـي شـود مگر در هنگام نبرد، و برادر ديني شناخته نمي شود مگر در زمان نيازمندي.
راه بهشتي شدن
حضرت امام جعفر صادق(عليه السلام) سه راه را فراروي جويندگان بهشت قرار داده است:
- پيروي از أمه عليهم السلام.
- برأت از دشمنان.
- سخن گفتن آگاهانه و سكوت هنگام نا آگاهي.
(فكل من قصدنا و تولانا و لم يوال عدونا و قال ما يعلم و سكت عما لايعلم او اشكل عليه فهو في الجنه)
هر كس جويا و پيرو ما باشد و از دشمنان ما پيروي نكند و چيزي كه مي داند، بگويد و از آن چه كه نمي داند، يا بر او مشكل (مشتبه) است، سكوت كند، در بهشت است.
ارزش سكوت
عليك بالصمت، تعد حليما، جاهلا كنت او عالما، فان الصمت زين لك عندالعلمإ و سترلك عندالجهال.
عالم باشي يا جاهل، خاموشي را برگزين تا بردبار به شمار آيي؛ زيرا خاموشي نزد دانايان زينت و در پيش نادانان پوشش است.
نشانه هاي ناتواني
قد عجز من لم يعد لكل بلإ صبرا و لكل نعمه شكرا و لكل عسر يسرا.
ناتوان است كسي كه براي هر بلايي صبري، براي هر نعمتي شكري و براي هر سختي آساني آماده نكند.
عوامل ايجاد اتحاد بين مردم
در حـديث آن حضـرت آمـده است: هر گاه نزديكـي و ارتباطهاي مردم بـر سه پايه و محور استوار نباشد، آن جماعت درمعرض سستي و فروپاشي و وارد شدن وهـن بر آنان است و هميـن مسأله، زمينه سـاز شمـاتت دشمنان و بـدزبـانـي و طعنه بـدخـواهان مي گردد. آن سه محور وحدت آفرين اينهاست:
- ترك حسد
- پيوند و ارتباط
- تعاون و ياري امام صادق(عليه السلام)
پيامـد هر يك از سه نكته فـوق را نيز بيان مـي فرمايـد: اما متـن كلام آن حضرت:
- "تـرك الحسـد فيما بينهم، لئلا يتحزبـوا فيتشتت امرهـم" براي پيشگري از ضعف و سستـي جامعه اسلامي آن است كه در ميان خـود، حسد را نسبت به يكـديگرترك كنند، تا دسته دسته و گروه گروه نشـوند و گرفتار تشتت و تفرقه در امور نگردند.
- "و التـواصل، ليكـون ذلك حـاديـا لهم علـي الالفه" تـواصل و پيـونـد ارتباط با يكـديگـر است، تا ايـن پيـونـد آنان را به الفت و همبستگـي بكشاند.
- "و التعاون، لتشملهم العزه" يـاري و تعاون است، تا عزت آنان را فرا گيرد.
حضرت مـي فرمايد: برادران ديني درميان خـود به سه چيزنيازمندند، اگر ايـن سه را داشتند يا به كار گرفتند، عزتمند ومتحدند، وگرنه گرفتار جـدايـي، مباينت، كينه و تبـاغض مـي شـونـد. آن سه محور، اينهاست: "... وهي: التناصف، و التراحـم و نفي الحسد."
مراعات انصاف با يكديگر، نسبت به هـم شفقت و تـرحـم داشتـن تـرك حسـد و رشك بردن.
توجه به ظرفيت افراد
امام صادق(عليه السلام) شخصي را بـراي مأموريتي بـه منطقه اي فرستاد. او در گزارش خود بـه امام از مردم منطقه بـه شدت انتقاد كرد. امام فرمود: اي سراج، ايمان ده درجه دارد. بعضي يك درجه ايمان دارند وبعضي دو درجه. بعضي هم هفت تا ده درجه. نبايد كساني كه ايمان كاملتري دارند از ديگران بيش از ظرفيت آنها توقع داشته بـاشند.
نابودي شش گروه به شش چيز
يهلك اللّه ستابست: الا مرأ بالجور، والعرب با لعصبية، والدهاقين بالكبر، والتجار بالخيانة، و اهل الرستاق با لجهل، والفقهأ بالحسد.
خداوند متعال شش گروه را به شش خصلت از بين مي برد: زمامداران را به ستمكاري، عرب را به عصبيت (ملي گرايي)، دهقانان (دهبانان) را به خودخواهي، بازرگانان را به خيانت، روستاييان را به ناداني و فقها را به حسادت.
ولايت پذيري
امام صادق(عليه السلام) همواره مسأله ولايت را مطرح مي كرد، و ميفرمود:
ولايت از نماز، روزه، زكات و حج برتر است، و دليل آن را چنين ذكر مي كرد: "لانها مفتاحهن والوالي هو الدليل عليهن"
زيرا ولايت كليد همه آنها است، و حاكم و رهبر، راهنماي مردم به سوي همه آنها است.
و گاهي مي فرمود:
"من مدح سلطانا جائرا و تخفف و تضعضع له طمعا فيه كان قرينه في النار"
كسي كه سلطان ستمگري را تمجيد كند، و دربرابر او فروتني و كرنش نمايد، تا در كنار او به نوايي برسد، چنين كسي همدم آن سلطان
در ميان آتش دوزخ خواهد بود.
و زماني ديگر از رسول خد(صلّي الله عليه وآله) نقل مي كرد كه فرمود: "الفقهأ امنأ الرسل ما لم يدخلوا في الدنيا"
علماي دين نمايندگان امين پيامبران هستند تا هنگامي كه وارد در دنيا نشده اند.
شخصي از رسول خد(صلّي الله عليه وآله) پرسيد:نشانه ورود آنها در دنيا چيست؟
رسول خد(صلّي الله عليه وآله) فرمود: "اتباع السلطان، فاذا فعلوا ذلك فاحذروهم علي دينكم"
پيروي سلطان، هرگاه دانشمندان چنين كنند، براي حفظ دينتان از آنها بپرهيزيد.
رسم رفاقت
دوست خوب يكي از سرمايه هاي بزرگ زندگي و از عوامل خوشبختي آدمي است و انسان در انس با دوست احساس مسرت مي كند و شادماني و نشاط را در گرو همنشين با رفيق مي داند.
رفيق شايسته، براي جوان جايگاه خاص خويش را دارد و اهميت آن به گونه اي است كه در شكل دهي شخصيت او نقش بزرگي ايفا كرده، اولين احساسات واقعي نوع دوستي را در وي ايجاد مي كند.
جوان از يك سو به كشش طبيعي و خواهش دل، عاشق دوستي و رفاقت است و به ايجاد عميق ترين روابط دوستانه با يك يا چند نفراز همسالان خود هست وازطرف ديگر براثراحساسات ناسنجيده و عدم نگرش عقلاني ممكن است در دام رفاقت با دوستان نادان و تبهكار افتد، از اين رو خطر وجود دوستان بد وناپاك، اين نگراني را در جوان ايجاد مي كند كه چگونه يك دوست خوب و يكدل را انتخاب كنم؟
امام صادق(عليه السلام) رفقا را سه نوع مي داند:
- كسي كه مانند غذا به آن نياز هست و آن (رفيق عاقل) است.
- كسي كه وجود او براي انسان به منزله بيماري مزاحم و رنج آور است و آن (رفيق احمق) است.
- كسي كه وجودش به منزله داروي شفا بخش است و آن (رفيق روشن بين و اهل خرد) است.
شيوه انتخاب دوست در نگاه پيشواي ششم، اين گونه است:
(رفاقت، حدودي دارد، كسي كه تمام آن حدود را دارانيست، كامل نيست، و آن كس كه داراي هيچ يك از آن حدود نيست، اساسا دوست نيست:
- ظاهر و باطن رفيق، نسبت به تو يكسان باشد.
- زيبايي و آبروي تو را جمال خود بيند و نازيبايي تو را نا زيبايي خود بداند.
- دست يافتن به مال يا رسيدن به مقام، روش دوستانه او را نسبت به تو تغيير ندهد.
- در زمينه رفاقت، از آنچه در اختيار دارد، نسبت به تو مضايقه ننمايد.
- تو را در مواقع گرفتاري و مصيبت ترك نگويد.)
دوست آينه تمام نماي دوست است و دو دوست مثل دو دست اند كه آلايش يكديگر را مي شويند و به فرموده امام صادق (عليهالسلام) :
كسي كه بيند دوستش روش ناپسندي دارد و او را بازنگرداند، با آنكه توان آن را دارد، به او خيانت كرده است.
همچنين فرموده اند: دوست داشتني ترين برادر من كسي است كه عيوب مرا به من هديه كند (به من بازگو كند).
امام صادق(عليه السلام) ضمن تإكيد فراوان به انتخاب دوست خوب وپايداري دراين دوستي، جوانان را ازرفاقت با نادان و احمق پرهيز مي دهد:
كسي كه از رفاقت با احمق پرهيز نكند، تحت تإثير كارهاي احمقانه وي قرارمي گيرد و اخلاقش همانند اخلاق ناپسند او مي شود.
در فرهنگ نوراني حديثي ما، جوانان را از رفاقت با بدنامان بر حذر داشته، آنان را به دوري از دوستان خائن و متجاوز و سخن چين ترغيب مي سازند.
امام صادق(عليه السلام) مي فرمايد:
از سه طايفه مردم كناره گيري كن و هرگز طرح دوستي و رفاقت با آنها مريز; خائن، ستمكار و سخن چين. زيرا كسي كه براي تو به ديگري خيانت كند، روزي نيز به تو خيانت خواهد كرد و كسي كه براي تو به ديگران ظلم و تجاوز كند، به تو نيز ظلم خواهد كرد و كسي كه از ديگران نزد تو سخن چيني كند، عليه تو نيز نزد ديگران نمامي خواهد نمود.
راه و (رسم رفاقت) در ثبات و پايداري دوستي موثر است.
گوشه اي از شيوه آن را دركلام امام صادق(عليه السلام) مي نگريم: كمترين حق آن است كه:
دوست بداري براي او چيزي كه براي خود دوست مي داري. كراهت داشته باشي درحق او، ازآن چه براي خود كراهت داري.ازخشم او بپرهيزي، به دنبال رضا وخشنودي او باشي. با جان و مال و زبان ودست و پايت او را كمك كني. مراقب وراهنماي او و آيينه او باشي. سوگندش را قبول كني، دعوتش را اجابت نمايي، هرگاه بيمار شد،به عيادتش بروي وهرگاه فهميدي حاجتي دارد، قبل از اين كه بگويد، آن را انجام دهي، و وي را ناگزير نكني كه انجام كار را از تو درخواست كند...
با تشکر از مرتضی .ام
در محضر امام صادق (عليه السلام)
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


