لبخند احمدینژاد را در مجمع، مونتاژ کردهاند
شما به اصلاحطلبان شباهت ندارید؟
مصاحبه شما با روزنامه شرق انگیزهای شد که ما با شما گفتوگویی انجام دهیم، انتظار داشتیم که شرق بعد از مصاحبه با شما توقیف شود اما نشد. نظرتان درباره وضعیت فعلی اصلاحطلبان چیست؟ در مقایسه با اوایل دهه 80 چه تفاوتی دارد و اصلاحطلبان چه آیندهای دارند؟
در مورد اصلاحطلب، اگر بخواهیم، باید مصداق ذکر کنیم که به چه کسانی اصلاحطلب میگویند. زمانی درباره اصلاحطلب میتوانیم صحبت کنیم که از یک ارزش، سخن در میان باشد. در ذات انقلاب اسلامی، اصلاحطلبی وجود دارد و حاکی از این است که به سمت جلو حرکت میکند، رشد و بالندگی وجود دارد و پویا هستیم. اصلاحطلبی این مفهوم را به مخاطب منتقل میکند؛ بنابراین اصلاحطلبی را هیچکس نمیتواند نفی کند. اما پس از انتخابات سال 1376 که آقای خاتمی وارد صحنه شدند و افرادی کنار ایشان قرار گرفتند که هیچ نسبتی با انتخاب مردم نداشتند. وقتی مردم به آقای خاتمی رای دادند، اصلا این بحثها مطرح نبود. حتی ایشان نیز ایده مشخصی از آنچه که مطرح میکرد نداشت؛ به مرور با رهنمونهای مقام معظم رهبری ایدهها شکل گرفت. آن موقع ایشان بحث جامعه مدنی را مطرح کردند که بحث مدینهالنبی از سوی مقام معظم رهبری مطرح شد و به جامعه مدنی جهت داده شد.
به مرور افرادی آمدند و به اصلاحطلبی، جهت سیاسی دادند؛ یعنی با این ارزش بسیار مهم و مورد قبول مردم آمدند و از درون انقلاب و نظام سعی کردند از این مسیر، حرکت سیاسی انجام دهند. درحالیکه اگر، اصلاحطلبی را به معنای واقعی آن سرلوحه کار خود قرار میدادند و بر پایه ریشهدار کردن و پایدار کردن نظام اسلامی، اصلاحطلبی را دنبال میکردند به نتیجه میرسیدند. چون این خواست عمومی بود اما دوستانی که آمدند رویکرد و رفتارشان به این سمت نبود، رفتارشان به سمت استحاله ارزشها از درون نظام حرکت کرد و نظام را به چالش کشیدند.
فضایی را ایجاد کردند که در نهایت به حذف خودشان منجر شد و کارهایی کردند که نظام دیگر نمیتوانست آنها را تحمل کند؛ البته نظام از خودش بردباری و متانت زیادی در تحمل این افراد نشان داد، تحمل کرد، تا جاییکه آنها خودشان به صفآرایی در مقابل نظام اقدام کردند. نمونههای آن را در مجلس ششم دیدیم.
شما دو مصاحبه جدی با دو روزنامه اصلاحطلب داشتید که مصاحبه با اعتماد به توقیف آن منجر شد. شما قبول دارید که این دو روزنامه، بازمانده رسانههای اصلاحطلب هستند و شما با یک ایده قبلی سراغ روزنامه اعتماد رفتید؟ نگاهتان به جایگاه رسانههای اصلاحطلب چگونه بوده که سراغ این دو روزنامه رفتید؟
ابتدا نکتهای را باید اصلاح کنم. روزنامه اعتماد به دلیل مصاحبه با من تعطیل نشد، این را در جامعه منعکس کردند. این روزنامه مرتکب تخلفی شده بود که به واسطه آن تعطیل شد اما آن تخلف و مصاحبه با من، بهطور همزمان اتفاق افتاد. من با بازپرس شعبه4 که پرونده اعتماد در آنجا باز است، صحبت کردم. ایشان جلوی آقای حضرتی تصریح کردند که روزنامه اعتماد به واسطه مصاحبه با من تعطیل نشده است و به آقای حضرتی نیز گوشزد کردند که از بیان این مطلب پرهیز کنند اما متاسفانه آقای حضرتی براساس برداشت غلط خود، گفته بودند که اعتماد به دلیل مصاحبه با من توقیف شده است اما در واقع ربطی به مصاحبه با من نداشت.
اما بالاخره شما با برنامه قبلی سراغشان رفتید...
من از قبل هیچ انتخابی نکردم که به سراغ این رسانهها بروم. آنها خودشان درخواست مصاحبه دادند و من نیز پذیرفتم. به هر حال من مشاور مطبوعاتی رئیسجمهور هستم و با توجه به جایگاهی که دارم، ناگزیرم با همه رسانهها تعامل و ارتباط داشته باشم؛ البته نسبت به آنها نقد هم دارم اما اینطور نیست که بخواهم تحریم کنم یا برخورد حذفی با رسانهای خاص داشته باشم. در دورهای که من مشاور رسانهای رئیسجمهور بودم، به هیچ وجه چنین رویکردی نداشتم.
اتفاقا برای مدتی همین روزنامه اعتماد را تقریبا تحریم کرده بودید...یادتان هست؟
بله. چون در یک مقطع زمانی، حرفهای من را وارونه جلوه داده بود و من در وبلاگ خودم مطلبی نوشتم که به روزنامه اعتماد اعتماد نکنید. این گلایه بود. این شاید جفا در حق من باشد که بگویید شما هدفمند با روزنامه اعتماد مصاحبه کردید. درحالیکه روزنامه اعتماد از من درخواست مصاحبه کرد.
من کاری به حکم دادگاه ندارم؛ آیا فکر نمیکردید که روزنامه اعتماد فردای مصاحبه با شما توقیف شود و جنجال به پا شود؟
نه، واقعا اینطور نبود. چرا باید توقیف شود؟ من اصلا به توقیف روزنامه اعتماد معترض بودم. نه فقط به خاطر بحث خودم چون من کلا به توقیف روزنامه نظر مساعدی ندارم. باید سعی کنیم اشتباهات با تذکر برطرف شود و فرصت دهیم که جبران کنند. کسانی هم که در روزنامه کار میکنند، زندگیشان آسیب میبیند اما روزنامه اعتماد به خاطر من تعطیل نشد.
پس با برخورد با مطبوعات متخلف، مخالف هستید؟
من معتقدم که نباید در برخورد با هر رسانه و روزنامهای بلافاصله دستگاه قضایی را وارد کنیم. دستگاه قضایی نقطه آخر برخورد با یک رسانه است اما الان در نقطه اول قرار گرفته و خیلی بد است. در روزنامه ایران که روزنامه دولت هم هست و خیلی هم با احتیاط مطلب مینویسیم، از وقتی که آمدهام، 15 یا 16 مورد پرونده برای من باز شده است. بر چه اساس؟
یعنی شما معتقد به دادگاه مطبوعاتی هستید؟
نه، هیات نظارتی وجود دارد. دبیرخانه هیات نظارت را فعال کنند تا این دبیرخانه به امور رسیدگی کند. دادگاه نقطه آخر است.
اگر یادتان باشد، آقای احمدینژاد سال 1378 در کنار برخی اصولگرایان، یکی از شاکیان روزنامه سلام در دادگاه مطبوعات بود.
قبل از انتخابات 1384 بوده است. مشکلی ندارد دادگاه است و تشکیل میشود. دادگاه مطبوعات را نفی نمیکنیم ولی میگوییم نقطهای آخر نباید به نقطه اول بیاید. الان در هر موضوعی دادستان تهران نقطه اول و شاکی است. باید جوری باشد که بتوان در این فضا کار کرد. فضا، فضای بستهای میشود. دادستان باید از صحنه خارج شود. درحالیکه الان وسط صحنه است و منتظر است که کسی حرکتی بکند. الان پای مدیر مسوولان دائم در دادگاههاست. دادگاه مطبوعات، فعالترین بخش دستگاه قضایی است. باید اول تذکر بدهند، رسیدگی شود، هیات نظارت حل کند و تمام شود. خیلی از اشکالات ذات این کار است. فقط دیکته ننوشته غلط ندارد.
قانون مطبوعات را نوشتهاند که طرف فرصت داشته باشد از آنچه نوشته است دفاع کند.
مگر اصولگرا نبودید؟
منتقدان شما حتی از میان جریان اصولگرا معتقدند که بهلحاظ فرهنگی پیگیر جریانی هستید و روی ارزشهای رسانهای- فرهنگیای دست میگذارید که در دوران اصلاحات هم مطرح شده بودند منتها شما به زبان دیگری آنها را بیان میکنید. این قرابت، در ذات جریان حامی رئیسجمهور بوده است و از آغاز با شما بوده یا اینکه در حال حاضر، رویکردی سیاسی-تاکتیکی است؟
باید دید چه حرفهایی زدهام. ما نمیتوانیم به همین راحتی حکم کلی بدهیم. من باید ببینم کدامیک از حرفها و نظراتی که من مطرح کردهام، احتمالا نقد شده که بتوانم پاسخ بدهم. من در یک فضای گنگ و مبهم نمیتوانم اظهارنظر کنم. مشخص بفرمایید که نسبت به چه موضوعی، چه چیزی را عنوان کردم که این قرابت دارد با اصلاحطلبان.
برخیجاها گفته میشود جریان حامی آقای احمدینژاد از رسانههای اصلاحطلب حمایت مالی نیز میکند. حضور آقای رئیسجمهور بعد از مدتها در جلسه تشخیص مصلحت نظام و حتی دهانبهدهان شدن شایعهای که نزدیکشدن جریان حامی رئیسجمهور و بیت امام... درباره این موارد چه میگویید؟
بحث دیدار سیدحسن خمینی با آقای احمدینژاد توسط هر دو طرف تکذیب شد. عدهای مینشینند و آرزوهای خودشان را با خبرسازی و جعل خبر، به جامعه القا کنند. احمدینژاد رئیسجمهوری است که دیدگاهها و برنامههایشان روشن است و مردم میشناسند و به ایشان اعتماد هم کردند و این هیچ سنخیتی با دیدگاههای آقای رفسنجانی ندارد. این کاملا روشن است.
تلاش شده که از فیلمهایی که در مجمع گرفته شده، تصویری پیدا کنند و آن تصویر را به عکس تبدیل و منتشر کنند تا چیزی را القا کنند.
حضور ایشان و لبخندشان را تکذیب میکنید؟
ایشان در جلسه بودند ولی به این که فیلم را به عکس تبدیل میکنند باید حواسمان باشد. من و شما هم مینشینیم و با هم صحبت میکنیم و با هم میخندیم و لی باهم جدی هستیم. ما حواسمان هست که چه اتفاقی میافتد. نباید القا شود احمدینژاد مثل هاشمی است. به آقای هاشمی احترام میگذاریم اما دیدگاهها و رویکردهایشان متفاوت است. این القا آثار سوء برای جامعه دارد.
تاکید من تنها روی حرفها یا نوع گفتارتان نیست. فیالواقع کلیت عملکردی که منتسب به شماست محل اشاره ماست؛ مثلا انتشار ویژهنامه خاتون و حواشیای که ایجاد کرد و جریانی که به راه انداخت، شبیه جنجالهای رسانهای اصلاحطلبان در دوران اصلاحات نیست؟ نگاه شما به مساله حجاب و فرهنگ پوشش، به اصلاحطلبان نزدیکتر نیست؟
به هیچ وجه! نگاه من با نگاهی که اصلاحطلبان به پوشش در عرصه رسانهای داشتند، متفاوت است. اگر قرابت و شباهتی با اصلاحطلبان در رویکرد رسانهای داشتیم باید در توان رسانهای دولت نیز جلوهگر میشد و باید امروز در کشور قدرت رسانهای میبودیم
مگر نیستید؟ روزنامه ایران یا خبرگزاریهای دولتی مثل ایرنا و ایسناکافی نیست؟
نه، نیستیم. عملا همه قبول دارند که دولت فاقد رسانه است. ما یک روزنامه بیشتر نداریم و خبرگزاری جمهوری اسلامی هم، خبرگزاری رسمی کشور است و محدودیتهای خودش را دارد. ما با رویکرد اصلاحطلبان به سمت رسانه حرکت نکردهایم.
مواضعی که از رسانهها و طرز رفتار شما برمیآید، چه؟
ما همیشه سعی کردهایم که دیدگاهمان را شفاف بیان کنیم تا خالی از ابهام باشد که البته شاید در فضای جامعه ما، بهگونهای دیگر تفسیر شود.
پس چرا به صورت آرام و متعادل نظراتتان را پی نمیگیرید؟
صراحت داشتن از یک منظر میتواند سوالبرانگیز باشد یا عدهای این مساله را به نحو دیگری تفسیر کنند اما واقعیت قضیه این نیست. ما فکر میکنیم که باید با مردم صادق و رو راست بود. حرف را نباید از مردم کتمان کرد؛ البته ملاحظه منافع جامعه نیز ضروری است. اینطور نیست که ما هر حرفی به دهانمان میآید، بگوییم. پیشنهادمان این است که حرفها شفاف گفته شوند. هرچندکه همین حرفهای شفاف و باتأمل گفتهشده را هم بعضا با رفتارهای ناجوانمردانه، توهین و هتاکی جواب میدهند. این هیچ نسبتی با آموزههای دینی ما به عنوان یک ملت، بافرهنگ ندارد. عدهای رفتارهایی میکنند که نشان میدهد آستانه تحملشان پایین است اما همیشه رویکرد من به این شکل بوده است؛ سعی کردهام که همیشه در محیطی که کار میکنم، همراه با تعامل، همفکری و تحمل باشد.
شما که از ما شفافیت میخواهید، دقیقا بگویید منظورتان از هتاکان چه کسانی هستند، همان اصولگرایانی که منتقد شما شدهاند اما چندسال پیش حمایتتان کردند. اگر شما زیر چتر اصولگرایی هستید، روشتان، روشی است متفاوت میان اصولگرایان. چون غیر از تفاوت محتوا و موضوعهایی که بیان میکنید، در روش اظهار موضع هم اصولگرایان، معمولا با تعادل و مصلحتسنجی هستند...
نکتهای که شما میفرمایید شاید از یک منظر درست باشد، چون اصولگرایان همیشه این گونه بودهاند اما ما هیچگاه خودمان را زیر چتر اصولگرایی به معنای بازی یک جهتگیری سیاسی نمیدانیم.
پس نظرتان را صریحا درباره مفهوم اصولگرایی بیان کنید.
ما به همان مفهوم که اصلاحطلبی، اصولگرایی را نیز قبول داریم؛ یعنی اصولگرایی هم در ذات انقلاب اسلامی وجود دارد. بهعنوان یک ضرورت و مفهومی که بار ارزشی گستردهای دارد و باید به آن توجه کنیم و خودمان را نیز اصولگرا میدانیم. اما اصولگرا را به این معنا که زیر بیرق سیاسی یک گروه خاص حرکت کنیم قبول نداریم. معتقدیم که اصولگرایی و اصلاحطلبی باید همراه یکدیگر حرکت کنند.
این ایده شما یعنی همه نظرات و مواضع سیاسی حق دارند بیان شوند و در عرصه حضور داشته باشند؟
در واقع یعنی کسیکه میخواهد به کشور خدمت کند باید به همه مفاهیم در عمل خود توجه کند؛ بنابراین ما هیچگاه زیر چتر اصولگرایی به آن معنای سیاسی نبودهایم. البته به آنها و همه نظراتشان احترام میگذاریم. آنها در اداره کشور سهم و نقش دارند و در جامعه موثرند. ایرادی ندارد هر کسی، نقش خود را ایفا میکند اما این که انتظار داشته باشید ما با آنها همجهت باشیم اینطور نیست. ما نیز دیدگاه خودمان را داریم و آن را عرضه میکنیم و معتقدیم که دیدگاه ما، دیدگاه انقلاب است.
شما هم پس یک جریان جدید هستید که بنابر واقعیات موجود از دل اصولگرایی بیرون آمدهاید...
ما گروهی، جناح، جریان و طیف خاصی نیستیم. برخلاف آنچه که برخیها راه انداختهاند و به ناحق هم هست و جریان انحرافی را به بعضی از همکاران رئیسجمهور نسبت دادهاند که این ظلم و جور است.
شما خودتان هم متهمید به حضور در جریان انحرافی...
در حال حاضر در رسانهها گفته میشود، خودتان هم که میبینید.
دفاعتان چیست؟
بارها گفتهایم که چیز موهمی است و واقعیت ندارد. آقای احمدینژاد و همه اطرافیان ایشان که در حال خدمت هستند، خط انقلاب را پی گرفتهاند. اینها به دنبال منافع گروهی و باندی نیستند.
یعنی شما یک جریان نیستید که خطوربط مشخصی دارد و بهنوعی منسوباناش از هم دفاع و حمایت میکنند؟
افرادی بودند که در رأس امور قرار گرفتند و شروع کردند به حزب و گروه و تشکیلات راه انداختن، برای اینکه آنچه را که به دست آوردند، تداوم ببخشند. ما این کار را نکردیم و دنبال آن نیز نرفتیم. دورهای بود که آمدیم خدمت کنیم. رویکردمان هم، رویکردهای انقلاب بوده است. بهگونهای که مقام معظم رهبری، تصریح فرمودند که در دوره آقای احمدینژاد بوده که قطار انقلاب روی ریل اصلی خودش قرار گرفته. این یک واقعیت است پس مسیری که ما طی کردیم مسیر انقلاب و مسیر درست و مورد تایید رهبری بوده است و همین را نیز ادامه میدهیم. این مساله را شما باید به عنوان یک روزنامهنگار مطالعه کنید که افرادی که در آینده میآیند نیز باید در همین مسیر حرکت کنند. یک مطالبه عمومی و ملی است.
غیر از روش صراحت و شفافگوییتان در محتوا هم که با جریانی که از آغاز تا انتخابات 84 حامی شما بود فاصله گرفتهاید. در رویکردهای فرهنگی تفاوت جدیای وجود دارد و شما را به شدت به چهرههای مدیریت رسانههای اصلاحطلب شبیه میکند؛ نگاه فرهنگی شما، آقای مشایی و چهرههای دیگری که در دولت هستند عقبهای دارد. این نگاه در جریانی که شما را حمایت کرد تا در انتخابات ریاستجمهوری به موفقیت برسید، وجود ندارد؛ منظورم دقیقا همان اتحادی است که باعث شد شما در شورای شهر، مجلس و در نهایت در انتخابات ریاستجمهوری، پیروز شوید. نوع نگاهشان به فرهنگ، ولایت فقیه، اداره امور اجرایی کشور با نگاه شما کاملا متفاوت است. این نگاه فقط به روش برخورد مرتبط نیست. شاید به همین سبب است که هیچ جریان رسانهای اصولگرایی به سراغ شما نیامدهاند یا شما با هیچ رسانه اصولگرایی این مراودات را ندارید و انتخاب روزنامههای اصلاحطلب هستید. شما اگر وابستگیتان به اصولگرایی را انکار کنید ولی بازهم اینها نشان دهنده این است که شما از جریان اصولگرایی فاصله گرفتهاید. این فاصله ممکن است در یک ادبیاتی انحرافی، در ادبیات دیگری عملگرا گفته شود. حالا میتوان بحث کرد که شما این فاصله را شما از آغاز با جریان اصولگرا داشتهاید یا حالا که نزدیک به انتخابی دیگر است ایجاد شده است؟
شاره کردید به اینکه چرا من فقط با روزنامههای اصلاحطلب مصاحبه میکنم؛ من در آخرین مطلبی که در وبلاگم منتشر کردم نوشتم که از این رسانه بسیار دلگیر هستم اما اعلام آمادگی کردم که حتی حاضرم با روزنامه کیهان هم مصاحبه کنم. اما این که رسانههایی آمدند مثل شرق و اعتماد و از من درخواست مصاحبه داشتند، من از ظرفیت رسانهای شغلیام استفاده کردم و عقل هم همین را میگوید.
اجازه دهید قسمتی را که اشاره کردید جریانی در انتخابات 84 ما را حمایت کرد، اصلاح کنم؛ واقعا اینها همراه ما نبودند. در انتخابات سال 84، جریان اصولگرایی نامزد خود را داشت، آقای احمدینژاد نامزد آنها نبودند و خودشان را مستقلا نامزد کردند.
ولی آقای احمدینژاد چند ماه مانده به انتخابات در سازوکارهای گزینش نامزد اصلح، که نزد اصولگرایان پیشبینی شده بود، حضور داشت...!
اینطور نبود، حتی در جلسات آنها نیز شرکت نکرد. جای عکس خالی آقای احمدینژاد را نیز گرفتند. ایشان خودشان نامزد شدند و عملکرد کارنامه مدیریتی و ارتباط مردم دلیلی بود که مردم به ایشان رای دادند.
به هر حال وقتی معلوم شد که نمیتوانند نامزد اصلح باشند فاصله گرفتند، وگرنه در همه برنامههای ائتلاف اصولگرایانه برای فتح شوراها و مجلس حاضر بودند. حتی در تهران نامزد انتخابات شوراها بودند...
خواهشم این است که درست تفسیر شود. آقای احمدینژاد خودشان تصمیم گرفتند نامزد شوند، خود را عرضه کنند و ظرفیت خود را نشان داد و مردم نیز ایشان را پذیرفتند. بعد از اینکه انتخابات سال 84 به مرحله دوم رسید، اصولگرایان چارهای نداشتند؛ اگر سمت آقای هاشمی میرفتند بزرگترین بازنده انتخابات بودند. آنها در واقع یک تصمیم سیاسی گرفتند و از آقای احمدینژاد حمایت کردند چون آقای احمدینژاد بهطور قطع رای میآورد؛ یعنی اگر حتی رأیای که اصولگراها به آقای لاریجانی دادند، پشتوانه آقای احمدینژاد قرار نمیگرفت، باز ایشان رای میآوردند. حالا آنها حمایت کردند و ما از حمایت آنها تشکر میکنیم.
کابینه اول آقای احمدینژاد هم ائتلافی از اصولگرایان بود...
آنها بعد از انتخابات، به خاطر حمایت ازآقای احمدینژاد، سهمخواهی کردند. در حالی که حمایت آنها در پیروزی آقای احمدینژاد به آن صورت نقش نداشت. به هر حال آقای احمدینژاد از ابتدا نگاهشان این نبود که بخواهند افراد را کنار بزنند. بالاخره افرادی وجود داشتند، همانهایی که به قول شما در کابینه اول دولت احمدینژاد نماینده اصولگرایان بودند و بهعنوان افراد خودی شناخته میشدند و چهرههای معقولی داشتند. به هر حال آقای احمدینژاد فرصتی فراهم کردند که این افراد بیایند و خدمت کنند؛ البته افرادی را که انتخاب کردند به صرف این که اصولگرا هستند انتخاب نکرد. کما این که دیدید رحیمی کابینه آقای خاتمی، به عنوان وزیر راه به کارشان ادامه دادند. آقای احمدینژاد هر کسی را که مورد اعتماد بود و تخصص داشت بهکار گرفت؛ فارغ از اینکه چه گرایش سیاسیای دارد، مثلا آقای صفار هرندی و آقای لنکرانی فارغ از گرایش سیاسیشان وارد کابینه شدند و کابینهای تشکیل دادند که کار کنند و کار هم کردند؛ یعنی فضایی که بعد از انتخابات 88 توسط اصولگراها و اصلاحطلبها ایجاد شد. اگر میخواست از روز اول حاکم باشد ما عملا نمیتوانستیم از روز اول خیلی کار را انجام بدهیم.
پس در کابینه اول، رئیسجمهور صرفا بهشکل تاکتیکی به اصولگرایان میدان داد؟
آقای احمدینژاد هوشمندی به کار بردند و فرصت کار جدی برای خود ایجاد کردند و طی چهار سال اول با جدیت و سرعت مناسبی کارها را دنبال کردند و پیش بردند؛ البته همین روند در دولت دهم هم پی گرفته شده اما واقعیت غیرقابل انکاری هم وجود دارد که اصولگراها در مقابله با دولت در کنار اصلاحطلبان قرار گرفتند.
کل جریانات نظام، به خصوص اصولگرایان یکسو بودند و شما هم یکسو؟
خب، این واقعیتهای پیشروی ماست اما نکتهای که به آن اشاره کردید بحث دیدگاه ما نسبت به پدیدههای مختلف است؛ مثلا آقای احمدینژاد بارها بهطور شفاف درباره حجاب صحبت کردهاند. چادر بهعنوان حجاب برتر، برای ما ارزش است. اما اگر یک خانمی در خیابان به حجاباش بیتوجهی میکند، باید هدایت شود و برخورد فیزیکی با این افراد کار درستی نیست. جلب اینها به کلانتری کار درستی نیست. چه نتیجهای گرفتیم؟ من میگویم یک مقدار تامل لازم است. مقام معظم رهبری فرمودند اگر خانمی که بدحجاب است و در راهپیمایی شرکت میکند و تمثال امام را به دست میگیرد و در مراسم ادعیه و شبهای مبارک ماه رمضان شرکت میکند. در مورد حجاب توجیه نیست. اینها اتفاقا مسلمان هستند اما باید در مورد حجاب توجیه شوند. بخشی از توجیه هم به رفتارهای ما بازمیگردد اما اگر آدمهای سالمی باشیم دختر جوانی که باید حجاب خود را درست کند به ما اعتماد میکند.
اگر چنین باوری در جامعه شکل بگیرد که عدهای آمدهاند بخوربخور کنند و چند صباحی پست داشته باشند، در این صورت جامعه واکنش دیگری دارد. اگر این طور شد، آن خانم بدحجاب، حجاباش درست میشود اما از برخورد فیزیکی تا به حال چه نتیجهای گرفتهایم.
ویژهنامه خاتون شما چه؟
مجله خاتون یک مجله ارزشی است و هیچکس این را انکار نمیکند. من حاضرم، مجله خاتون را در یک محفل دانشگاهی یا بیطرف در مورد زنان با نشریهای که مربوط به روزنامه جوان که مربوط به سپاه و رسانه اصولگراست، مقایسه کنم. هر کسی منصفانه قضاوت کند میتواند ببیند که دیدگاه کدام نشریه دیدگاه اصیل اسلامی است.
ما در خاتون همه دیدگاههای ناب و اصیل اسلامی را مطرح کردیم اما ناجوانمردانه در مورد ما قضاوت شد. حرفها و مطالب ما تحریف و در رسانهها فضای خلاف واقع ایجاد شد. و دیگران تحت تاثیر این فضا علیه ما موضعگیری کردند؛ برای مثال، من در سرمقاله ویژهنامه خاتون این مطلب را نوشتم که اگر حجاب و عفاف را در حوزه امر به معروف و نهی از منکر تعریف کنیم، اشتباه بزرگی است که آن را به یک حوزه خاص مثل نیروی انتظامی محدود کنیم. اما این دوستان تنها جمله اول را منتشر کردند و با این نوع تحریف کردن مطالب و انعکاس خلاف واقع به جامعه، ناجوانمردانه عمل کردند یا مثلا در مورد چادر مشکی که آقای کلهر نظر عالمانهای داشتند مبنی براینکه مشکی بودن چادر، چهره زن را برجسته میکند و به چشم میآورد و این خلاف فلسفه حجاب است که میخواهد چهره زن را از نگاه نامحرم دور کند. این که نظر علمی ایشان بوده است. اشکالی دارد؟
دیگران این مساله را به فضای خلاف واقع بردند و گفتند آقای کلهر گفتهاند چادر مشکی بهطور خاص خلاف فلسفه حجاب است و بعضی از علما هم شروع به موضعگیری کردند.
در مجلس نیز 192 نفر علیه من بیانیه امضا کرده بودند؛ در حالی که بسیاری از آنها خاتون را نخوانده بودند. من با بسیاری از آنها تماس گرفتم و گفتم چرا علیه من موضع گرفتید؛ مگر شما این نشریه را نخواندهاید؟ آنها گفتند وقتی در مجلس فضایی راه میافتد، همه همینگونه عمل میکنند. در حق من هم ظلم شد. حتی دادگاه نیز تحت تاثیر همین جو تصمیم گرفت و هیات منصفه هم تحت تاثیر خود قضاوت کرد اما من سکوت کردم ولی سکوت من به معنای این نیست که من انحرافی داشتم یا کارم دچار مشکل بوده است.
همه قضاوتها درباره شما غلط است؟ حتی نظر اصولگرایانی که خاتون را موهن میدانستند؟ چرا همین قضاوتها درباره ویژهنامه روزنامه جوان روی نداد؟
نشریه ما هست و هر کسی میتواند درباره آن قضاوت کند. در ویژهنامه جوان نحوه زیر ابرو برداشتن پسران را نیز آورده است یا اینکه چگونه پسران دختر میشوند. تصاویر مستهجنی را که آن نشریه منتشر کرد ما اصلا منتشر نکردیم؛ پیامهای انقلاب اسلامی و اسلام پیامهای ما بود. ما حجاب برتر را که چادر است تمجید کردیم و الگوی زن مسلمان را حضرت فاطمه(س) معرفی کردیم. بالاخره فضا و تبلیغات را مسموم کردند و ما آنها را به خدا واگذار میکنیم.
فرض کنیم که قضاوت شما درباره کارهای خودتان درست باشد اما این نوع موضعگیری در مواردی که شما اشاره کردید، بهصلاح مملکت است؟ وقتی این نوع موضعگیری به تنش میانجامد، واکنشی همراه با تامل از سوی صادرکننده میطلبد. صادرکنندهای که مدعی است پیاماش، پیام انقلاب است، یعنی صلاح انقلاب را میسنجد ولی بعد از هر موضعگیری از سوی تیم رسانهای آقای احمدینژاد، یک موضعگیری جدید، آن هم به صورت جنجالیتر مطرح میشود و فرصت وضوح بخشیدن به مساله از دست میرود و من احساس میکنم شما هم از این روند استقبال میکنید. در حالی که شما میگویید که مواضع ما از همه انقلابیتر است. آیا انقلابی تنش میآفریند و متعهد و مومنترین بخشهای جامعه را حساس و عصبی میکند؟
واقعا چنین نیست. چه استقبالی؟ چرا باید برای خودمان دردسر درست کنیم؟ ما آمدهایم که کار کنیم. رویکرد آقای احمدینژاد هم، رویکرد تلاش برای کشور است اما بالاخره من مسوول رسانه شدم و آمدهام که مسائل را منعکس کنم. نگاه ما به مسائل شفاف ست. باید دیگران هم تحمل کنند چون ذات انقلاب اسلامی و قانون اساسی تضمین کرده که رسانهها آزادند؛ ما هم آزادیم و مطلب منتشر میکنیم. ویژهنامه خاتون هم هیچ اشکالی نداشت. ناجوانمردانه با ما رفتار شد. ما هم میگوییم: چرا این گونه با ما برخورد میکنید؟ از حرف خودمان هم دفاع کردیم آیا به کسی هتاکی کردیم؟
قبول دارید که اگر در همان حد خاتون و بهقول خودتان دفاع بعدی شما، جریان دیگری همین کار را میکرد، برخورد بدتری میشد؟ یعنی با شما از سر گذشت برخورد شده است...
من اصلا نمیتوانم چنین قضاوتی کنم. تنها به من ظلم نشد؛ به آن مرجع تقلید هم ظلم شد که با اطلاعات غلطی که به او دادند خواستند ایشان را وارد معرکه کنند؛ به آن امام جمعهای هم که علیه من حکم محارب داد ظلم شد. حتی به نمایندگان مجلس هم ظلم شد چون فضا را همین اصولگراها یعنی همین کسانی که شما میگویید طرفدار ما بودند، ملتهب کردند. سایت رجانیوز یکی از اینهاست. این سایت فضا را مسموم کرد.
روزگار عوض شده است...
شما میگویید که توهین نبوده و نیست ولی میتوان بحث را از جهت دیگر ادامه داد؛ مثلا من در سال 83 دانشجوی دانشگاه چمران بودم. آقای رئیسجمهور امروز و شهردار آن روز، به دانشگاه چمران آمدند. مراسم را بسیجیان برگزار میکردند و همه دانشجویان بسیج استان اهواز در این مراسم حضور داشتند. ما هم که از تشکل دیگری بودیم در گوشهای نشستیم و در مراسم شرکت کردیم. بعدها که من همان دوستان بسیجی را دیدم، هفتاد یا هشتاد درصد آنها که برخیشان هم مسوولیت فرهنگی غیردولتی دارند منتقد رویکرد فرهنگی دولت هستند. در حالی که در آن دوره، از جوان بودن و روحیه شجاعانه و اصولگرایی، تاکید میکنم روحیه اصولگرایی آقای احمدینژاد استقبال میکردند و از همان روزهای اول در حمایت از آقای احمدینژاد شک نداشتند. آن آدمها الان منتقدند؛ یعنی شما نمیتوانید انکار کنید که جریان جوان بسیج دانشجویی که در آغاز حامی شما بود، مشخصا هم اصولگرا و عدالتخواه بودند الان منتقد نگاه فرهنگی و رسانهای شما هستند و... آیا شما خودتان از این قضاوت استقبال میکنید؟ فقط نمیتوانید بگویید که محتوا یکی است و تحریف میشود. نه این محتوا متفاوت است. در جریان اصولگرا شما منتقدانتان خیلی بیشتر از سال 84 است. مثالی هم زدم که نشان دهد، انتقادها فقط از جانب بزرگان اصولگرایی نیست، که شما بگویید آنها از آغاز دلشان با ما یکی نبود بلکه بدنه هم با شما همراه نیست...
این یک واقعیتی است که آقای احمدینژاد وقتی در سال 1384 کاندید شدند، بدنه اصولگراها با رأس اصولگراها همراهی نکردند. بدنه اصولگراها از آقای احمدینژاد حمایت کردند که معتقدم بخشی از جوانان کشور و مردم بودند و شاید اصولگرایان تحت عنوان بیرق سیاسیای که دارند از همان موقع شکست خوردند که نتوانستند بدنه اصولگرایی را با خود هماهنگ و همراه کنند.
اما قبول دارید که همین بدنه جوانتر اصولگرایی در حال حاضر منتقد شما هستند؟
بخشی که منتقد ما است؛ من نفی نمیکنم. انتقاد همیشه وجود دارد. بخشی از انتقادات متاثر از رویکردهای سیاسی است که این هم یک واقعیت است و من نفی نمیکنم که ما منتقد داریم. طبیعی است که داریم اما این انتقاد باید ریشهیابی شود که علتاش چیست؟ باور من این نیست که ریشهاش به نگاه ما برمیگردد! این نگاه را همه مردم میپذیرند. ولی در سال گذشته توسط اصولگرایان ذهنیتهایی در جامعه شکل گرفت؛ ذهنیتهای ناثوابی. عدهای هم تحت تاثیر همین ذهنیتها، منتقد عملکرد دولت شدهاند. من برای این رویکردها اصالتی قائل نیستم. تمام تلاشی که ما میتوانیم بکنیم، سکوت الهامبخش وحدت است که آقای احمدینژاد به آن اشاره کردند و در این جهت، کاری که دولت میتوانست انجام بدهد، همت گماشتن در انجام امور اجرایی است. سفرهای استانی و خدمات عمرانی را جهت پیشرفت و توسعه کشور ادامه داده است و ما با وجود محدودیتهای رسانهای، سعی کردیم واقعیت همین کارها را به اطلاع مردم برسانیم.
سفرهای استانی رئیسجمهوری به اندازه تمام رسانهها تاثیرگذار است و کفایت میکند...
رئیسجمهور است و طبیعی است که این حق را دارد. صحبتهای او که بهطور کامل در صداوسیما پخش نمیشود. تازه در مواردی صداوسیما خیلی موارد با انعکاس صحبتهای گزینش شده آقای احمدینژاد، بار منفی در اذهان عمومی ایجاد میکند اما بالاخره رئیسجمهور است و حق طبیعی اوست.
از جمله نکتههای مورد انتقاد همه جریانهای نظام از اصولگرا و تا غیر از آن، این است که در کارنامه دولت پرونده سنگین فساد مالی وجود دارد.
چرا این را به دولت نسبت میدهید؟ به دولت چه ارتباطی دارد؟
چون بخش وسیعی از جریان اجرایی درگیر آن هستند.
پرونده فسادی تشکیل شده است. این پرونده فساد را وقتی به دولت متصل میکنید هدف دارید و آن این است که میخواهید بگویید دولت، دولت فاسدی است. این غلط است. دولتی که در همه رویکردهایاش ضد فساد بوده است. وقتی شما در حکم تنفیذ شده رهبر به آقای احمدینژاد میبینید که تصریح فرمودند: رای مردم به شما رای به ضدیت با فساد است. نشان میدهد جهتگیری این دولت ضدیت با فساد است و اگر فسادی درون آن رخ میدهد از خودش دور میکند. این اتفاق درباره این پرونده افتاده است و خود دولت اولین کسی است که واکنش نشان داده، اطلاعات داده و منعکس کرده و این مساله را رصد کرده است. اما بالاخره ما میگوییم کسانی که خاوری را خاوری کردند، همانهایی هستند که امروز او را محکوم میکنند و او را موردحمله قرار میدهند. بروید ببینید آنها چه کسانی بودند؟ چه کسانی هر ماه یک مصاحبه اختصاصی از خاوری منتشر کردند؟ ما خودمان، فساد را شناسایی کردیم و حالا خواستار رسیدگی عادلانه هستیم. اول گفتند که نگویید سه هزار میلیارد چون سه هزار میلیارد نیست. افرادی در دستگاه قضایی و نظارتی، اول گفتند: اختلاس. بعد گفتند نه اختلاس هم نیست. آقای جهرمی یکی از متهمان پرونده است. من حتی بهعنوان نماینده رئیسجمهور در صداوسیما، به نحوه خبردهی بخشهایی از خبرهای صداوسیما درباره دادگاه فساد مالی اعتراض داشتم. میگفتم تا وقتی این افراد متهم هستند، چرا در خبرهای صداوسیما به نحوی خبر میدهید که انگار اینها مجرمند یا به نفع کیفرخواست خبر میدهید. خبر باید به نحوی باشد که هم متهم نظرش منعکس شود و هم نظر دادستان. ما نگاه عادلانه داریم به صحنه و معتقدیم که دستگاه قضایی بیطرفانه و براساس کارشناسی، بررسی و حکم صادر کند.
بازگشت ملکزاده به بدنه دولت هم واکنشهای بسیاری را به همراه داشته. بازگشت ایشان پیام خوبی برای جامعه دارد ؟
اولا ایشان اتهام حقوقی داشت؛ مجرم که نبود، متهم بود. تا وقتی مجرم شناخته نشده و محکومیتی ندارد از همه حقوق یک انسان برخوردار است. ثانیا آقای ملکزاده بیگناهیاش در دستگاه قضایی اثبات شده است. در حق او ظلم شده. هم رئیسجمهور و هم آقای شاهرودی به ایشان حکم مشاوره دادند. رئیسجمهور میتوانست خیلی پیشتر از اینها، به ایشان حکم مشاوره بدهد اما صبر کردند تا بیگناهی ایشان اثبات شود.
البته اثبات بیگناهی نیست بلکه گویا ایشان مورد رأفت اسلامی دستگاه قضا قرار گرفتهاند...
در معرض رأفت دستگاه قضایی قرار گرفتن یعنی چه؟ هر کس در معرض رأفت دستگاه قضایی قرار گرفت نباید در معرض رأفت دستگاههای دیگر قرار بگیرد؟
میخواستیم از جوانفکر بپرسیم خط و ربطاش چیست؟
حرفهای مدیرمسوول شرق درباره مصاحبه با مشاور دولت
مهدی رحمانیان سالهاســت مدیرمسوول روزنامه شرق است. چندروز پیش و پس از توقیف اعتماد بهبهانه انتشار ویژهنامه رفتارشناسی احمدینژاد روزنامه با جوانفکر هم مصاحبه کرد.
شما و روزنامه اعتماد جزو نشريات اصلاحطلبي هستيد که در چند وقت اخير سراغ يکي از مهمترين چهرههايي رفتهايد که به دولت نزدیک اما جنجالیاند؛ جوانفکر! چرا با وي گفتوگو کرديد؟ آيا اين گفتوگو به اقتضاي مسائل و مضامين محتوايي روزنامه شرق بود يا براساس يک سياست فرهنگي کلان در اصلاحطلبان بود؟
من فکر نميکنم وقتي يک نشريه با کسي مصاحبه ميکند از آن بپرسند که چرا با اين فرد مصاحبه کردي؟ درست اين است که از نشريهاي که با عده خاصي مصاحبه نميکند پرسيد چرا مصاحبه نميکنيد؟ به نظر خودتان اين طبيعيتر نيست؟
در پشت پرده اين مراودات مطبوعاتي، حدي از مراودات سياسي– اقتصادي وجود دارد. يعني حتي گفته ميشود به روزنامههاي اصلاحطلب قول حمايت مالي دادهاند.
به نظر من اين سوال زيبنده يک خبرنگار نيست. اگر در ميان عوام چنين شايعهاي ساخته شود شايد کسي ايراد نگيرد اما يک خبرنگار که بر افکار عمومي تاثير ميگذارد و در شرايطي که شايعات بيپايه و اساسي گسترش پيدا ميکند اين را به عنوان يک سوال مطرح کند و بگويد چون شما با جوانفکر مصاحبه کردهايد پس مشايي پشت اين ماجراست و آنها دارند به شما پول ميدهند؛ به نظر من اين سوال خيلي سطح پايين است.
اما اين شايعه، اتفاقا در جامعه مطبوعاتي مطرح شده است. تصور ميشود روزنامههاي اصلاحطلب به تريبوني براي جريان حامي دولت تبديل شدهاند.
جوانفکر خودش مديرعامل ايرناست و روزنامهاي به نامه ايران دارد. او نيازي به تريبون ندارد که حالا ما بخواهيم براي او تريبون بشويم! در ثاني اگر تا حدي اين مدعا که جوانفکر جزو جريان خاص مد نظر شما، صحت داشته باشد بايد با او گفتوگو شود که از او بپرسيم خط و ربط شما چيست؟ به نظر من اين خيلي طبيعي است.
ببینيد آنها تريبونهاي خودشان را دارند اما حضورشان در تريبونهاي اصلاحطلب و منتقد، اثر و نفوذ و پيام خاصي دارد...
ما به عنوان يک روزنامه حرفهاي وظيفه خودمان ميدانيم که جريانهاي مختلف فکري و سياسي جامعه را پوشش بدهيم. اگر شما مصاحبه شخص خاصي را در روزنامه شرق نميبينيد بهدليل اين است که آن شخص حاضر نشده با ما مصاحبه کند وگرنه شرق در پوششدهي گروهها و جريانهاي سياسي و فکري مختلف اصلا و ابدا سياه و سفيد نميکند. اگر شما جرياني را کمرنگتر در روزنامه شرق ميبينيد ناشي از ارتباط نداشتن ما با آن جريان است.
این مصاحبه نیست...
گفتوگویی ناتمام با مدیرمسوول روزنامه اعتماد
الـیـاس حضرتی، که مصاحبه روزنامهاش با جوانفکر، جنجال برپا کرد، با ما قرار مصاحبه گذاشته بود اما به یک گفتوگوی کوتاه تلفنی بسنده کرد.
شما و روزنامه شرق جزو نشريات اصلاحطلبي هستيد که در چند وقت اخير سراغ يکي از نزديکان دولت رفتهايد و گفتوگويی تند و تیز را با وي انجام دادهايد. آيا دليل خاصي براي انجام اين چنین گفتوگویی...
اين چه سوالي است که شما ميپرسيد؟ الان ما با همه مصاحبه ميکنيم. با توکلي مصاحبه کرديم، با باهنر مصاحبه کرديم، با محمدرضا خاتمي مصاحبه کرديم، با تمام فرقهها مصاحبه ميکنيم. اين کار روزنامه است ديگر! چرا با فلاني شما مصاحبه کرديد! اين اصلا سوال است؟
سوال ما اين است که شما صحبتهاي جوانفکر را بیمحابا منتشر کرديد؛ در حالي که...
اشتباه شما همين است ديگر! ايشان 8500 کلمه مصاحبه کرده و ما 3500 کلمه آن را منتشر کردهايم. بدون سانسور نبود!
متني که چاپ شد خيلي تند بود. يعني شما نميدانستيد انتشار آن متن باعث تعطيلي روزنامه شما ميشود؟
اين قضيه وصل است به ... سوالتان انحرافي است اصلاً! اگر مصاحبهاي راجع به موضوع درستي داريد من در خدمتتان هستم و اگر راجع به اين موضوع که اصل سوالاش انحرافي است که من مصاحبه نميکنم.
چرا سوال غلط است؟ اين موضوعي است که...
سوال غلط اندر غلط است. سوالتان غلط است دوبار هم غلط است!
آقاي حضرتي اين سوالي است که در مطبوعات شايع شده...
نه، ما راجع به سوالات اين شکلي که ارزشاش را ندارد گفتوگو نميکنيم. اگر موضوع اساسي و خوبي داريد من در خدمتتان هستم. کار ما مصاحبه کردن است ديگر. مگر آقاي جوانفکر جزو خط قرمزهاست؟
خير، اما آقاي جوانفکر از نزديکان دولت هستند و ...
مگر مصاحبه کردن با دولتيها خط قرمز است؟
تصوري وجود دارد درباره اينکه جریان خاصی که آقای جوانفکر با آن همراه است، حتی از حمایت مالی نشریات اصلاحطلب هم دریغ ندارند.
من براي شما احترام قائلم و دارم با شما صحبت ميکنم. بعدا اين را به عنوان مصاحبه چاپ نکنيد براي خودتان!
يعني من اجازه ندارم اين صحبتهاي شما را منتشر کنم؟
اين مصاحبه نيست. من دارم با شما صحبت ميکنم. اگر موضوع مشخص شد و قرار شد من با شما مصاحبه میکنم...
موضوع همين است که مطرح شد.
نه، من راجع به اين موضوع آمادگي ندارم. سلامت باشيد.
برخیها زیادی توقع دارند
رضا مقدسي، مدیرعامل خبرگزاری مهر، سیاست رسانهای دولت را نقد میکند
مدیرعامل خبرگزاری مهر، از جمله مدیران رسانهای است که این روزها سخت از روش و رویکردهای رسانهای مدیران دولتی گلهمند است.
نظر شما درباره شايعه همراهي و هماهنگي برخي از گروههاي رسانهاي اصلاحطلب با اميال تيم حامي دولت چيست؟
رگههاي اين هماهنگي ديده ميشود. به خصوص در مورد انتخابات، هماهنگي خواسته يا ناخواسته بين روزنامه ايران که روزنامه رسمي دولت است و برخي از روزنامههاي اصلاحطلب که جريان تضعيف وحدت اصولگرايان را به طور مشخص دنبال ميکردند، وجود دارد.
در روزنامه ايران اين خط را از ابتداي شروع رقابتهاي انتخابات مجلس نهم شاهد بوديم اين روزنامه که به شدت در راستاي تخطئه وحدت اصولگرايان و ايجاد انشعاب در بين آنها تلاش ميکرد. ما همين خط را در روزنامههاي اصلاحطلب هم ميديديم. به طور مشخص 17 ارديبهشت ماه است روزنامه ايران تيتري را در صفحه دوم خود منتشر کرده است که درباره جريان برتري مستقلها در مجلس شوراي اسلامي است. اين درحالي است که همه روزنامههاي ديگر اين طور تحليل کردهاند که مجموعه اصولگرايان شامل جبهه متحد و جبهه پايداري و افراد مستقلي که داراي گرايش اصولگرايي هستند اکثريت را در مجلس نهم از آن خود کردهاند. اين مثال حکايت از آن دارد که روزنامه ایران به طور مشخص از ابتدا از وحدت اصولگرايان چندان خوشحال نیست و تا پايان انتخابات هم اين خط را دنبال کرده است.
ما اين جريان را در روزنامههاي اصلاحطلب هم شاهد بوديم که نقدهايي را که در بين بعضي از اصولگرايان وجود داشت بزرگنمايي ميکردند. اين جريان خواسته يا ناخواسته به وجود آمده است.
این جریان رسانهای مدعي است که مظلوم واقع شده و تريبونهاي بسياري، آنها را هدف قرار دادهاند. نظر شما در اين خصوص چيست؟
اين مظلوم نمايي است و واقعيت بيروني ندارد. آنها از رسانهها و بودجههاي رسانهاي خيلي خوبي برخوردار هستند و خبرگزاريهاي ايسنا و ايرنا را در اختيار دارند. همچنین روزنامه ايران و چندين روزنامه و هفتهنامه ديگر نیز در اختيارشان است. اين مظلومنمايي بيمعناست چراکه به اندازه کافي فعاليت رسانهاي دارند و چون رسانه رسمي هستند در ساير رسانهها هم مطالب و گزارشهاي شان منعکس ميشود و اينطور نيست که فقط در رسانههاي دولت عملکردشان منعکس شود. بهطور مشخص در خبرگزاري مهر، ما در روز شايد دهها خبر درباره موضوعات و فعاليتهاي مختلف از دستگاهها و وزارتخانهها داريم و در کنار آن نقد عملکرد دستگاههاي دولتي هم منعکس ميشود. اين که توقع داشته باشند دوستان دولتي که همه رسانهها به عنوان بلندگوي آنها عمل کنند تصوري غلط و نشدني است. در هيچ دولتي هم اتفاق نیفتاده است. اين توقعي که دوستان دولت دارند، توقع زيادي است.
همشهری ماه ـ حسین شاهی/ مریم کاویانی
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



یکی به این آقا بگه کجای مدینه النبی که حضرت آقا فرمودند با جامعه مدنی خاتمی که تفاله نظرات غربی ها بوده یکی است؟
آقایون دو روز دنیا چقدر ارزش داره که برای آن در هر ثانیه صدتا ملق می زنید؟ علماء و مراجع بزرگوار تقلید هم نخونده بدون اطلاع درباره مزخرفات مجله خاتون موضع گرفتن؟
آقایان بفهمید این مردم به گفتمان ناب انقلابی احمدی نژاد رأی دادند نه به این دریوری هایی که شما هر از چندگاهی افاضه می کنید
به شماها چه ربطی داره که در مورد مردم اسرائیل ، عدم موفقیت پیامبران در انجام رسالتشون ، تشخیص ظهور صغرا و... نظر بدید مردم به رئیس دولت رأی دادند که امور اجرایی را در مسیر انقلاب پیش ببره نه اینکه منشی دفتر رئیس جمهور در مسائل کلان نظری و فلسفی افاضات داشته باشند.
خدایا شر این جریان انحرافی را از سر رئیس جمهور و مردم ایران عزیز کم کن